فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
post
نویسنده : خدیجه
تاریخ :

رجعت یکی از مباحث کلیدی و اعتقادی و از مباحث اخر الزمانی است.
ان شاالله با طرح مباحث مربوط به مهدویت درخدمتتون خواهیم بود:

1 _معنی لغوی رجعت: بازگشت به جایی که قبلا بودیم.
پس رجعت به مهنی رفتن نیست . بلکه به معنای رجوع است.
مثال: اگر شخصی از تهران رفت و دوباره به تهران برگشت ، در واقع رجوع کرده است. اما اینکه رفت ودیگر به تهران نیامد ، رجوع به آن اطلاق نمی شود.
در قران هم آمده است:
انا لله وانا الیه راجعون ما به خدا رجوع می کنیم، یعنی قبلا آنجا بودیم.
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود.

2_رجعت در اصطلاح:
دربخش اول از مباحث رجعت اشاره شد که رجعت در لغت به معنای بازگشت است.
اما در اصطلاح، رجعت به بازگشت گروهی از مردگان در آخر الزمان به این دنیا_ ونه بازگشت همه _گفته می شود. چرا که بازگشت همه درقیامت امکان پذیر است.نه در دنیا!

3_رجعت در چه تفکراتی مطرح شده است؟
آیا رجعت از عقاید اسلامی است؟
_عقیده به رجعت ، مختص عقاید وتفکرات اسلامی نیست. بلکه این عقیده را سایر ادیان هم به نوعی مطرح کرده اند.
مثلا :
_مسیحیت رجعت را قبول دارند و بازگشت حضرت عیسی را مطرح میکنید.
_یهودیان هم به بازگشت مردگان اسرائیل اعتقاد دارند.
_ادیان عیر ابراهیمی و غیر آسمانی، مانند : بودایی ها و هندوها هم، به نوعی رجعت اعتقاد دارند.

_پس اصل بازگشت (رجعت ) به دنیا مختص به تفکرات و اندیشه های اسلامی نیست.

سوال:
دیگاه اهل سنت در مورد رجعت چیست؟

 

4_سابقه تاریخی رجعت:

-نمونه اول : داستان عزیر پیامبر در ایه 159 سوره بقره :

أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَىٰ قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىٰ يُحْيِي هَٰذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا ۖ فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ ۖ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ ۖ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ۖ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ ۖ وَانْظُرْ إِلَىٰ حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ ۖ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا ۚ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

یا به مانند آن کس (عزیر) که به دهکده‌ای گذر کرد که خراب و ویران شده بود، گفت: (به حیرتم که) خدا چگونه باز این مردگان را زنده خواهد کرد! پس خداوند او را صد سال میراند سپس زنده کرد و برانگیخت و بدو فرمود که چند مدّت درنگ نمودی؟ جواب داد: یک روز یا پاره‌ای از یک روز درنگ نمودم، خداوند فرمود (نه چنین است) بلکه صد سال است که به خواب مرگ افتاده‌ای، نظر در طعام و شراب خود بنما که هنوز تغییر ننموده، و الاغ خود را بنگر (که اکنون زنده‌اش کنیم تا احوال بر تو معلوم شود) و تا تو را حجت و نشانه‌ای برای خلق قرار دهیم (که امر بعثت را انکار نکنند) و بنگر در استخوانهای آن که چگونه درهمش پیوسته و گوشت بر آن پوشانیم. چون این کار بر او روشن گردید، گفت: به یقین می‌دانم که خدا بر هر چیز قادر است.

دراین جریان قرآن می گوید: فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ : پس خداوند او را صد سال میراند سپس زنده کرد و برانگیخت.

-نمونه دوم : وقتی گروهی از قوم موسی برای دیدن خدا با حضرت موسی رفتند، صاعقه ای آمد و مردند وبدنبال تقاضای حضرت موسی دوباره زنده شدند که قران درآیه 56 سوره بقره صراحتا می گوید: ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ‌

سپس شما را پس از مرگتان (حيات بخشيديم و) برانگيختيم، شايد شكر او را بجا آوريد.

-نمونه سوم: حضرت عیسی علیه السلام مردگان را زنده می کرد.

این ها به معنای رجعت یعنی بازگشت به دنیاست و امر جدیدی نیست که مربوط به آخرالزمان باشد ومحال نیست.

این ها نمونه ها به معنای رجعت یعنی بازگشت به دنیاست و امر جدیدی نیست که مربوط به آخرالزمان باشد ومحال نیست.


البته اصحاب کهف 300 سال به خواب رفتند.( موت صغیر) و دلیل آن آیه 17 سوره کهف : وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْيَمينِ وَ ذاتَ الشِّمالِو آنان را به راست و چپ برمی‌گردانیم.

5_بنابراین :

اولا : رجعت محال نیست چون قبلا اتفاق افتاده است.

ثانیا : با قدرت خداوند هیچ چیز از جمله رجعت محال نیست. (ان الله علی کل شی’ قدیر)

ثالثا: آیا خدایی که از عدم بوجود آورده است نمی تواند از وجودی به وجود دیگر تبدیل کند؟ خداوندهمه چیز را ازعدم بوجود آورد. خلق الاشیاء من العدم

رابعا: خدایی که در قیامت زنده می کند ، در رجعت هم زنده می کند و.....

6_بحث رجعت در گذشته مطرح بوده است، به امروز و آینده چه ارتباطی دارد؟ یعنی یک زمانی بنا به دلایلی رجعت اتفاق افتاده است، در آینده چرا باید اتفاق بیفتد؟

درپاسخ باید گفت : هرچه خداوند متعال از گذشته در قرآن نقل می کند، بیهوده نیست و درسی به ما می خواهد بدهد.اگر مثلا می گوید ما قبلا مردگان را زنده کردیم، پیام دارد یعنی زنده شدن مردگان امکان دارد.در قرآن یک کلام لغو و بیهوده هم پیدا نمی کنیم. اگر در قرآن می گوید گروهی را به این دنیا برمی گردانیم، یعنی: شما هم منتظر چنین چیزی باشید.

جالب است که نبی اکرم فرمودند: هر چه در امم سابقه اتفاق افتاده، در امت من هم اتفاق می افتد.

همچنین فرمودند: هرچه در بنی اسراِئیل اتفاق افتاده، در امت من هم اتفاق خواهد افتاد.
7- آیاتی که در قرآن به رجعت اشاره دارد:

یک نمونه در آیه 83 سوره نمل :یوم نحشر من کل امة فوجا روزی که از هر امتی گروهی را محشورمی کنیم.

این آیه به رجعت مربوط است و نه قیامت . چون در قیامت « یوم نحشر من کل امة جمیعا» باید باشد نه فوجا !

8_رجعت، برای چه افرادی محقق می شود؟ این که می گوید: از هر امتی گروهی برمی گردد، این گروهها چه کسانی هستند؟ یا به تعبیر بهتر، آیا رجعت، امری عمومی است یا یک امر خاص است؟

درحدیث آمده است که : «إنّ الرّجعةَ لَيسَت بِعامّةِ و هي خاصّة ٌ و لا‌يَرجِعُ إِلّا مَن مَحَضَ الإيمانَ مَحضاً أو مَحضَ الشِّرکَ مَحضاً»

«رجعت امري همگاني نيست، بلکه امري اختصاصي است و تنها کساني رجعت مي‌کنند که به ايمان خالص يا شرک خالص رسيده ­باشند.»

« الرجعة لیست بعامة » رجعت، عمومی نیست، که همه مردم برگردند. رجعت عمومی مربوط به قیامت است.

دو گروه رجعت می کنند :

1- « من محض الایمان محضا » کسانی که در اوج ایمان هستند .

2- « او محض الکفر محضا » کسانی که در اوج کفر هستند.

7- مشخص شد که رجعت عمومی نیست و فقط مومن محض و کافر محض برمی گردند، حال باید دید، دلیل برگشت این دو گروه چیست؟

ادله مختلف برای بازگشت کفر محض وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره می شود:

الف_ اتمام حجت: همه کفار رجعت نمی کنند بلکه ائمه کفر، امامان و رهبران کفر و سدّ سبیل برمی گردند. « الّذین یصدّون عن سبیل اللّه »

اینان کسانی بودند که جامعه را به انحراف کشیدند، فرقه سازی کردند، برای خود پیروانی ایجاد کردند و در مسیر باطل، همه را به دنبال خود کشاندند. آنان رجعت می کنند تا بر پیروان آنان، اتمام حجت شود.

امام عصر وقتی ظهور کنند خود را مهدی آخرالزمان معرفی کرده و مردم را به توحید ویگانگی دعوت می کنند و از آنان میخواهد که از ایشان تبعیت کنند، شخصی که از روی تعصب، فلان مذهب وفلان رهبر باطل را قبول دارد، هر چقدر امام، خود را به عنوان مهدی آخرالزمان و فرزند حضرت فاطمه و پیامبر معرفی کند ، نمی پذیرد.

چنانچه درسقیفه، با تمام توصیه های پیامبر به خصوص در غدیر خم، ولایت امام علی را نپذیرفتند. « وقلیل ممن وفا لرعایة الحقّ فیهم » کم بودند کسانی که حق علی را رعایت کردند و اکثر مردم برگشتند.

مثل شخصی که آنقدر به مذهب خود تعصب دارد که بمب به خودش می بندد و به وسط جمعیت می رود زن و مرد، کوچک و بزرگ و خودش را می کشد!

وقتی کسی اینچنین با تعصب، شیعیان را ولو بی گناه درو می کند، چگونه با او باید برخورد کرد؟ مسلما امام هم ظهور کند، نمی پذیرد و همچنان منتظرآمدن رهبر باطل خود است. پس یک راه بیشتر نمی ماند وآن اینکه امام، ظهور کنند و رهبر او را از قبر بیرون بکشد و مجازات کند و او را بر خاک مذّلت بکشاند، تا حجت بر آنها تمام شود. کسی که اینگونه به دست امام نابود شود، حتما باطل است و با این اعجاز امام، حق بودن خود امام هم ثابت می گردد.

ب- دلیل دیگر بازگشت رهبران کفر، شکسته شدن سمبل کفر است.چنانچه وقتی ابراهیم خلیل پس از دعوت مردم به توحید، بت ها را شکستند. حضرت ابراهیم به بت ها چه کار داشتند؟! می توانستند بت خانه را ببندند و به آن قفل بزنند یا بت ها را گوشه ای گذاشته و پرده ای روی آن بکشند ولی به بت ها توهین نکنند! چرا باید بت ها را بشکنند وحساسیت ایجاد کنند؟! چرا با مسالمت مردم را دعوت به توحید نکردند؟!چرا باید بت ها را می شکستند و حساسیت ایجاد می کردند؟ !
زیرا : آنها سمبل هستند و باید شکسته شوند.
حضرت اول بت ها را می شکنند زیرا آنها سمبل هستند و باید شکسته شوند
بحث نماد وسمبل یک بحث جامع و مفصل در جامعه شناسی است، که به طور خلاصه و با ایجاز بدان اشاره می شود:
جامعه شناسان معتقدند که اگر بخواهید فرهنگ یک جامعه را تغییر بدهید؛ باید از نماد شروع کنید.
نماد آن چیزی است که در فرهنگ قابل رویت است وبا حواس پنجگانه ان را لمس می کنیم و می بینیم
چادر خانمها ، عبا وعمامه ، لباس روحانیت ، گنبد وکاشی کاری مسجد، کربلا، حرم ، کعبه ، صفا و مروه و...... نماد است.
قرآن به این نمادها شعائر می گوید: إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَائِرِ اللَّـهِ ۖ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا ۚ وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّـهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ ﴿/بقره١٥٨﴾

سعی صفا و مروه از شعائر دین خداست، پس هر کس حجّ خانه کعبه یا اعمال مخصوص عمره به جای آورد باکی بر او نیست که سعی صفا و مروه نیز به جای آرد، و هر کس به راه خیر و نیکی شتابد (خدا پاداش وی خواهد داد که) خدا قدردان و (به همه امور خلق) عالم است.
اینها شعائر هستند. وبسیار بسیار مهم .تهاجم وشبیخون فرهنگی هم با نماد شروع شد.
مثلا:
_ پوشیدن فلان مانتو
_فلان مدل مو برای آقایان
_فلان لباس
_فلان منزل و.....
نوشتن الفاظ به انگلیسی
اینها نماد است!
البته منظور استفاده نکردن از زبان انگلیسی نیست بلکه منظور آن است که در یک شهری که همه ایرانی هستتد چرا باید الفاظ انگلیسی نوشته شود؟!
هم چنین در مورد جنس داخلی برای مصرف داخلی ؟!
یکی از اساتید نقل کردند که در کل فرودگاه کشور ایتالیا ، انگلیسی نوشته نشده بود و فقط به زبان ایتالیایی بود.یا در دانشگاه روم ایتالیایی صحبت می کردند با این که انگلیسی بلد بودند! در فرانسه هم همینطور!
ولی ما به طور مرتب و با افتخار از کلمات انگلیسی استفاده میکنیم!
مثل : merci ok و .....
حواسمان باشد که اینها نماد هستند.اگر کم کم وارد فرهنگ ما بشود ، هنجارها تغییر میکند.
وبا تغییر هنجارها، ارزش ها سقوط می کند.
واین یک قاعده است.
در ادبیات دینی ما، به شدت به توجه به نمادهای دینی سفارش شده است.
مثلا :تشبه به کفار حرام است..چون لباس کفار نماد کفراست.
کراوات نماد مسیحیت و پاپیون نماد یهودیت است.
رفتن به مکه به عنوان نماد در دین سفارش شده است.از راه دور نمیشود !
حج واجب نماد است .
قران می فرماید :
فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ ۖ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا ۗ وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا ۚ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ ﴿٩٧/آل عمران﴾

در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.
روایت داریم :
_شيخ صدوق در كتاب «الفقيه» با اسناد خود از امام صادق عليه السّلام از اجدادشان روايت مى‌كند: رسول خدا(ص) در ضمن وصيّتى به أميرالمؤمنين عليه السّلام مى‌ فرمايد: يَا عَلِىُّ! كَفَرَ بِاللَهِ الْعَظِيمِ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ عَشَرَةٌ: ... وَ مَنْ وَجَدَ سَعَةً فَمَاتَ وَ لَمْ يَحُجَّ ... يَا عَلِىُّ! تَارِكُ الْحَجِّ وَ هُوَ مُسْتَطِيعٌ كَافِرٌ؛ يَقُولُ اللَهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَهَ غَنِىٌّ عَنِ الْعلَمِينَ.» (سوره آل عمران آيه ۹۷) يَا عَلِىُّ! مَنْ سَوَّفَ الْحَجَّ حَتَّى يَمُوتَ، بَعَثَهُ اللَهُ يَوْمَ الْقِيَمَةِ يَهُودِيًّا أَوْ نَصْرَانِيًّا. (من لايحضره الفقيه، ج ۴، ص ۳۷۵).

«يا علىّ! ده گروه از اين امّت به خداى عزّوجلّ كافر شدند: (آنگاه يك يك آنها را بر مى‌شمرند تا مى‌رسند به تارك حجّ)؛ و از جمله آنان كسى است كه خداوند به او مكنت و قدرت بر اداء حجّ را اعطاء نموده ولى از انجام آن سر باز زده و از دنيا رفته است. اى علىّ! كسي كه حجّ را ترك كند درحالي كه استطاعت بر اتيان آن داشته باشد او كافر است. خداى متعال مى‌فرمايد: «از جانب خداوند بر عهده افراد مستطيع‌ فرض و واجب است كه حجّ خانه او را بجاى آورند. و كسي كه كفران نموده سر باز زند، پس بدرستى كه خداوند از چنين افرادى بى‌نياز خواهد بود.» يا علىّ! كسي كه حجّ را به تأخير اندازد تا اينكه مرگ او را فرا گيرد، خداوند او را در روز قيامت، يهودى يا نصرانى مبعوث خواهد نمود.»
_زیارت امام حسین هم به عنوان یک نماد است و نمیتوان به سلام دادن به ایشان از راه دور اکتفا نمود!
حتما باید قبر را زیارت کرد آن هم همانجا!
روایت :
_ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْقُمِّيِّ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: مَنْ زَارَ قَبْرَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ بِشَطِّ اَلْفُرَاتِ كَانَ كَمَنْ زَارَ اَللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه انصاری ؛ ج 1 , ص 165
حسين بن محمّد قمى از حضرت ابو الحسن امام رضا (عليه السّلام) نقل كرده است كه فرمود: هر كس قبر حسين را در كنار شطّ‍‌ فرات زيارت كند مانند كسى است كه خدا را بر فوق عرش زيارت كرده است.

-زیرا کربلا یک نماد است وباید احیاء شود.

ج-دلیل دیگر رجعت کافر محض، تشفّی دل مومنین :
تشفی یعنی خنک شدن دل! یعنی چه؟! وقتی می گوییم با مجازات شدن قاتلان حضرت ابی عبدالله و امیر مومنان، دل مومنین تشفّی پیدا می کند، یعنی چه ؟ چه اثری دارد؟

بحث تشفّی بالاتر از خنک شدن دل است. یعنی دل مومنین شفاف می شود. مثلا اگر فرزند کسی را بکشند و قاتل را قصاص کنند، دل اولیاء دم ، خنک می شود و حداقل بر درد و سوز درونی ، مرهمی گذاشته می شود. قلب ظاهری فردکه در درون اوست، خنک می شود. و این خاصیت دنیاست. مثل خوردن غذا که باعث رفع گرسنگی بدن و خوردن آب باعث رفع تشنگی می شود کشتن قاتل هم موجب آرام شدن جسم می گردد.
امور جسمانی (خوردن و آشامیدن وخوابیدن و.... ) برای تقویت جسم است. اگر به مرتبه بالاتری در آخرت نگاه کنیم، صرفا لذت جسمانی نیست بلکه علاوه بر بهره مندی جسم، تقرب معنوی هم پیدا می کنیم و ما را در مسیر کمال قرار می دهد. لذا خود غذا نور است مثل غذای نذری امام حسین.که انسان را درمسیر کمال قرار می دهد.
تشفی دل شیعه ، شفای دل ، به دنبال انتقام و مجازات ائمه کفر، فقط مربوط به بعد جسمانی انسان نیست ، بلکه روح انسان هم تقرب میدا میکند.
کینه ها از دل پاک شده و دل را زلال میکند. وآینه خدا می شود.
دل آیینه صورت غیب است ولیکن شرطست که بر آینه زنگار نباشد
این زنگارها با انتقام از دشمنان اهل بیت پاک می شود.
اما اگر ازقاتل فرزندکسی انتقام گرفته بشود ، زنگار ها که پاک نمیشود!
قاتل باید کشته شود هر کجا که هست! حالا اگر قاتل فرزند یک کافر کشته شود، دل او خدایی می شود؟!
نه ! فقط در دنیا دل او ارام شده و تسکین پیدا می کند. ولی کمال نیست! اما نسبت به دشمنان اهل بیت و اگر درجهت دین باشد؛ نه فقط دل شما از نظر ظاهری خنک می شود که دلها صیقلی داده می شود.

دوش رفتم به کوی باده فروش

ز آتش عشق دل به جوش و خروش

مجلسی نغز دیدم و روشن

میر آن بزم پیر باده فروش

چاکران ایستاده صف در صف

باده خوران نشسته دوش بدوش

پیر در صدر و می‌کشان گردش

پاره‌ای مست و پاره‌ای مدهوش

چرا چشم همه خدا را می دید؟ و گوش همه صوت ملائکه را می شنید؟ چون :


سینه بی‌کینه و درون صافی

دل پر از گفتگو و لب خاموش

هاتف اصفهانی

پس با انتقام از دشمنان اهل بیت، دل پاک می شود. به همین دلیل است که خواسته شده اهل لعن بر دشمنان اهل بیت باشیم .
چرا لعن مهم است و در زیارت عاشورا می‌گوییم: «اَللّهُمَ‌ّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَ‌ّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.؟!
این لعن ها چیست؟
آیا کینه را زیاد می کند؟ نه ! اتفاقا درون را زلال می کند . و درون را پر از نور امام میکند. مثل این که از این اتاق تاریکی را بزدایید ، پر از نور می شود!
اگر دل را از ظلمت دشمنان اهل بیت پاک کنیم ، پر از نور می شود . پس با کینه های دنیایی فرق می کند!
کینه های دنیایی دل را تاریک می کند و می بندد . اما کینه نسبت به دشمنان اهل بیت دل را زلال تر میکند!
این کینه (نسبت به دشمنان اهل بیت) زدون است .زدون دل از علقه به دشمنان اهل بیت.خود خدا هم می گوید کینه دارم !

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا ۚ أُولَٰئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَىٰ رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الْأَشْهَادُ هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَىٰ رَبِّهِمْ ۚ أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿١٨/هود﴾
و ستمکارتر از کسانی که به خدا دروغ بندند چه کسی است؟ اینان [در قیامت] بر پروردگارشان عرضه خواهند شد، وگواهان [اعمال] می گویند: اینان کسانی هستند که بر پروردگارشان دروغ بستند؛ آگاه باشید! لعنت خدا بر ستمکاران باد.
دلهای ما یک نوع وابستگی به افراد دارد . اما نباید به همه انسان ها وابسته باشد باید از بعضی ها مثل خلافکاران و... علقه را جدا کرد تا باعث نابودی ما نشود مثل یک گلی که به گل وگیاه دیگر می پیچد و او را نابود می کند. این نوع علقه و وابستگی باید بریده شود.
دل انسان فطرتا دنبال دوست است اما نباید دنبال فلان دوست بد برویم تا مبادا فردا بگوئیم:

يَا وَيْلَتَىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا ﴿٢٨/فرقان﴾
ای وای، کاش من فلانی را [که سبب بدبختی من شد] به دوستی نمی گرفتم.


پس گفتیم: غذا و آب و خواب و... دنیایی جسم ما را تقویت می کند اما غذا و خواب و آب بهشتی ، علاوه بر تقویت و لذت جسم، روح را به کمال میرسد، بزرگ میشود.

توضیح رزق معنوی :

قرآن کریم داستان زکریا و حضرت مریم را نقل می کند. جناب مریم سلام الله علیها تحت تکفل حضرت زکریا درآمد، او خادم بیت القدس شد . قرآن در آیه 36 آل عمران، می گوید :

كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا ۖ قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّىٰ لَكِ هَٰذَا ۖ قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۖ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ

هر وقت زکریّا به صومعه عبادت مریم می‌آمد نزد او رزق شگفت آوری می‌یافت، گفت که ای مریم، این روزی از کجا برای تو می‌رسد؟ پاسخ داد که این از جانب خداست، همانا خدا به هر کس خواهد روزی بی‌حساب دهد.

زکریا هر وقت بر مریم وارد می شد رزقی نزد او می دید. می پرسید: ای مریم! أَنَّىٰ لَكِ هَٰذَا این رزق اینجا چیست؟ مریم جواب می داد: قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۖ او از جانب خداست.

نکته عجیب آیه این است که زکریا پرسید:أَنَّىٰ لَكِ هَٰذَا؟ یعنی این رزق از کجا آمده است ؟ عرب هذا را برای شئی به کار می برد.مثلا این گل، این فرش، این ماژیک و ..... هذا است. عرب به چیزهایی که عقل ندارند و ذوی العقول نیستند، هذا به کار می برند.

اما عرب به ذوی العقول هو یا هی می گوید. مریم در پاسخ به زکریا که پرسید این چیست ؟ می گوید هو!
این غذای عادی که نیست. عقل وشعور دارد. این غذا * هو من عندالله* است یعنی غذای بهشتی، جان داراست، فهم و شعور دارد با معرفت است، می فهمد، بزرگ می کند و به کمال می رساتد با غذای دنیایی فرق می کند.

به همین دلیل گفتیم ، انتقام دنیایی، دل جسمانی ما را خنک می کند و مربوط به جسم مادی است اما انتقام در آخرت مربوط به روح است. کمال و رشد و تقرب انسان به سمت خداست.

در زیارت عاشورا حضرت سیدالشهدا (ع) را مخاطب قرار داده و به محضر ایشان عرض می کنیم: «فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ أَكْرَمَنِي (بِكَ) أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ؛ از خدا كه مقامت را گرامى داشت، و مرا به وسيله تو كرامت بخشيد، درخواست میكنم، كه خون خواهى تو را همراه پيشواى يارى شده از اهل بيت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) روزى من كند، به عبارت دیگر ما از خدا تقاضا می کنیم که خونخواهی حضرت سیدالشهدا علیه السلام را در حضور امام منصور روزی ما گرداند.

یعنی رزق من کن خونخواهی ابی عبدالله همراه امام منصور و در عصر ظهور واین یعنی در آن زمان باشم و رجعت کنم و خونخواهی رزق من شود. رزق معنوی!
خونخواهی که موجب تشفّی دل مومنین است، رزق مادی نیست که چیزی بخوریم! رزق معنوی است. همان رسیدن به کمال است.
در دعاها از خدا باید بخواهیم که خدا درعصر ظهور به ما رزق معنوی بدهد.

نکته مهم : اتفاقاتی که در عصر ظهور می افتد همه از جنس هو است نه از جنس هذا!

هو یعنی روح دارد و زنده است و هذا یعنی روح ندارد، شئی است و جاندار نیست.

 

خداوند درقران می فرماید :

اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ ۖ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا ۖ وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ ۚ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ ﴿/حدید٢٠﴾

بدانید که زندگی دنیا [یی که دارنده اش از ایمان و عمل تهی است،] فقط بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشیتان به یکدیگر، و افزون خواهی در اموال و اولاد است، [چنین دنیایی] مانند بارانی است که محصول [سبز و خوش منظره اش] کشاورزان را به شگفتی آورد، سپس پژمرده شود و آن را زرد بینی، سپس ریز ریز و خاشاک شود!! [که برای دنیاپرستان بی ایمان] در آخرت عذاب سختی است و [برای مؤمنان که دنیای خود را در راه اطاعت حق و خدمت به خلق به کار گرفتند] از سوی خدا آمرزش و خشنودی است، و زندگی دنیا جز کالای فریبنده نیست.

زندگی دنیا لعب یعنی بازی و لهو یعنی سرگرمی است. زندگی دنیا تفاخر است.
نمونه های ساده تفاخر :
_ من دارم تو نداری !
_لباس خوب می پوشم که مردم نگویند فلانی ندارد!
تفکر ما اغلب همین است ، تفاخر!

قرآن می فرماید:
وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّىٰ إِذَا جَاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ ۗ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿/هود٣٩﴾

و کافران اعمالشان مانند سرابی در بیابانی مسطّح و صاف است که تشنه، آن را [از دور] آب می پندارد، تا وقتی که به آن رسد آن را چیزی نیابد، و خدا را نزد اعمالش می یابد که حسابش را کامل و تمام می دهد، و خدا حسابرسی سریع است.

زندگی دنیا به تعبیر قرآن ْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ = دنیا مثل سراب و حباب است.
به تعبیر شاعر :

دنيا چو حباب است و ليكن چه حباب
ني بر سر آب ، بلكه بر روي سراب
آن هم چه سراب ، آن كه بينند به خواب
وان خواب چه خواب ، خواب بد مست خراب
دنیا همه بازی است . ما آن را جدی گرفتیم . دنیا کف و سراب است.

اما زندگی آخرت چیست؟
قران می فرماید:
وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ ۚ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ﴿/عنکبوت٦٤﴾
و بی تردید سرای آخرت، همان زندگی [واقعی و ابدی] است؛ اگر اینان معرفت و دانش داشتند [دنیا را به قیمت از دست دادن آخرت برنمی گزیدند.
زندگی آخرت قطعا زندگی و حیات و زنده بودن است.
حَيَوَان به معنای حیات وزندگی است . زندگی دنیوی همه بازی است و حیاتی به معنای واقعی در آن نیست.
جمله وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ تاکید دارد یک تاکید آن کلمه إِنَّ است. جمله اسمیه هم هست.
حرف لَ هم دارد در کلمه لَهِيَ . ضمیر فصل هِيَ هم دارد. با چند تاکید خداوند بیان میکند که :حتما حتما حتما...... آخرت؛ زندگی است. دنیا ؛ زندگی نیست . خواب است. عالم قیامت ، عالم حیات است. ما فکر میکنیم زنده ایم!
زندگی به این نیست که مثلا من راه بروم و..
تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
حیات واقعی در آخرت محقق می شود.جلوه دارالحیوان است.

نکته:
عصر ظهور، جلوه دارالحیوان است. یعنی آخرت ؛ در عصر ظهور جلوه می کتد.وتجلی حیات و شعبه ای لز آخرت است. بر خلاف تصور که فکر میکنیم عصر ظهور، قسمتی از دنیاست. درحالی که عصر ظهور، قسمتی از آخرت است.
مثل این که یک پروفسوری در مجلس ما حضور پیدا کند و ما بگوییم فلان پروفسور، به اینجا تشریف آوردند! این پروفسور، جلوه ای از دانشگاه هستند که در مجلس ابتدایی ما شرکت کردند. آنجایی است اما دراین جا خود را نشان می دهد.
اصل ظهور بخشی از دنیا یا به تعبیر بهتر پایان دنیا نیست ، آغاز آخرت است.
به این آیه دقت بفرمایید:
اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿/حدید١٧﴾

بدانید که خدا زمین را پس از مردگی اش زنده می کند. همانا ما نشانه ها [ی ربوبیت و قدرت خود] را برای شما بیان کردیم تا بیندیشید.
در حدیث داریم که این آیه مربوط به عصر ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
آن جا حیات است و زمین زنده می شود.
نکته: درمسیر کمال ، انسان حتما باید از درب ابی عبدالله وارد شود . برای رسیدن به کمال معنوی، لاجرم انسان باید در کربلا حضور پیدا کند. یا در کربلایی که در سال 61 هجری اتفاق افتاد یا در کربلای ظهور!
این یک قاعده است. باب الحسین ، کشتی نجات است. همه باید در کربلا حضور پیدا کنند.
انسان باید درکربلای ظهور در خونخواهی اباعبدالله نقش داشته باشد.
این که می گویند مرتب بر امام حسین علیه السلام گریه کنید، فلسفه اش همین است.
گریه همه انبیاء بر امام حسین علیه السلام به همین جهت است.


_دلیل رجعت خوبان خوب یا محض مومن؛ کسانی که در اوج ایمان و محض ایمان هستنددرعصر ظهور ،
اولا: چه کسانی هستند ؟
ثانیا : دلیل رجعت آنان چیست؟

گروه اول : خوبان خوب ، که در اوج ایمان هستند، 3 گروه اند.
الف_اهل بیت علیهم السلام هستند. رجعت این گروه از مسلمات است.

در ادعیه و زیارات معتبر به وقوع رجعت اشاره شده است که بعضی از این دعاها عبارتند از:
1ـ زیارت جامعه: «...مۆمن بایابکم، مصدّق برجعتکم...»
2ـ زیارت آل یاسین: «....و انّ رجعتکم حق لا ریب فیها...» یعنی: رجعت شما اهل بیت علیهم السلام ، حق است و در آن شکی نیست
3ـ زیارت وارث: «....انى بکم مۆمن و بایابکم موقن...»
4ـ زیارت عاشورا: «....ان یرزقنى طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله.....»
5ـ دعاى عهد: «....اللهم ان حال بینى و بینه الموت ... فاخرجنى من قبرى....»

و طبق ظاهر روایات همه اهل بیت علیهم السلام بر می گردند.
در روایات داریم که اولین کسی که رجعت می کند، امام حسین علیه السلام است.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
نخستین امامى که رجعت مى کند، امام حسین (علیه السلام) است و ایشان مدت طولانى حکومت مى کند، به گونه اى که از کثرت سن ابروهایش روى دیدگانش مى ریزند. (مجلسی،محمد باقر، بحارالانوار،ج53،ص46)

 

در روایتی هم داریم که: اول کسی که خاک از سرخود پاک میکند، حضرت علی علیه السلام است. کنایه از برخاستن ازقبر و رجعت است.

نکته: از نظر امام خمینی اگر کسی رجعت حسینی را رد و انکار کند ، ازتشیع خارج می شود. واین یعنی رجعت از ضروریات مذهب ماست.
مثل کسی که وجود نماز یا حجاب را رد کند وقائل باشد که حجاب و نماز وجود ندارد.

_حداقل 63 آیه در بحث رجعت داریم گرچه عده ای هشتاد و چندایه را نقل کرده اند. ولی ما حداقل آن را عنوان کردیم.
روایات در مورد رجعت، بسیار است. حداقل 200 حدیث در بحث رجعت داریم.
مرحوم شیخ حر عاملی در کتاب الایقاظ ( کتاب جامع و مفیدی برای تحقیق) دارند، بیش از 600 دلیل برای رجعت نقل کرده است. ان هم دلیل مسلم و نه صرف فرضیه!
مرحوم شیخ حر عاملی 130 دعا در بحث رجعت نقل کرده است.
یعنی در 130 دعا از خدا میخواهیم که رجعت کنیم.و بعضی ها بیشتر از ان نقل کرده اند.
اهل بیت بسیار عنایت داشتند که به رجعت بپردازیم.
این همه آیه وحدیث معلوم است که رجعت بحث مهمی است و اهل بیت دوست داشتند که مردم به این موضوع آگاه بشوند بنا به دلایلی که گفته خواهد شد.
ب_ گروه دوم از رجعت کنندگان ، انبیاء هستند. در روایات داریم که همه انبیاءاز حضرت آدم تا حضرت خاتم صلوات الله، برمی گردند.
#روايات مربوط به بازگشت انبياء و پيامبران ـ عليهم السّلام ـ چند دسته مي باشند:
1 . رواياتي كه به ظهور عام، موضوع بازگشت انبياء ـ عليهم السّلام ـ را مطرح نموده‌‌ اند به عنوان نمونه:
امام صادق ـ عليه السلام ـ در ذيل آيه 81 آل عمران «و اذ اخذ الله ميثاق النبيين...لتؤمنن به و لتنصرنه»
مي‌فرمايد: «ما بعث الله نبيا من لدن آدم وهلم جراً الا و يرجع الي الدنيا فينصررسول الله (صلي الله عليه واله) و اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ و هو قوله تعالي «لتؤمنن به»يعني رسول الله ـ صلي الله عليه و آله ـ «و لتنصرنه اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ »[3]خداوند از زمان پيدايش آدم تا كنون پيامبري نفرستاده است مگر اينكه آنان را به دنيا بازگرداند تا در ركاب اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ شمشير زنند و او را ياري نمايند و مراد از آيه مباركه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و علي ـ عليه السلام ـ است.
امام صادق ـ عليه السلام ـ در تفسير آيه 51 سوره غافر «انا لننصر رسلنا و الذين آمنوا في الحياه الدنيا» مي‌فرمايد: «به خدا سوگند اين آيه در زمان رجعت عملي خواهد شد آيا نمي‌دانيد كه پيامبران در دنيا ياري نشدند و كشته شدند و نيز ائمه ـ عليهم السّلام ـ كشته شدند و نصرت نشدند. اين ياري و پيروي در رجعت تحقق خواهد يافت.»[4]
[3] . طبسي، محمدرضا، الشيعة و الرجعة، نجف اشرف، ‌مطبعة الحيدرية ، چاپ دوم، 1395ه‍ . ق، ج2، ص92.
[4] . معجم احاديث الامام المهدي، ج 5، ص 384. #

ج_ گروه سوم که رجعت می کنند، بعضی از مومنان هستند. ( که بعدا توضیح خواهم داد که اینها چه کسانی هستند)


دلیل برگشت این 3گروه چیست؟
چه نیازی به بازگشت این گروهها در زمان ظهور است؟
_ برای رسیدن به کمال است.
در این مورد با به یک اصلی باید توجه کنیم و آن این که در آخر الزمان حوادثی رخ می دهد که اینان باید درآن شرکت کنند و نقش آفرین باشند. درغیر این صورت بازگشت آنان معنا ندارد!
به تعبیر بهتر: مثلا اگر به شما بگویند که حتما حتما باید فلان روز مسجد بیایید، دلیل چنین حرفی چیست؟!
معلوم است که دران روز در آن مسجد اتفاقی خواهد افتاد که باید درآن جلسه حضور داشته باشید.
مثال ساده دیگر ، اینکه حتنا باید سر سفره حضور داشته باشید تا غذایی خورده و رشد کنید.
اگر گفتتد که رجعت حق است، مسلم است و حتما هم گروهی باید برگردند، معلوم است که در رجعت اتفاقاتی باید رخ دهد نه اینکه صرف امدن و برگشتن باشد!
درنظام خلقت هراتفاقی که قراراست، رخ دهد، باید فوائد آن از نقصش خیلی خیلی بالاتر باشد والا اتفاق
نمی افتد!
بخصوص اتفاقی که برخلاف قاعده رخ بدهد.
قاعده بر این بود که ما در دنیا زندگی کنیم، بمیریم و درقیامت برگردیم.
اگر گفته شود که قبل از قیامت باید برگردید ، چون خلاف قاعده است، حتما حکمت بزرگی در آن وجود دارد. حتما باید یک مصلحت عظیم و حکمت بزرگ و عالی وجود داشته باشد و الا خلاف قاعده انجام نمی گیرد.
قاعده بر برگشت ما قبل ازقیامت نیست بلکه قاعده بر برگشت درقیامت است!
چنانکه در معجزه حضرت موسی علیه السلام، قاعده بر این نیست که چوب، به اژدها تبدیل شود، مگر این که مصلحت عطیم پشت ان باشد.
یا در معجزه حضرت عیسی علیه السلام، قاعده بر سخن گفتن طفل در گهواره نیست، واگر حضرت عیسی علیه السلام، در گهواره سخن گفت، این را کوچک ندانید، حتما مصلحت بزرگی پشت ان هست و الا اتفاق نمی افتد!
پس آدم در دنیا باید روال عادی خود راطی کند، جایی که خلاف روال است ، حتما مصلحت بزرگی وجود دارد که این قضیه خلاف روال انجام گیرد.
مصلحت رجعت چیست
چه مصلحتی در رجعت وجود دارد که انبیاءباید برگردند؟! برای این که پیروانشان بفهمند که امام عصر سلام الله بر حق اند.
حضرت عیسی علیه السلام، بین انبیاء اولین پیامبری است که برمی گردد. در بیت المقدس به امام زمان عجل الله اقتدا می کند.
دلیل رجعت حضرت عیسی علیه السلام چیست؟ از آنجایی که مسیحیان معتقدند منجی آخرالزمان حضرت عیسی علیه السلام است، که بر می گردد و عالم را پر از عدل میکند.
حالا اگر امام زمان عجل الله ظهور کنند اما حضرت عیسی علیه السلام رجعت نکنند ، مسیحیان امام را شاید به عنوان یکی از یاران منجی خود ، یعنی حضرت عیسی علیه السلام بپذیرند! پس لازم است که حضرت عیسی علیه السلام رجعت کنند و به امام زمان عجل الله اقتدا نمایند ، تا مسیحیان حق طلب یقین کنند که منجی آخرالزمان، حضرت مهدی عجل الله است.
که البته اتمام حجت هم اینجا مطرح می شود.
یا بازگشت پیامبرقوم یهود به نام حضرت دانیال نبی به این دلیل است که یهودیان حق طلب بفهمند که منجی آخرالزمان، امام زمان عجل الله است.
بزرگان انبیاء که پیروانی دارند، باید دردرجه اول برگردند تا پیروان آنان به امام زمان بازگشته و اقتدا کنند.

 

دلیل دوم برگشت خوبان خوب که بسیار مهم است، چیست؟
طبق آیه شریفه : وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿٥٦/ذاریات﴾و جن و انس را جز برای اینکه مرا بپرستند نیافریدیم . هدف خلقت، عبودیت است.
این هدفدخلقت یعنی عبادت چه زمانی محقق خواهد شد؟ در زمان ظهور
دلیل ؟ در زمان ظهور ، زمینه و ظرفیت عبادت به معنای ، ایجاد می شود. طبق آیه 55 سوره نور که می فرماید:

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا ۚ وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿٥٥﴾

خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، وعده داده است که حتماً آنان را در زمین جانشین [دیگران] کند، همان گونه که پیشینیان آنان را جانشین [دیگران] کرد، و قطعاً دینشان را که برای آنان پسندیده به سودشان استوار و محکم نماید، و یقیناً ترس و بیمشان را تبدیل به امنیت کند، [تا جایی که] فقط مرا بپرستند، هیچ چیزی را شریک من نگیرند. و آنان که پس از این نعمت های ویژه ناسپاسی ورزند [در حقیقت] فاسق اند
ایه بسیار دقیق است . ترجمه ۚ يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا هم دقیق است.
_ وعده خدا قطعی وتخلف ناپذیر است . مطابق آیه : إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ ﴿٩/آل عمران﴾ مسلماً خدا خلف وعده نمی کند.
_به چه کسانی وعده می دهد؟ کسانی که :
الف_ به خدا ایمان آورده اند.
ب_ عمل صالح انجام می دهند. یعنی به صالحان .
_وعده خدا چیست؟
این است که :
_آنها (صالحان) را حاکمان خود در زمین قرار می دهیم .
_به آنها قدرت و مکنت می دهیم بر دینی که مورد رضایت است .یعنی دین مرضی را بر آنها حاکم می کنیم .
_ خوف آنان را به امنیت تبدیل می کنیم. تا :مرا عبادت کنند و مشرکانه هم نباشد. يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا
پس اولا : وعده خداوند قطعی است.
ثانیا : خداوند حکومت صالحان را وعده داده است.
ثالثا: در حکومت صالحان دو مقدمه طی می شود:
1_دینی که مورد رضایت آنهاست در عالم حاکم می کنیم.
2_خوف را ازبین می بریم وبه امنیت تبدیل می کنیم.
این دو مقدمه یرای چیست؟!
برای روشن شدن موضوع به این مثال توجه کنید:
مثلا می گوییم ما در این کلاس استاد می آوریم . گرما وسرما و دانشجویان به اصطلاح بازیگوش و نخاله و... همه موانع را رفع و اصلاح می کنیم. و فضای مناسب ایجاد میکنیم تا استاد مطلب مورد نظر را بیان کند.
در آیه فوق هم خداوند فرموده است که با استخلاف صلحا ، فضای مناسب را ایجاد میکنیم و موانع را هم برمی داریم.
چون خیلی اوقات ممکن است فرد صالح باشد اما موانع نگذارد. مثل امام حسین علیه السلام که هدفشان تشکیل حکومت بود ، قیام هم کردند ، به عنوان خلیفه الله هم آمدند، اما چون مانع بود امام نتوانستند به هدف برسند.
گاهی اوقات هم فضا آماده است، همه مردم هم طالب هستند اما آن کسی که باید باشد، نیست.
خداوند می گوید: اگر آن دو مقدمه مذکور آماده شود. (فضای مناسب و رفع موانع) آن موقع :
يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا
ترجمه این فراز بسیار مهم است ! اینکه بگوییم: مرا عبادت کنند وبه من شرک نورزند ، ترجمه درستی نیست.
زیرا قبل از لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا واو نیامده است.

اشکالی که گاه در توضیح آیه مطرح می شود این است که در ترجمه بگوییم: مرا عبادت کنند وبه من شرک نورزند ، ترجمه درستی نیست.
زیرا قبل از لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا واو نیامده است. اگر خدا می فرمود: ۚ يَعْبُدُونَنِي *و* لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا
یعنی: عبادت می کنند وبه من هم شرک نمی ورزند! یعنی مردم نماز می خوانند، روزه می گیرتد، دنبال کفر وشرک هم نیستند. دنبال آمریکا و اروپا و غرب و بت های ظاهری و مادی و..... نیستند
... وخلاصه دل یه غیر من نبستتد! آیه این مطلب را نمی گوید!
فرموده : ۚ يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا یعنی: عبادت می کنند، چه عبادتی! عبادتی که در خود این عبادت شرک نیست. نه این که به خدا شرک نمی ورزند! عبادت آنان مشرکانه نیست.
يَعْبُدُونَنِي صفت لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا است. یعنی عبادت خالص خالص!

سوال: مگر عبادت غیر خالص هم داریم؟!
این حدیث را شنیدید که :
امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:
«ان العبّاد او العبادة، كان ثلاثة: قومٌ عبدواللّه، خوفاً، فتلك عبادة العبيد، و قوم عبدواللّه تبارك و تعالي طلب الثواب، فتلك عبادة الاجراء، و قومٌ عبدواللّه تبارك و تعالي حبّا له، فتلك عبادة الاحرار و هي افضل العبادة» يعني پرستش و يا پرستش كنندگان سه گروه هستند:
گروهي خداوند را از ترس مي پرستند، پس اين پرستش بندگان است.
گروهي خداوند تبارك و تعالي را براي رسيدن به پاداش مي پرستند، پس اين پرستش مزدوران است.
گروهي خداوند را از روي محبت مي پرستند، و اين پرستش آزادگان است، و اين از همه پرستش ها برتر است.

(حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، بيروت، نشر دارالحياء تراث العربي، 1391 ش، ج 1، ص 45، ابواب مقدمات العبادت، باب 9، ح1.)
پس: عده ای برای چوب نخوردن و کتک نخوردن بعضی ها برای بهشت و بعضی ها هم از روی عشق خدا را عبادت میکنند. که عبادت دسته سوم عبادت آزادمردان و احرار است.،:فتلك عبادة الاحرار و هي افضل العبادة

در عصر ظهور هم اتفاقی که خواهد افتاد این است : عبادت در اوج خلوص و زیبایی قرار می گیرد.

مثال : بر فرض یک ماه دیگر عروسی است . گروه اول مهمان ها هستند که از یک ماه قبل خوشحال هستند ولذت می برند برای شرکت در عروسی و.... در مراسم عروسی ؛ پدر ومادر عروس و داماد حضور دارند، که ازبقیه پذیرایی میکنند.

گروه دوم : پدر ومادر عروس و داماد حضور دارند، که ازبقیه پذیرایی می کنند ، دل مهمانها به پذیرایی و خوردن غذا و شیرینی و میوه و پوشیدن و... خوش است اما لذت پدر و مادر قابل تصور نیست نسبت به مهمانها! در حالیکه آنها هم از خوردن و آشانیدن و... لذت می برند اما لذتشان منحصر به این لذتها نیست بلکه فوق این لذتهاست.
گروه سوم: این گروه خود عروس و داماد هستند که لذتی مافوق همه دارند که قابل تصور برای پدر ومادر نیست.
پس 3 قسم لذت شد : 1_ لذت خوردن و پوشیدن و آمدن و رفتن و.... یعنی لذتهای مادی
2_لذت پدر ومادر که فرزند خود را عروس یا داماد کرده اتد.
3_لذت عروس و داماد که فوق همه لذتهاست. چون خالص خالص است و بدون شائبه.

در بحث عبادت هم هست. یک گروه برای بهشت عبادت می کنند. که خوب است و خدا ثواب هم به آنان خواهد داد.اما لذت؛ لذت اولیه و پایین است. لذت طعام ، حورالعین و قصر ، انهار من لبن و...
لذت دوم برای کسانی است که فوق این لذت هستند. یک مرحله بالاتر است.
لذت سوم برلی افراد خاصی است. فوق لذتهاست. درقران هم امده است:
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ ﴿/قمر٥٥﴾
در جایگاهی حق و پسندیده نزد پادشاهی توانا.
یا در آیه ۲۷ - ۳۰ سوره فجر خداوند می فرماید :
یَآ أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (۲۷) ارْجِعِى إِلَى‏ رَبِّکَ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً (۲۸) فَادْخُلِى فِى عِبَادِى (۲۹) وَادْخُلِى جَنَّتِى‏ (۳۰)
هان اى روح آرام یافته و متین
به سوى پروردگارت بازگرد که تو از او خشنود و او از تو خرسند است.
پس در جرگه بندگان من درآى.
و به بهشت من داخل شو

وَادْخُلِى جَنَّتِى‏ بهشت قرب است. جنت خودم! که باجنت نعمت ها فرق دارد .
در قران در آیات سوره واقعه می خوانیم:
فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ
پس اگر [جان به گلو رسیده] از مقربان باشد،
فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ.
راحت و آسایش و بهشت پرنعمت خواهد بود.
پس جنت قرب یعنی جنت خود خدا با جنت نعیم متفاوت است.
یک وقت کسی وارد بهشت می شود از نعم بهشتی لذت می برد اما یکی دیگر از صاحب نعمت لذت می برد. و فقط به خود خدا آرام می گیرد.این دو خیلی فرق دارند.
مولانا :

ای دوست شکر بهتر یا آنک شکر سازد
خوبی قمر بهتر یا آنک قمر سازد
ای باغ توی خوشتر یا گلشن گل در تو
یا آنک برآرد گل صد نرگس تر سازد
ای عقل تو به باشی در دانش و در بینش
یا آنک به هر لحظه صد عقل و نظر سازد
ای عشق اگر چه تو آشفته و پرتابی
چیزیست که از آتش بر عشق کمر سازد
بیخود شده آنم سرگشته و حیرانم
گاهیم بسوزد پر گاهی سر و پر سازد
دریای دل از لطفش پرخسرو و پرشیرین
وز قطره اندیشه صد گونه گهر سازد
آن جمله گهرها را اندرشکند در عشق
وان عشق عجایب را هم چیز دگر سازد
شمس الحق تبریزی چون شمس دل ما را
در فعل کند تیغی در ذات سپر سازد.
.


مجنون لیلی گردو بگیرد بخورد لذت ببرد یا به خود لیلی برسد؟! خسلی تفاوت است!


وَادْخُلِى جَنَّتِى‏ ، یعنی دخول درجنت قرب پیدا می کند.این خیلی بالاتراست.

 

در عصر ظهور چنین فضایی اماده است. می گوید : يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا عبادتی می کنتد . که عبادت فقط و فقط برای خداست. خالص خالص است.هیچی دیگر در آن عبادت نمی بینند. حتی لذائذ معنوی هم نمی بینند. این افراد هستند که لیاقت جنت القرب و جنت اللقاء را پیدا می کنند.

پس بحث این بود که هدف خلقت عبادت بود . این عبادت کامل در عصر ظهور انجام می شود.
دلایل را هم طبق آیات بیان کردیم.
سوال: عبادت خالص به چه دردی می خورد؟
عبادت هر چه خالص تر باشد تکامل انسان در بهشت قوی ار است.از مراتب عالی بهشت بهره مند می شود کسی که عبادتش برای همین دنیا باشد همین دنیا را به او می دهند.
حدیث داریم:

رُوِیَ عَن رَسُولِ الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) قال:
اَلْقَلبُ ثَلاثَهُ اَنْوَاعٍ: قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالدُّنْیَا وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْعُقْبَی وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْمَوْلَی.وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالدُّنْیَا لَهُ الشِّدَّهُ وَ الْبَلاءُ وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْعُقْبَی فَلَهُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَی وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْمَوْلَی فَلَهُ الدُّنْیَا وَ الْعُقْبَی وَ الْمَوْلَی.

ترجمه حدیث: روایت از پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) منقول است که حضرت فرمودند قلب ها سه نوعند: 1- قلبی که مشغول و وابسته به دنیا است.2- قلبی که مشغول به تنعّمات اخروی است.3- قلبی که وابسته به مولا است. اما آن قلبی که سرگرم و وابسته به دنیا است،‌ همیشه دچار سختی و گرفتاری است. و آن قلبی که وابسته به تنعّمات اخروی است ‌به درجات و مراتب بالایی می­رسد. و قلبی که دل‏بسته به مولا (خدا) است، هم دنیا دارد، ‌هم آخرت را دارد و هم خدا را دارد.
پس هر چقدر عبادت خالص ترشود، مراتب بهشتی خالص تراست. اگر کسی برای خود خود خدا ، عبادت میکند وچیزی غیر خدا را نبیند، خودی نبیند، در قیامت در جنت لقاء است. از خود خدا لذت می برد نه فقط از نعم الهی!
نکته :
در عصر غیبت دنیا ظرفیتی دارد که کسی به این مرتبه عالی عبادت راه پیدا نمیکند!
ممکن است کسی به مراتب اولیه آن راه پبدا کند، ولی راه پیدا کردن به مرتبه عالی عبادت در عصر غیبت ، محال است،
حتما باید ظهور به وقوع بپیوندد تا افراد به این مرتبه عالی برسند.

نکته :
در عصر غیبت دنیا ظرفیتی دارد که کسی به این مرتبه عالی عبادت راه پیدا نمیکند!
ممکن است کسی به مراتب اولیه آن راه پبدا کند، ولی راه پیدا کردن به مرتبه عالی عبادت در عصر غیبت ، محال است،
حتما باید ظهور به وقوع بپیوندد تا افراد به این مرتبه عالی برسند.

سوال: چرا این امر (عبادت خالصانه)در زمان ظهور اتفاق می افتد؟
دلایل آن را قبل در آیه 55 نور گفتیم :
به دو دلیل : یک_ حکومتی تشکیل می شود که درآن حکومت ، دین مورد رضایت مستقر می شود و دوم_ موانع برطرف شده لست.
درعصر غیبت موانع اجازه نمی دهد. در عصر غیبت هنوز دین مورد رضایت مستقر نشده است.
خود حضرت امام خمینی جمله ای داشتند : ما از اقیانوس فقط قطره ای نوشیدیم! این جمله را کسی می گوید که فقیه است ودر همه مباحث قوی است.
می گویند آیت الله جوادی آملی، یک زمانی سر کلاس در مصیبت حضرت زهرا سلام الله علیهاگریه می کردند، فرمودند: گریه ما فقط برای آتش زدن درب خانه حضرت فاطمه سلام الله علیها نیست.گرچه برای آن هم گریه میکنیم. یک قسم گریه ما برای این لست که باب علم را بستتد.
آنها باب علمند. انا مدینةالعلم وعلی بابها علی علیه السلام باب علم است.
درعلم به روی ما بسته شد. دین به ما نرسید. و بسیاری از معارف از ما سلب شد.
تا امام زمان عجل الله نیاید ، عبادت کامل نمی شود. چون فضا آماده نیست. عبادت خابص در عصر ظهور است.

پس:: طبق آیات سوره ذاریات و نور که گفته شد ، هدف از خلقت*عصر ظهور* ااست.


سوال:
چرا افرادی که در دوران اهل بیت و درکنار پیامبر اکرم در کنارامیرالمومنین درکنار ابی عبدالله بودند ، به این مرتبه نرسیدند؟ و در زمان ظهور باید به این مرتبه برسند؟
اولا: خود اهل بیت در این مرتبه قرار داشتتد ولو در آن زمان . زیرا آنان محکوم به زمان نبودند بلکه حاکم بر زمان هستند.
به امام زمان عجل الله، امام زمان می گویند، نه کسی که محکوم زمان است!
امام واسطه فیض الهی است. حاکم برکل نظام هستی است. ایشان در اوج عبادت هستند و فعلا بحث ما سر عبادت ایشان نیست!
سوال ما در مورد مردمی است که زمان سایر ائمه بودند.
اولا: دین کامل نیامده بود.
ثانیا:زمان اجازه نمی داد و فضا آماده نبود.
برای توضیح بیشتر به این قسنت از دعای فرج امام زمان توجه کنید:


اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ
خدای من بلا و مصائب ما بزرگ شد

وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ
و بیچارگی ما بسی روشن و پرده برداشته شد و امید ناامید شد

وَ ضاقَتِ الاَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ
و زمین(با همه ی پهناوری‌اش) تنگ آمد و رحمت آسمان منع گردید
در عصر غیبت ، زمین بسته و تنگ است و درب آسمان بسته است.
شما هر مقدار هم که بخواهید در عصر غیبت رشد کنید، امکان پذیر نیست . چون در بسته است.زمین و آسمان بسته است و اجازه رشد معنوی و عبودیت خالص را نمی دهد.
در دوره غیبت فضا آماده نیست.
نه باند فرودگاه آماده است َ ضاقَتِ الاَرْضُ ونه آسمان آماده پرواز است.َ مُنِعَتِ السَّمآءُ
در عصر ظهور هم زمین وفضا اجازه صعود به ما می دهد وهم شرایط جوی و آسمان آماده است. درب آسمان معنا باز است.
سوال: چرا در عصر غیبت درها بسته است؟
قران می گوید: ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ ﴿/روم٤١﴾
در خشکی و دریا به سبب اعمال زشتی که مردم به دست خود مرتکب شدند، فساد و تباهی نمودار شده است.
اگر فساد عالم را بگیرد ، زمین تنگ می شود و درب آسمان هم بسته می شود.
با یک و یک حدیث بحث ، روشن تر خواهد شد.
حدیث:
پیامبر اسلام (ص) در خصوص دروغگویی می فرماید : مؤمن هرگاه بدون عذر دروغی بگوید، هفتاد هزار فرشته او را لعنت می‌کنند و بوی گندی از قلبش خارج می‌شود که تا به عرش می‌رسد، و......
فرشته هایی که شرق و غرب عالم را پر کرده اند! معنای حدیث که هفتادهزار از بوی بد دروغگو آزرده می شوند،
فرشته ها مدبران امرند و در مسیر انسان کامل و تحت امر او ، واسطه فیض اند.مسیر آسمان تا زمین توسط ملائکه پر می شود.فکر کنید این ملائکه آزرده بشوند چه اتفاقی می افتد؟!
این فرشته هایی که باید اعمال انسان را بالا ببرند وانسان را به اوج برسانند ، متاذی میشوند.
در عصر غیبت یک دروغ چنین اثری دارد. حالا : ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ چه می خواهد بشود؟؟و چه اثری دارد؟!
عالم پر شده از ظلم وتباهی و فساد و درهای آسمان بسته شده است.
درهای آسمان بسته می شود به دنبال آن.

قران هم می فرماید:
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَٰكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿/اعراف٩٦﴾

و اگر اهل شهرها و آبادی ها ایمان می آوردند و پرهیزکاری پیشه می کردند، یقیناً [درهایِ] برکاتی از آسمان و زمین را بر آنان می گشودیم، ولی [آیات الهی و پیامبران را] تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمالی که همواره مرتکب می شدند [به عذابی سخت] گرفتیم.
وقتی گناه کنیم درها بسته می شود . برای همه هم بسته می شود.ودیگر کمال امکان پذیر نیست در عصر غیبت.
تقوی باشد درها باز می شود وتقوی نباشد درها بسته می شود.
در روایات داریم که این آیه مربوط به ظهور امام زمان عجل الله است.

 

«یملأ اللَّه به الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا» خداوتد به وسیله حضرت مهدی زمین را پر ازقسط وعدل می کندهمچنانکه یک روزی همه‌ عالم از ظلم و جور پر بوده است.
چون درعصر ظهور اوج عبادت می شود وهیچ گناهی انجام نمی شود وتقوا وایمان به اوج خود می رسد، در این عصر درهای آسمان باز می شود و بشر به کمالی که باید برسد، می رسد.
به دعای سمات که در عصر جمعه خوانده می شود، توجه کنید:


اللهُمَّ اِني اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظيمِ الاَعْظَمِ الاَعَزِّ الاَجَلِّ الاَكْرَمِ اَلَّذي اِذا دُعيتَ بِهِ عَلى مَغالِقِ أبْوابِ السَماءِ لِلْفَتْحِ بِالرَّحْمَةِ انْفَتَحَتْ وَاِذا دُعيتَ بِهِ عَلى مَضَايقِ أبْوابِ الاَرضِ لِلِفَرَجِ انْفَرَجَتْ
خدايا!از تو خواستارم به نام بزرگت آن نام بزرگتر عزيزتر باشكوه‏تر گرامی تر،كه چون بر درهاى بسته‏ آسمان با آن نام خوانده شوى كه به رحمت گشوده شوند باز می شوند و چون با آن بر درهاى‏ ناگشوده زمين خوانده شوى براى فرج گشوده شود.
در این دعا می گوییم: خدایا تو را به اسم اعظم و اسم بسیار باشکوه خودت قسم می دهم .
اسم اعظم چیست؟ در هر دوره ای و عصری ، امام آن زمان ، اسم اعظم خداست.
آن اسم اعظمی که هنگامی که خوانده می شود، بسته های درهای آسمان به رحمت تو باز می شود و هنگامی که خوانده بشود، بر تنگناهای زمین ، همه باز می شود.
پس در عصر ظهور با ان اسم اعظم الهی که امام است ،در های آسمان باز می شود . گرفتگی زمین گشوده خواهد شد. یعنی هم زمین وهم آسمان فضا را برای کمال انسان آماده می کنند اما درعصر غیبت چنین نیست.
سوال: این کمال چرا درعصر غیبت انجام نمی شود که دلیل منطقی ذکر شد.
برای روشن شدن موضوع مثالی می آوریم:
مثلا یک دانش آموزی را درنظر بگیرید که بر فرض کلاس پنجم است، به او می گوییم : تو باید استاد دانشگاه بشوی!
جواب می دهد که: من دوست دارم استاد دانشگاه بشوم اما فضای مدرسه به من چنین اجازه ای را نمی دهد.
چون دانش اموز ابتدایی است. اگر تمام نمراتش بیست هم باشد هر چقدر هم تلاش کتد، وهر چقدر معلم ، علم دارد به او بدهد، استاد دانشگاه نمی شود. چون نه کتابهای او کتابهای دانشگاهی است و نه معلم او استاد دانشگاه است و نه .... در مدرسه با این قوانین مدرسه و با این وضعیت دانش آموز، هر چقدر هم که درس بخواند، هیچ وقت پروفسور نمی شود! چه زمانی می تواند پروفسور بشور؟ زمانی که وارد فضای دانشگاه یشود.چون فضا وکتاب ومنابع و..... امکان رشد حداکثری را به او خواهد داد.
گر چه به نسبت دوران خود، بهترین دانش آموز است با بهترین نمره ها


مثال بعدی:
یک انسان دو مرحله در زندگی خود طی میکند. مرحله اول همان 9 ماهی است که در رحم مادر طی میکند.
و مرحله دوم ، از تولد تا لحظه مرگ است.
کدام دوره مقدماتی است؟
مسلم است که دوره جنینی ، دوره مقدماتی است. دوره اصلی و حقیقی و واقعی ان ، دوره تولد است.
ایا دوره مقدماتی ، دوره به درد نخوری است؟!
خیر ، دوره مقدماتی دوره خیلی مهمی است . نباشد که که دوره بعدی نیست. اما چرا می گوییم دوره جنینی نسبت به دوره تولد ومرگ چیزی نیست؟ چون در دوره جنینی نه غذا می خوریم نه آب می خوریم نه می بینیم ، نه می شتویم ، نه با دیگران ارتباط داریم، نه ازدواج می کنیم ، نه درس می خوانیم ، نه تربیت و ادب می آموزیم ، نه خدمت ، شکر، کار ، تلاش و.... هیچ نداریم . نهایتا از طریق ناف به مادر وصل هستیم.
انصافا یک جنین در رحم مادر کاملا بیکار است. اما دوره مهمی است. وباید باشد.
ما باید دوعالم را دردنیا باید طی کنیم. یک دوره از دوره از حضرت آدم علیه السلام تا خاتم الاوصیاء یعنی تا ظهور و یک دوره هم از ظهور تا قیامت.
دوره اول ، دوره جنینی و مقدماتی بشریت است و دوره دوم ، دوره تولد بشریت است.
ایا در دوره مقدماتی ، جنین می توانست ببیند؟! نه! قبل از ظهور هم همینطور است . چشم انسان کور است. در دوره مقدماتی آیا گوش جنین نی شنید ؟ خیر ! در عصر غیبت انسان نمی شنود.
همینطور در دوره قبل از ظهور دست انسان بیکار است و به درد نمی خورد و..... دردوره قبل از ظهور عبادت بشر کامل نیست. علم کامل نیست.
همه اینها کی محقق می شود واتفاق می افتد؟ در عصر ظهور
همانطور که گوش وچشم جنین نمی بیندو بعد ازتولد می شنود و می بیند. وقلب جنین محبت و عشق به دیگران پیدا نمی کند، بعد از تولد عشق و محبت پیدا می کند. ازدواج و خوردن و علم اموزی و عبادت و........ همه بعد از تولد صورت می گیرد.
دوره قبل از ظهور هم همینطوراست . دوره مقدماتی زندگی بشر است .اگر بشر به دوره ظهور برسد آن وقت است که تمام زندگی وحیات و فلسفه وجودی خلقت را خواهد فهمید ولی تا از قبل ظهور هیچی نیست! تا قبل از آن هر چقدر بشر حداقل تلاش خود را انجام دهد، نهایتا می تواند 9 ماه طی کند. یعنی تازه جنین خوبی می شود!
همانطور که جنین باید 9ماه را طی کند وتا این 9 ماه را طی نکند جنین خوبی نمیشود، کمال انسان هم در ظهور است.
این روایت راشنیدید که : عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اَللَّهُ يَدَهُ عَلَى رُءُوسِ اَلْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ كَمَلَتْ بِهِ أَحْلاَمُهُمْ .

حضرت باقر عليه السّلام فرمود: چون قائم ما قيام كند خداوند دست رحمتش را بر سر بندگان گذارد پس عقولشان را جمع كند و (تا پيروى هوس نكنند و با يك ديگر اختلاف نورزند) و در نتيجه خردشان كامل شود (متانت و خود نگهداريشان كامل شود). اصول كافى / ترجمه كمره اى ؛ ج 1 , ص 69
منظور از کمال عقل ، به کمال رسیدن روح است.عقل ، بعد روحانی و معنوی و بعد متافیزیکی انسان است که به کمال می رسد.
در دوران جنینی (قبل از ظهور) چنین کمالی امکان پذیر نیست. واین شامل حال تمام انسان ها جز اهل بیت می شود. بقیه مشمول این قصیه می شوند . مثلا اگر می گویند آیت الله بهجت رحمت الله علیه ، یا آیت الله قاضی رحمت الله علیه ، انسان های کاملی بوده اند، نسبت به دوره خودشان ، انسان های کاملی بوده اند. یعنی جنین خوبی بوده اند! یعنی جنین های کاملی بوده اند!
اگر مثلا سلمان رحمت الله علیه ده درصد ایمان را کسب کرد، یعنی : جنینی بود که 9 ماه را خوب طی کرو.
مثل دانش آموزی که همه نمراتش 20 است . او نسبت به بقیه 20 است نه این که پروفسور باشد!
اگر می گویند پیامبر به کمال خود رسیده اتد ، نه این که به کمال نهایی رسیدند و کمال صد درصد را کسب کردند وتمام شد ! بلکه به این معناست که 9 ماه را کامل طی کردند.
یا اگر می گویند شهدا درعصر عیبت به کمال رسیدند، و مراتب عالی کمال را طی کردند نه به این معناست که به مراتب عالی عصر طهور رسیدند بلکه مراتب کمال جنینی را خوب طی کردند . دوره جنینی آنان کامل شد، این ها تازه لیاقت پیدا می کنند که رجعت پیدا کنند.
مثل جنینی که اگر کامل شد ، لیاقت تولد پیدا میکند ، و الا اگر کسی این کمال را پیدا نکند ، لیاقت تولد را پیدا نمی کند.
البته لازم نیست همه 9 ماه را طی کنند .نترسید! ناراحت نباشید! 8 ماه ، 7 ماه ، 6 ماه هم که بشود ، تولد پیدا می کنید!

پس دوره غیبت ، دوره ای است که ما موظفیم بر حسب ان دوره ، آمادگی برای رشد پیدا کنیم که بتوانیم متولد بشویم. مثل جنین که موطف است که به رشدی برسد که بتواند متولد بشود
غالب انسان ها ، سقط می شوند و در دوره غیبت به آن کمال نسبی که باید برسند، تا بتوانند متولد بشوند، نمی رسند زیرا : الرجعت لیس بالعامه اکثر انسان ها در رحم دنیا سقط می شون.
البته کسانی که تلاش و کوشش کردند و به حدی از کمال رسیدند ، قابلیت رجعت پیدا میکنند.

ان شاالله در عصر ظهور چشم ما به کمال برسد، به درد بخورد! به ملکوت عالم توجه پیدا می کند. به کمال می رسد. کمال چشم به دیدن خداوند است.دوره غیبت چشمها هم نابینا است.در عصر ظهور بینا می شود.
دیده را فایده ان است که دلبر بیند گر نبیند چه بود فایده بینایی را
امام زمان عجل الله را ببیند. حقیقت امام زمان عجل الله را بفهمد.خدا را ببیند.
اگر این چشم خدا و امام را نبیند، به چه دردی می خورد؟!
در دعا می خوانیم:
و تقر عینه غدا......
خدایا! من از کسانی باشم که چششم به دیدن شما روشن بشود. چشم روشنی فقط به دیدن وجه الله است.ودیدن امام روشن می شود.
گوش وقتی به کمال می رسد که صدای ملائکه رابشنود.
این بحث مهمی است در قران که می فرماید: تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ ۚ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَٰكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ۗ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا ﴿/اشراء/٤٤﴾

آسمان های هفتگانه و زمین و هر کس که در آنهاست، او را تسبیح می گویند، وهیچ چیزی نیست مگر اینکه همراه با ستایش، تسبیح او می گوید، ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید، یقیناً او بردبار و بسیار آمرزنده است


تا تو را از غیب چشمی باز شد با تو ذرات جهان هم راز شد

در زمان ظهور ، چشم و گوش انسان به غیب باز می شود.
نقل است که :
«یکی از شاگردان استاد طباطبائی می گفت: با مرحوم علامه کاری داشتم؛ به خانه ایشان رفته و در زدم، اما کسی در را باز نکرد. هیچ کس هم در کوچه نبود و درها و پنجره های همسایگان ایشان هم، همگی، بسته بود. ناگاه شنیدم صدایی گفت: «علامه در قبرستان حاج شیخ است!» هر چه به اطراف نگریستم، کسی را ندیدم. با خود گفتم: «به قبرستان حاج شیخ (نو) می روم؛ اگر علامه آن جا بود، هم مطلبم را عرض می کنم و هم درستی و راستی این آوای (صدای) ناشناس برایم روشن می شود.» به قبرستان که رسیدم، علامه را دیدم و ایشان تا متوجه بنده شدند، فرمودند: «دست و پایت را گم نکن! از این اصوات، بسیار است؛ گوش شنوا نیست!


این صداها وهاتف ها زیاد است ، اما گیرنده ها کم است. این صداها در آسمان زیاد است. ان کس که باید بشنود ، نیست.
شاعر می گوید:


گر ترا از غيب چشمی باز شد
با تو ذرات جهان همراز شد
نطق خاك و نطق آب و نطق گل
هست محسوس حواس اهل دل
هر جمادی با تو می گويد سخن
كو ترا آن گوش و چشم ؟ ای بوالحسن !
گر نبودی واقف از حق ، جان باد
فرق كی كردی ميان قوم عاد؟
جمله ذرات در عالم نهان
با تو می گويند روزان و شبان
ما سميعيم و بصير و باهشيم
با شما نامحرمان ، ما خاموشيم
از جمادی ، سوی جان جان شويد
غلغل اجزای عالم بشنويد!
فاش ، تسبيح جمادات آيدت
وسوسه تاءويلها بفزايدت
چون ندارد جان تو قنديلها
بهر بينش كرده ای تاءويلها

از جمادی یعنی از زندگی مادی به سمت جان جان یعنی امام حرکت کنید.

النبی اولی بالمومنین من انفسهم یعنی ، پیعمبر از شما به شما نزدیک تراست.
پیغمبر جان جانهاست.

غلغل اجزای عالم بشنوید! یعنی گوش ها و چشم ها و دلها در عصر ظهور باز می شود و زندگی در عصر ظهور عوص می شود.یعنی به کمال نهایی می رشند.
شک نکنید که کسی که در عصر ظهور برنگردد ، سقط شده است. مثل جنینی که متولد نشده است.


(قبرستان نو درقم قبر سلطان الواعظین نویسنده کتاب شبهای پیشاور و قبر کربلایی کاظم ساروجی و رسول ترک و قبربرادر علامه طباطبایی و خیلی از بزرگان در این قبرستان است که نزدیک حرم حصرت معصومه سلام الله علیها است.)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 7
:: باردید دیروز : 50
:: بازدید هفته : 313
:: بازدید ماه : 824
:: بازدید سال : 824
:: بازدید کلی : 824

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران