فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
یا مسلم بن عقیل
نویسنده : خدیجه
تاریخ : شنبه 20 مهر 1392
 

Image634880482906736083

 

خدا به خیر کند! ماه من عجب خبری    خبر رسیده به "مسلم" که عازم سفری

 

خدا به خیر کند خواب دیشبم این بود:    سری نشسته به نیزه !خدای من چه سری! سری به نیزه چو خورشید می رود در راه که در معیت او گریه می کند قمری

 

به بام دارالاماره خدا خدا کردم    به خاک مرده ی کوفه نیفتدت گذری

 

ببین بضاعت "مسلم" همین نفس ها بود

 

که نذر راه تو کردم چه نذر مختصری



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شايد بشود
نویسنده : خدیجه
تاریخ : جمعه 19 مهر 1392

 

تلاش می کنی تا تجسمش کنی

اما نمی شود

در ذهن نمی گنجد

تلاش می کنی صدایش را بشنوی

اما نمی توانی

تلاش می کنی چشمان زیبایش را ببینی

نه نمی شود، سخت است، نمی توانم

کلافه می شوی

چون دلت می خواهد

کسی که همیشه نیازش داری

و حس می کنی گمش کرده ای را داشته باشی

تلاش می کنی در خیابان که راه می روی او را کنار خودت ببینی

با او حرف می زنی در پیاده رویی شلوغ که همه فکر می کنند تو دیوانه شده ای

که با کسی که کنارت نیست صحبت می کنی و می خندی و نگاهش می کنی

شب ها قبل از خواب روی تختت دراز می کشی و با او درد و دل می کنی

میخندی ،بغض می کنی، اشک می ریزی

و خوابت می گیرد

آری

آنقدر تلاش می کنی

تا...

کم کم دلت باز می شود و تغییر می کنی

عشق تو را تغییر میدهد

این بار...

تلاش می کنی در آغوش بگیری اش

چه می دانم، شاید بشود

شاید بشود حسش کنی

شاید بشود کلامش را بفهمی

شاید بشود تجسمش کنی با چشمان بسته ات

شاید بشود در خواب او را ببینی

شاید بشود با او روی تختی دراز بکشی و صحبت کنی

شاید بشود دلتنگش شوی

شاید بشود برایش اشک بریزی

شاید بشود بوسه اش را حس کنی

شاید بشود

شاید بشود

که روزی تغییر کنی

و دیگر جز او کسی و چیزی را نبینی

و آن روز روزی خواهد بود که تو عاشقش شوی

می دانم که می دانی او کیست

می دانم که دوستش داری

او الله است

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
راستش را به ما نگفتند
نویسنده : خدیجه
تاریخ : جمعه 19 مهر 1392

 

راستش‌ را به‌ ما نگفتند یا لااقل‌ همة‌ راست‌ را به‌ ما نگفتند.

گفتند: تو كه‌ بیایی‌ خون‌ به‌ پا می‌كنی‌،جوی‌ خون‌ به‌ راه‌ می‌اندازی‌ و از كشته‌ پشته‌ می‌سازی‌ و ما را از ظهور تو ترساندند.

درست‌ مثل‌ اینكه‌ حادثه‌ای‌ به‌ شیرینی‌ تولد را كتمان‌ كنند و تنها از درد زادن‌ بگویند.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
درمكه ديدم خدا نيست
نویسنده : خدیجه
تاریخ : جمعه 19 مهر 1392

 

متن زير نوشته اي است كه دخترخوبم شيمامحمدي تونظرات برام  گذاشته بود.باتشكرازايشون اين متن قشنگو تقديم مي كنم.

 

 

درمكه كه رفتم خيال مي كردم ديگر تمام گناهانم پاك شده است
غافل از اينكه تمام گناهانم گناه نبوده
و تمام درستهايم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود
درمكه ديدم خدا چند ساليست كه از شهر مكه رفته
و انسانها به دور خويش ميگردند

در مكه ديدم هيچ انساني به فكر فقير دوره گرد نيست
دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خويش را بزدايد
غافل از اينكه ان دوره گرد خود خدا بود

درمكه ديدم خدا نيست
و چقدر بايد دوباره راه طولاني را طي كنم تا به خانه خويش برگردم
و درهمان نماز ساده خويش تصور خدارا در كمك به مردم جستجوكنم
آري شاد كردن دل مردم
همانا برتر از رفتن به مكه ايست كه خدايي در آن نيست
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
من به دنبال کسی می گردم
نویسنده : خدیجه
تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392

مطلب زیر یکی از چند دل نوشته ی قشنگی است که دختر گلم مبینا وکیلی از دبیرستان گلهای فاطمه توی نظرات آورده

ضمن تشکرازایشون این متن رو تقدیمتون می کنم.

 

من به دنبال کسی می گردم که دلش چون یاس است

چشم هایش به صفای گل سرخ

دستهایش پلی از احساس است

من به دنبال کسی می گردم که سرانجام نگاهش آبیست 

سینه اش داغ شقایق دارداسمان دل او مهتابیست

من به دنبال کسی می گردم در قنوت چشم های غم زده

در حریر خاطرات کودکی در سکوت سربی ماتم زده

من دنبال کسی می گردم در غروب غربت آینه ها

درطلسم غصه های شاپرک

در تمام عقده ها و کینه ها

من به دنبال کسی می گردم عاشق بال کبوتر باشد

 دستهای او چنان پروانه ای روی گلهای معطر باشد

من به دنبال کسی می گردم موج در دریای عمرش بی قرار

اشکها در چشم او چون آینه

عشق او تنها عبور از انتظار



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اي پسرفاطمه؛مهدي جان؛ ما را درياب
نویسنده : خدیجه
تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392

اي پسرفاطمه؛مهدي جان؛ ما را درياب

 

مهدی جان !

دردهای زیادی است که به آنها وعده داده ام با آمدنت علاج می شود.

جمعه ها دم غروب وقتی آسمان از اندوه نیامدنت

دوباره مثل صدها سال دیگری که خون گریسته است

 اشک سرخ می بارد به خود می گویم : " آقایم باز هم نیامد....." 
درست جمعه ها ،

 وقتی قلبم و قلب همه از تنگی فراغت مثل لاله ای

که زیر پا لگد شود چروکیده و رنجیده می شود

با خود می گویم این درد عاقبت مرا خواهد کشت ، و بعد به خود نهیب می زنم که
** او خواهد آمد **
و آنگاه از دیدگانم قطره ای اشک می چکد

و از سوزان ترین پرده اندوهم می گویم : مهدی جان درست که من بدم و لایق تو نیستم امّا...

سایت درانتظارگل نرگس

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
پيرامون آيه ٤٠سوره احزاب (دين وزندگي٣)
نویسنده : خدیجه
تاریخ : سه‌شنبه 16 مهر 1392

 

 زيد بن حارثه، به عنوان برده در بازار «عکاظ» به فروش گذاشته شد. پيامبر اسلام قبل از بعثت، اين برده را خريد. وقتي که آن حضرت مبعوث شد، زيد را به اسلام دعوت کرد و او هم پذيرفت. پس از آن که زيد مسلمان شد، پدرش نزد ابوطالب آمد و گفت: اي ابوطالب به برادرزاده ات بگو: يا زيد را بفروشد و يا اين که آزاد کند. ابوطالب اين درخواست را به پيامبر رساند. پيامبر اسلام فرمود: زيد آزاد است، هر کجا مي خواهد برود.
زيد بن حارثه به همراه پدرش نرفت و ماندن در خدمت پيامبر را ترجيح داد. پدر زيد از اين که او پيامبر را انتخاب کرد، ناراحت شد و به مردم گفت: اي مردم! گواه باشيد که از اين لحظه به بعد، زيد پسر من نيست.
رسول خدا وقتي اين عمل را از پدر زيد ديد فرمود: اي مردم! بدانيد که زيد پسر من است و از آن به بعد زيد را زيد بن محمدمي گفتند و پيامبر هم او را دوست مي داشت و جزو اهل بيت پيامبر به شمار مي رفت (سفينه البحار، ماده زيد)
 
در آن زمان که زيد اسير شد و به عنوان برده به فروش رسيد، کودک خردسال بود. براساس برخي از مآخذ تاريخي، زيد را حکيم بن حزام خريد و به عمه اش خديجه بخشيد و حضرت خديجه هم او را به شوهرش حضرت محمد(ص) بخشيد و پيامبر هم که هنوز پيامبر بودنش براي مردم معلوم نبود او را آزاد کرد و به عنوان پسر خوانده در نزد خود نگه داشت و همين زيد در جنگ موته يکي از فرماندهان بود و در همان جنگ به شهادت رسيد (فروغ ابديت، ج 2، ص 521، ضمن حوادث سال پنجم هجرت).
ب) در آن زمان رسم اين بود که اشراف زاده ها و صاحبان مقام، با افرادي که «برده» و يا «آزاد شده» بودند ازدواج نمي کردند. زينب، دختر عمه پيامبر اسلام(ص) و نوه عبدالمطلب بود. اينگونه دخترها اشراف زاده به حساب مي آمدند و زيد بن حارثه برده آزاد شده و پسر خوانده بود. آداب و رسوم آن زمان اجازه نمي داد که اينگونه جوانان با هم ازدواج کنند. مأموريت اصلي پيامبر هدايت مردم به راه خدا و شکستن سنت ها و آداب جاهلي آن زمان بود. پيامبر اسلام شخصا به منزل دختر عمه اش رفت و از او براي زيد خواستگاري کرد (فروغ ابديت، ص 521 به بعد)
 
وقتي که پيامبر مسأله خواستگاري را مطرح کرد، در آغاز زينب و برادرش چنين تصور کردند که پيامبر براي خودش مي خواهد و هر دو هم راضي شدند )(فروغ ابديت) ولي وقتي که فهميدند براي زيد بن حارثه خواستگاري مي کند قبول نکردند و زينب گفت: من از او برترم (الميزان، ج 16، ص 326، بحث روايي، تفسير نمونه، ج 17، ص 316). 
 
در اين باره آيه آمد و اعلام کرد که هيچ زن و مرد مؤمني حق ندارد در برابر درخواست پيامبر از خود استقلال نشان بدهد (احزاب، آيه 36). 
پس از نزول اين آيه زينب و برادرش عبدالله رضايت دادند و زينب همسر زيد شد و به اين ترتيب، يکي از سنت هاي جاهلي و باطل مردم آن زمان، با اين ازدواج باطل شد و مردم فهميدند که از نظر اسلامي هيچگونه عيبي نيست در اين که يک اشراف زاده با يک برده آزاد شده ازدواج کند. اين ازدواج دوام نياورد و به طلاق منجر شد.
 
پيامبر اسلام بارها زيد را از طلاق دادن نهي کرد ولي اين دو نتوانستند با هم زندگي کنند و از هم جدا شدند. اين جدايي براي دختر عمه پيامبر بسيار سنگين بود چون طلاق دهنده او به ظاهر يک برده آزاد شده است نه يک انسان شريف گرچه از نظر معنوي زيد داراي مقامات بلندي بود ولي به صورت ظاهر يک برده آزاد شده است.
در قرآن آمده است که پيامبر به زيد فرمود: «امسک عليک زوجک و اتق الله؛ همسر خود را نگهدار و از خدا بترس» (احزاب، آيه 36).
 
ج) در زمان پيامبر اسلام در ميان مردم چند رسم باطل ديگر نيز وجود داشت. يکي از اين رسم ها اين بود که هيچ کس حق ندارد با زن پسر خوانده اش ازدواج کند. آنان زن پسر خوانده را مانند زن پسر واقعي مي دانستند حالا پيامبر اسلام(ص) بايد اين رسم را نيز لغو کند. کسي جرئت نمي کرد که دست به اين کار بزند و اين سنت را بشکند. از سوي خدا پيامبر مأمور شد که زينب را که دختر عمه اش مي باشد و همسر پسر خوانده اش است به همسري بگيرد تا آن رسم باطل از بين برود. پيامبر هم به دستور خدا زينب را براي خود به همسري گرفت و به اين ترتيب آن رسم هم باطل و لغو شد.
 
قرآن مي گويد: «فلما قضي زيد منها و طرا زوجناکها لکي لايکون علي المؤمنين حرج في ادعيائهم اذا قضوا منهن وطرا؛ وقتي که زيد بهره خود از همسرش را برد و طلاق داد ما او را به همسري تو درآورديم تا مؤمنان درباره همسران طلاق داده شده پسر خوانده هايشان در سختي نباشند» (احزاب، آيه 37)
اين آيه نشان مي دهد که ازدواج پيامبر با زينب به دستور خدا بوده است تا آن رسم باطل جاهلي از بين برود و بفهمند که انسان مي تواند با همسر طلاق گرفته پسر خوانده اش ازدواج کند و همسر پسر خوانده مانند پسر واقعي نيست. پيامبر اسلام(ص) با اين ازدواج علاوه بر اين که آن سنت باطل عرب را از بين برد، مشکل زينب را هم حل کرد چون زينب افتخار مي کرد که به همسري با پيامبر در حالي که ديگران رغبتي با ازدواج با او نشان نمي دادند و مي گفتند که او زن يک برده آزاد شده است و ازدواج انسان هاي شريف با اينگونه طلاق داده شده ها، رسم نبود.
پيامبر خودش با او ازدواج کرد تا هم مردم بفهمند که آن افکار عربي غلط است و هم زينب از نظر شوهر دچار مشکل نشود. البته رسول خدا در آن زمان در حدود 58 سال داشت و زينب کم سن بود ولي او به اين ازدواج راضي بود.
زينب به پيامبر اسلام ايمان داشت و مسلمان پاکي بود. پيامبر اسلام با اين ازدواج آداب و رسوم غلط جاهلي را نسخ کرد و مسلمانان با احکام جديد اسلامي آشنا شدند


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
پيامبراني كه نامشان درقرآن ذكرشده است (دين وزندگي ٣)
نویسنده : خدیجه
تاریخ : سه‌شنبه 16 مهر 1392

 

 
پیامبران الهی چه تعدادی بودند؟ و نام چند نفر آنها در قرآن آمده است؟
 
پاسخ:
 
بسیاری از مفسران به تناسب آیات 164 سوره‏ی نساء و 78 سوره‏ی غافر درباره‏ی تعداد پیامبران بحثی را مطرح كرده‏اند و روایات مختلفی در این مورد نقل شده است.
روایت مشهور در این زمینه تعداد پیامبران را 124 معرفی می‏كند.1
و در روایت دیگری تعداد پیامبران را 124 هزار معرفی می‏كند و در ادامه رسولان آنها را 313 نفر نام می‏برد.2 و در حدیث دیگری بعد از اینكه آنها را 124 هزار نفر می‏شمارد 5 نفر آنها را اولوالعزم معرفی می‏كند.3
صاحب تفسیر نمونه می‏نویسند: از مطالب فوق بر می‏آید كه این روایت خبر واحد نیست - چنانكه تفسیر «روح البیان» نقل كرده است - بلكه اخبار متعدد و مستفیض این مطلب را تأیید می‏كند كه پیامبران الهی 124 هزار نفر بودند.4
عدد پیامبران در قرآن:
 
پیامبرانی كه نام آنها به طور صریح در قرآن آمده 26 نفر است كه عبارتند از:
آدم، نوح، ادریس، صالح، هود، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یوسف، لوط، یعقوب، موسی، هارون، شعیب، زكریا، یحیی، عیسی، داود، سلیمان، الیاس، الیسع، ذوالكفل، ایوب، یونس، عزیر و محمد(ع).
ولی پیامبران دیگری نیز هستند كه در قرآن اشاراتی به آنها شده ولی نام آنها به طور صریح نیامده، مانند: «اشموئیل» كه در آیه‏ی 248 سوره‏ی بقره با تعبیر «وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ» به او اشاره شده است.
و «یوشع» كه در آیه‏ی 60 سوره‏ی كهف با تعبیر «وَإِذْ قَالَ مُوسَی‏ لِفَتَاهُ» به او اشاره شده است. (بنابر آنكه یوشع پیامبر باشد)
و «ارمیا» كه در بقره / 259 با تعبیر «أَوْ كَالَّذِی مَرَّ عَلَی‏ قَرْیَةٍ»
و «خضر» كه در كهف / 65 با تعبیر «فَوَجَدَا عَبْداً مِنْ عِبَادِنَا»
و همچنین «اسباط بنی‏اسرائیل» كه بزرگان قبائل بودند و در نساء / 163 تصریح شده كه بر آنها وحی الهی نازل می‏شده است و اگر در میان برادران یوسف نیز پیامبرانی وجود داشته در سوره یوسف به آنها اشاره شده است.5
 
1 . مجمع البیان، ذیل آیه‏ى 78 سوره‏ى غافر. البته در روایتى تعداد انبیاء را 8 هزار نفر معرفى مى‏كند. كه با روایت 124 هزار منافاتى ندارد چون ممكن است روایت 8 هزار اشاره به انبیاى بزرگ باشد (چنانچه علامه مجلسى بیان كرده است) نمونه، ج 20، ص 184.
2 . بحارالانوار، ج 11، ص 31.
3 . همان، ص 41.
4 . نمونه، ج 20، ص 184.
5 . همان، ص 185.
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بهترین اعمال
نویسنده : خدیجه
تاریخ : دوشنبه 15 مهر 1392

                                                                     



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
باران
نویسنده : خدیجه
تاریخ : دوشنبه 15 مهر 1392

شنیده ای که : اگر باران باشی

           روی چشم همه ی پنجره ها جا خواهی داشت؟!!!

 

                                              



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 4
:: باردید دیروز : 32
:: بازدید هفته : 335
:: بازدید ماه : 853
:: بازدید سال : 853
:: بازدید کلی : 853

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران