فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
سوالات درس اول دین وزندگی 2
نویسنده : خدیجه
تاریخ : سه‌شنبه 09 مهر 1392

درس اول :  جلوه هاي حکمت و تدبير

آيات زير را تر جمه  کنيد :

الف ) و لله ملک  السمو ات وا لا رض وا لله علي کل شئ قدير

ب) الذين يذکرون الله قياماًو قعوداً

ج) ربنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانک فقنا عذاب النار

سه مورد از ويژگيهاي اولوالالباب را بنويسيد .

ويژگيهاي جهان واقعي را بنويسيدذکر چهار مورد کافي است

جهان خيالي و واقعي را درسه مورد با يکديگر مقايسه کنيد .

سه مورد از پديده هاي منظم را نام برده  از دقت در اين پديده ها چه نتيجه اي مي گيريد ؟

صحيح وغلط بودن گزاره هاي زير را مشخص کنيد

الف ) شاخص اصلي مجموعه ي منظم هدف است .

ب ) عنصر اصلي که سبب پيدايش مجموعه ي منظم  مي شود هما هنگي است .

ج ) بين اجزاء مجموعه ي منظم يک رابطه ي قرار دادي وجود دارد .

د ) بين اجزاء مجموعه ي منظم يک رابطه ي حقيقي وجود دارد .

عناصر وارکان يک مجموعه ي منظم را نام ببريد

در توجيه نظم و هماهنگي پديده هاي جهان چند نظريه وجود دارد

نظريه تصادف ، نظم وهما هنگي جهان را چگونه توجيه مي کند

نظريه خود کفايي ، نظم وهما هنگي جهان را چگو نه توجيه مي کند

ويژگي وشاخص اصلي مجموعه منظم…………… است

الف) هما هنگي                  ب)گزينش               ج) هدف                د) طرح ونقشه

از عبارت ربنا ما خلقت هذا باطلاً چه نکته اي دريافت مي شود ؟

صحيح وغلط بودن گزاره هاي زير را مشخص کنيد

الف ) خواص هر جزء مجموعه منظم با وظيفه آن هماهنگي دارد

ب ) هر در مجمو عه منظم کار مخصوص به خود دارد که به کمال آن جزء منتهي مي‌شود.

ج ) بدون طرح ونقشه پيوستگي ارتباط وهماهنگي در مجموعه منظم معنا ندارد

ويژگي هاي  يک مجموعه منظم را بر روي يک نمونه پياده نموده توضيح دهيد

عنصري که مجموعه منظم به خاطر آن شکل مي گيرد چيست ؟

از دقت وتدبر در مجموعه منظم به چه نتيجه اي دست مي يابيم ؟

اولوالالباب چه کساني اند قران براي آنها ويژگي هايي بيان نموده است ؟

جهان در يک نگاه خيالي چه ويژ گي هايي دارد؟ذکر چهار مورد کافي است

-همکاري و پيوستگي و نظام براي چيست ؟

-ايا در اين جهان خيالي مي توان از قانون و قانون مندي سخن گفت ؟ چرا ؟

- خير زيرا در اين جهان در هر لحظه ممکن است بدون علت خاصي ، حادثه اي رخ دهد ، بنا براين قانون و قانون مندي براي آن متصور نيست .

-ميان وظايف و مسئوليت ها ............. و .............. مشاهده مي شود .

پيوستگي – ارتباط

-به فرموده ي قرآن کريم صاحبان خرد در .............. انديشه مي کنند .

آفرينش آسمان ها و زمين – آمد و شد شب و روز

-کدام عنصر است که سبب پيدايش يک نظام مي شود و به تمام فعاليت هاي آن معنا مي بخشد ؟

هدف و غايت

-همکاري و پيوستگي و نظام براي چيست ؟

اين عناصر براي آن ضرورت دارد که به هدف معيني منجر شود و به سرانجام روشني برسد .

-ايا در اين جهان خيالي مي توان از قانون و قانون مندي سخن گفت ؟ چرا ؟

خير زيرا در اين جهان در هر لحظه ممکن است بدون علت خاصي ، حادثه اي رخ دهد ، بنا براين قانون و قانون مندي براي آن متصور نيست .

پرسش هاي چهار گزينه اي

آيه ي « وَ لله مُلکُ السَماواتِ وَ الاَرضِِ ....» بيانگر کدام مطلب است؟

مالکيت تمام اشيا از آن خداوند است وتنها او مالکيت حقيقي و اصيل دارد.

مالکيت همه ي اشيا از آن خداوند است اما مالکيت هاي حقيقي ديگري هم وجود دارد.

مالکيت و فرمانروايي آسمان ها و زمين از آن خداست و انسان فقط مالک بر جسم خود مي باشد.

مالکيت و فرمانروايي اسمان ها و زمين از ان خداست و انسان مالک بر اموالش مي باشد.

-قرآن«مالکيت» همه ي اشيا را از آن چه کسي مي داند؟

رسول/خداوند/امام/ولي امر

- پيام آيه ي : « رَبَّنا ما خَلَقتَ هذا با طِلاً»،کدام است؟

خداوند افراد باطل را خلق نکرده اند.

خدايا ما را از باطل دور کن.

خلقت جهان بيهوده نيست.

خدايا ما را به باطل مبتلا نکن.

- از نظم در موجودات جهان مي توان نتيجه گرفت:

هر موجودي از اجزاي خاص تشکيل شده است.

هر يک از اجزا خواص ويژه اي دارند.

هر جزئي وظيفه ي معيني بر عهده دارند.

همه ي موارد

- مضمون عبارت: «همانا نشانه هايي براي خردمندان است»کدام آيه است؟

لاياتٍ لاولي الا لباب

لاياتٍ لقومٍ يعلمون

لاياتٍ لقومٍ يفقهون

لاياتٍ لقومٍ يتفکّرون

 -مطابق آيه ي شريفه ي «انّ في خلق السماوات و الا رض و اختلاف الليل و النهار لاياتٍ لاولي الالباب»

اين نشانه ها براي چه کساني است؟

انسان/ مسلمانان/ مومنان/ خردمندان

- درخلقت آسمان ها و زمين براي چه کساني نشانه هايي است؟

دانايان/ آدميان/ مشرکان/ عموم مردم

- شاخصه ي اصلي مجمو عه ها و موجودات بزرگ و کوچک جهان چيست؟

پيوستگي/ هدف و غايت/ طرح و نقشه/ برنامه

- شاخصه ي اصلي يک مجموعه ي منظم ...............آن است.

تغيير و تحول/ هدفداري/ هما هنگي اجزاء/ برنامه

- قرآن کريم،جهان را ........... معرفي مي کند.

متغير و متحرک

مخلوق و نيازمند

بي ثبات و پايدار

تجلي تدبيروحکمت الهي

-کدام يک،از ويژگي هاي جهان واقعي نمي تواند باشد؟

هر موجودي از اجزاي خاص و معيني تشکيل شده است.

تمام اجزا با آرايش مخصوص کنار هم قرار گرفته اند.

هر يک از موجودات خواص ويژه اي دارند که با وظيفه ي آن ها هماهنگي دارد.

و همکاري بين موجودات ناشي از آگاهي آن

- پاسخ به اين پرسش اساسي هر انسان که «در چگونه جهاني زندگي مي کنيم؟»پايه ي

کدام است و چه تاثيري در زندگي انسان دارد؟

جهان بيني-اعتقاد به خدا

دين- اعتقاد به خدا

جهان بيني-جهت دادن به برنامه ها و تصميم ها

دين-جهت دادن به برنامه ها و تصميم ها

- حضرت علي عليه السلام در خطبه ي نود نهج البلاغه به چه موضوعي اشاره مي نمايد ؟

نبوت

حقانيت خودبراي جانشيني پيامبر

ويژگي هاي خالقيت خداوند

مسائل حکومت اسلام

- کدام ويژگي است که مانند روح در همه ي اجزاء و فعاليت ها و همکاري هاي مجموعه ي منظم حضور دارد؟

مجزا بودن

خواص ويژه

غايت

آرايش مخصوص اجزا

- کدام يک از خصوصيات مجموعه ي منظم نيست؟

ميان وظايف و مسئوليت ها پيوستگي و ارتباط وجود دارد.

اگر به کار يک جزء به تنهايي نگاه شود ،کامل و بدون نقص به نظر مي آيد.

هر جزء کار مخصوصي انجام مي دهد و وظيفه ي معيني بر عهده دارد.

کارها و مسئوليت ها در ارتبط با هم معنا مي يابند.

- رسيدن به علم و دانش در جهان قانونمند و بي قانون به ترتيب چگونه است؟

ممکن ،غير ممکن

غير ممکن ،ممکن

ممکن،ممکن

غير ممکن،غير ممکن

- خردمندان پس از تفکر در آفرينش آسمان ها و زمين چه مي گويند؟

ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار

و لا تخزنا يوم القيامه انک لا تخلف الميعاد

و لا تجعل في قلوبنا غلاً للذين ءامنوا انک روف رحيم

ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و کفّر عنا سيئاتنا و تو فنا مع الا برار

- اين که ممکن است دو گياه در يک زمين باشند و از يک آب استفاده کنند اما ميوه هاي

گوناگون بدهند بيانگر چيست؟

هدايت عام

آگاهي اجزاءاز وظايف خود

نظم و همکاري ويژه ي اجزاء متناسب با هدف

هدايت تشريعي

- مقصود از«اختلاف اللّيل و النهار»چيست؟

تفاوت شب و روز

اختلاف زماني مدت شب و روز

آمد و شد شب و روز

فاني بودن و نا پايداري روزگار

- عبارت قرآني «الذين يذکرون الله قياماً و قعوداً و علي جنوبهم و يتفکرون في خلق السماوات و الارض»

در وصف حال چه کساني مي باشد؟

اولي الابصار

نماز گزاران

مسلمانان

اولي الالباب

- در جهان واقعي اجزاي هر موجود داراي خواص ............. و............... با ساير اجزاست.

مشابه-مرتبط

ويژه- غير مرتبط

ويژه-مرتبط

مشابه- غير مرتبط

ـ از سوالات اساسی هر جوان و نوجوانی است.

ـ آیه  "ولله ملک السموات و الارض"  بیانگر چیست .

ـ مالکیت حقیقی و اصیل از آن کیست و مالکیت انسان چگونه است.

ـ در خلقت آسمانها و زمین برای چه کسانی نشانه هایی است.

ـ  "اولی الالباب" چه کسانی است.

ـ "ربنا ما خلقت هذا باطلا"  از زبان چه کسانی است.

ـ "الذین یذکرون الله فیاما و قعوداً " از خصوصیات چه کسانی است.

ـ دو معنای عبارت "ربنا ما خلقت هذا باطلا" چیست.

ـ خردمندان با یاد خدا در خلقت آسمانها و زمین به چه نتیجه ای می رسند.

ـ عدم وجود نظام و احتمال وقوع هر پدیده و عدم همکاری و حرکت دلخواه نیروهای عالم از خصوصیات چه

جهانی است.

ـ .................... یعنی جهانی که دارای نظم و قانون است.

ـ برخورداری هر موجود از اجزای خاص و آرایش مخصوص اجزاء و خواص ویژه ی اجزاء و هماهنگی وظیفه

آنها و وظیفه ی معین و پیوستگی اجزاء از خصوصیات چه جهانی است.

ـ شاخصه اصلی مجموعه ها و موجودات بزرگ و کوچک جهان چیست.

ـ قرآن کریم جهان را ............................... معرفی می کند.

ـ عنصر ..................... است که سبب پیدایش یک نظام می شود.

ـ بدون آن پیوستگی و ارتباط هماهنگی معنا ندارد.

ـ همکاری و پیوستگی نظام برای چیست.

ـ برای پاسخ این  سوال که چگونه اجزای یک مجموعه متناسب با هدفی  که دارند جمع می شوند

چه حالاتی قابل فرض است.

ـ کدام ویژگی است که مانند روح در همه اجزاء و فعالیت ها مجموعه منظم حضور دارند.

ـ چرا فرض اول «تصادفی بودن» صحیح  نیست.

ـ چرا فرض دوم صحیح نیست.

ـ تنها فرض قابل قبول در همکاری اجزای یک مجموعه منظم چیست.

ـ ویژگی خلقت در خطبه 90 نهج البلاغه چیست.

ـ مقصود از "اختلاف اللیل و النهار" چیست.

ـ از این آیه مالکیت و فرمانروایی مطلق الهی استنباط می شود.

- ارتباط وهماهنگی بین اجزای یک مجموعه ی نظم چه زمانی معنا دارد.

ـ عبارت ربنا ما خلقت هذا باطلا اشاره به کدام صفت الهی است.

ـ ازکدام عبارت قرآنی استفاده می شود که مجموعه جهان یک مجموعه منظم است.

ـ مهم ترین تفاوت جهان واقعی و خیالی چیست.

ـ در خلقت جهان هستی وجودی آگاه و مدبر و حکیم ابتدا ........ را از نظر گرفته و متناسب با آن اجزاء را

بوجود آورده است.

ـ او خداوندی است که موجودات را آفرید بدون اینکه از هیچ نمونه آماده و و پیش ساخته ای ایده بگیرد

از کیست و بیانگر چیست.

درپناه خدا

 

 

 

 

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ساعات عمرمن
نویسنده : خدیجه
تاریخ : سه‌شنبه 09 مهر 1392

 

دخترنازنينم مهسا ببري ازمدرسه گلهاي فاطمه وقتي برای تكليف درس دين وزندگي( 3)به سراغ وبلاگم رفت

بااشتياق بسيار هم پاي تخته حديثي از امام عصرنوشت وهم اين چند بيت شعر را براي امام  سر كلاس

خوند كه آن را ازطرف ايشون به شما تقديم مي كنم.

 

تصویر


ساعات عمر من همگي غرق غم گذشت
دست مرا بگير که آب از سرم گذشت

مانند مرده‌اي متحرک شدم بيا
بي تو تمام زندگي ام در عدم گذشت
مي‌خواستم که وقف تو باشم تمام عمر
دنيا خلاف آنچه که مي خواستم گذشت
بعد از تو هيچ رنگ تغزل نديده‌ايم
از خير شعر گفتن حتي قلم گذشت
تا کي غروب جمعه ببينم که مادرم
يک گوشه بغض کرده که اين جمعه هم گذشت...
مولا شمار درد دلم بي‌نهايت است
تعداد درد من به خدا از رقم گذشت
حالا براي لحظه‌اي آرام مي‌شوم
ساعات خوب زندگي‌ام در حرم گذشت


سيد حميد رضا برقعي

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
گل نرگس
نویسنده : خدیجه
تاریخ : جمعه 05 مهر 1392

كل زيباي نرگس اي گل من

زبوی عطرتو گل شد گل من

 

                                             

 

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
معجزه ی غدیر
نویسنده : خدیجه
تاریخ : دوشنبه 01 مهر 1392

 

معجزه ای که درغدیرخم اتفاق افتاد
 
پس از ماجراى غدير خم، شخصى (جابر بن نضر يا حارث بن نعمان) به پيامبر گفت:
 
ما را به پذيرش توحيد و رسالت خويش و انجام نماز و روزه و حج و زكات دستور دادى و ما قبول كرديم،
 
اما به اين اكتفا نكرده و پسر عموى خود (على) را بر ما برترى دادى و گفتى :
 
هركس من مولاى او هستم على مولاى اوست. آيا اين سخن از خود تو است يا از خداست.
 
حضرت فرمود:
 
به خدا سوگند اين امر از سوى خدواند است.
 
سائل در حالى كه به سوى راحله‏اش باز مى‏گشت گفت:
 
پروردگارا !اگر فرموده پيامبر حق است سنگى از آسمان فرو فرست يا عذابى نازل كن.
 
هنوز به راحله‏اش نرسيده بود كه سنگى از آسمان بر او اصابت كرد و او را كشت.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شيرين ترين نماز عمر
نویسنده : خدیجه
تاریخ : چهارشنبه 20 شهریور 1392

 

 
اِلهی و ربَی مَن لی غیرُک
 
یک وقتی ما( حاج آقا قرائتی) در ستاد نماز نوشتیم آقازاده‌ها، دخترخانم‌ها،
 
شیرین‌ترین نمازی که خواندید برای ما بنویسید. یک دختر یازده ساله یک نامه
 
نوشت، همه ما بُهتمان زد، دختر یازده ساله ما ریش‌سفیدها را به تواضع و
 
کرنش واداشت. نوشت که ستاد اقامه نماز، شیرین‌ترین نمازی که خواندم این
 
 است.
 
گفت در اتوبوس داشتم می‌رفتم یک مرتبه دیدم خورشید دارد غروب می‌کند
 
یادم آمد نماز نخواندم، به بابایم گفتم نماز نخواندم، گفت خوب باید بخوانی،
 
حالا که اینجا توی جاده است و بیابان، گفتم برویم به راننده بگوییم نگه‌دار،
 
 گفت راننده بخاطر یک بچه دختر نگه نمی‌دارد، گفتم التماسش می‌کنیم،
 
گفت نگه نمی‌دارد، گفتم تو به او بگو، گفت گفتم که نگه نمی‌دارد، بنشین!
 
حالا بعداً قضا می‌کنی...
 
دیدم خورشید غروب نکرده است و گفتم بابا خواهش می‌کنم، پدر عصبانی
 
شد، گفتم که آقاجان می‌شود امروز شما دخالت نکنی؟ امروز اجازه بده من
 
تصمیم بگیرم، گفت خوب هر غلطی می‌خواهی بکن.
 
می‌گفت ساکی داشتیم، زیپ ساک را باز کرد، یک شیشه آب درآورد، زیرِ
 
صندلی اتوبوس هم یک سطل بود، آن سطل را هم آورد بیرون، دستِ کوچولو،
 
شیشه کوچولو، سطل کوچولو، شروع کرد وسط اتوبوس وضو گرفت، قرآن
 
یک آیه دارد می‌گوید کسانی که برای خدا حرکت کنند مهرش را در دلها
 
می‌گذاریم به شرطی که اخلاص داشته باشد،نخواسته باشد خودنمایی کند، 
 
شیرین‌کاری کند، واقعا دلش برای نماز بسوزد، پُز نمی‌خواهد بدهد.
 
«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا» مریم/96 یعنی کسی که ایمان دارد، «وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ»
 
کارهایش هم صالح است، کسی که ایمان دارد، کارش هم شایسته است،
 
«سَیَجْعَلُ لَهُمْ الرَّحْمَانُ وُدًّا»، «وُدّ» یعنی مودت، مودتش را در دلها می‌گذاریم.
 
 شاگرد شوفر نگاه کرد دید دختر وسط اتوبوس نشسته دارد وضو می‌گیرد،
 
گفت دختر چه می‌کنی؟ گفت آقا من وضو می‌گیرم ولی سعی می‌کنم آب
 
 به اتوبوس نچکد، می‌خواهم روی صندلی نشسته نماز بخوانم. شاگرد شوفر
 
 یک خورده نگاهش کرد و چیزی به او نگفت. به راننده گفت عباس آقا، راننده،
 
 ببین این دارد وضو می‌گیرد، راننده هم همین‌طور که جاده را می‌دید در آینه
 
 هم دختر را می‌دید، هی جاده را می‌دید، آینه را می‌دید، جاده را می‌دید، آینه
 
 را می‌دید، مهر دختر در دل راننده هم نشست، گفت دختر عزیزم می‌خواهی
 
 نماز بخوانی؟ من می‌ایستم، ماشین را کشید کنار گفت نماز  بخوان آقاجان،
 
 آفرین،چه شوفرهای خوبی داریم،البته شوفر بد هم داریم که هرچه می‌گویی
 
 وایسا او برای یک سیخ کباب می‌ایستد، برای نماز جامعه نمی‌ایستد.
 
در هر قشری همه رقم آدمی هست. دختر می‌گفت وقتی اتوبوس ایستاد
 
من پیاده شدم و شروع  کردم الله اکبر، یک مرتبه اتوبوسی‌ها نگاه کردند او
 
گفت من هم نخواندم، من هم نخواندم، او گفت ببین چه دختر باهمتی، چه
 
غیرتی، چه همتی، چه اراده‌ای، چه صلابتی، آفرین، همین دختر روز قیامت
 
 حجت است، خواهند گفت این دختر اراده کرد ماشین ایستاد، می‌گفت  
 
یکی یکی آنهایی هم که نخوانده بودند ایستادند، گفت یک مرتبه دیدم پشت
 
سرم یک مشت دارند نماز می‌خوانند. گفت شیرین‌ترین نماز من این بود که
 
 دیدم لازم نیست امام فقط امام خمینی باشد، منِ بچه یازده ساله هم
 
می‌توانم در فضای خودم امام باشم.
 
 
وبلاگ نجواي ليلي
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مريم آل پيمبر
نویسنده : خدیجه
تاریخ : شنبه 16 شهریور 1392

 

 صلی الله علیک یا فاطمة المعصومة 



 روز دختر رو به همه ی دختران پاک و متدین  به خصوص دختران گل خودم تبریک میگم.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
هديه هاي خدا
نویسنده : خدیجه
تاریخ : شنبه 26 مرداد 1392

 

دوربینی که کیفیتش 26مگاپیکسل هست حدودنه میلیون قیمتشه !!
 
ولی مادوتاچشم داریم که خدابهمون داده وبیش از300مگاپیکسل کیفیت داره ومبلغی
 
هم بابت خریدش نپرداخته ایم این یعنی خداآنقدرمهربونه که دوتاچشم باارزش رومفت
 
ومجانی به ماهدیه کرده !
 
 
خدایه قلب هدیه کرده.حالافکرکن یه روزقلب نداشته باشی.ببین چه اتفاقی میافته !
 
این یعنی خدااونقدرمهربونه که یه قلب باارزش رومفت ومجانی به ماهدیه کرده .
 
 
اگه بخوای یه کامپیوتردرست وحسابی بخری سه چهارمیلیون واست آب میخوره!!
 
حالامغزانسان رودرنظربگیر.مغزی كه انسان به وسیله آن کامپیوترساخت.
 
بنابراین ارزش مغزبیشترازاونیه که بتونی فکرشوبکنی.این یعنی خدامهربونه ویه مغزباارزش 
 
رومفت مجانی به ما هدیه کرده
 
ما انسانیم.یعنی خداماروبردیگرموجودات برتری داده واین یعنی خدا خیلی مهربونه مهربون 
 
ترازاونی که بتونی فکرشو بکنی.
 
خداتوبه بنده گنه کاررومیپذیره.این یعنی خدامهربونه.خیلی مهربون
 
 
نویسنده:حسین شاینده


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بكايين تاريخ
نویسنده : خدیجه
تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392

 

 بكايين تاريخ
 
 آدم يعقوب ، يوسف ، فاطمه زهرا و على بن حسين عليه السلام .
 
 
@آدم براى بهشت به اندازه اى گريست كه رد اشك بر گونه اش ‍ افتاد.
 
 
@يعقوب به اندازه اى بر يوسف خود گريست كه نور ديده اش را از دست داد. به او گفتند:
 
يعقوب ! تو هميشه به ياد يوسف هستى يا در اين راه از گريه ، آب يا هلاك مى شوى .
 
يوسف از دورى پدرش يعقوب آن قدر گريه كرد كه زندانيان ناراحت شدند و به او گفتند:
 
يا شب گريه كن روز آرام باش ! يا روز گريه كن شب آرام باش ! با زندانيان به توافق رسيد، در
 
يكى از آنها گريه كند.
 
 
@فاطمه زهرا آن قدر گريست ، اهل مدينه به تنگ آمدند و عرض كردند:
 
ما را از گريه ات به تنگ آوردى ، آن بانوى دو جهان روزها را از شهر مدينه بيرون مى رفت و در 
 
كنار قبرستان شهداء (احد) تا مى توانست مى گريست و سپس به خانه برمى گشت .
 
 
@و على بن حسين (امام چهارم ) بيست تا چهل سال بر پدرش حسين گريه كرد. هر گاه 
 
خوراكى را جلويش مى گذاشتند گريه مى كرد.
 
غلامش عرض كرد:
 
سرور من ! مى ترسم شما خودت را از گريه هلاك كنى .
 
حضرت فرمود: من از غم غصه خود به خدا شكوه مى كنم ، من چيزى را مى دانم كه شما
 
نمى دانيد من هرگاه قتلگاه فرزندان فاطمه را به ياد مى آورم گريه گلويم را مى فشارد.
 
بحار الانوارجلد 12 صفحه 264
 
 
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
در مورد روح -مربوط به دين و زندگي ٢
نویسنده : خدیجه
تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392

 

آیا خداوند از روح خود در آدم دمیده و تکه ای از وجود خود را در ما قرار داده است؟
 
نویسنده: سمیه حسینعلی (کارشناس مترجمی زبان انگلیسی)
 استاد راهنما: مسعود بسیطی(کارشناس علوم تربیتی  و ادیان و فرق؛  m.basiti@mohammadivu.og)
 
صورت مسئله:
 
آیا به استناد این آیه از قرآن که می فرماید: "نَفَختُ فيهِ مِن رُوحِي" [1] به این نتیجه می رسیم که:
خداوند از روح خود در کالبد آدم دمیده و روح انسان ها تکه ای از وجود خداست؟
 
 
 
چکيده:
با مراجعه به مبيّن قرآن – رسول خدا و 12 جانشین او - در مي يابيم آيه ی مورد بحث، اشتباه ترجمه و استنباط شده است. چنین نیست که خداوند دارای روح باشد و تکه ای از روح خود را در وجود آدم قرار داده باشد؛ بلکه مقصود آن است که خداوند متعال از روحی که خود خلق کرده و مالک آن بوده، در جسم آدم دمیده است. در واقع «ی» در «روحی»، «یایِ مالکیت» است و از آن جهت که خداوند خالق و مالک «روح» بوده و آن را از میان سایر ارواح برای جسم آدم علیه السلام برگزیده، درباره اش فرموده: «روح من».
 
مقدمه
برخي معتقدند خداوند از روح خود در آدمی دميده و تکه ای از وجود خویش را درون ما قرار داده است. ایشان دليل برتري انسان و مسجود ملائک شدن او را نیز بر همین اساس تفسیر می کنند و معتقدند تمامی این شرافت ها به این دلیل است که تکه ای از وجود خداوند در درون آدمی قرار گرفته است. طرفداران این عقیده، در اثبات ادعاي خود به این آيه از قرآن کریم استناد می کنند که می فرماید:
«نَفَختُ فيهِ مِن رُوحِي»[2]
اما این عده در ترجمه و فهم آیه ی فوق دچار خطای بزرگی شده اند. همان طور که پيشتر نيز تذکر داده شد، بهترين راه براي درک هر پيام، مراجعه به گوينده ‌ي پيام و يا افرادي است که مورد تاييد وي هستند. بارها اتفاق افتاده کسي سخني گفته و از طرف اطرافيانش به گونه هاي متفاوتي تعبير و برداشت شده است. طبيعي است منطقي‌ترين راه رفع اختلاف در اين  موارد، ارجاع پيام به گوينده ي پيام است؛ نه اينکه هر کس طبق سليقه و فهم خود، نظري بدهد و سپس همگان بر سر نظرات خود با يکديگر بحث کنند.قرآن هم از اين امر مستثني نيست[3]. خصوصا اينکه کلام خدا به صورت ايجاز و به اختصار بيان شده و معناي ظاهري آيات، لزوما نشان دهنده ي مقصود حقيقي خدا نيست[4]. تبيين و توضيح اين کلام نزد جانشين خدا قرار داده شده تا مردمان براي فهم آن مقيد به مراجعه به وي – مبيّن قرآن - باشند. به همين دليل يکي از شئون پيامبر خدا، تبيين و شفاف نمودن منظور خدا از کلامش است[5]. حتي مردم عرب زبان نيز براي درک پيام خدا نياز به توضيح پيامبر دارند. وگرنه چه دليلي داشت خداوند به پيامبرش بفرمايد قرآني را که به زبان عربي و در سرزمين اعراب نازل شده براي مردم توضيح دهد و تبيين کند؟ به آيات زير توجه فرماييد: 
- وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ[6]
ما اين ذكر (قرآن) را بر تو نازل كرديم تا آنچه به سوى مردم نازل شده را براى آنها تبيين كنى، شايد ‌انديشه كنند. 
- وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ ...[7]
و ما اين کتاب را بر تو نازل نکرديم مگر براي اين که آنچه را در آن اختلاف دارند براي ايشان تبيين کني.
 از همين روست که آنان که خود عرب زبان بودند و معناي آيات را متوجه مي شدند، باز هم به مبيّن قرآن -يعني رسول خدا و جانشينانش- مراجعه مي کردند و مقصود خدا را از کلامش مي پرسيدند[8].
روشن است که مردم در نيل به معارف و درک حقايق قرآن با هم تفاوت دارند. اگر قرار بود هرکس به ميزان فهم و درک خويش و از روي سليقه ي شخصي، کلام وحي را تفسير کند، ديگر فرستادن هدايتگران و معلمان الهي کاري بيهوده مي شد.
بنابراين از نظر عقل، وجوديک معلم الهي که از جانب خداي متعال براي تبيين کلامش تعيين و تاييد شده باشد، ضروري مي نمايد. به فرموده‌ي پروردگار، مبيّن قرآن، رسول اکرم است و ايشان اين علم را به جانشينان خود يعني امامان دوازده گانه – نخستين شان علي بن ابيطالب و آخرين آنها مهدي عليهم السلام - داده اند[9]. اگر بدون توضيح و تبيينِ مبيّن قرآن سراغ اين کتاب برويم، نه تنها متوجه مقصود اصلي خدا نخواهيم شد؛ بلکه چنان که خدا در قرآن فرموده ممکن است به جاي هدايت، دچار گمراهي شويم[10].
در شبهه ي مذکور نيز اگر به جاي مراجعه به مبيّن آيات، بر مبناي درک و سليقه ي شخصي خود، کلام خدا را ترجمه و تأويل نماييم، کاري غير عاقلانه و غير علمي انجام داده ايم.
 با اين مقدمه‌ي نسبتا طولاني اما مهم، به بررسي آيه ي مورد بحث در اين سوال مي‌پردازيم:
 
شرح مسئله:
گفتیم عده ای با استناد به آیه ی «نَفَختُ فيهِ مِن رُوحِي» معتقدند خداوند از روح خودش در ما دمیده و چنین نتیجه می گیرند که: همه ی انسان ها تکه ای از خدا هستند و به همین دلیل، شایسته ی سجده ی ملائک شدند. وگرنه سجده شدن، فقط و فقط از آنِ خداست و  اگر ما تکه ای از خدا نبودیم خداوند به ملائکه نمی فرمود به انسان سجده کنند[11] و نمی فرمود فتبارک الله احسن الخالقین[12] .
برخی پا را از این نیز فراتر گذاشته، می گویند: از آنجا که همگان تکه ای از خدا هستیم، افعال مان نیز متصل به خداست. بنابراین اینکه بگوییم کدام فعل آدمی خوب است و کدام بد، حرف بی معنایی است. چراکه ما آدمیان همگی وجودی خدایی داریم و خدا نیز هرگز مرتکب فعلی ناشایست نمی شود. پس هرچه انجام می دهیم، همه متصل به خدا و مورد تایید و رضایت اوست. بدین ترتیب چه آنان که در حق سایرین ظلم می کنند و چه آنان که به دیگران محبت می کنند، فعل شان خدایی است. در واقع دست خدا از آستین انسان ها بیرون می آید و افعال و رفتار مختلف رقم می خورد:
چون که بي رنگي اسير رنگ شد                      موسي با موسي در جنگ شد
و یا درباره ی ابن ملجم که امیرمومنان را به شهادت رساند، گفته می شود:
آلت حقی و فاعل دست حق                             کی زنم بر آلت حق طعن و دق
بر اساس این فرضیه، گناه و آلودگی معنا نخواهد داشت. چراکه اگر کسی مرتکب عملی ناشایست و فعلی قبیح شود، در واقع روحش آلوده به گناه می شود. اما از سوی دیگر روح آدمی، همان روح خداست و روح خداوند پاک و منزه از آن است که به پلیدی و گناه آلوده شود. در نتیجه، «گناه» وجود خارجی ندارد و هیچ کس به سبب رفتار و اعمالش مجازات نخواهد شد. لذا جهنمی نیز در کار نیست. مگر اینکه بپذیریم جهنم برای خدا و مجازات روح خدا خلق شده باشد!
غافل از اینکه ریشه ی تمامی این اشکالات، عدم مراجعه به معلم و مبیّن قرآن و برداشت ناصحیح از کلام وحی است. در ادامه، مقصود حقیقی خدا از این آیه را از طریق مبیّن و مفسر حقیقی کلامش – یعنی رسول اکرم و 12 جانشین او  -  می خوانیم:
 
 
 
پاسخ به اشکال:
 
با مراجعه به مبیّنین قرآن – یعنی رسول خدا و امامان دوازده‌گانه  – متوجه می شویم که «ی» در «روحی»، « یای مالکیت» است و چنین نیست که خداوند قطعه ای از وجود خود را کنده باشد و در وجود آدم قرار داده باشد. بلکه خداوند موجودی را خلق فرموده به نام «روح» و از آن مخلوق – یعنی روح – در کالبد آدم دمیده شده است. لذا وقتی خداوند می فرماید: «روح من»، منظور این است که روحی که خود خلقش کردم و مالکش هستم؛ وچون خداوند این روح را بنا بر حکمتی بر سایر ارواح، برگزیده آن را به گونه ای ویژه معرفی نموده و فرموده: روح من. همچنانکه مثلا مکان ویژه ای را برگزیده و درباره اش فرموده «بیتی» (خانه ی من) و یا درباره ی رسولی برگزیده از فرستادگانش فرموده «خلیلی» (خلیل من). وگرنه اگر چنین فرض کنیم که مقصود از «روح من» این است که ذات خداوند دارای «روح» است، درواقع خدا را مرکّب و شامل اجزای مختلف فرض کرده ایم. اما این فرض آشکارا با مبانی اعتقادی و توحیدی در اسلام مغایر است. خداوند، «احد» و «صمد» است و از چیزی زاده نشده و هیچ چیز از او زاده نمی شود. (لم یلد و لم یولد)[13] . پس چگونه ممکن است از جزیی مثل روح تشکیل شده باشد و با تکه ای از وجودش، موجود دیگری پدید آورده باشد؟
در ادامه به چند نمونه از کلام مبیّن قرآن درباره ی آیه ی مورد بحث اشاره می نماییم:
 
-         امام باقر علیه السلام – امام پنجم شیعیان و مبیّن قرآن – درباره ی آیه ی مذکور می فرمایند: "خداوند روحي را خلق فرموده و از آن در آدم عليه السلام دميد" [14].
-         امام صادق عليه السلام – امام ششم شیعیان و مبیّن قرآن - در ذيل این آيه ی شريفه می فرمایند: "خداوند موجودي را خلق كرد و روحي را هم آفريد، آنگاه به فرشته اي دستور داد آن روح را در كالبد بدمد، نه اينكه بعد از نفخ، چيزي از خداي متعال كم شده باشد و اين از قدرت خدا است" [15]. و نیز می فرمایند: "آن روح، مخلوق است همان طور که روحى که در عيسى بود مخلوق بود" [16].
-         فردي از امام صادق عليه السلام پرسيد درباره ی سخن خداي بزرگ و والا که «و از روح خود در او دميدم»، آن دميدن چگونه بود؟ امام پاسخ دادند: همانا روح مانند باد در جنبش است و از آن جهت نام روح از لفظ ريح (باد) مشتق شده است ... و آن روح را به خود نسبت داد،  چرا که آن را بر ارواح ديگر برگزيد، همان گونه که به خانه اي از ميان همه ی خانه ها فرمود: خانه ی من ( که کعبه است) و نسبت به پيغمبري از ميان پيامبران فرمود: خليل من (حضرت ابراهیم علیه السلام) و مانند اينها و همه ی اينها آفريده، ساخته شده، پديد آمده، پروريده و تدبير شده هستند[17] .
 
نتیجه:
بنابراین خداوند، پاک و منزه است از آنکه مرکّب از اجزای مختلف - مانند روح - باشد و تکه ای از وجود خود را در کالبد آدمی قرار داده باشد. نسبت ما با خداوند متعال، تنها نسبت «مخلوق» با «خالق» است و ذات ما هیچ سنخیت و مشابهتی با ذات آفریدگار ندارد. ما فقر مطلق و خداوند، غنای مسلّم است. ما خلق شده ی دست او و او مالکی احد، صمد و بی همتاست که نه زاده شده و نه کسی زاده ی اوست. پس آنجا که می فرماید «از روح خود در آدم دمیدم»، مقصود این نیست که خداوند تکه ای از وجود خود را در وجود آدم قرار داده؛ بلکه بنا به فرموده ی مبیّن و مفسّر قرآن، خداوند از روحی که خود خلق کرده و مالک آن بوده در آدم دمیده و از آن جهت که خالق و مالکش بوده و آن را از میان سایر ارواح برگزیده درباره اش فرموده: «روح من».
 
 
 
 
 
 
 
[1]-  قرآن کریم، سوره حجر، آیه 29.
[2]-  بنگرید به پاورقی شماره 1.
[3]-  علاقمندان، مي‌توانند به مقاله "راه بهره مندي از هدايت قرآن" نوشته‌ي «مسعود بسيطي» مراجعه کنند.
[4]- خداوند مي‌فرمايد اين قرآن داراي آيات محکم و متشابه است که فقط خدا و راسخون علم تاويل آن را مي دانند (هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ: سوره آل عمران، آيه 5). ؛ بسياري از آيات قرآن نيز به صورت مجمل بيان شده تا مردم براي فهم آن به مبيّن قرآن مراجعه کنند. به عنوان نمونه امام صادق عليه السلام فرموده‌اند: "دستور اقامه نماز بر پيامبر(ص) نازل شد؛ ولى خداوند اين مطلب را که سه يا چهار ركعت بخوانند (كيفيت اقامه آن) بيان نکرد، تا اينكه پيامبر خود اين فرمان را براى مردم تشريح كرد": اصول کافي، ج 1، ص 286 و 287.
[5]- قرآن کریم، سوره نحل، آيات 44 و 64.
[6]- قرآن کریم، سوره نحل، آيه 44.
[7]- قرآن کریم، سوره نحل، آيه 64.
[8]- به عنوان نمونه بنگريد به:  اصول کافي، ج 8، کتاب الروضه، ص 50.
[9]- خوانندگان گرامي به عنوان نمونه مي توانند به احاديث مرتبط در کتاب وسائل الشيعه، ج 27، باب 13 (عدم جواز استنباط الأحكام النظرية من ظواهر القرآن إلا بعد معرفة تفسيرها من الأئمة ع) و يا کتاب بحارالانوار، ج 26، باب 1 (جهات علومهم ع و ما عندهم من الكتب ...) مراجعه نمايند. در ادامه به 4 نمونه از اين روايات اشاره مي کنيم:
- امام صادق (ع) مي فرمايند: "همانا خدا تنزيل و تأويل قرآن کريم را به رسول اکرم (ص) آموخت و رسول خدا (ص) به امير المومنين (ع) تعليم داد ... و به خدا سوگند علم آن را به ما (نيز) داد": وسائل الشيعه، ج 27، باب 13، ص182. ؛
- امام رضا (ع) از پيامبر (ص) نقل مي‌کنند که خداوند در حديثي قدسي چنين فرموده: "منم خدايي که جز من معبودي نيست، مخلوقات را با قدرت خود آفريدم، از بين آن ها پيامبراني را برگزيدم و از ميان پيامبران نيز محمد (ص) را به عنوان حبيب و خليل و صفي انتخاب کردم آن گاه او را به سوي مردم فرستادم و علي (ع) را به عنوان برادر و وصي و وزير او قرار دادم تا بعد از محمد، پيام رسان او به مردم و جانشين من باشد و قرآن مرا براي آنها بيان نمايد و حکم مرا در ميان آن ها اجرا کند": همان، ص 187. ؛
- امام صادق ذيل اين آيه شريفه که مي فرمايد «فقط خدا و راسخون علم تأويل محکم و متشابهات قرآن را مي دانند (سوره آل عمران، آيه 5)» چنين گفته اند: "راسخون در علم ما اهل بيت هستيم و ما هستيم که تأويل قرآن را مي دانيم": همان، ص 179. ؛
- امير مومنان فرموده اند: "هيچ آيه اي از قرآن بر پيامبر (ص) نازل نشد مگر اين که قرائت آن را به من آموخت و آن را بر من املا کرد و من آن را با خط خودم نوشتم و تأويل و تفسير، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و خاص و عام آن را به من تعليم داد ...": بحارالانوار، ج 26، ص 65.
[10]- یُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَيَهْدِي بِهِ كَثِيراً یعنی: (خداوند) بسياري را با آن (قرآن) گمراه و بسياري را هدايت مي‌کند: سوره بقره، آيه 26. ؛ مبيّن قرآن - امام ششم شيعيان در توضيح اين آيه فرموده آناني که گمراه مي شوند کساني هستند که قرآن و تأويل آن را از مبيّن قرآن نگرفته اند؛ از اين رو معناي حقيقي کلام خدا را متوجه نشدند و خود و ديگران را به گمراهي کشيدند: وسائل الشيعه، ج 27، ح 33593، ص 201.
[11]-  "وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَم" ، قرآن کریم، سوره بقره آیه 34- سوره اسرا آیه 61- سوره کهف آیه 50- سوره طه آیه 116
[12]- قرآن کریم، سوره مومنون آیه 14
[13]-  اشاره به سوره توحید در قرآن کریم
[14]-  "سألته عن قول الله: «وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ‏» قال: روح خلقها الله فنفخ في آدم منها": بحارالأنوار، ج ۴، ص 13 حدیث 11.
[15]-  "في قوله «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي‏» قال: خلق خلقا و خلق روحا، ثم أمر الملك فنفخ فيه- و ليست بالتي نقصت من الله شيئا، هي من قدرته تبارك و تعالى‏": تفسير العياشي ؛ محمد بن مسعود، ج‏2، ص 241 ؛  المطبعة العلمية - تهران، چاپ: اول، 1380 ق. البحار ج 4 ص 12. البرهان ج 3: 364.
[16]-  "سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع- عَنِ الرُّوحِ الَّتِي فِي آدَمَ ع قَوْلِهِ‏ فَإِذا سَوَّيْتُهُ‏ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي‏قَالَ هَذِهِ رُوحٌ مَخْلُوقَةٌ وَ الرُّوحُ الَّتِي فِي عِيسَى مَخْلُوقَة": اصول کافي، ج ۱، ص ۱۳۳.
[17]-  "سأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي‏»: كَيْفَ هذَا النَّفْخُ؟ فَقَالَ: «إِنَّ الرُّوحَ مُتَحَرِّكٌ كَالرِّيحِ، وَ إِنَّمَا سُمِّيَ رُوحاً لِأَنَّهُ اشْتَقَّ اسْمَهُ مِنَ الرِّيحِ‏ وَ إِنَّمَا أَخْرَجَهُ عَنْ‏ لَفْظَةِ الرِّيحِ‏ لِأَنَّ الْأَرْوَاحَ‏مُجَانِسَةٌ لِلرِّيحِ‏ وَ إِنَّمَا أَضَافَهُ إِلى‏ نَفْسِهِ لِأَنَّهُ اصْطَفَاهُ عَلى‏ سَائِرِ الْأَرْوَاحِ، كَمَا قَالَ لِبَيْتٍ مِنَ الْبُيُوتِ‏: بَيْتِي، وَ لِرَسُولٍ مِنَ الرُّسُلِ:خَلِيلِي، وَ أَشْبَاهِ ذلِكَ، وَ كُلُّ ذلِكَ مَخْلُوقٌ، مَصْنُوعٌ، مُحْدَثٌ، مَرْبُوبٌ، مُدَبَّرٌ»": كافي، ج 1، ص327.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

 

 
 
علامه حلی ( مناظره با علمای اهل سنت در حضور سلطان خدابنده)
 
در زمان سلطان خدابنده سلطان گفت:
یا شیعه یا سنی !
قرار شد علمای شیعه بیان ، علمای سنی هم بیان سلطان هم روی تختش بنشیند 
شیعه و سنی مباحثه کنن
آخوند های سنی اومدن دور تا دور جلسه نشستن 
گفتن : علمای شیعه !!!
شیعه ها گفتند ما یه آخوند بیشتر نمی فرستیم و معتقدیم این یه آخوند شیعه از پس همه
سنی های عالم بر میاد
چون ما حرف داریم برا گفتن اونا چی ؟
و اون آخوند ما علامه حلی است .
سلطان روی تختش نشسته بود و تمام این علمایه سنی هم نشسته بودن
یه وقتی دید یه آخوندی نورانی مثل ماه میمونه اومد 
یکی گفت : این کیه ؟ گفتند این علامه حلی است آخوند شیعه ها 
همچین مهرش به دل حاکم نشست 
علامه تا اومد یه نگاهی به جلسه انداخت و نعلیناش رو گذاشت زیر بغلش یه راست اومد بغل تخت حاکم نشست 
سنی ها خوشحال شدند 
یکی از سنی ها گفت : آقای سلطان دیدید بی ادبی شیعه را ؟ این آخوندشونه وای به بقیشون
سلطان گفت : بی ادبی اون چی بود ؟
گفتند : ببین یه راست اومده کنار تخت شما نشسته 
به علامه گفت : آقاجون چرا اینجا نشستی ؟
علامه گفت : پیغمبر اکرم (ص) فرموده است : هر وقت وارد جلسه ای شدید هر جایی جا بود بنشینید ، منم دیدم اینجا جا هست منم نشستم 
سلطان یه نگاهی انداخت دید راست میگه جایه دیگه ای نیست 
یکیشون گفت حالا جای نشستن رو کاری نداریم چرا نعلیناتو گذاشتی زیره بغل مگه اینجا دزد هست ؟
به سلطان گفت : بله آقا دزد هست !
سلطان گفت : کی ؟
علامه گفت : اینا دزدن آقا ! 
سلطان گفت : چرا ؟
علامه گفت : من یه روایتی شنیدم در زمان پیغمبر (ص)
که وقتی وارد مسجد شدند گفش ها و نعلیناشونو در آوردن امام شافعی اومد دزدید و رفت
منم گفتم اینا آخونداشون کفش های منم می دزدن !
شافعیا دادشون رفت بالا :
آقا دروغ میگه اصلا امام شافعی زمان پیغمبر وجود نداشت اصلا نبود بعد پیغمبر اومد !
گفت : عجب پس شافعی نبود پس ببخشید مالک دزدید 
مالکیا دادشون رفت بالا:
آقا دروغ میگه مالک دویست سال بعد پیغمبر (ص) اومده !!
گفت : عجب مالک نبود پس حنف بود که دزدید
حنفیا دادشون رفت بالا :
آقا اصلا حنف نبود زمان پیغمبر این دروغ هارو براش درست کردن !!!
گفت حنفم نبود ؟ پس حتما حنبل بوده 
حنبلی ها فریادشون رفت به هوا که حنبل نبوده زمان رسول خدا سال ها بعد به دنیا آمد
گفت :عجب پس زمان پیغمبر (ص)
نه مالکی بوده نه شافعی بوده نه حنبلی بوده نه حنفی درسته ؟
گفتند : درسته
گفت : آقای سلطان
من این حدیث رو خودم جعل کردم من میخواستم اینا خودشون بگن علماشون زمان پیغمبر (ص) نبود ولی یه سوال ؟
علی (ع) بود یا نبود ؟
گفتند : زمان رسول الله علی (ع) بوده
علامه فرمود : آفرین ولی کدوم عقلی میگه علی (ع) داماد رسول اله (ص) وصی پیغمبر (ص)
اولین مسلمانحرف علی (ع) رو بزاریم کنار بجسبیم به کسانی که اصلا زمان پیغمبر نبودند ؟
سلطان گفت :راست میگه چی میگین شماها 
علامه فرمود : آقای سلطان صبر کنین این ها یه فقهی دارن حالتون بهم میخوره
من دو رکعت نماز بنا بر فتوای سنی ها میخونم بعد دو رکعت نماز بر فتوای شیعه میخونم
خودتون با عقلتون بسنجین ببینین کدومش با عقل جور در میاد !!!!
علامه گفت : آقا شیره بیارید چون سنی ها میگن با هر نوع آبی میشه وضو گرفت 
چی بگم شروع کرد یعنی یه وضو بگیره بنا بر فتوای سنی ها سر و دست و همه را شیره مالی کرد که حاله سلطان رو بهم زد
سلطان گفت: وای وای وای حالم بهم خورد این چه وضویی بود :
علامه گفت: اینا میگن با هر نوع آبی میشه وضو بگیری !
بعد علامه گفت :یه لباسی بیارید با پوست سگ دباغی شده باشه 
علامه گفت برید نجاست خشکیده گربه بیارید به قول سنی ها میگن رو نجاست گربه اگه خشک باشه میشه سجده کرد !!
ایستاد رو به قبله با پوست سگ شیره مالی شده با نجاست گربه
تازه علمایه سنی میگن :
اگه تو نماز اگه شما کار مشکوکی کردی و وضوتون باطل شد اشکالی ندارد
یا مثلا میگن میشه شما آیه رو فارسی بخونین 
سرتونو درد نیارم ایستاد رو به قبله
گفت : الله اکبر ، بسم الله رو گفت سوره حمد رو خوند بعد گفت آمییین رفت رکوع در حین رکوع 
یه صدایی از دهانش خارج کرد که یعنی ؟؟ زده بعد نمازش که تموم شد پرید تو جمعیت نشست
سلطان گفت : چی میگه این علامه راست میگه ؟
گفتند : بله
سلطان گفت : وای وای وای یعنی شماها رو نجاست گربه سجده می کنین ؟ خجالت نمی کشید با این فقهتون ؟ 
علامه گفت : حالا ببینین فقه علی چه میگه 
گفت : برید آب پاک مطلق بیارید
آب آوردن وضوگرفت وضوی علامه 
دشداشه عربی رو باز کرد تربت امام حسین (ع)رو گذاشت جلوش تسبیح تربت سید الشهدا رو گذاشت جلوش ایستاد رو به قبله یه نمازی خوند که تمام سنی ها گریه کردند
گفت این نماز ما این فقه ما اینم دین ما واینم فقه و نماز و بقیه کارهای سنی ها
سلطان گفت : اگه فقط یک باره دیگه من کلمه سنی شنیدم از دم تیغ ردتون می کنم 
و به برکت علامه حلی اولین مهری که بعنوان پول روی سکه ها درج شد که تو تاریخ میتونین بخونین این بوده 
 
(( لا اله الا اللّه محمد رسول اله علی ولی الله ))
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 4
:: باردید دیروز : 32
:: بازدید هفته : 335
:: بازدید ماه : 853
:: بازدید سال : 853
:: بازدید کلی : 853

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران