فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
توضیح آیه 40احزاب(دین وزندگی3 )
نویسنده : خدیجه
تاریخ : دوشنبه 12 مهر 1395
توضیح آیه 40 سوره احزاب «ما کانَ مُحَمَّدٌ اَبا اَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ وَ کانَ اللهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیماً»، 
پرسش
 
پاسخ اجمالی
به دنبال ازدواج رسول خدا(ص) با زینب، همسر مطلقه فرزندخوانده ایشان زید بن حارثه، منافقان که در پى بهانه بودند تا بر پیامبر اسلام خرده بگیرند، پسرخوانده را به جاى فرزند واقعی به شمار ‌‌آورده و جنجال به راه انداختند که محمّد(ص) با همسر پسر خود ازدواج کرده است. این بود که آیه 40 سوره احزاب در ردّ گفتار آنان فرود آمد که محمّد(ص) پدر احدى از مردان امّت نخواهد بود.
پس، این آیه در موضوع ازدواج پیامبر اسلام (ص) با همسر مطلقه زید بن حارثه، پسر خوانده‌اش نازل شده است. بی‌گمان آیه شریفه در مقام پاسخ به اعتراضى است که مردم به رسول خدا (ص) داشتند که چرا با همسر پسر خوانده‌‏اش ازدواج کرد؟
چکیده جوابی که این آیه به معترضان می‌دهد، این است که رسول گرامى اسلام(ص) پدر هیچ یک از مردان موجود و فعلى شما نیست، تا ازدواجش با همسر یکى از شما، ازدواج با همسر پسرش باشد. بنابر این خطاب در «مِنْ رِجالِکُمْ» به مردم موجود در زمان نزول آیه است، و منظور از رجال، مقابل زنان و فرزندان است، و نفى پدرى، نفى تکوینى است، نه نفى تشریعى؛ یعنى هیچ یک از مردان شما از صلب او متولّد نشده‏‌اند.
لذا معنای این آیه چنین است که محمّد پدر هیچ یک از این مردان که همان مردان شما باشند نیست، تا آن‌که ازدواجش با همسر یکى از آنان، بعد از جدایى، ازدواج با همسر فرزندش باشد، و زید بن حارثه هم یکى از همین مردان شما است، پس ازدواج رسول خدا(ص) با همسر او، بعد از آن‌که همسر خود را طلاق داد، ازدواج با همسر پسرش نمى‌‏باشد. اما این‌که آن‌حضرت وى را پسر خویشتن خواندند، هدف از این پسرخواندگی، تنها اظهار محبت نسبت به «زید» بوده است و هیچ اثرى از آثار پدر و فرزندى بر آن مترتب نمى‏‌شود؛ چون خدا پسر خوانده‏‌هاى شما را فرزند شما نمى‌‏داند.
این آیه دلالت ندارد که پیامبر(ص) تا ابد پدر هیچ مردی نخواهد بود؛ زیرا که طاهر و قاسم و ابراهیم از پسرهاى آن‌حضرت بودند که پیش از وفات پیامبر اکرم (ص) از دنیا رفتند، و نیز منافات ندارد که حسن و حسین(ع) پسران حضرتش به شمار آیند چنانچه احادیث شاهد بر آن است[1] که پیامبر اکرم(ص) آنان را پسران خود می‌‌دانست: «و ابناى هذان امامان قاما او قعدا»؛[2] این هر دو پسر من امامند خواه نشسته باشند و خواه ایستاده.
این آیه آخرین سخنى است که خداوند در ارتباط با مسئله ازدواج پیامبر(ص) با «همسر مطلقه زید» براى شکستن یک سنّت غلط جاهلى، بیان مى‌‏دارد، و جواب کوتاه و فشرده‏‌اى است به عنوان آخرین جواب، و ضمناً حقیقت مهم دیگرى را که مسئله خاتمیت است به تناسب خاصى در ذیل آن بیان مى‏‌کند.
نخست مى‌‏فرماید: «محمد پدر هیچ یک از مردان شما نبود»(ما کانَ مُحَمَّدٌ اَبا اَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ).
نه «زید» و نه دیگرى، و اگر یک روز نام پسر محمد بر او گذاردند، این تنها یک عادت و سنت بود که با ورود اسلام و نزول قرآن بر چیده شد، نه یک رابطه طبیعى و خویشاوندى.
امام حسن و امام حسین (ع) که آنها را فرزندان پیامبر(ص) مى‌‏خواندند، اگرچه به سنین بالا رسیدند، ولى به هنگام نزول این آیه هنوز کودک بودند، بنابر این، جمله «ما کانَ مُحَمَّدٌ اَبا اَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ» که به صورت فعل ماضى آمده است به‌طور قاطع در آن هنگام در حق همه صادق بوده است.
بنابر این، بی‌گمان آیه شریفه در مقام پاسخ به اعتراضى است که مردم به رسول خدا(ص) داشتند که چرا با همسر پسر خوانده‌‏اش ازدواج کرد؟[3]
از آنچه گذشت روشن شد که آیه شریفه هیچ اقتضا ندارد بر این‌‌که آن‌جناب پدر قاسم، طیب، طاهر، و ابراهیم، و همچنین حسن، و حسین، نباشد، براى این‌‌که گفتیم آیه در خصوص رجال موجود در زمان نزول آیه و همه آن کسانى است که در آن روز مردى بودند که توانایی ازدواج داشته­اند، و نامبردگان هیچ یک واجد این صفت نبودند. 
و در این آیه اشاره به این حقیقت نیز هست که ارتباط آن‌جناب با شما مردم، ارتباط رسالت و نبوت است، و آنچه او مى‏‌کند به امر خداى سبحان است.[4]
برای آگاهی بیشتر: شان نزول آیۀ 37 سورۀ احزاب، 2685
 

[1]. بانوى اصفهانى، سیده نصرت امین، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج ‏10، ص  23، نهضت زنان مسلمان، تهران، 1361.
[2]. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 367، ، مؤسسه انتشارات علامه قم، 1379ق.
[3]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏17، ص 336 و  337، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ اول، 1374ش.
[4]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوی همدانی، محمد باقر، ج ‏16، ص 487، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ پنجم، 1374ش.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

[Comment_Avator]
ثنــای دوست داشتنی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام خانم تاج بخشیان عزیز! چه نسبت قشنگ و تامل برانگیــــزی!!!


خیـــــلی متشکرم از پست آموزنده تون
پاسخ:سلام برشما الهه خانوم عزيزم
متشكرم ازحضورتون

[Comment_Avator]
هومن در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام


مثل همیشه عالی
پاسخ:سلام
متشکرم

[Comment_Avator]
نرگس در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام خانم معلم عزیز..پس شیمی هم درس میدین؟خیلی قشنگ بود...لازم شد درس شیمی رو برا فاطمه شرو کنم تا بعدش این مطلب براش بگم!
پاسخ:سلام نرگس جون
چه كنيم بايد همه فن حريف بود!!!

[Comment_Avator]
مهناز در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
این شنیــدم که شبی بر سر مد


دختــری بـــا پـــدرش بود به جنگ


پـدر از روی نصیحـت مـی‌گفت کـــه مـکـن پیـــروی از راه فرنــگ


مــرو از خــانـه بـرون بـی‌چادر بــرتــن خویـش مــکن دامــن تنگ


ای بسا گـرگ که در جامه میش بهـــر صیــد تــو نـــوازد آهنـــگ


نکننــد ایــن دغــلان از دغلی بهــر اغفـــال تــو یـک لحظه درنگ


دختــر از روی تعــرض گفتش آنچــه گویـی بـودم جمله جفنگ


بـاب خــاموش دگـر یــاوه مــگو کــه تــو پیــری و نداری فرهنگ


مــدتی شــد سپری زن جریان


تا که یک شب پسری گوش به زنگ


بــا سخنـهای زیبنـدة عشــق


بــا بیــانــات دل انگیــز و قشنـگ


همچو آهو به سخن رامش کرد


از ره حیلــه چـــو روبـــاه زرنـــگ


گــوهر عفـت او را زد و بــرد کـــرد دامـــان وی آلــوده بـه ننگ


همچنانی که به خود می‌بالیـد


زیرلـــب زمـــزمــه کـرد این آهنگ


صید با پای خود افتاد بدام


مرغ با پای خود افتاده به چنگ
پاسخ:احسنت
بسيارزيبا بود!

[Comment_Avator]
شهاب الدین در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
این زمهریر فصل شکوفایی تو نیست


چیزی بجز تراکم تنهایی تو نیست


با صدهزار جلوه برون آمدی، ولی


چشمی برای دیدن زیبایی تو نیست


یک تن از این جماعت ابن السلامها


مجنون یک کرشمه لیلایی تو نیست


نامردها بغیر تنت را نخواستند


با قیمتی که خرج تن آرایی تو نیست!


برق غرور وحشی یک ببر ماده کو؟!


در چشمهای آهوی صحرایی تو نیست!


زیباترین! عروسک اهریمنان شدن


شایسته مقام اهورایی تو نیست!
پاسخ:اي كاش دختران وزنان مقام اهورايي خود را درك كنند

[Comment_Avator]
شهاب الدین در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام


وقت به خیر..


متشکرم از بابت تذکرتون.


ان شاالله بعد از این بیشتر دقت میکنم.
پاسخ:سلام
شبتون به. خير !
خواهش ميكنم
عذرخواهي مرابپذيريد قصدجسارت نداشتم!


آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 7
:: باردید دیروز : 50
:: بازدید هفته : 313
:: بازدید ماه : 824
:: بازدید سال : 824
:: بازدید کلی : 824

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران