فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
سخنان حكمت آميز امام صادق
نویسنده : خدیجه
تاریخ : چهارشنبه 14 خرداد 1393

 

 

سخنان حكمت آميز حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام)

- كلمات قصارامام صادق (ع)
در كتاب "مجموعه شهيد اول (ره)" از امام صادق (ع) روايت شده است كه فرمودند:
1- طلبتُ الجنة، فوجدتها فى السخاء : بهشت را جستجو نمودم،

پس آن را در بخشندگى و جوانمردى يافتم.
2- و طلبتُ العافية، فوجدتها فى العزلة: و تندرستى و رستگارى را جستجو نمودم،

پس آن را در گوشه‏ گيرى(مثبت و سازنده) يافتم.

3- و طلبت ثقل الميزان، فوجدته فى شهادة »ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»:
و سنگينى ترازوى اعمال را جستجو نمودم،

پس آن را در گواهى به يگانگى خدا تعالى و رسالت حضرت محمد (ص) يافتم.


4- و طلبت السرعة فى الدخول الى الجنة، فوجدتها فى العمل لله تعالى: سرعت در ورود به بهشت را جستجو نمودم،

پس آن را در كار خالصانه براى خداى تعالى يافتم.
5- و طلبتُ حب الموت، فوجدته فى تقديم المال لوجه الله:و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم،

پس آن را در پيش فرستادن ثروت (انفاق) براى خشنودى خدا يافتم.


6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فى ترك المعصية: و شيرينى عبادت را جستجو نمودم،

پس آن را در ترك گناه يافتم.
7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها فى الجوع و العطش: و رقت (نرمى) قلب را جستجو نمودم،

پس آن را در گرسنگى و تشنگى (روزه) يافتم.
8- و طلبت نور القلب، فوجدته فى التفكر و البكاء: و روشنى قلب را جستجو نمودم،

پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم.


9- و طلبت الجواز على الصراط، فوجدته فى الصدقة: و (آسانى) عبور بر صراط را جستجو نمودم،

پس آن را در صدقه يافتم.
10- و طلبت نور الوجه، فوجدته فى صلاة الليل: و روشنى رخسار را جستجو نمودم،

پس آن را در نماز شب يافتم.

11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فى الكسب للعيال: و فضيلت جهاد را جستجو نمودم،

پس آن را دربه دست آوردن هزينه زندگي زن وفرزند يافتم.

 

12- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته فى بغض اهل المعاصى: و دوستى خداى تعالى را جستجو كردم،

پس آن را در دشمنى با گنهكاران يافتم.
13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها فى النصيحة لعبادالله: و سرورى و بزرگى را جستجو نمودم،

پس آن را در خيرخواهى براى بندگان خدا يافتم.
14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته فى قلة المال: و آسايش قلب را جستجو نمودم،

پس آن را در كمى ثروت يافتم.


15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فى الصبر :و كارهاى پر ارزش را جستجو نمودم،

پس آن را در شكيبايى يافتم.
16- و طلبت الشرف، فوجدته فى العلم: و بلندى قدر و حسب را جستجو نمودم،

پس آن را در دانش يافتم.
17- و طلبت العبادة فوجدتها فى الورع: و عبادت در جستجو نمودم،

پس آن را در پرهيزكار يافتم.


18- و طلبت الراحة، فوجوتها فى الزهد:و آسايش را جستجو نمودم،

پس آن را در پارسايى يافتم.
19- و طلبت الرفعة، فوجدتها فى التواضع: برترى و بزرگوارى را جستجو نمودم،

پس آن را در فروتنى يافتم.
20- و طلبت العز، فوجدته فى الصدق: و عزت (ارجمندى) را جستجو نمودم،

پس آن را در راستى و درستى يافتم.


21- و طلبت الذلة، فوجدتها فى الصوم: و نرمى و فروتنى را جستجو نمودم،

پس آن را در روزه يافتم.
22- و طلبت الغنى، فوجدته فى القناعة: و توانگرى را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت يافتم.
23- و طلبت الانس، فوجدته فى قرائة القرآن: و آرامش و همدمى را جستجو نمودم،

پس آن را در خواندن قرآن يافتم.


24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فى حسن الخلق: و همراهى و گفتگوى با مردم را جستجو نمودم،

پس آن را در خوشخويى يافتم.
25- و طلبت رضى الله، فوجدته فى برالوالدين: و خوشنودى خدا تعالى را جستجو نمودم،

پس آن را در نيكى به پدر و مادر يافتم.

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
عوامل بركت در زندگي
نویسنده : خدیجه
تاریخ : چهارشنبه 14 خرداد 1393

 

 

از عوامل برکت در زندگی

امام رضا علیه السلام  به نقل از پیامبر مهربانی (ص)می فرمایند:

برای خانه های خود سهمی از تلاوت قرآن قرار دهید،

چون هر کسی که درخانه خود قرآن تلاوت کند،

کارهای اهل آن خانه آسان گردد.

وخیر وبرکت  در آن خانه زیاد شودوهرخانه ای که

در آن قرآن تلاوت نکنند،

کارها بر اهل آن تنگ شود ،

وخیر وبرکت در آن خانه کم گردد وساکنان آن ،

بی برکت ودر نقصان باشند.

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
خوشحالم كه به امام درد نمي رسد!!
نویسنده : خدیجه
تاریخ : چهارشنبه 14 خرداد 1393

 

یه پسر بچه شانزده ساله رو آوردند اورژانس

 

هنوز از بدن مطهرش دود بلند می شد

 

بدنش سوخته بود و چهره اش قابل تشخیص نبود

 

اما لب هاش آیات قرآن می خواند و برای سلامتی امام دعا می کرد...

 

یه مجروح دیگه آوردند که از هم دریده شده بود

 

ازش پرسیدم : دردت شدیده؟!!!

 

گفت: خوشحالم که به امام درد نمیرسه ...

 

منبع: کتاب روایت مقدس ، صفحه 13



|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
دنيا به عزاي تو يتيمانه گريست!!
نویسنده : خدیجه
تاریخ : سه‌شنبه 13 خرداد 1393

 

دنیا به عزای تو یتیمانه گریست
هر مرد و زن و عاقل و دیوانه گریست
من کودک معصوم یتیمی دیدم
آنروز چه مظلوم و غریبانه گریست . . .

 

 

عکسهای امام خمینی
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار امام خميني و مقام معظم رهبري
نویسنده : خدیجه
تاریخ : سه‌شنبه 13 خرداد 1393

 

شعر امام خميني
 
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
 
فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم
 
غم دلدار فکنده است به جانم شرری
که بجان آمدم و شهره بازار شدم
 
در میخانه گشایید برویم شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم
 
جامه زهد و ریا کندم و بر تن کردم
خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم
 
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند می آلوده مددکار شدم
 
بگذارید که از بتکده یادی بکنم
من که با دست بت میکده بیدار شدم
 
 
پاسخ مقام معظم رهبري به اشعارامام خميني
 
تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی ؟
تو طبیب همه‌ای از چه تو بیمار شدی ؟
 
تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان  
دار منصور بریدی همه تن دار شدی
 
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر      
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی
 
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی     
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
 
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست      
امت از گفته دربار تو هشیار شدی 
 
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی     
دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی
 
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به حق یار شد
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شعري زيبا از امام خميني
نویسنده : خدیجه
تاریخ : سه‌شنبه 13 خرداد 1393

 

مشنو از ني چون حکايت ميکند

بشنو از دل چون روايت ميکند

 

مشنو از ني،ني نواي بي نواست

بشنو ازدل،دل حريم کبرياست


 
ني چو سوزد تل خاکستر شود

دل چو سوزد محفل دلبر شود


ني ز خود هرگز ندارد شوروحال

دل بود مرآت نور ذوالجلال


 
ني اگر پرورده آب و گل است

دست پرورده خداوندي دل است


ني اگر بشکست بي قدر و بهاست

بشکند گر دل خريدارش خداست


ني تهي دست است و بي قدرو بها

دل بود گنجينه عشق و صفا


 
ني تهي مغز ودرونش پر هواست

دل تجليگاه عرفان وولاست


  
ني تورا از ياد خدا غافل کند

دل تو را در قرب حق نائل کند


 
ني به هر دست و به هر لب آشناست

دل مکان و خانه خاص خداست

 

ني چو بينم ياد آرم نينوا

دل شود نالان به ياد کربلا


 
از جفاي ني دلم آتش گرفت

کاش ني از ريشه آتش مي گرفت


 
ني ز حلقوم حسين خون مي مکيد

پي ني زينب گريبان مي دريد


 
ديدبر سر ني چون سر آن حق پرست

سر به محمل زد جبين خود شکست


 
چون رود در شام و در تشت طلا

مي خورد ني بر لب آن مقتدا


 
ني خورد چون بر لب و دندان او

دل بسوزد بر لب عطشان او


 "
ذره بس کن ماجراي ني نوا

سوخت از اين غم دل خير النساء





|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
آب که می دید , گریه می کرد .
نویسنده : خدیجه
تاریخ : سه‌شنبه 13 خرداد 1393

 

 

آب که می دید , گریه می کرد .

 پسرِ عمو عباس را که می دید ، گریه می کرد.

از خاک کربلا مُهر و تسبیح درست کرده بود .

آن ها را که می دید ، گریه می کرد.

می گفت :

" روزی را می بینم , که بالای قبر پدرم ،حسین ، حرمی ساخته اند

و اطرافش بازارهایی و مدتی نمی گذرد که از همه جا به زیارت او می روند ،

 وقتی که دولت بنی مروان از بین برود . "

و شد آنچه گفته بود



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
از تخت تا عرش
نویسنده : خدیجه
تاریخ : سه‌شنبه 13 خرداد 1393

 

 

 

از تخت تا عرش ...

سیزده سالش بود که رفت جبهه

 

توی عملیات بدر از ناحیه گردن قطع نخاع شد

 

هفده سال روی تخت ولی همواره خندان بود

 

بالای سرش این بیت شعر چشم نوازی می کرد:

 

چرا پای کوبم ، چرا دست بازم

 

مرا خواجه بی دست و پا می پسندد

 

همسرش میگه: نیم ساعت قبل از شهادتش بهم گفت:

 

نگران نباش! جای من رو توی بهشت بهم نشون دادند

 

خاطره ای از زندگی جانباز شهید حاج حسین دخانچی

 

منبع : کتاب روایت مقدس ، صفحه 67



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
فضیلت ذکر الحمدلله کما هو اهله
نویسنده : خدیجه
تاریخ : سه‌شنبه 13 خرداد 1393

 

 

 

امام صادق علیه السلام فرمودند:

کسى که بگوید:الحمدلله کما هو اهله

فرشتگان نویسندگان آسمانى نمى توانند ثواب آن را بنویسند. عرض کردم :

چرا؟

فرمود:

چون (ثواب آن را نمى دانند و) عرضه مى دارند:

خدایا! از غیب آگاهى نداریم و خدا مى فرماید:

 هر چه بنده ام مى گوید، بنویسید و ثواب آن باشد به عهده من .

معنی ذکر الحمدلله کما هو اهله :

همه ثناها مخصوص خداوند است ؛ همانگونه که شایسته آن است .



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ديدار امام سجاد با حضرت خضر عليه السلام(حكايت)
نویسنده : خدیجه
تاریخ : دوشنبه 12 خرداد 1393

 

ابراهیم ادهم روایت کرده که: من با قافله در صحرا مى‌‌رفتم.

کارى پیش آمد و از قافله جدا گشتم.

پس ناگهان با کودکى که در حال راه رفتن بود، برخورد کردم.

گفتم: سبحان الله! صحرایى بى آب و علف و کودکى که در آن راه مى‌‌رود؟!

پس به کودک نزدیک شدم و به او سلام دادم. کودک جواب سلامم را گفت.

پرسیدم: کجا مى‌‌روى؟

گفت: به خانه پروردگار.

گفتم: عزیزم! تو کوچکى، پس رفتن به خانه خدا نه بر تو واجب است و نه ازسنّت است.

گفت: اى پیرمرد! هنوز کوچک تر از مرا ندیده‌‌اى که بمیرد؟!

گفتم: آذوقه و مرکبت کو؟

گفت: آذوقه ام تقواست ومرکبم پاهایم و مقصدم مولایم.

گفتم: غذایى همراه تو نمى‌‌بینم؟

گفت:ای پیر مرد! آیا نیکوست که کسى تو را به میهمانى فرا خواند و تو از خانه ات باخود غذا ببرى؟

گفتم: نه.

گفت: کسى که مرا به خانه اش فرا خوانده خودش سیر و سیرابم مى‌‌کند.

گفتم: بیا سوار شو تا از حج باز نمانى.

گفت: وظیفه من جهاد و کوشش است و رساندنم به مقصد، دست اوست

مگر این سخن خداوند را نشنیده‌‌اى که فرمود: «و کسانى که به خاطر ما جهاد کنند،

به راههاى خویش هدایتشان کنیم و خداوند با نیکوکاران است.»

وى گوید: در همین حال و هوا بودیم که ناگهان جوان نیکو چهره، باجامه‌‌ای سپید

و زیبا نمایان شد و با آن کودک معانقه کرد و بر او درود فرستاد.

من به سوى جوان پیش رفتم و به او گفتم: تو را به خدایى که زیبایت آفرید سوگند که این کودک کیست؟

گفت: آیا او را نمى‌‌شناسى؟! او على بن حسین بن على بن ابى طالب (علیهم السلام) است.

پس جوان را رها کردم وسراغ کودک رفتم و گفتم: تو را به پدرانت سوگند که این جوان کیست؟

فرمود: او را نمى‌‌شناسى؟ او برادرم خضر است که هر سال نزد ما مى‌‌آید و بر ما درود مى‌‌فرستد.

گفتم: تو را به حق پدرانت سوگند آیا به ما نمى‌‌گویى که چه سان بى توشه و آذوقه در این بیابان ره مى‌‌پیمایی؟

گفت: من با توشه این صحرا را در مى‌‌نوردم و توشه ام چهار چیز است.

گفتم: آنها کدامند؟

فرمود: دنیا را با این همه گستردگى، مملکت خداوند مى‌‌دانم و

تمام مخلوقات را بندگان و کنیزکان و عیال او به حساب مى‌‌آورم، و اسباب و ارزاق را به دست خدا مى‌‌دانم،

و قضاى (اراده) او را در تمام زمین خدا جارى و نافذ مى‌‌بینم.

عرض کردم: چه خوب توشه اى دارى ای زین العابدین!

تو با این توشه از کوره راههاى آخرت عبور کنى؛ پس معلوم است که مى‌‌توانى از کوره راههاى دنیوى هم برهى!

===============

(منبع: مناقب ابن شهرآشوب، جلد 3، صفحه 280)

 


|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 2
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 67
:: باردید دیروز : 32
:: بازدید هفته : 398
:: بازدید ماه : 916
:: بازدید سال : 916
:: بازدید کلی : 916

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران