فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
درد دارد
نویسنده : خدیجه
تاریخ :

 

درد دارد

زنــــــدگــــی در عصـــری کـــــــه شعار مردمانش

"ما اهـــــــــل کوفــــه نیستیم" باشد امــــا 

طلحه و زبیرها

در وسط میدان عربده کشی کنند و

علی همچنان تنها بماند

 

 

منبع :وبلاگ يا صاحب الزمان ع



|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
كاش
نویسنده : خدیجه
تاریخ :

 

nvgtgta30jekhk5wqyg.jpg

 

خدا هماني است كه ما مي خواهيم

 

كاش....

 

ما هم هماني باشيم كه خدا ميخواهد.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نصايح زيبا
نویسنده : خدیجه
تاریخ :

 

سعی کن در زندگی انقدر کامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران 
گرفتن خودت از آن ها باشد.
 
بر آن چه گذشت،
آن چه شکست،
آن چه نشد.....
حسرت نخور زندگی اگر آسان بود
با گریه آغاز نمی شد....!
 
توی مارپله زندگی مهره نباش که هرچی گفتن بگی باشه....!
تاس باش که هرچی گفتی بگن باشه


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

 

****برترين هاي دانش آموزان پيش دانشگاهي ****
 
هانيه سادات رضوي ٢٠
زهرا غميلويي٢٠
فرشته اكبري ٢٠
زهرا حيدريان ٢٠
فاطمه حيدريان ٢٠
طيبه هزاره ٢٠
فريحه يوسفي ٢٠
فائزه سادات حسيني ١٩/٥
زهرا رشتبر ١٩/٥
فاطمه رضايي عشاق ١٩/٥
هنگامه عبادي ١٩/٥
حديثه طاهري ١٩/٥
شيوا سرلك ١٩/٥
فاطمه آزادي نيا ١٩/٢٥
مائده ناصري ١٩/٢٥
مريم آقا خاني ١٩
زهرا سادات صالحيان ١٩
مريم خاوري ١٩ 
پريساگلستاني ١٩
 
هميشه موفق باشيد /تاج بخشيان 


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
بيست هاي گلهاي شهيد نيك بخت
نویسنده : خدیجه
تاریخ :

 

بيست هاي گلهاي دبيرستان نيك بخت
احسنت احسنت 
 
پايه اول دبيرستان
 
زهرا إقبال ٢٠
زهراجعفري٢٠
هانيه دچاني ٢٠
معصومه ذوالفقاري ٢٠
زهرا عالي ٢٠
زهرا مشفق ٢٠
صدف نوري ٢٠
پروانه اكبري ٢٠
هانيه بينقي ٢٠
فاطمه سادات حسيني ٢٠
مهناز رسته ٢٠
زينب زارعي ٢٠
زينب عطايي فرد٢٠
زهرا غلامي ٢٠
زهرا كاظم پور ٢٠
سحر گل محمدي ٢٠
زهرا معصومي٢٠
راضيه سادات موسوي ٢٠
محدثه سادات موسوي ٢٠
مرضيه سادات موسوي ٢٠
 
پايه دوم علوم انساني
 
فاطمه اسفندياري ٢٠
مريم رسته ٢٠
 
پايه سوم علوم انساني 
 
مدينه بيات ٢٠
 
موفق باشيد /تاج بخشيان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

 

آی کبوتر که نشستی روی گنبد طلا
تو که پرواز می کنی تو حرم امام رضا

 

من کبوتر بقیع ام با تو خیلی فرق دارم
سرم و بجای گنبد روی خاکها می ذارم

 

خونه قشنگ تو کجا و این خونه کجا
گنبد طلا کجا قبرهای ویرونه کجا

 

اون جا هر کی میپره طائر افلاکی میشه
این جا هر کی می پره بال و پرش خاکی میشه

 

اونجا خادما با زائر آقا مهربونن
اینجا زائرا رو از کنار قبرها می رونن

 

تو که هر شب می سوزه چلچراغا دور و برت
به امام رضا بگو غریب تویی یا مادرت

 

کی میگه که تو غریبی غریب عاشق نداره
روز و شب این همه مجنون رو خاکت سر می ذاره

 

غریب اونه تو بقیع شمع و چراغی نداره
نه ضریح و نه حرم حتی رواقی نداره....

 

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دارد زمان آمدنت دير ميشود
نویسنده : خدیجه
تاریخ :

 

دارد زمان آمدنت دير مي شود ...
دارد جوان سينه زنت پير مي شود ...

تقصير گريه هاي غريبانه شماست ...
دنيا غروب جمعه چه دلگير مي شود...

 

 

منبع وبلاگ ياصاحب الزمان ع



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
موقع نماز كه ميشه.....
نویسنده : خدیجه
تاریخ :

 

 






|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
لبخند باراني
نویسنده : خدیجه
تاریخ :

 

دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و برمی‌گشت، با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان ابری بود، دختر بچه طبق معمول همیشه، پیاده به سوی مدرسه راه افتاد. بعدازظهر که شد، هوا رو به وخامت گذاشت طوفان و رعد و برق شدیدی گرفت.
 
مادر کودک که نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت که با اتومبیلش به دنبال دخترش برود، با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شد و به طرف مدرسه دخترش حرکت کرد، اواسط راه ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در آسمان زده می‌شد، او می‌ایستاد، به آسمان نگاه می‌کرد و لبخند می‌زد و این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار می‌شد.
 
زمانی که مادر اتومبیل خود را کنار دخترک رساند، شیشه پنجره را پایین کشید و از او پرسید: چکار می‌کنی؟ چرا همین‌طور بین راه می‌ایستی؟
دخترک پاسخ داد: من سعی می‌کنم صورتم قشنگ به نظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس می‌گیرد!
 يادمان باشد هنگام رویارویی با طوفان‌های زندگی، خدا کنارمان است؛ پس لبخند را فراموش نکنیم!
 
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مرزی ترين نقطه وجود
نویسنده : خدیجه
تاریخ :

 

السلام علیک ایها الامام الرئوف علی ابن موسی الرضا علیه السلام
 
و سلام نام خداست...

دستت را می گذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس گمشده آهسته شروع می کند

به جوانه زدن...

سلام می کنی چشمت مست تماشای گنبد طلا می شود...

بو می کشی تا ریه هایت پر شود از عطر حضور نگاه مهربان امام رضا

و احساس تازگی اندیشه های خسته ات را فرا می گیرد...

زیر لب زمزمه می کنی یا ضامن آهو یا غریب الغربا حواست به من هست؟

دلت را جا گذاشتی در حرم و گره اش زدی به ضریح امام رضا...



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 7
:: باردید دیروز : 50
:: بازدید هفته : 313
:: بازدید ماه : 824
:: بازدید سال : 824
:: بازدید کلی : 824

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران