فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
ماه رجب
نویسنده : خدیجه
تاریخ : سه‌شنبه 11 دی 1403

ماه رجب, آغاز پرفضیلت ترین سه ماه سال است (رجب, شعبان و رمضان) که هر سه ماه از مقام والایى در میان دیگر ماه هاى سال برخوردارند.

گو این که این ماه, حتى در جاهلیت نیز مورد احترام زیادى بوده و آن را حرام مى نامیدند زیرا جنگ و کارزار را نیز در این ماه ناروا و ممنوع مى دانستند. و چون به احترام ماه رجب,

تمام سلاح ها بر زمین گذاشته مى شد, آن را ((اصم)) نیز نام گذارى کرده اند.

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
صبح زیبا
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 15 مهر 1403

السلام علیک حین تصبح و‌ تمسی

صبحی که با سلام بر شما شروع شود زیبا و‌ با برکت خواهد بود.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
برای تو می نویسم(10)
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 20 اسفند 1402

ارسالی از دختر خوبم تینا اسلامی



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
برای تو می نویسم (8 )
نویسنده : خدیجه
تاریخ : پنج‌شنبه 10 اسفند 1402

دلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو را فریاد می‌زند، تو که تجلی عشقی.
قنوتم را طولانی می‌کنم تا تو نیمه شبی برای آن دعا کنی
کوچه‌های غریب بی کسی را آب و جارو می‌کنم تا تو صبحی زود از آن کوچه عبور کنی.
هر روز چراغ دلم را با جامعه کبیره روشن می‌کنم 
و سفره افطارم را با آل یاسین و عهد تزیین می‌کنم 
و برای ظهور تو هر روز پای درد کمیل می‌نشینم.‌
نمی‌دانم آخرین ایستگاه توسل چه هیجانی دارد که مرا با خود تا آن سوی فاصله‌ها می‌برد و صبح آدینه چه صفایی دارد،    که صبح آسمانش پراز ندبه است.

مولایم…! بی تو دفتر دلمان پر است از مشق‌های انتظار و من با دلم می‌خواهم آن روز که می‌آیی زیباترین مدال ایثار را تقدیم نگاه تو کنم.

ارسالی از دختر خوبم مریم نبی زاده



|
امتیاز مطلب : 365
|
تعداد امتیازدهندگان : 78
|
مجموع امتیاز : 78
برای تو می نویسم (9 )
نویسنده : خدیجه
تاریخ : چهارشنبه 09 اسفند 1402

????به نام خدا????


✨نام و نام خانوادگی:ستایش صداقت

✨کلاس:۳۰۱

✨رشته:علوم تجربی

✨نام دبیر:سرکار خانم تاج بخشیان

✨مدرسه:شهید نیک بخت


آقا جان گاهی دلم می گیرد ؛
اما امید دارم !
امید زندگی من ،
آگاهی از ضربان قلب شما است !
منتظر شما هستم !
پس چه زمانی از سفر خود بر می گردید ؟
جمعه ها دلگیر است !
بسیار دلگیر !
زیرا ما دلتنگ شما هستیم !
شما آرزوی ما هستید ؛
آقا جان !
ای کاش من هم یکی از یاران شما باشم !
ما همیشه منتظر ظهور شما هستیم !
یک جهان منتظر است !
کاش وقتی از سفر بر می گردید ؛ من نیز باشم ؛
آقا جان !

 

????ممنون از نگاه شما????

دل نوشته ارسالی از دختر خوبم ستایش صداقت



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
برای تو می نویسم (7 )
نویسنده : خدیجه
تاریخ : چهارشنبه 09 اسفند 1402

... ????به تو سلام می‌ کنم کنار تو می‌ نشینم
و در خلوت تو شهر بزرگ من بنا می‌ شود ????...

به امید روزی می نویسم که پیچک های عاشق، از روشنای پنجره ها بالا روند و دست در دست ابرها با آسمان پیوند بخورند.
دلخوشیم برای فردایی که بهار، پیراهن سبز خود را بر تن کند و پروانه ها، تمام کوچه باغ ها را با بال های طلایی خودشان جارو کنند و زمین، از دست های مهربان باران، فراوانی بنوشد و آن گاه است که مطمئن می شوم،
هزار آیینه می روید به هرجا می نهی پا را همین قدر از تو می دانم، هوایی کرده ای ما را
میان چشم هایت دیده ام قد می کشد باران . و اندوهی که وسعت می دهد بی تابی ما را»

آقای مهربان! هزار و این همه سال است که خنده ها، از لب ها گرفته شده و کوچه های امید، در حسرت یک بهار ماندگار تکیده. احساس ها در خود فراموشی خاموش می شود، وقتی که پرچم های رنگارنگ تزویر، بر فراز ویرانی های تمدّن در اهتزاز باشد.
مهربان همدم! روزگار بدی شده است. برای تمامی عاشقانت. از خود می بریم و با گناه پیوند می خوریم و در گرداب معاصی دست و پا می زنیم و کسی به داد دلِ تنگ ما نمی رسد.
. تو می دانی، بسیار سخت است که باشیم و از نیامدنت گلایه نکنیم. سخت است که تو را برای چهار فصل امید، نخوانیم و در خود بپوسیم.
در روزگاری که پرستوها، از سرزمینِ وجودشان کوچ می کنند و تحمل سوز تازیانه های فراق را ندارند، جان می کَنیم. دریاها در رکودی به وسعت یک باور، می میرند و از دلِ دریاها مرداب ها جان می گیرد و ماهی های سرخ عاشق، در حسرت امواج خروشان دریا، پولک های طلایی خود را در تُنگ کوچک تنهایی شان می شویند و فریاد می زنند که:

ای آخرین ترانه و ای آخرین بهار باز آکه بی حضور تو تلخ است روزگار
مولای سبزپوش من، ای منجیِ بزرگ تعجیل کن که تاب ندارم در انتظار.

ارسالی از دختر خوبم زینب غمیلویی



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
برای تو می نویسم (6 )
نویسنده : خدیجه
تاریخ : چهارشنبه 09 اسفند 1402

(به امید روزی مینویسم که ابر روی چهره ی نورانی شما کنار برود و از نور پر مهر و گرمتان بهره ببریم)
زمان در حال گذر است و همچنان جمعه ها دلم میگیرد و منتظر امدنت هستم،
آرزویم این است که ظهورت را ببینم
و در عصر شما زندگی کنم
بی شما دنیا تاریک و ترسناک است????
بیا و با امدنت دنیا را گلستان کن????????
بیا و با امدنت دنیا را پر از عدالت کن⚖
بیا و با امدنت دنیا را اباد کن????
بیا و با امدنت دنیا را پر از امنیت کن ❤️
بیا و بیا...

 ارسالی از دختر خوبم فاطمه میری



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
برای تو می نویسم (5 )
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 06 اسفند 1402

میلاد عزیز زهراست
درونم مملو از شوق و انتظار است

ظهورش تجلی بخش زیبایی هاست
همان که لقب ش ناجی دنیاست

درخت انتظار م سر به فلک کشیده است
رخسار همچو ماهت چرا ز من پنهان است

دل نوشته دختر خوبم حدیثه فصیحی



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
برای تو می نویسم(4 )
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 06 اسفند 1402

سلام اقا تولدتون مبارک
امروز یک روز خیلی مهم که میشه توش آروزیی اون آرزو تو این عزیز براورده شده شبی که شما متولد شدین و جشن تولدتوته منم مثل بقیه ادما ی آروزایی دارم که تو شب میلادتون دعا کردم که براورده بشن و امیدوارم که به امید به اون ارزوها براورره شن
هر جمعه منتظر ظهورتون هستیم که ظهور کنید و ظلم و بی عدالتی از این جامعه ریشه کن بشه
من میدونم شما همه جا هستین و هوای همونو به طوری که نمیفهمیم دارین
من ارزومه که زودتر ظهورکنین و کمکم کنین توی زندگیم به راه درستی برم و اون آرزوهایی که دارم براورده بشه و به شما به تمام خواسته هام برسم و این مهم تر مراقب خانواده باشین که اونا خیلی برام زحمت کشیدن بتونم تمام زحمتاشونو جبران میکنم ممنون که به حرفام توجه کردین

ارسالی از دختر خوبم فاطمه علیاری



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
برای تو می نویسم(3 )
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 06 اسفند 1402

میدانم که میایی از مغرب آسمان .. میایی و به کعبه تکیه میدهی
در حالی که پرچم پیامبر را در دست داری.
میایی و دین خدا را در سراسر جهان جاری میکنی
میایی و با شمشیر عدالت دنیای ظلم را نابود و زمین را پر از مهربانی میکنی
میایی و شهر مکه مرکز حکومت انقلابی تو می‌شود.
میایی و مسیح (ع) در رکاب مقدست قیام میکند تا اینکه گلبانگ محمدی در سراسر دنیا طنین میاندازد.
کاش میدیدم روز‌هایی را که با فروغ ظهور تو روشن شده است.
با این آرزو که در مقدم تو و در راه یاری دین خدا جهاد کنیم و جزو سربازان با وفایت باشیم.

ارسالی از دختر خوبم مینا خاکی



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

صفحه قبل123...137صفحه بعد

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 31
:: باردید دیروز : 50
:: بازدید هفته : 337
:: بازدید ماه : 848
:: بازدید سال : 848
:: بازدید کلی : 848

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران