فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد


قال علی (علیه السلام):لکمیل بن زیاد
رویدک لاتشهر واخف شخصک لا تذکر
تعلم تعلم؛ واصمت تسلم
لا علیک اذا عرفک دینه لاتعرف الناس ولایعرفوک

آرام باش، خود را شهره مساز،خود را نهان دار که شناخته نشوى،
یاد گیر تا بدانى، خموش باش تا سالم بمانى.
بر تو هیچ باکى نیست، آن گاه که خدا دینش را به تو فهمانید،
که نه تو مردم را بشناسى و نه مردم تو را بشناسند.


***
چه نقاش ماهری است “فکر و خیال”؛ وقتی که دانه دانه موهایت را سفید می کند!



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
یا امام حسن عسگری
نویسنده : خدیجه
تاریخ :


حب الابرار للابرار ثواب للابرار
و حب الفجار للابرار فضيله للابرار
و بغض الفجار
للابـرار زيـن للابـرار
و بغض الابـرار للفجـار خزى علـى الفجار.


دوستـى نيكـان به نيكـان , ثـوابست بـراى نيكـان.
و دوستـى بـدان به نيكان , فضيلت است براى نيكان,

و دشمنى بدان با نيكان , زينت است بـراى نيكان,
و دشمنـى نيكـان بـا بـدان, رسـوايـى است بـراى بـدان.

تحف العقول,ص 487



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
آرامش مال كسي است كه صادق است
نویسنده : خدیجه
تاریخ :

 

 

يه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازي ميکردن. پسر کوچولو يه سري تيله داشت و دختر کوچولو چند تايي شيريني با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تيله هامو بهت ميدم؛ تو همه شيرينياتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترين و قشنگترين تيله رو يواشکي واسه خودش گذاشت کنار و بقيه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوري که قول داده بود تمام شيرينياشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابيدو خوابش برد. ولي پسر کوچولو نمي تونست بخوابه چون به اين فکر مي کرد که همونطوري که خودش بهترين تيله اشو يواشکي پنهان کرده شايد دختر کوچولو هم مثل اون يه خورده از شيرينيهاشو قايم کرده و همه شيريني ها رو بهش نداده

نتيجه اخلاقي داستان:

عذاب وجدان هميشه مال كسي است كه صادق نيست

آرامش مال كسي است كه صادق است

لذت دنيا مال كسي نيست كه با آدم صادق زندگي مي كند

آرامش دنيا مال اون كسي است كه با وجدان صادق زندگي ميكند

و يه نکته ديگه

اينکه همه ي آدما بقيه رو از منظر وجدان خودشون ميبينن !!

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
یاد بگیریم …
نویسنده : خدیجه
تاریخ :


یاد بگیریم …
یاد بگیریم که کارمان را جدی و خودمان را شوخی بگیریم.
یاد بگیریم که التیام زخم روح به اندازه ی زخم جسم مهم است.
یاد بگیریم که زمان میگذرد چه خوش بین باشیم چه نباشیم.
یاد بگیریم که آدمی همان چیزی را باور میکند که پیوسته به خود میگوید.
یاد بگیریم واقعیت چیزی است که هست نه چیزی که ما دوست داریم.
یاد بگیریم که ناتوانی از ماست نه از قدرت مسئله ای که فراروی ما قرار دارد.
یاد بگیریم که حضورمان پیوسته تغییر مثبتی در زندگی دیگران ایجاد کند حتی با یک سلام صمیمانه.
یاد بگیریم که هرچی اعمال و رفتار کسی ناخوشایندتر باشد به عشق بیشتری نیاز دارد.
یاد بگیریم



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
چه چیز تو را مغرور کرده ؟
نویسنده : خدیجه
تاریخ :



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جهان‏ بينى
نویسنده : خدیجه
تاریخ :

 

 جهان‏ بينى، يعنى تفسير كلّى از هستى.

بعضى كه به جهان مى‏ نگرند، آن راموجودى هدفدار و داراى پشتوانه‏ اى باشعور وبراساس طرح ونظم وحساب

مى‏يابند، اين بينش را «جهان‏ بينى الهى» مى‏نامند.

امّا بعضى گمان مى‏ كنند كه جهان هستى نه طرح قبلى دارد، نه طرّاح با شعور و نه هدف و حساب.

اين ديد و طرز فكر را «جهان‏ بينى مادّى» مى‏ گويند.

تفاوت اين دو جهان‏ بينى كاملاً آشكار، و اختلاف نتيجه اين دو بينش، قابل شك و ترديد نيست. زيرا اگر عقيده

داشتيم كه اين هستى خانه‏ اى است كه نه صاحبى دارد و نه حساب و كتابى؛ چرا داخل چنين خانه‏ اى هر كارى

كه دلمان خواست و باب ميلمان بود انجام ندهيم؟

امّا اگر اين خانه بزرگ «جهان هستى»، حساب و هدفى دارد و صاحبش براى هر چيز اندازه‏اى مقدّر فرموده است:

«قد جعل اللّه لكلّ شى‏ء قدرا»  و هيچ برگى از درخت نمى‏افتد، مگر با حساب و كتاب «و ما تَسقُط من وَرقةٍ الاّ

يَعلمها» پس من هم كه جزيى از اين جهان هستم، بايد خود را با خواست و رضاى صاحب خانه «خدا» تطبيق

دهم.

اگر هستى، بى‏ طرح و بى‏ هدف و بى‏ حساب است، براى من هم دليلى بر پذيرفتن نظم و تحمّل قيد و بندها وجود

ندارد.

انسانى كه فرموده خداى خود را باور دارد كه مى‏ فرمايد: «ما كنّا عن الخلق غافلين»ما از آفريده‏ هاى خود غافل

نيستيم. و عقيده دارد: «انّ ربّك لبالمرصاد» پروردگار تو در كمينگاه است.

چنين انسانى، هرگز رفتار وكردار او با انسانى كه چنين اعتقادى ندارد يكسان نيست.

تنها در جهان‏ بينى الهى است كه مى‏ توانيم انسانى مسئول و متعهّد باشيم، زيرا زمانى مسئوليم كه زير نظر باشيم،

و در مورد هستى مورد سؤال قرار گيريم.

به علاوه وقتى گفته مى‏ شود: انسان مسئول است، هر مسئولى سائلى مى‏ خواهد، سائل ما كيست؟

وقتى من معتقدم كه كلّ هستى بى‏ صاحب است، پس در برابر چه كسى مسئولم؟ اگر گفته شود: در برابر خلق.

مى‏ گوييم خلق كيستند؟ خلق هم موجوداتى مانند من هستند؟ كه در مقابل كسى مسئوليّتى ندارند.

آرى از ديدگاه يك انسان مادّى، تمام هستى بدون طرح قبلى است و به مرور زمان به اين صورت در آمده وهمه

انسان‏ها روبه نيستى مى‏ روند وبا مردن نابود مى‏شوند. هدف دنيا رفاه وخوشى وسپس نابودى است. با اين طرز تفكّر

مى ‏توان گفت: چرا باشم و خودكشى نكنم؟ من كه پس از سال‏ها رنج، نابود مى‏شوم، چرا زودتر خود را خلاص نكنم؟

 امّا جهان‏ب

ينى الهى به انسان آرامش مى‏بخشد، «الا بذكر اللّه تطمئنّ القلوب»زيرا خداوند را بخشنده و مهربان و توبه‏ پذير

مى‏ داند. خدايى كه به نيكوكاران پاداش فراوانى مى ‏دهد و بسيار زود از بندگانش راضى مى‏شود،

«يا سريع الرّضا»!

 

هستى در جهان‏ بينى الهى

 

* آفرينش، براساس لطف ورحمت الهى است. «كتب على نفسه الرحمة»

من نكردم خلق تا سودى كنم‏

بلكه تا بر بندگان جودى كنم‏

* هستى در جاى خود نيكوست و به بهترين وجه آفريده شده است. «احسن كل شى خلقه»

* هستى در حال تسبيح و كرنش است. «كلّ له قانتون»

، «يسبّح لِلّه ما فى السموات و ما فى الارض»

و تسبيح آنها نيز آگاهانه است.

«كل قد علم صلاته و تسبيحه»

* اعمال انسان - كوچك يا بزرگ، خوب يا بد - داراى پاداش يا مجازات است.

«فمن يعمل مثقال ذرّة خيراً يره ومن يعمل مثقال ذرّة شرّاً يره»

* پايان جهان به سوى خداست.

«و انّ الى ربّك المنتهى»

«اليه المصير»

كسى كه داراى جهان بينى الهى است، احساس بى كسى نمى كند و خود را تحت ولايت خدا مى بيند.

«اللّه ولىّ الذين امنوا»(داراى ديدى باز است. «يجعل لكم فرقانا»

در امورش گشايش است. «يجعل له مخرجا»

مسيرش هموار است.

«و ان اعبدونى هذا صراط مستقيم»

رهبرش آسمانى است. «انا بشر مثلكم يوحى الىّ»

انسان را خليفه خدا مى ‏داند. «انّى جاعل فى الارض خليفه»

انسان را با كرامت مى‏ داند. «و لقد كرّمنا بنى آدم»

تابع و بله‏ قربان‏ گوى اين و آن و طاغوت‏ها نيست.

«يكفر بالطاغوت»

كارهايش رنگ خدايى دارد. «صبغة اللّه»

خوبى ‏هاى خود را از خدا مى ‏داند.

«ما اصابك من حسنة فمن اللّه»

و بدى ‏ها را از خود. «ما اصابك من سيّئة فمن نفسك»

همانند زمين كه روشنايى‏ اش از خورشيد است وتاريكى آن از خود اوست.

انسان موحّد، در حالى كه بنده خداست، خود را صاحب اختيار و اراده مى‏ داند. او معتقد است گرچه هستى در دست

او نيست، امّا او در رفتارش دارد.

آنچه را كه براى خود نگه داشته، فانى و آنچه را براى خدا و در راه خدا داده ماندگار مى‏ داند.

«ما عندكم ينفد و ما عنداللّه باق»

روزى در خانه پيامبر صلى الله عليه وآله گوسفندى ذبح شد، پيامبر فرمودند: گوشت آن را بين نيازمندان تقسيم

كنيد. ساعتى بعد يكى از همسران پيامبر گفت: يا رسول اللّه! فقط گردن گوسفند براى ما باقى مانده است.

پيامبر صلى الله عليه وآله فرمودند: چنين نيست، بلكه همه آن براى ما مانده، به جز گردنش

 نقش جهان‏ بينى

 كسى كه نابهنگام و در دل شب، درِ خانه ما را بزند، تا او را نشناسيم، هرگز در را به روى او باز نمى‏ كنيم. تا ندانيم

هواى شهرى كه قصد سفر به آن را داريم چگونه است، نمى‏ دانيم چه لباسى با خود برداريم. تا ندانيم مجلسى كه به

آن دعوت شده‏ايم، مجلس عزاست يا عروسى، نمى ‏توانيم تصميم بگيريم كه چه لباسى بپوشيم!. بايد بدانيم به كجا

مى‏ رويم تا وظيفه ما معلوم گردد. بنابراين، نوع عقيده وديگر جهان‏ بينى ما، بر رفتار و نوع انتخاب ما اثر مى‏گذارد.

 جايگاه شناخت

 همان‏گونه كه نوع رفتار و گفتار ما از جهان‏ بينى ما نشأت مى‏ گيرد، نوع جهان‏ بينى نيز از شناخت ما سرچشمه

مى‏ گيرد،

يعنى انتخاب جهان‏ بينى به نوع شناخت بستگى دارد. واين شناخت ما از خود وهستى است كه به انتخاب نوع خاصّى

از جهان‏ بينى منجر مى‏شود.

 با اين بيان، چنين نتيجه مى‏ گيريم كه اعمال ما برخاسته از جهان‏ بينى ما، و جهان‏ بينى ما به شناخت ما وابسته

است.

 در اينجا لازم است درباره شناخت، توضيح مختصرى ذكر كنيم.

 امتياز انسان نسبت به ساير موجودات، برخوردارى آنها از نعمت بزرگ شناخت و معرفت است. در اهميّت شناخت،

همين بس كه خداوند در بسيارى از آيات قرآن، انسان‏ها را به كسب شناخت و معرفت دعوت مى ‏كند، و كسانى را كه

اهل تفكّر و تدبر و تعقل نيستند به شدّت مذمت نموده، توبيخ مى‏ كند.

 خداوند در قرآن، ما را از پيروى آنچه به آن شناخت نداريم، منع كرده است «ولاتقف ما ليس لك به علم»

وافرادى را كه بدون شناخت، راهى را مى‏ روند و عملى را انجام مى‏ دهند، كوران و كران و گنگانى مى ‏داند كه تدبّر

نمى‏ كنند.

 در ضرورت شناخت، گفتار مولاى متقيان به كميل بسيار قابل توجّه است. امام‏ عليه السلام مى ‏فرمايد:

«يا كميل ما من حركةٍ الا و انت محتاج فيها الى معرفه»

هيچ حركتى وجود ندارد مگر آنكه تو در آن به معرفت نياز دارى.

 معرفت و شناخت، اعمال ما را ارزشمند مى‏ سازد. در مكتب اسلام درجات اعمال و كارهاى ما به ميزان معرفت ما

بستگى دارد. هر چه معرفت ما بيشتر باشد كارهاى ما ارزشمندتر است.

 در قرآن و احاديث، مسلمانان به كسب معرفت بسيار تشويق شده‏اند. معرفت نسبت به خدا، پيامبران، ائمه، هستى،

اصول و فروع دين.

 در دعا از خدا مى‏ خواهيم كه خودش، پيامبرش، و وليّش را به ما بشناساند. در غير اين صورت ما گمراه مى‏ شويم

«الّلهم عرّفنى نفسك فانّك ان لم تعرّفنى نفسك لم اعرف ...»

 در روايتى از پيامبر اسلام‏ صلى الله عليه وآله آمده است: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليّة»

هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلى از دنيا رفته است

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ابزار شناخت
نویسنده : خدیجه
تاریخ :

  ابزار شناخت

  پس از آشنايى مختصر با شناخت، واهميّت و ضرورت آن، عوامل و ابزار شناخت را ذكر مى‏كنيم.

 خدا براى رسيدن به شناخت، ابزار ووسايلى را در اختيار انسان قرار داده:

 1- حواسّ‏

 حواسّ پنجگانه، نخستين ابزار و وسايلى هستند كه خداوند در اختيار انسان‏ها قرار داده است. آنان به كمك اين ابزار، بسيارى از اشيا و امور اطراف خود را درك مى‏كنند و مى‏شناسند. ديدنى‏ها را مى‏بينند، شنيدنى‏ها را مى‏شنوند، بوها را استشمام مى‏كنند، طعم‏ها را مى‏چشند و اشيا را لمس مى‏كنند.

 قرآن در اين‏باره مى‏فرمايد: «واللَّه أخرجكم من بطون امّهاتكم لا تعلمون شيئاً و جعل لكم السّمع و الابصار...»(78) و خداوند شما را از شكم مادرانتان بيرون آورد، در حالى كه هيچ چيز نمى‏دانستيد و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد... .

 2- عقل‏

 عقل، نعمت بزرگ الهى و حّجت باطنى انسان است. خداوند انسان را به داشتن چنين نعمت ارزشمندى مفتخر گردانيد، تا با كمك عقل هم محسوسات را بدرستى بشناسد و هم قدرت تحليل و تجزيه امور را پيدا كند.

 3 - وحى

 وحى، سرچشمه بسيارى از معارف است. از آنجا كه منشأ وحى، علم لايتناهى خداوند است، ناب‏ترين شناخت‏ها از اين طريق نصيب بشر گرديده است. انسان از طريق وحى، در مورد هستى و سرچشمه آن، به آگاهى‏هاى ارزنده‏اى دست يافته است، همچون: اسرار و رموز آفرينش، گذشته و آينده جهان، عالم آخرت وامور معنوى كه نيل به اين گونه معارف از راه‏هاى ديگر ناممكن است



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
منابع شناخت / موانع شناخت
نویسنده : خدیجه
تاریخ :

منابع شناخت

  خداوند، ما را به مطالعه، تدبّر وشناخت، در امورى دعوت كرده است.

 1- طبيعت‏

 آيات متعدّدى از قرآن، ما را به تدبّر در موضوعات مختلفِ طبيعى دعوت مى‏ كند. مانند آفرينش آسمان‏ها و زمين، گردش شب و روز، حركت كشتى در دريا، كوه‏ها، حيوانات و ... .

 2- تاريخ‏

 مطالعه تاريخ و آشنايى با فراز و نشيب‏ها، شكست‏ها و پيروزى‏ ها، بسيار آموزنده بوده، آدمى را صاحب معرفت و

شناخت مى‏ كند. انسان با مطالعه تاريخ به بسيارى از رموز، سنن و قوانين هستى پى مى‏ برد.

 قرآن سرگذشت پيشينيان را مايه عبرت و پندآموزى مى‏ داند «لقد كان فى قصصهم عبرة لاولى الالباب»

از پيامبرش مى‏ خواهد داستان‏هاى گذشتگان را بازگو كند. «فاقصص القصص لعلهم يتفكّرون»

 3- انسان‏

 مطالعه انسان در ابعاد مختلف توانايى ‏ها، استعدادها، نيازها و... موجب شناخت عميق مى ‏گردد.

خداوند در قرآن مى‏ فرمايد: «سنريهم اياتنا فى الافاق و فى انفسهم حتّى يتبيّن لهم انّه الحقّ»

به زودى نشانه‏ هاى خود را در آفاق و در درون انسان‏ها به آنان نشان خواهيم داد تا حقّانيّت خدا براى آنها ثابت شود.

 اميرمؤمنان‏ عليه السلام نيز مى ‏فرمايد:

 أتزعم انّك جرم صغير

و فيك انطوى العالم الاكبر

 اى انسان! آيا گمان مى‏ كنى جثّه كوچكى هستى، در حالى كه جهان بزرگ‏ترى در تو نهفته است

 شناخت‏هاى ناقص و كامل

 بديهى است كه انسان هر چه از ابزار بيشتر و كارآمدترى استفاده كند، به معارف بيشترى نائل مى‏گردد و شناخت

عميق و كامل‏ترى به دست مى‏ آورد. چنانكه عدم استفاده از تمامى ابزار و عوامل شناخت، يا استفاده ناقص از آنها از شناخت آدمى مى‏كاهد.

 تفاوت جهان‏ بينى الهى وجهان‏ب ينى مادّى از همين‏ جاست كه مادّى‏ گراها از تمامى ابزار و عوامل شناخت استفاده

نمى‏ كنند و على‏ رغم ادّعايى كه دارند، شناختشان ناقص است. مانند قصّابى كه فقط به وسيله كارد و بدون كمك

گرفتن از وسايل وموادّ ديگر، در انديشه شناختِ اعضا، وعناصر گوسفند باشد.

 موانع شناخت

  آشنايى با موانع شناخت، مفيد، بلكه ضرورى است، زيرا به اين سؤال پاسخ مى‏ دهد كه با وجود زمينه هاى شناخت

و ابزار آن، چرا برخى افراد راه را گم كرده، به شناخت كامل و روشنى نمى‏ رسند؟!

 موانع شناخت بسيار است، ولى ما در اينجا به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:

 1- هواهاى نفسانى‏

 «و من اضلّ ممّن اتّبع هويه»

و كيست گمراه‏تر از آنكه پيرو هواى نفس خويشتن است؟

 2- سنّت‏هاى غلط نياكان

 «و قالوا ربّنا انّا اطعنا سادتنا و كبرائَنا فاضلّونا السّبيلاً»

خدايا ما از بزرگان وپيشوايان - فاسد - خود اطاعت كرديم وآنها ما را به گمراهى كشاندند.

 3- استبداد انديشه و تعصّب‏

 «و قالوا قلوبنا فى اكنّة ممّا تدعونا اليه و فى آذاننا وقر و مِن بيننا و بينك حجاب»

 

گروه گمراه از روى تمسخر به پيامبران گفتند: دل‏هاى ما در پرده غفلت است و گوش‏هاى ما سنگين است



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

رزق

حضرت علی (ع) فرمودند:

 هر کس به دنبال دنیا دوید، مرگ هم به دنبال او می دود تا او را از دنیا خارج سازد.

 


 

 پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

 

هر کس به رزق کم راضی شود، خدا  به عمل کم او راضی می شود. به رزق کم راضی باشیم که خدا

 

به عبادت کممون راضی بشه!!!!!

 

خداوند سبحان با کم و زیاد کردن روزی امتحان عشق میگیرد، میزان و شدت عشق ما

 

را مشخص می کند، که آیا بنده اوییم یا بنده روزی!!!!!

 

1-گروهی : رب اهانن

 

2- گروهی‌: ‌‌رب اکرمن

 

3- گروهی : فقط بندگی

 

از کدوم گروه هستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

 

سوال: آیا زن می تواند امام جماعت برای زنان دیگر شود؟

امام خمینی (ره):

احتیاط واجب آن است که امام زن نیز مرد باشد.

تحریرالوسیله 1408هـ ق، ص 274، القول فی شرایط الامام سطر سوم

توضیح المسائل، ص 194 ، م 1453

 

آیت الله اراکی (ره):

جایز است.

عروة الوثقی، 1383، ص 629، م8، احکام الواضحه، ص 252 ، با استفاده از م 1445

زیدةالاحکام، ص 132، با استفاده از شرایط امام جماعت

 

آیت الله بهجت (ره):

اشکال ندارد.

وسیلة النجاة 1423هـ ق، ج1، ص 292، شرایط امام جماعت، م 1059

استفتائات، ج 2، 1386، ص 293، م 2618

 

آیت الله تبریزی(ره):

اشکال ندارد. ولی واجب است در صف مأمومین باشد و از صف آن ها جلوتر نباشد.

توضیح المسائل، 1378، ص 238، با استفاده از م 1467 المسائل المنتخبه ، 1382 ، ص 137 ، م 6  منهاج الصالحین ، 1426 ه. ق ، ص 221، الفصل الثالث، شرط اول

 

آیت الله خامنه ای (دام ظلّه):

امامت زن برای زن جایز است.

اجویة الاستفتائات، 1383، ص 120، م 546

 

آیت الله خوئی (ره):

اشکال ندارد. ولی واجب است در صف مأمومین باشد و از صف آن ها جلوتر نباشد.

منهاج الصالحین، ج1، ص 213، الفصل الثالث، شرط اول عروة الوثقی، ج1، ص 596، م 8 المسائل المنتخبه، 1412 هـ ق، ص 137، م 6

 

آیت الله سیستانی (دام ظلّه):

در صورتی که امام زن باشد احتیاط واجب آن است که امام زن در صف مأمومین باشد و از صف آن ها جلوتر نباشد.

منهاج الصالحین، ج1، 1426هـ ق، ص 265، الفصل الثالث، شرط اول المسائل المنتخبه، 1425 هـ ق، ص 175، م 6،

عروة الوثقی مع تعلیقات، ج2، ص 272، م 8

 

آیت الله شبیری زنجانی (دام ظلّه):

جایز است.

توضیح المسائل، 1384، ج1، ص 341، با استفاده از  م 1462 و 1467

 

آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظلّه):

امامت زن برای زن کراهت دارد.

توضیح المسائل، 1385، ص 290، م 1462

هدایة العباد، ج1، 1416 هـ ق، ص 211، م 1242

جامع الاحکام، ج1، 1383، ص 91، س 312 و 313

 

آیت الله فاضل لنکرانی (ره):

بنابر احتیاط واجب امام جماعت زن هم باید مرد باشد.

جامع المسائل، 1379، ج1، ص 115، س 406

توضیح المسائل، 1384، ص 240، م 1467، عروة الوثقی مع التعلیقات ج1 ص 601 م 1968

احکام الواضحه، 1424هـ ق، ص 211، الفصل الثالث، شرط اول

 

آیت الله گلپایگانی (ره):

در غیر نماز میت احتیاط لازم آن است که زن امامت نکند هر چند مأموم زن باشد.

توضیح المسائل، 1372، ص 253، م 1462

هدایة العباد، 1413 هـ ق، ص 249، با استفاده از م 1243

عروة الوثقی، 1380، ص629، م 8

 

آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه):

امامت زن برای زن مانعی ندارد.

توضیح المسائل، 1383، ص 237، م 1267

استفتائات جدید، ج1، 1384، ص 86، س 254

تعلیقه بر عروة الوثقی، 1413 هـ ق، ص 238

 

آیت الله نوری همدانی (دام ظلّه):

امامت زن زنان در صورتی که دارای شرایط نماز جماعت باشند مانع ندارد.

هزار و یک مساله فقهی، 1383،ج1، ص56، س199

تعلیقه بر عروة الوثقی، ص157، فصل فی الشرایط الامام الجماعة

 

آیت الله وحید خراسانی (دام ظلّه):

امامت زن برای زن صحیح است.

منهاج الصالحین، ج2، ص 242، الفصل الثالث، شرایط امام جماعت

توضیح المسائل، 1383، ص 242، الفصل الثالث، شرط اول

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 6
:: باردید دیروز : 50
:: بازدید هفته : 312
:: بازدید ماه : 823
:: بازدید سال : 823
:: بازدید کلی : 823

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران