فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
چرا كنيه امام زمان (عج) ابوالقاسم است؟
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : شنبه 07 آذر 1394

 

چرا كنيه امام زمان(عج) ابولقاسم است؟
مگر ايشان فرزندي به نام قاسم دارند؟ 
 
چون پيامبر خدا(ص) فرمود: كنيه او مانند كنيه من است، از كنيه‏هاي مشهور آن حضرت «ابوالقاسم» است؛ اين بدان معناست كه آن حضرت فرزندي به نام «قاسم» خواهند داشت و يا آن كه قبلاً داشته‏اند.
البته درباره ازدواج حضرت مهدى(عج) دو نظريه وجود دارد و هر كدام شواهدى دارند.
 بر اساس قواعد كلى، مى‏توان گفت :
 آن حضرت ازدواج نكرده و اشكالى هم نخواهد داشت ؛ زيرا آن حضرت هر چيزى را كه با غيبت منافات داشته باشد، انجام نمى‏دهد ؛ زيرا ازدواج با غيبت منافات داشته و مستلزم آشكار شدن وضعيت امام(عج) خواهد بود ؛
ازدواج با وجود غايب بودن آن حضرت (با توجه به نظر مخفى شدن بدن او از ديده‏ها)، امكان ندارد و اگر بخواهد ظاهر شود و ازدواج كند، اين همان محذورى است كه بايد از آن دورى كند... اگر نظر ديگران (پنهان بودن عنوان و شخصيّت امام)، را مورد توجه قرار دهيم،
باز مى‏گوييم كه ازدواج آن حضرت با شخصيت واقعى خود، امكان ندارد و منافى با اصل «غيبت» است
(محمد صدر، تاريخ غيبت كبرى، ص 80 و 81.)
.
از طرف ديگر، هيچ دليل روشن و قطعى، بر وجود زن و فرزند براى آن حضرت نيست ؛ چون مسئله غيبت، مهم‏تر از ازدواج است و مى‏تواند براى مصلحت بالاتر، مسئله مهم (ازدواج) را ترك كند و اهم را انجام دهد و عمل به سنت پيامبر«ص» مى‏تواند بعد از ظهور و قيام انجام گيرد و ايشان تشكيل خانواده دهد و بنابر قولى احتمال دارد، ايشان در زمان غيبت صغرى ازدواج كرده باشد ؛ اما با آغاز غيبت كبرى به دليل مصالح مهم‏تر ازدواج را ترك كرده باشد.
بعضى از شواهد، دالّ بر وجود همسر و فرزند براى او است ؛ از جمله :
 
الف. قواعد كلى‏
 
احكام كلى شريعت محمدى«ص» ايجاب مى‏كند كه حضرت بقية اللَّه(عج) نيز مانند ديگر پيشوايان معصوم تشكيل خانواده داده و از سنت جدّ بزرگوارش حضرت محمد«ص» پيروى كند.
محدّث نورى مى‏گويد : «چگونه ترك خواهد نمود چنين سنت عظيمه جدّ بزرگوار خود را، با آن همه ترغيب و تحريضى كه در فعل آن و تهديد و تخويف كه در ترك آن شده است!
سزاوارترين امت در اخذ به سنت پيامبر«ص»، امام هر عصر است و تاكنون كسى ترك آن را از خصايص آن جناب نشمرده است»
( نجم الثاقب، ص 224..)
 
ب. روايات‏
 
در كتاب الغيبة، از مفضّل بن عمر از صادق«ع» نقل شده است :
«لا يَطّلع على موضعه احَدٌ مِن وُلدِه و لا غيره»؛ ؛ الغيبة، ص 102. ؛
 «بر مكان ايشان هيچ كس، حتى فرزندى از فرزندانش اطلاع ندارد».
 
سيد بن طاووس در جمال الاسبوع مى‏گويد : «روايتى با سندهاى متصل يافتم كه حضرت ولى عصر(عج) را اولاد بسيارى هست كه در شهرهاى كرانه دريا حاكم و والى هستند و درنيكى و بزرگوارى، در رأس نيكان روزگار و در قله صفات ابرار و اخيار هستند»
( جمال الاسبوع، ص 512..)
 
ابوبصير از امام صادق«ع» نقل مى‏كند: «گويا مى‏بينم كه قائم ما با خانواده‏اش در مسجد سهله اقامت گزيده است.
 ابوبصير مى‏گويد : گفتم : فدايت شوم! قائم هميشه در آن مسجد است؟
فرمود : آرى»
( اثبات الهداة، ج 3، ص 583، ح 776..)
 
البته با بررسى‏هاى سندى و دلايل اين روايات، به طور قطع نمى‏توان وجود فرزند را براى آن حضرت اثبات كرد (براى مطالعه درباره اين روايات ر.ك : حبيب اللَّه ظاهرى، ص 495 و 496.)
 
ابن طاووس دعاى امام رضا«ع» را در مورد حضرت مهدى(عج) چنين نقل كرده است :
«اللهم صلّ على ولاة عهده و الائمّة من ولده»؛
( جمال الاسبوع، ص 51..)
 
همچنين از آن حضرت نقل شده كه دعا مى‏فرمود :
«اللهم اعطه فى نفسِه و اهله و ولده و ذُرّيته و امته و جميع رعيّته ما تقرّبه عينه و تُسِرُّ به نفسه»؛ (بحار الانوار، ج 95، ص 232..)
 
در بخشى از صلواتى كه از ناحيه مقدسه صادر شده، آمده است :
«و صلّ على وليّك و ولات عهده و الأئمّة من ولده و مُدّ فى اَعمارهم و زد فى آجالِهم»؛
( كتاب الغيبة، ص 107 ؛ بحار الانوار، ج 52، ص 22..)
 
اين ادعيه به صورت كلى وجود زن و فرزند را براى آن حضرت مطرح مى‏كنند ؛
اما درباره همين ادعيه و الفاظ آنها نيز بين علما اختلاف نظر هست ؛
 براى مثال برخى دعاى امام رضا«ع» «اللهم صلى على ولاه عهده و الائمّة من ولده»؛ را چنين نقل كرده‏اند : 
«اللهم صل على ولاة عهده و الائمّة من بعده»؛. 
 
 اسامى فرزندان امام‏
روايت انبارى، گوياى اين مطلب است كه آن حضرت فرزندانى دارد ؛ بدين ترتيب :
1. طاهر فرمان رواى يكى از جزاير (واقع در درياى مديترانه)، به نام زاهره ؛
2. قاسم فرمان رواى جزيره رائقه ؛
3. ابراهيم، حاكم شهر صافيه ؛
4. عبد الرحمان حاكم شهر طلوم ؛
5. هاشم حاكم شهر عناطيس ؛
داستان اين شهر در بعضى از منابع ذكر شده است ؛
(ر.ك : نجم الثاقب، ص 220-222 ؛ بحار الانوار، ج 53، ص 213-221. )
ولى بى‏شباهت به افسانه نيست و مدرك معتبرى هم ندارد
(ر.ك : ابراهيم امينى، دادگستر جهان، ص 201 و 202..)
 
بر اساس روايتى : «هر امام بايد فرزند داشته باشد، به جز حضرت مهدى(عج) كه فرزند ندارد»
( كتاب الغيبة، ص 134.. )
در اين صورت، عدم ازدواج آن حضرت، مخالف سنت پيامبر«ص» نيست ؛ زيرا آن امام همام زندگى عادى و طبيعى مثل ديگران ندارد و پنهان زيستى ايشان نيز بر اساس دستور و مصلحت خداوندى است. افراد ديگرى نيز - همچون خضر و عيسى«ع» - با اينكه زنده‏اند، ازدواج نكرده و تشكيل خانواده نداده‏اند.
 همچنين درباره كنيه «اباالقاسم» مي توان گفت كه چه بسا كنايه باشد و منظور از «قاسم» تقسيم كننده مردم به بهشتي و ه جهنمي است همان طور كه درباره امام علي عليه السلام گفته شده است: «قسيم النار و الجنه». لذا اين كنيه براي پيامبر صلي الله عليه و آله و امام مهدي عجل الله تعالي فرجه به اين مناسبت نيز بكار رود.
 (ر.ك: معاني الاخبار، ص 52، عيون اخبارالرضا، ج 1، ص 91)
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
گزيده اي از سخنان مقام معظم رهبري درمورد اربعين
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : چهارشنبه 20 آبان 1394

 

گزيده هايي از سخنان مقام معظم رهبري درمورد اربعين
 
اربعین در حادثه‌ ی كربلا یك شروع بود؛
 یك آغاز بود.
 بعد از آنكه قضیه‌ ی كربلا انجام گرفت- آن فاجعه‌ ی بزرگ اتفاق افتاد- و فداكاری بی‌نظیر
ابا عبد اللَّه (علیه‌السّلام) و اصحاب و یاران و خانواده‌اش در آن محیط محدود واقع شد،
حادثه‌ ی اسارتها پیام را باید منتشر می‌كرد و خطبه‌ها و افشاگری‌ها و حقیقت‌گوئی‌های
حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) و امام سجّاد (علیه الصّلاة و السّلام) مثل یك رسانه‌ ی
پرقدرت باید فكر و حادثه و هدف و جهت‌ گیری را در محدوده‌ ی وسیعی منتشر می‌كرد؛
 و كرد.(  ۱۳۸۷/۱۱/۲۸ )
 
جابربن‌عبداللَّه را از مدینه بلند می‌کند و به کربلا می‌کشد. این، همان مغناطیسی است که
امروز هم با گذشت قرنهای متمادی، در دل من و شماست. کسانی که معرفت به اهل‌بیت دارند،
عشق و شور به کربلا همیشه در دلشان زنده است. این از آن روز شروع شده است.
عشق به تربت حسینی و به مرقد سرور شهیدان - سیدالشهداء - . ( ۱۳۸۵/۰۱/۰۱ )
 
***
 
اربعین به ما درس می‌دهد، که باید یاد حقیقت و خاطره‌ ی شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات
دشمن زنده نگهداشت. (۱۳۶۸/۰۶/۲۹)
 
***
 
اساساً اهمیت اربعین در آن است که در این روز، با تدبیر الهی خاندان پیامبر(ص)،
یاد نهضت حسینی برای همیشه جاودانه شد و این کار پایه‌گذاری گردید.
اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلی، در حوادث گوناگون - از قبیل شهادت
حسین‌بن‌علی(علیه‌السّلام) در عاشورا -
به حفظ یاد و آثار شهادت کمر نبندند، نسلهای بعد، از دستاورد شهادت استفاده‌ ی زیادی نخواهند برد.
 
 
درست است که خدای متعال، شهدا را در همین دنیا هم زنده نگه می‌دارد و شهید به طور قهری
در تاریخ و یاد مردم ماندگار است؛ اما ابزار طبیعی‌یی که خدای متعال برای این کار - مثل همه‌ی کارها -
قرار داده است، همین چیزی است که در اختیار و اراده‌ ی ماست.
 ما هستیم که با تصمیم درست و بجا، می‌توانیم یاد شهدا و خاطره و فلسفه‌ ی شهادت
را احیا کنیم و زنده نگهداریم.
 
 
اگر زینب‌کبری‌(سلام‌اللَّه‌علیها) و امام سجّاد(صلوات‌اللَّه‌علیه) در طول آن روزهای اسارت -
چه در همان عصر عاشورا در کربلا و چه در روزهای بعد در راه شام و کوفه و خود شهر
شام و بعد از آن در زیارت کربلا و بعد عزیمت به مدینه و سپس در طول سالهای متمادی
که این بزرگواران زنده ماندند - مجاهدات و تبیین و افشاگری نکرده بودند و حقیقت
فلسفه‌ ی عاشورا و هدف حسین‌بن‌علی و ظلم دشمن را بیان نمی‌کردند، واقعه‌ی عاشورا
تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقی نمی‌ماند.(۱۳۶۸/۰۶/۲۹)
 
 
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ازآن خوشم كه شدم نوكر سراي حسين
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : شنبه 25 مهر 1394

 

امام حسین,شعر درباره امام حسین,اشعار درباره امام حسین

از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین
منم غلام کسی که بود گدای حسین

دو چشم داده خداوند تا که گریه کنم
یکی برای حسن آن یکی برای حسین

یقین که آتش دوزخ حرام گردیده
به جسم آنکه بود یار آشنای حسین

برای بخشش کوه گناه یک راه است
بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین

کبوتر دل عشاق هر شب جمعه
نشسته است روی گنبد طلای حسین

خدا کند که شبی زائر حرم گردیم
و جان دهیم همان شب به کربلای حسین

به گوش جان تو اگر بشنوی هنوز آید
ز زیر نیزه و تیغ و سنان صدای حسین

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
قران وامام حسين عليه السلام (استاد قرائتي
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : چهارشنبه 22 مهر 1394

 

قران وامام حسين عليه السلام (استاد قرائتي)
 
 
قرآن حدود ٦٠لقب دارد
 
که همه آن ٦٠لقب را امام حسین علیه السلام هم دارد و این خیلی مهم است.
حالا آدم می‌فهمد که وقتی پیامبر اکرم(ص) فرمود:
 
«إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِى»(أمالی طوسی، ص‏547)
 
قرآن و اهلبیت(ع) یکی هستند. یعنی اگر دین حفظ شد می‌شود قرآن، اگر آدم شد می‌شود امام حسین علیه السلام. یعنی سیمای دین در کلمات قرآن است، در انسان امام است. به همین خاطر است که ما داریم:
 
«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا شَرِیکَ الْقُرْآنِ»(إقبال‏الأعمال، ص‏712)
 
یعنی قرآن و اهلبیت(ع) مثل دو کفة ترازو هموزن هستند. داریم:
 
«السَّلَامُ عَلَیْکُم‏ْْ أَئِمَّةَ الْمُؤْمِنِینَ وَ. . . . . . شُرَکَاءَ الْقُرْآن»(بحارالأنوار، ج‏99، ص‏162). 
 
===================================
 
امام و قرآن هر دو شریکند. نمونه‌هایی را در اینجا بیان می‌کنم: 
 
١-در مورد قرآن داریم:
 
قرآن جامع تورات، انجیل و زبور است.
 
دربارة امام حسین(ع) داریم:
 
همانطور که قرآن همه نکات تورات و انجیل و زبور را دارد امام حسین(ع) هم همه علوم
 
تورات و انجیل و زبور را دارد
 
«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ»(إقبال‏الأعمال، ص‏712)
 
حسین جان!
 تو وارث تورات و انجیل و زبور هستی. یعنی: اصارة همه کتابهای آسمانی تو هستی.
 تورات مال یهودیها، انجیل هم مال مسیحی‌ها، زبور هم مال حضرت داوود(ع) است.
 حسین جان! همه کتب آسمانی را تو داری.
 
آن وقت در مورد قرآن هم داریم:
 
قرآن جامع تورات، انجیل و زبور است. همانطور که قرآن همه نکات تورات و انجیل و زبور را دارد امام حسین(ع) هم همه علوم تورات و انجیل و زبور را دارد. 
 
======================================
٢-راجع به قرآن داریم:
 
«وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً» مزمل/4
 
یعنی قرآن را آرام آرام بخوان.
 
راجع به زیارت امام حسین(ع) هم داریم:
 
وقتی می‌روی حرم امام حسین(ع) قدمهایت را آرام آرام بردار. 
 
آرامش در تلاوت قرآن = آرامش در زیارت ابی عبدالله الحسین(ع)
 
«و امش حافیا و امش بمشی [مشی‏] العبد الذلیل»
 
(کامل‏الزیارات، ص‏221)
 
پا برهنه برو با تکبر وارد نشو. وقتی می‌روی حرم امام حسین(ع)، طوری نرو که وارد کاخ می‌شوی. با تواضع برو و قدمهایت را کوچک بردار.
 
=======================================
٣-راجع به خواندن قرآن داریم که:
 
قرآن را با آهنگ محزون بخوانید.
 
«فَاقْرَءُوهُ بِالْحُزْنِ»(کافی، ج‏2، ص‏614)
 
لحنتان حزین باشد.
 
در مورد امام حسین(ع) هم داریم که
 
«إِذَا أَرَدْتَ زِیَارَةَ الْحُسَیْنِ ع فَزُرْهُ وَ أَنْتَ حَزِینٌ»(کافی، ج‏4، ص‏587)
 
با حزن زیارت کن. در مکه اینطور نیست. در مورد نجف و مشهد و. . . اینطور نیامده است. 
 
« انّ للحسین محبه مکنونه فی قلوب المؤمنین »
 
حسین(ع) یک عشقی در درون مؤمنین دارد.
 
انسان وقتی پدر یا مادرش را از دست می‌دهد تا یک سال است و کم کم فراموشش می‌کند تنها کسی که بعد از 1400 سال دل انسان می‌سوزد و برایش گریه می‌کند، امام حسین(ع) است. حدیث داریم: خداوند از امام حسین(ع) یک عشقی در قلبهای مؤمنین قرار داده است. 
 
یکوقت یک چیزی گفتم، گفتم که: می‌گویند کد خدا را ببین ده را بچاپ، امام حسین(ع) خدا را دید دل را چاپید. هر چه داشت برای خدا داد. آنوقت خداوند دلها را عاشق او کرد.
 برخی نماز سختشان است اما راجع به امام حسین(ع) آسان هستند. هم پول خرج می‌کنند و هم جان خرج می‌کنندو زنی که عزیزترین چیز ممکن است نزد او طلا باشد، مردی که عزیزترین چیز ممکن است نزد سرمایه‌اش باشد، در راه امام حسین(ع) خرج می‌کنند. 
 
=====================================
٤ -در مورد قرآن داریم که:
 
«هُدىً وَ بُشْرى‏ لِلْمُؤْمِنینَ» بقره/97
 
هدایت و بشارت برای مؤمنین است.
 
در مورد امام حسین علیه السلام هم داریم :
 
مِصباحُ الهُدی و سَفینَة النجاة
 
یعنی ظرف هر دو مؤمنین است. بهره گیری از نور هدایت قرآن مال مؤمنین است.
 عشق حسین(ع) هم در دل مؤمنین است،
 
=====================================
٥راجع به قرآن هم داریم که:
 
قرآن برای همیشه است،
 
 «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَمْ یَجْعَلْهُ لِزَمَانٍ دُونَ زَمَانٍ وَ لِنَاسٍ دُونَ نَاسٍ فَهُوَ فِی کُلِّ زَمَانٍ جَدِیدٌ وَ عِنْدَ کُلِّ قَوْمٍ غَضٌّ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ»(عیون‏أخبارالرضا، ج‏2، ص‏87) قرآن برای زمان خاصی نیست. قرآن در هر زمانی نو است.
 
امام هم برای همیشه است.
 
پس قرآن برای تاریخ = امام برای تاریخ.
 
وقتی امام حسین(ع) شهید شد. حضرت زینب کبری(س) به حضرت سجاد(ع) فرمود: کشتند بکشند، خیمه را آتش زدند بزنند، امام ‌ای زین العابدین(ع) بدان
 
«وَ یَنْصِبُونَ لِهَذَا الْطَّفِّ عَلَماً لِقَبْرِ أَبِیکَ سَیِّدِ الشُّهَدَاءِ لَا یَدْرُسُ أَثَرُهُ وَ لَا یَعْفُو رَسْمُهُ عَلَى کُرُورِ اللَّیَالِی وَ الْأَیَّامِ»(کامل‏الزیارات، ص‏260)
 
در این که حسین(ع) شهید شد پرچمی بالا خواهد رفت که
 
«لَا یَدْرُسُ أَثَرُهُ»:
 
کهنه نخواهد شد.
 
«وَ لَا یَعْفُو رَسْمُهُ»:
 
آثارش محو نخواهد شد.
 
«عَلَى کُرُورِ اللَّیَالِی وَ الْأَیَّامِ»
 
شب و روزها بگذرد، کربلا فراموش نخواهد شد،
 
کربلا هم در هر زمانی نو است.
 
«کُنْتَ فِیهَا نُوراً سَاطِعاً لَا یُطْفَى»(کامل‏الزیارات، ص‏230)
 
امام حسین(ع) نوریست که خاموش نمی‌شود. در کامل الزیارات داریم که: حسین جان! نور تو خاموش نمی‌شود.
 
=======================================
٦-راجع به قرآن داریم :
 
قرآن خاموش شدنی نیست
 
، حضرت امیر المؤمنین علی(ع) در خطبة 198 می‌فرماید:
 
«نُوراً لَا تُطْفَأُ»(نهج‏البلاغه، خطبه 198)
 
تعبیر هر دو یکی است. خیلی‌ها خواستند که خاموش کنند.
 
متوکل عباسی که لعنت خدا بر او باد ١٧مرتبه قبر امام حسین(ع) را شخم کرد! تا اثری نماند! گفتند: شما که مسجد می‌سازید چرا قبر امام حسین(ع) را خراب می‌کنید؟ ! 
گفت: مردم در مسجد چرت می‌زنند و این برای حکومت من ضرر ندارد. مردم وقتی برای زیارت قبر امام حسین(ع) می‌روند، هیجانی می‌شوند و عصبانی می‌شوند که چه کسی حسین(ع) را کشته است؟ و لذا قبر امام حسین(ع)، مردم را انقلابی می‌کند. 
 
==========================================
٧-راجع به قرآن داریم:
 
یک کلمه هم انحراف ندارد.
 
«وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً» کهف/1
 
راجع به امام حسین(ع) هم داریم که: حسین جان!
 
«وَ لَمْ تَمِلْ مِنْ حَقٍّ إِلَى بَاطِلٍ»(تهذیب‏الأحکام، ج‏6، ص‏60)
 
یک لحظه هم گرایش به باطل پیدا نکردی.
 
نه حسین(ع) لحظه‌ای انحراف دارد و نه قرآن لحظه‌ای انحراف دارد، 
 
==========================================
٨-راجع به قرآن هم داریم:
 
قرآن برکت است
 
«وَ هذا کِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَکٌ» انعام/92
 
در مورد امام حسین هم داریم برکت است
 
در مقتل خوارزمی داریم: حسین جان!
 
«اللهم فبارک لی فی قتلِهِ»:
 
این شهادت تو مبارک بود.
 
کلمه برکت هم برای قرآن آمده و هم برای امام حسین(ع) را خودمان داریم می‌بینیم.
 
===========================================
،
برگرفته از پایگاه تخصصی منبرها www.menbarha.ir

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
امام حسين فقه را به هم ريخت!
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : چهارشنبه 22 مهر 1394

 

امام حسین(ع) فقه را به هم ریخت!
 
مگر نمی‌گویند: نماز مسافر شکسته است؟
 پس چرا به ما گفته‌اند: در حرم امام حسین(ع) نماز‌تان را درست بخوانید؟ !
 در حرم امام حسین(ع) و لو مسافرید نماز‌تان را درست بخوانید. چون آنجا خانه خودت است. 
 
مگر خاک خوردن حرام نیست؟
پس چرا لب زدن به تربت امام حسین(ع) حلال است؟ 
مگر زمانی که انسان احساس خطر کند، سفر حرام نیست؟
پس چرا می‌گویند: کربلا برو، ولو احساس خطر کردی؟ ! اصلاً حساب امام حسین(ع) جداست. ائمه(ع) همگی نور هستند همگی کشتی نجات هستند، اما کشتی امام حسین(ع) تندتر می‌رود. اگر حسین(ع) نبود، امام صادق(ع) هم نبود. تمام امامان ما از امام سجاد(ع) نسلشان از امام حسین(ع) است،
 
به ما گفته‌اند: وقتی می‌خواهید نماز بخوانید آن مقداری که حواست جمع است نماز قبول می‌شود، آن تکه‌هایی که حواستان پرت است پوسیده است. قسمت‌های پوسیده میوه خوردنی نیست. حالا یک کسی حواسش جمع نیست، چه کند؟
می‌گویند: نافله(نماز مستحبی) بخواند. حالا اگر کسی حال خواندن نماز مستحبی را هم نداشت چه کند؟ می‌گویند: لا اقل بر مهر کربلا سجده کند. خاک امام حسین(ع) نماز را قبول می‌کند. دعا زیر گنبد امام حسین(ع) مستجاب می‌شود. 
 
امام هادی(ع) مریض شد، نماینده فرستاد و به او فرمود: بروید کنار قبر حسین(ع)دعا کنید. گفتند: خودتون امامی!
فرمود: من امامم ولی دعا در آنجا مستجاب می‌شود،
حساب امام حسین علیه السلام جداست. 
 
 
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بهانه پشت بهانه!
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : جمعه 17 مهر 1394

 

«بسم الله الرحمن الرحيم»
 
 السلام علیک یا مولانا یا صاحب الزمان (عج)
 
آقای مهربانم سلام...!
 
مدتی می‌شود که بهانه‌های مختلف، پنجره ی روشنی را بر من بسته است...
مثل همه ی اهل زمانه‌ام! 
آخر مردمان زمانه ی ما،
به بهانه ی زندگی پر ز نور، در تاریکی سر می‌کنند...
به بهانه ی چیدن گلی، به بوستان نقاشی شده ی تابلوی کاغذی چشم می‌دوزند...
به بهانه ی سیرابی، سراب‌ها از پس هم می‌گذرانند...
و به بهانه ی انتظارت، بر پشت دیوار غیبت تکیه می‌زنند...
و...
بهانه پشت بهانه...
 
گویی کسی نیست تا برخیزد و بی‌بهانه، سنگی از این دیوار غیبت برچیند...!
 
 
 
آری...
حالا من هم از همان اهالی‌ام...
از اهالی کوی غافلان...
از اهالی سطرهای نقطه ‌نقطه...!
 
اما با همه ی نداشته‌هایم،
با همه ی نقطه ‌چین ‌هایم...!
هر از گاهی، 
گرمی آفتاب مهربانی را، از پشت پنجره ی نیمه بسته ی دلم، احساس می‌کنم.
خورشیدی که به آهستگی، 
با قدومی آرام و بی‌صدا...
بر داخل کلبه ی سرما زده‌ام، گرمی می‌چکاند...
 
باز هم مثل مردم زمانه‌ام...!
 
اما نمی‌دانم چه می‌شود که در جستجوی تابش بیشتر، 
و آن‌همه حرص و ولع بیش از پیش، داشته‌هایمان را هم پشت گوش می‌اندازیم...
بیش خواستن کجا و اندک را هم ز کف دادن کجا؟
 
آقاجان... 
چه می‌کنی با ما نامردمان؟
چه می‌کنی با این‌همه پنجره ی بسته و مهر و موم شده؟
چگونه از روزنه ی پنجره‌های سنگی، بر ما نااهلان می‌تابی و گرمیت را دریغ نمی‌کنی؟
 
مولاجان دلم برایت تنگ است...
تنگ‌تر از پیش...
بر من بتاب ای خورشید...
بر کلبه ی محقّر دلم باز هم بتاب...
باز هم بر همه ی مردمان زمانه‌ام بتاب...!
 
تا شاید گرمی نگاهت، خواب زمستانی را از چشمهای خواب‌زده ی مان بزداید...
بر ما بتاب...
 
التماس دعا
 
اللهم عجل لوليک الفرج
 
 
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
خطبه غدير
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : جمعه 10 مهر 1394

 

بخشي ازخطبه ي غدير 
 
پس بدانید ای تمامی مردم!
 
که خدا علی را ولی و امام شما قرار داده است.
 
و اطاعتش را بر همگان واجب ساخته است؛اعم از مهاجر و انصار.
 
و بر تابعین حق طلب.و بر شهری و بیابانی و حاضر و غایب.
 
و بر عجم و عرب.
 
و آزاد و بنده.
 
و کوچک و بزرگ.
 
و سفید و سیاه.
 
و بر تمامی موحدان و یکتاپرستان.
 
حکمش لازم الاجرا ست.
 
و کلامش جواز و مجوز.
 
و فرمانش نافذ.
 
هیچ چیز حلال نیست،مگر آنچه او حلال بداند.
 
و هیچ چیز حرام نیسن،مگر آنچه او حرام بشمارد.
 
ای همه خلایق!
 
دانشی نیست،مگر آن که خداوند به منش باز سپرده.
 
و من هم تمام آنچه آموخته و اندوخته ام،به علی منتقل کرده ام که پیشوای پرواپیشگان است.
 
ای مردم عالم!
 
این علی برادر من است و جانشین من و ظرف دانش های من.
 
و جانشین و جایگزین من در میان امتم و در امر تفسیر قرآن.
 
او دعوت کننده به سوی خداست.
 
و عمل کننده به آنچه رضای اوست.
 
و ستیزنده با دشمناش.
 
و حمایتگر طاعت و بندگی اش.
 
و بازدارنده از ارتکاب معصیتش.
 
جانشین رسول خداست و امیرمؤمنان.
 
و امام هدایتگر است.
 
او کسی است که به امر خدا با پیمان شکنان و ستمگران و دین ستیزان به نبرد برمیخیزد و خونشان را بر زمین میریزد.
 
خدایا!هرکه ولایت علی را میپذیرد،دوست بدار.
 
و هرکه با او به دشمنی برمیخیزد،دشمن بشمار.
 
و هرکه انکارش میکند،از رحمت خودت دور بگردان.
 
و هرکه حقش را میستاند،در آتش خشمت بسوزان.
 
بدانید و یقین کنید که با علی دشمنی نمیکند،مگر کسی که سیاهدل و ناپاک است.
 
و دل به ولایت علی نمیدهد،مگر کسی که پاک نهاد و پرهیزگار است.
 
و به او ایمان نمی آورد مگر کسی که باورش مبتنی بر صداقت و اخلاص است...
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
أشعار امام هادي عليه السلام
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : سه‌شنبه 07 مهر 1394

 

حضرت امام علی النقی علیه السلام در زندگی پربرکت خویش تلاش می‌ کردند تا از هر فرصتی، برای بیدار نمودن وجدان‌ های خفته در جهت ترویج معارف ناب اسلامی بهره ببرند .
 
شعر ملکوتی امام هادی علیه السلام در مجلس متوکل عباسی، تأثیری همچون شمشیر امیرالمومنين علی علیه السلام در نبرد احزاب داشت.
آن حضرت، آنچنان در این شعر، استوار و قاطع سخن گفتند که اشک متوکل عباسی جاری شد و از گریه متوکل، همه حاضران در مجلس نیز به گریه افتادند و در ادامه متوکل منقلب شد و کاسه شراب را شکست.
 
ابن جوزى نویسنده اهل سنت مى نویسد:
 یك بار از امام هادى علیه السلام نزد متوكل بدگویى كردند كه در منزل او اسلحه و نوشته ها و چیزهاى دیگرى است كه از شیعیان او در قم به او رسیده و او در پى تهاجم بر دولت است . متوكل گروهى را به منزل آن حضرت فرستاد و آنان شبانه به خانه امام علیه السلام هجوم بردند ولى چیزى به دست نیاوردند، آنگاه امام علیه السلام را در اتاقى تنها دیدند كه در به روى خود بسته و جامه اى پشمین به تن دارد و بر زمینى شن فرش نشسته و به عبادت خدا و تلاوت قرآن مشغول است . امام علیه السلام را با همان حال نزد متوكل بردند و به او گفتند: در خانه اش چیزى نیافتیم و او را رو به قبله دیدیم كه قرآن مى خواند.
 
متوكل چون امام هادی علیه السلام را دید، عظمت و هیبت امام او را فراگرفت و بى اختیار ایشان را احترام كرد و در كنار خود نشاند، و جام شرابى را كه در دست داشت به آن حضرت تعارف كرد. امام علیه السلام سوگند یاد كرد كه:
 
« گوشت و خون من با چنین چیزى آمیخته نشده است ، مرا معاف دار»
 
او دست برداشت و گفت : شعرى بخوان !
 
شعر ملکوتی امام هادی علیه السلام در مجلس متوکل عباسی، تأثیری همچون شمشیر امیرالمونین علی علیه السلام در نبرد احزاب داشت. آن حضرت، آنچنان در این شعر، استوار و قاطع سخن گفتند که اشک متوکل عباسی جاری شد و از گریه متوکل، همه حاضران در مجلس نیز به گریه افتادند و در ادامه متوکل منقلب شد و کاسه شراب را شکست
امام علیه السلام فرمود: من شعر كم از حفظ دارم .
 
گفت : باید بخوانى .
 
امام علیه السلام این اشعار را خواند:
 
 
باتو على قلل الأجبال تحرسهم
 
غلب الرجال فما أغنتهم القلل
 
و استنزلوا بعد عز عن معاقلهم
 
فاودعوا حفرا یا بئس ما نزلوا
 
ناداهم صارخ من بعد دفنهم
 
أین الأساور و التّیجان و الحلل
 
أین الوجوه التى كانت منعمّة
 
من دونها تضرب الاستار و الكلل
 
فاءصفح القبر عنهم حین سائلهم
 
تلك الوجوه علیها الدّود تنتقل
 
ترجمه أشعار امام هادي عليه السلام:
 
«شاهان بر قله كوهسارها شب را به روز آوردند، در حالى كه مردان نیرومند از آنان پاسدارى مى كردند، ولى قله ها نتوانستند آنان را از خطر مرگ برهانند.
 
آنان پس از مدت ها عزت از جایگاه هاى امن به زیر كشیده شدند و در گورها جایشان دادند. چه منزل بد و ناپسندی!
 
پس از آنكه به خاك سپرده شدند، فریادگرى فریاد برآورد: كجاست آن دست بندها و تاج ها و لباسهاى فاخر؟ كجاست آن چهره هاى در ناز و نعمت پرورش یافته كه به احترامشان پرده ها مى آویختند؟ بارگاه و پرده و دربان داشتند.
 
گور به جاى آنان پاسخ داد: بر آن چهره ها هم اكنون كِرم ها راه مى روند. اكنون كِرم ها بر سر خوردن آن چهره ها با هم مجادله مى كنند.
 
آنان مدت درازى در دنیا خوردند و آشامیدند؛ ولى امروز آنان كه خورنده همه چیز بودند، خود خوراك حشرات و كرم هاى گور شده اند».
 
دهمین امام روشنایی و هدایت علیه السلام با خواندن این اشعار كه متوكل انتظار آن را نداشت بزم خلیفه را دگرگون كرد.
 
مسعودى مى نویسد:
متوكل و تمام حاضران گریستند و آنگاه متوكل دستور داد بساط شراب را برچیدند و سپس چهارهزار درهم به امام علی النقی علیه السلام داد و آن حضرت را با احترام به منزل بازگرداند.
 
 
منبع: مروج الذهب ، ج 4، ص 11؛ نورالابصار، ص 166؛ تذكرة الخواص ، ص 361؛ وفیات الاعیان ، ج 3، ص 272؛ مآثر الانافة فى معالم الخلافة ، ج 1، ص 232. ( برگرفته شده از کتاب «چهره هاى درخشان چهارده معصوم علیهم السلام»، سید عبدالله حسینى دشتى)
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
خوش به حال انارها
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : چهارشنبه 28 مرداد 1394

خوش به حال انارها! 

دلتنگ که می شوند. می ترکند! 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
گمشده ی واقعی
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : جمعه 23 مرداد 1394
يا أبانا إستغفرلنا إنا كنا خاطئين...

مثل ما،

مثل كودكي است كه همراه پدر جايي مي رود كه در اين مسیر از بازاري عبور مي كنند

بچه آنقدر جذب ويترين مغازه ها مي شود كه دست پدر را رها كرده و گم مي شود
 
 
همين كه پدر را نمي بيند گمان مي كند پدر گم شده!!


حال آنكه خود گم شده است...!

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 23
:: باردید دیروز : 33
:: بازدید هفته : 516
:: بازدید ماه : 1653
:: بازدید سال : 5213
:: بازدید کلی : 5213

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران