فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
بكايين تاريخ
نویسنده : خدیجه
تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392

 

 بكايين تاريخ
 
 آدم يعقوب ، يوسف ، فاطمه زهرا و على بن حسين عليه السلام .
 
 
@آدم براى بهشت به اندازه اى گريست كه رد اشك بر گونه اش ‍ افتاد.
 
 
@يعقوب به اندازه اى بر يوسف خود گريست كه نور ديده اش را از دست داد. به او گفتند:
 
يعقوب ! تو هميشه به ياد يوسف هستى يا در اين راه از گريه ، آب يا هلاك مى شوى .
 
يوسف از دورى پدرش يعقوب آن قدر گريه كرد كه زندانيان ناراحت شدند و به او گفتند:
 
يا شب گريه كن روز آرام باش ! يا روز گريه كن شب آرام باش ! با زندانيان به توافق رسيد، در
 
يكى از آنها گريه كند.
 
 
@فاطمه زهرا آن قدر گريست ، اهل مدينه به تنگ آمدند و عرض كردند:
 
ما را از گريه ات به تنگ آوردى ، آن بانوى دو جهان روزها را از شهر مدينه بيرون مى رفت و در 
 
كنار قبرستان شهداء (احد) تا مى توانست مى گريست و سپس به خانه برمى گشت .
 
 
@و على بن حسين (امام چهارم ) بيست تا چهل سال بر پدرش حسين گريه كرد. هر گاه 
 
خوراكى را جلويش مى گذاشتند گريه مى كرد.
 
غلامش عرض كرد:
 
سرور من ! مى ترسم شما خودت را از گريه هلاك كنى .
 
حضرت فرمود: من از غم غصه خود به خدا شكوه مى كنم ، من چيزى را مى دانم كه شما
 
نمى دانيد من هرگاه قتلگاه فرزندان فاطمه را به ياد مى آورم گريه گلويم را مى فشارد.
 
بحار الانوارجلد 12 صفحه 264
 
 
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 7
:: باردید دیروز : 50
:: بازدید هفته : 313
:: بازدید ماه : 824
:: بازدید سال : 824
:: بازدید کلی : 824

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران