فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
در پناه لطف حق باید گریخت
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 06 اسفند 1391

 

تا دانه ‏ای نکاشته ‏ای هیچ مراقبت نمی‏ خواهد اما همین‏که دانه را در زمین کاشتی پیوسته باید مواظبت کنی و آب و

کود و سمپاشی بجا و به اندازه و مناسب را فراموش نکنی.

 انسان هم همین‏طور است. تا سوی قرآن نیامده و در وادی قرائت و خواندن و به کار بستن آن گامی نزده از ناحیه

شیطان در امان است و شیطان هیچ کاری با او ندارد چون همان است که شیطان می‏خواهد اما همین‏که پای در این

وادی می‏نهد، هجمه‏ ها و حمله‏ ها و وسوسه‏ ها یکی از پس دیگری در می‏رسد و اینجاست که:

 در پناه لطف حق باید گریخت

 و توصیه قرآن کریم نیز همین است:

 فاذا قرات القرآن فاستعد بالله من الشیطان الرجیم

 وقتی که قرآن می‏خوانی از شر شیطان دست به دامان خداوند باش

 از این‏رو گفته‏ اند: یکی از آداب خواندن قرآن کریم استعاذه است.

 «استعاذه» از ریشه «عوض» و یا «عیاض» بوده و به معنای چسبیدن و پیوستن است، و به خداوند استعاذه کردن به

معنای دست به دامان او شدن است.

 و خداوند نیز پناه خواهد داد زیرا که پناه ‏دهنده و ایمنی بخش است.


پس بنابراین استعاذه گفتن نیست بلکه حرکت و اقدام است درست مثل وقتی که رگ‏بار تگرگ بی‏وقفه می‏بارد تو

نمی‏گویی پناه می‏برم به سقف بلکه با شتاب تمام خود را به زیر سقف می‏کشانی، و این همان معنی استعاذه و پناه بردن است.

 پس اگر قرآن کریم می‏گوید:

 هنگام خواندن قرآن استعاذه کن و به خداوند پناه ببر، نه به این معناست که اعوذ بالله بگو، اگر چه گفتن این سخن

نیز سنت پیامبر بوده و مستحب است، اما در اینجا منظور آن است که به سوی خداوند حرکت کن و خود را دامن

کشان به دامان او برسان.

رنجبر



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
یاران جوان مهدی علیه السلام بخوانند!!! قسمت دوم
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 06 اسفند 1391

 

مهم ترین وظیفه ى جوانان و نوجوانان در عصر حاضر از دیدگاه قرآن و روایات چیست؟

 دوران جوانى و نوجوانى، حساس و سرنوشت ساز و تعیین کننده ى شخصیت انسان است. براى استفاده ى صحیح از جوانى، باید به یک راه نماى آگاه و آشنا به مسیر و دور از خطا و اشتباه رو آورد و بهترین راه نما قرآن و احادیث صحیح معصومین(علیهم السلام)است.
قرآن دوران جوانى را دوران قوت و قدرت مى نامد:
(اللّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْف ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْف قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّة ضَعْفاً وَ شَیْبَةً); خدا همان کسى است که شما را آفریده در حالى که ضعیف بودید; سپس بعد از این ضعف و ناتوانى قوت بخشید، و باز بعد از قوت، ضعف و پیرى قرار داد ...
جوانان فطرتى پاک دارند و پاکى ها را مى پذیرند و به آن جامه ى عمل مى پوشانند. پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در اوایل دعوت خود، با جوانانى روبه رو شد که سخنان پاک او را بر فطرت پاک خود نوشتند. ایشان مى فرماید:
(اوصیکم بالشباب خیراً فانهم ارقّ افئده ...); من شما را به نیکى با جوانان توصیه مى کنم، به سبب این که آنها دلى رقیق و قلبى فضیلت پذیرتر دارند ... جوانان سخنانم را پذیرفتند و با من پیمان محبّت بستند.

دوران جوانى و نوجوانى فرصتى بسیار ارزشمند و بى بدیل است. حضرت على(علیه السلام)مى فرمایند:
بادر شبابک قبل هرمک و صحتک قبل سقمک; جوانى را قبل از پیرى، و سلامتى را قبل از مریضى دریاب.
برخى از فرصت طلبان از استعداد بکر و تازه ى جوانان سوء استفاده مى کنند و آنان را به سوى قدرت، ثروت و شهوت سوق مى دهند; اما اسلام با سه مقوله ى اخلاق، عقاید و احکام، دنیا و آخرت یک جوان را ترسیم نموده و وظایفى را اعم از دنیوى و اخروى براى جوانان و نوجوانان برشمرده است که در این جا به مهم ترین آن ها اشاره مى کنیم.

۱تحصیل علم و دانش
اسلام به فراگیرى علم و دانش تأکید بسیار دارد و اولین آیه اى که نازل شده به خواندن و نوشتن امر کرده است:
(اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَق اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ) ; بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید، همان کسى که انسان را از خون بسته اى خلق کرد... همان کسى که به وسیله ى قلم تعلیم نمود و به انسان آن چه را نمى دانست یاد داد.
اصلاحات جوامع انسانى از قلم هاى مؤمن شروع مى شود و فساد و تباهى اجتماعات نیز از قلم هاى مسموم و فاسد مایه مى گیرد. بى جهت نیست که قرآن به قلم و آن چه با قلم مى نویسند، سوگند یاد مى کند; (ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ) قلمى که مى توان به واسطه ى آن علم را منتشر و در سینه ى تاریخ ماندگار کرد.
البیان بیانان، بیان اللسان و بیان البنان و بیان اللسان تدرسه الأعوام و بیان الأقلام باق على مر الأیام; بیان دو گونه است، بیان زبان و بیان قلم. بیان زبان با گذشت زمان کهنه مى شود و از بین مى رود، ولى بیان قلم تا ابد باقى است.
قرآن تحصیل علم و دانش را پایه و مقدمه ى تربیت و تزکیه، و تعلیم را یکى از اهداف پیامبران بر مى شمارد و هیچ وقت عالمان و دانشمندان را با جاهلان مساوى نمى داند.
(هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ); آیا کسانى که مى دانند با کسانى که نمى دانند برابرند؟
معصومین(علیهم السلام) اهمیت خاصى براى تحصیل علم قایل بوده اند تا جایى که پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) تحصیل دانش را بر هر مسلمانى واجب دانسته و دانشجویان را مجاهد فى سبیل الله خطاب مى کنند و مى فرمایند:
هر کس در طریق تحصیل علم از دنیا برود، شهید مرده است.
در جاى دیگر مى فرمایند:
زندگى جز براى دو کس فایده ندارد: یکى دانشمندى که نظرهاى او اجرا گردد و دیگرى دانش طلبانى که گوش به سخن دانشمندى دهند.
علم به دانشى گفته مى شود که در طریق خدمت و صلاح مردم و شناخت معبود باشد و اگر مایه ى غرور و غفلت و ظلم و فساد باشد; قیل و قالى بیش نیست.
دوران فراگیرى دانش، نوجوانى و جوانى است و بیشتر توجه و خطاب قرآن کریم و معصومین(علیهم السلام) به جوانان است. پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى فرمایند:
فراگیرى علم در دوران جوانى، همانند نقش بر سنگ است و در دوران پیرى همانند نقش بر خاک است که سریع زایل مى گردد.
لذا جوانان باید با توجه به مبانى دینى، به تحصیل علم بپردازند و عقب ماندگى و رشد نیافتگى مسلمانان را که ریشه در ظلم حاکمان ظالم و فاسد و توطئه ى دشمنان اسلام دارد، جبران نمایند.

۲کار و کوشش
جوان باید با نیرو و قدرت خود براى رسیدن به مقصود که تحصیل علم و هنر و یا آموختن صنعت و... است بکوشد. قرآن با برشمردن زمینه هاى تلاش و کوشش در همین کره ى خاکى ، به استفاده ى صحیح از آن توصیه مى کند:
(و رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ); خداوند شما را از نعمت هاى پاکیزه بهره مند ساخت; شاید شکرگزار باشید.
در آیه اى دیگر کار و تلاش براى کسب روزى هم ردیف جهاد فى سبیل الله معرفى شده است:
(وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ وَ آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ); گروهى دیگر براى به دست آوردن روزى الهى به سفر مى روند و گروهى دیگر در راه خدا جهاد مى کنند.
على(علیه السلام) در تفسیر آیه ى (وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا)» مى فرمایند:
سلامت، نیرومندى، فراغت، جوانى و نشاط و بى نیازى خود را فراموش منما و در دنیا از آن بهره ببر و متوجه باش که از آن سرمایه هاى عظیم، به نفع آخرتت استفاده کنى.
خداوند در قرآن صریحاً مى فرماید:
(وَ لَقَدْ مَکَّنّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَکُمْ فِیها مَعایِشَ قَلِیلاً ما تَشْکُرُونَ); ما تسلط و مالکیت و حکومت زمین را براى شما قرار دادیم و وسایل زندگى را براى شما فراهم ساختیم.
به این معنا که خداوند وسایل تلاش را فراهم نموده است و دسترسى نداشتن به آنها نشان کوتاهى و سستى خود ماست; لذا پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى فرمایند:
هر شب ملائکه به زمین مى آیند و ندا سر مى دهند که اى فرزندان آدم! تلاش و کوشش نمایید.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) با هر کسى روبه رو مى شدند مى پرسیدند: آیا شغلى دارى؟ و اگر جواب منفى مى داد، مى فرمودند: سقط من عینى; از چشمم افتاد . هم چنین امام کاظم(علیه السلام)مى فرمایند:
خداوند از انسان بى کار و پرخواب متنفر است.
جوانان مى توانند با استفاده از نیروى جوانى تلاش خود را در هر رشته اى مضاعف نمایند، تا به رفاه زندگى دنیا و آرامش ابدى آخرت دست یابند. امام باقر(علیه السلام) در دعاهایش مى فرماید:
اسئلک اللهم الرّفاهیة فى معیشتى ما ابقیتنى معیشة اقوى بها على طاعتک... ; پروردگارا، در زندگى ام آن چنان رفاهى قرار بده که با آن به اطاعت و بندگى تو توانا شوم.
البته تلاش و کوشش براى کسب روزى باید از طریق صحیح و مشروع باشد.
طلب الحلال فریضة على کلّ مسلم و مسلمة ; به دنبال رزق و روزى حلال رفتن بر هر زن و مرد مسلمان واجب است.

۳اهتمام به ازدواج
ازدواج یکى از محبوب ترین کانون نزد خداوند و از سنت هاى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) است که با آن مى توان نصف دین خود را تضمین کرد. قرآن کریم امر به ازدواج مى کند و مى فرماید:
(وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى مِنْکُمْ وَ الصّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ ); مردان و زنان بى همسر را همسر دهید و هم چنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را; اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خود بى نیاز مى سازد; خداوند واسع و آگاه است.
پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) جوانان مجرد را مذمت مى کنند و مى فرمایند:
شرارکم عزائبکم ; بدترین شما مجردان اند.
خداوند صریحاً مسئله ى مالى خانواده ها را تضمین نموده است و جوانان نباید به خاطر فقر از ازدواج سر باز زنند. امام صادق(علیه السلام)مى فرمایند:
الرزق مع النساء و العیال; روزى همراه همسر و فرزند است.
و در زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله)، هر کسى از تنگدستى شکایت مى کرد، پیامبر امر به ازدواج مى نمودند و مى فرمودند:
هر کس به خاطر فقر از ازدواج شانه خالى کند، به خدا گمان بد برده است.
جوان براى رشد خود نیازمند به آرامش روحى و فکرى است و این آرامش مى تواند در سایه ى ازدواج مهیا شود. علاوه بر آن، ازدواج اولین مرحله ى خروج از خودِ طبیعى و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است و انسان را پخته و شخصیت او اجتماعى مى سازد و ثمراتى چون حفظ و تقویت ایمان و معنویت، بهره مندى از نشاط جوانى، پاک ماندن از فساد و انحرافات جنسى، محفوظ ماندن از بیمارى هاى عصبى و روانى و... را به ارمغان مى آورد.

۴دورى از هواى نفس و شهوت
بالاترین غریزه ى انسان، غریزه ى شهوت است که اوج آن در دوران جوانى است و بزرگ ترین مانع رشد یک جوان، شهوت پرستى و هواى نفس اوست. شهوت طلبى، وسوسه ى شیطانى است: که انسان را اسیر خود مى کند:
عبد الشهوة اسیر لاینفک أَسْرُهُ .
و چه بسا لحظه اى شهوت طلبى، ناراحتى دراز مدت به همراه دارد. على(علیه السلام) مى فرمایند:
رب الشهوة الساعة تورث حزناً طویلا.
نفس اماره ى انسان همان تمایلات غریزى است که بر اثر شدت یافتن، بر عقل غلبه مى یابد.حضرت على(علیه السلام) مى فرمایند:
هر کس از شهواتش پیروى بنماید، به تحقیق در هلاکت به نفسش کمک کرده است.
قرآن نیز منشأ انحرافات را پیروى از نفس و کلید سعادت و خوش بختى را مخالفت با خواهش هاى نفسانى مى داند. یوسف کنعان نیز از نفس اماره به خدا پناه مى برد. حضرت على(علیه السلام) در دعاى صباح به خدا پناه مى برد و مى فرماید:
الهى قلبى محجوب... و هوائى غالب; خدایا قلبم ]با حجابى از گناه[ پوشیده شده و هواى نفس بر من چیره گشته است.
براى فرار از خواهش هاى نفسانى و شهوت، لازم است ایمان و بندگى خدا را تقویت و معاشرت با دوستان منحرف را ترک کنیم و در پرورش عقل کوشا باشیم; زیرا هواى نفس دشمن عقل است; و علت انحرافات، اسیر بون عقل به دست امیال و هواهاى نفسانى است.

۵عبادت و بندگى
جوانان به سبب فطرت پاک و استعداد براى پذیرش حقایق به ملکوت اعلى نزدیک ترند و مى توانند سریع تر از دیگران به خدا برسند. پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) فرمودند: ان الله یحب الشاب الذى شبابه فى طاعة الله; خداوند جوانى را دوست مى دارد که جوانى اش را در اطاعت خدا مصرف نماید.و خداوند نیز یکى از اهداف خلقت بشر را عبودیت و بندگى معرفى کرده است: (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ); من جن و انس را خلق نکردم، مگر براى عبادت.
خداوند عبادت جوان را بالاترین عبادت ها مى داند. پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در همین زمینه مى فرمایند:
خداوند هفت گروه را در سایه ى رحمت خود جاى مى دهد در روزى که سایه اى جز سایه اش نیست: اول، زمامدار عادل و دادگر; دوم، جوانى که در عبادت خدا پرورش یابد

۶خودسازى و تهذیب نفس
حضرت على(علیه السلام) مى فرمایند: قلب جوان مانند زمین خالى و مستعد است که هر چیزى را که در آن قرار مى گیرد مى پذیرد.
قرآن نیز به تزکیه و تهذیب نفس تأکید فراوان دارد: (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها); کسى که تزکیه کند رستگار است.
جوان مى تواند با عهد و پیمان بستن با خود و مراقبت از اعمال روزانه، و محاسبه ى اعمال و رفتار، خود را در مسیر رهروان حق قرار دهد.
امام خمینى(رحمه الله) در نامه اى به فرزند خود مى نویسد: تا عمر و جوانى و قوت و اختیار باقى است اصلاح نفس کن و در عمل کوشش کن. اگر قید و بندهاى شیطانى در جوانى از آن ها غفلت شود، هر روز از عمر تو بگذرد ریشه دارتر و قوى تر مى شود.

۷ توبه و بازگشت
جوان به اقتضاى سن خود بیشتر در لغزش هاى گناه قرار مى گیرد، اما با توبه و برگشت به سوى خدا مى تواند آن را جبران و خود را مشمول عفو خداوند بخشنده و مهربان نماید.
(إِلاَّ الَّذِینَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ); مگر کسانى که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند، خداوند غفور و رحیم است.
و پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) درباره توبه ى جوان مى فرمایند: ما من شىء احب الى الله تعالى من شاب تائب; هیچ چیز نزد خداوند دوست داشتنى تر از جوان توبه کار نیست.
حاصل سخن این که، دوره ى نوجوانى و جوانى، دوره اى حساس و سرنوشت ساز است و نیاز به یک راه نماى آگاه و عالم دارد و بهترین راه نما که بتواند ما را به سرمنزل مقصود برساند، قرآن کریم و روایات معصومین(علیهم السلام) است.

 

 

 




|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
یاران جوان مهدی علیه السلام بخوانند!!! قسمت اول
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 06 اسفند 1391

دوران نوجوانى و جوانى، دوران حساس و سرنوشت ساز و تعیین کننده ى شخصیت فرد است. چیزى که مى تواند این احساسات را در مسیر هدایت و هیجان و غرور را در طریق مثبت قرار دهد  قانون الهى، یعنى قرآن و احادیث معصومین(علیهم السلام) است.
دوران نوجوانى و جوانى، دوران حساس و سرنوشت ساز و تعیین کننده ى شخصیت فرد است. در این دوران غرور، هیجان، احساسات، شهوت، ناپختگى عقلى و بر شخص سایه مى افکند.چیزى که مى تواند این احساسات را در مسیر هدایت و هیجان و غرور را در طریق مثبت قرار دهد ، قانون الهى، یعنى قرآن و احادیث معصومین(علیهم السلام) است.در این بخش به برخى راهکارهاى قرآن و روایات در موفقیت و شخصیت جوان اشاره مى گردد.

قرآن کریم سیماى جوان شایسته را چگونه تبیین مى کند؟
جوانى بهترین و حساس ترین دوره ى عمر هر موجودى بهویژه انسان به حساب مى آید. در همین دوره است که انسان مى تواند سرنوشت خویش را رقم بزند و افق آیندهى خود را روشن و درخشان و یا آن را تیره و تار سازد.قالب وجودى یک انسان در دوره ى جوانى شکل مى گیرد و آینده ى او هم بر این اساس رقم مى خورد. در هر عصرى جوانان بیشتر مورد توجه اند و در شکل گیرى موضوعات مختلف در جوامع نقش مؤثرى ایفا مى کنند و در این میان برخى افراد، احزاب، قدرت ها و از احساسات پاک، شور و تحرک و نیروى سازنده ى جوانان در راستاى منافع فردى و گروهى خود سود مى برند.
قرآن کریم و روایات اسلامى به دوره ى حساس نوجوانى و جوانى عمر انسان اهمیت ویژه اى داده اند. چنان که حضرت امام صادق(علیه السلام) به یکى از یاران خویش مى فرمایند:
بر تو باد توجه به جوانان; زیرا آنان به هر کار خیر از دیگران پیش تازترند.
هم چنین مى فرماید: چون جوان مسلمان قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خونش آمیخته گردد و خداوند متعال او را در زمره ى پیامبران والامقام نزد خود قرار مى دهد و خداوند خود در قیامت مدافع وى باشد.
قرآن کریم با طرح الگوهایى از جوانان شایسته، همانند جوانان اصحاب کهف، و برخى از پیامبران جوان الهى و یادآورى برخى از داستان ها و نکات اخلاقى و تربیتى، سیماى جوان شایسته را ترسیم مى کند. گوشه هایى از تبیین سیما و ویژگى هاى یک جوان شایسته از نظر قرآن کریم و نیز روایات اسلامى را در پى مى آوریم.

۱ پرهیزکارى و رعایت تقوا; قرآن کریم مى فرماید: ( وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ); و از خدا پروا نمایید و بدانید خدا با پرهیزکاران است.
و در جایى دیگر مى فرماید: ( إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ ); گرامى ترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست
یک جوان شایسته از نظر قرآن، کسى است که تقوا و پرهیزکارى را پیشه مى کند.
پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: خداوند متعال به وجود جوان عبادت پیشه (و با تقوا) بر فرشتگان مى نازد و مى فرماید: «این بنده ى مرا بنگرید به خاطر من از هواى نفس خود دست کشیده است.
۲ داشتن ایمان و دورى از شرک; قرآن کریم مى فرماید: (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ ); اى کسانى که ایمان آورده اید به خدا و پیامبرش و کتابى که بر او نازل کرده ایمان بیاورید
و در جایى دیگر به نقل از سفارش هاى حضرت لقمان به فرزندش، همه ى انسان ها به ویژه جوانان را از هرگونه شرک برحذر مى دارد و مى فرماید: (یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ); پسرم چیزى را همتاى خدا قرار نده که شرک، ظلم بزرگى است.
و به این ترتیب حضرت لقمان اساسى ترین رکن ایمان و دین دارى (توحید) را به فرزند جوانش یادآورى مى کند.
۳ عدالت طلبى و حمایت از مظلومان; از آن جا که جوان هنوز در نابرابرى هاى محیط غرق نشده و به آن خو نگرفته و آلوده نشده است، صفت عدالت طلبى و حمایت از مظلومان در او بیشتر تجلى دارد.قرآن کریم به نمونه هایى در این باره اشاره مى کند; از جمله ى این جوانان عدالت طلب و حامى مظلوم، حضرت موسى(علیه السلام)است. در سوره ى قصص، آیات ۱۵ و ۲۳ ـ ۲۸، آمده است که حضرت موسى(علیه السلام) جوانى عدالت طلب و حامى مظلومان بود. و به همین جهت در سرزمین مصر به حمایت از شخص مظلومى برخاست و در مدین نیز جوان مردانه به کمک دختران حضرت شعیب رفت و براى گوسفندان آن ها از چاه آب کشید.
۴ کوشش و تلاش; دوره ى جوانى زمان تلاش، کوشش، تحرک و نشاط است. قرآن کریم باز حضرت موسى(علیه السلام) را سمبل و الگوى یک جوان فعال، تلاشگر و پرتحرک معرفى مى کند که بدون سرمایه و ثروت، ولى با تلاش و کوشش، براى حضرت شعیب کار کرد و بعد از انتخاب همسر و تشکیل خانواده، با ثروت فراوان به شهر خود (مصر) بازگشت. بنابراین، یک جوان باید با اراده و پشت کارى قوى و عزمى راسخ بکوشد و از بحران ها و فراز و فرودهاى زندگى به سلامت عبور کند.
۵ حق پذیرى; جوانان زودتر به حقایق دل مى بندند و در عمل نیز بى باک و جسورند و اگر چیزى را حق ببینند، در تثبیت آن مقاومت مى کنند. قرآن کریم، برخى از جوانان اصحاب کهف را چنین مى داند و مى فرماید: (نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً); ما داستان آنان را به حق براى تو بازگو مى کنیم، آن ها جوانانى بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم.
و در جایى دیگر داستان جوانى (حضرت اسماعیل) را که حاضر شد در راه حق حتى جان خود را فدا کند یادآور مى شود و مى فرماید:
(فَلَمّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قالَ یا بُنَیَّ إِنِّی أَرى فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى قالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللّهُ مِنَ الصّابِرِینَ); هنگامى که (حضرت ابراهیم(علیه السلام)) با او (حضرت اسماعیل(علیه السلام)) به مقام سعى رسید، گفت: پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح مى کنم، نظر تو چیست؟ گفت: هر چه دستور دارى اجرا کن; به خواست خدا مرا از صابران خواهى یافت.
از آیات یاد شده برمى آید که یک جوان مؤمن و شایسته باید در مقابل حقایق سر تعظیم و تسلیم فرود آورد.
۶ شهامت و شجاعت; از دیگر ویژگى هاى یک جوان از نظر قرآن، داشتن شجاعت و شهامت است. این دو از صفات کمال انسان است که بیشتر در جوانان نمود دارد. از جمله ى این جوانان مى توان حضرت داود و حضرت ابراهیم(علیهما السلام)را نام برد.
حضرت ابراهیم(علیه السلام) با شهامت و شجاعت کامل در مقابل بت پرستان ایستاد و بت ها را شکست. خداوند متعال در این باره مى فرماید:
(قالُوا سَمِعْنا فَتًى یَذْکُرُهُمْ یُقالُ لَهُ إِبْراهِیمُ); (گروهى) گفتند: شنیدیم جوانى از (مخالفت با) بت ها سخن مى گفت که او را ابراهیم مى گویند.
حضرت داود(علیه السلام) نیز با شجاعت و شهامت و تکیه بر ایمان به خدا با ظالمى به نام جالود که بسیار قوى بود به مبارزه پرداخت و او را شکست داد.
۷ عفت و پاکدامنى; از دیگر ویژگى هاى یک جوان شایسته از نظر قرآن کریم عفت و پاکدامنى است. قرآن کریم، در جایى درباره ى حیا و عفت دختران شعیب(علیه السلام) مى فرماید:
(فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیاء); ناگهان یکى از آن دو (زن) به سراغ او آمد، در حالى که با نهایت حیا گام برمى داشت
در جایى دیگر حضرت یوسف(علیه السلام) را قهرمان پاکى و عفت معرفى مى کند که با وجود مهیا بودن تمام زمینه هاى انجام گناه، با عفت و پاکدامنى، از وسوسه ى شیطان به خدا پناه برد و با سرافرازى در آزمایش الهى پیروز شد.
بنابراین، یک جوان شایسته از نظر قرآن باید در برابر ناپاکى ها و هواهاى نفسانى عفیف و پاکدامن باشد.
۸ پرهیز از افراط و تفریط; از دیگر ویژگى هاى جوانان شایسته پرهیز از افراط و تفریط و رعایت اعتدال است; چنان که حضرت لقمان به فرزند جوان خود توصیه مى کند: (وَ اقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ …); (پسرم) در راه رفتن، اعتدال را رعایت کن، و از صداى خود بکاه
از آیه ى یاد شده برمى آید که یک جوان شایسته باید در تمام امور اعتدال را رعایت کند.
حضرت امام موسى کاظم(علیه السلام) مى فرمایند:خیر الامور اوسطها; بهترین کارها معتدل ترین و میانه ترین آن هاست.
جوانان در این مقطع از سن باید احساسات و شور جوانى را در خویش کنترل و هدایت کنند و از افراط و تفریط در امور بپرهیزند.
۹ خوش اخلاقى و تواضع در برابر مردم; حضرت لقمان به فرزند جوانش سفارش مى کند:
(وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتال فَخُور); (پسرم) با بى اعتنایى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبر مغرورى را دوست ندارد.
۱۰ عبادت و امر به معروف و نهى از منکر; یک جوان شایسته باید در اقامه و به جا آوردن نماز بکوشد و مردم را از منکرات و زشتى ها نهى و به خوبى ها دعوت کند و در برابر سختى ها و مشکلات صبور باشد:
(یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَکَ إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ); پسرم نماز را به پا دار و امر به معروف و نهى از منکر کن و در برابر مصایبى که به تو مى رسد شکیبا باش که این از کارهاى مهم است.
۱۱ خداپرستى; یکى از ویژگى هاى جوانان شایسته، خداپرستى است; خداوند متعال مى فرماید:
(… وَ اعْبُدُوا اللّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً); و خدا را بپرستید و هیچ چیز را همتاى او قرار ندهید….
۱۲ نیکیبه پدر و مادر; از ویژگى هاى یک جوان خوب نیکى به پدر و مادر است; خداوند متعال در جاهاى متعدد جوانان را توصیه کرده که به پدر و مادر خویش نیکى کنند; چنان که مى فرماید:
(بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبى ); و به پدر و مادر نیکى کنید; هم چنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و همسایه نزدیک و….
۱۳ یادآورى معاد و روز قیامت; یک جوان شایسته از نظر قرآن، هیچ گاه یاد مرگ و روز قیامت و حساب و کتاب اعمال آخرت را فراموش نمى کند; حضرت لقمان به فرزند جوانش مى فرماید:
(یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّة مِنْ خَرْدَل فَتَکُنْ فِی …); پسرم اگر به اندازه ى سنگینى دانه ى خردلى (عمل خوب یا بد) باشد و در دل سنگى یا در گوشه اى از آسمان ها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت براى حساب) مى آورد; خداوند دقیق و آگاه است.
۱۴ تزکیه و تعلیم; یک جوان از نظر قرآن کریم باید با دو بال تزکیه و تعلیم به سوى آینده و کمال پرواز کند و خود را از هر جهت، به تقوا و علم مجهز سازد; قرآن کریم مى فرمایند:
(کَما أَرْسَلْنا فِیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِنا وَ یُزَکِّیکُمْ وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ); همان گونه ]که با تغییر قبله، نعمت را بر شما کامل کردیم[ رسولى از خودتان در میان شما فرستادیم، تا آیات ما را بر شما بخواند و شما را پاک کند و به شما کتاب و حکمت بیاموزد و آن چه را نمى دانستید، به شما یاد دهد.

پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى فرمایند:
... هر که در جوانى، دانش آموزد، علم او هم چون نقشى است که بر سنگ حک شود و هر که در بزرگ سالى بیاموزد، کارش هم چون نوشتن بر روى آب است.

 

هم چنین حضرت امام صادق(علیه السلام) مى فرمایند:
دوست ندارم جوان شما را جز در دو حال ببینم: دانشمند یا دانش آموز; زیرا اگر چنین نباشد، کوتاهى کرده است و چون کوتاهى کند، ضایع گشته و چون ضایع گردد، گنهکار باشد و چون گنهکار باشد، سوگند به آن که محمد را به حق برانگیخت در آتش جاى گیرد.
در زمان ظهور امام زمان(علیه السلام) و حکومت آن حضرت، جوانان نقش مؤثرى دارند و از جایگاه ویژه اى برخوردار خواهند بود.اکثر یاران امام مهدى (عج) جوانان هستند


 

نویسنده: على امیرخانى



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
روش ترسیم سیمای معقول و زیبای دین
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 06 اسفند 1391

 

ذات دین در نهایت معقولیت و زیبایی است هم از ناحیة خدای حکیم و جمیل است و هم راه هدایتی که نه تنها قوة نظری و عقلی انسان را به کمال می رساند بلکه به او شخصیتی با زیبایی های معنوی می بخشد، کار دین این است. گاهی این دین زیبا و معقول با کج سلیقگی ها و افراط و تفریط هایی روبروست و بگونه ای معرفی می شود که برای مخاطب یا جوان جاذبه چندانی ندارد.

 بنده خدایی بچه اش پرسید:

پدر صاعقه و رعد و برق و این نور چیست؟

پدر گفت این برق شمشیر خداست وقتی خدا عصبانی می شود شمشیر بهم می زند این برق شمشیرش است

بچه ترسید و رفت کنار.

چند روز بعد در کلیسا به او گفتند :

این صاعقه و برقی که از آسمان می زند این نور فلاش عکس گرفتن خداست.

پدر دید موقعی که صاعقه و رعد و برق می شود بچه می خند  :

 گفت:پسرم چرا می خندی؟

گفت: برای اینکه عکسم قشنگ بیفتد تو کلیسا به من گفتند که این نور فلاش دوربین خداست.!!!!!

 

یک وقتی در نهایت خشم و غضب و خشونت معرفی می کند. فرد همین مطلب را یکی طوری بیان می کند که در اوج زیبایی و دل انگیزی است.

 

معارف نظری دین را باید همان گونه که هستند در نهایت اتقان و استحکام عقلی و عملی عرضه شوند که عقل را قانع کنند و احکام و دستورات عملی آن نیز باید بصورتی طرح گردند که یک زندگی بسیار زیبا و جذاب را برای مخاطب ترسیم کنند. بخصوص دستورات عملی در روایت هست جوانی مسلمان شد آمد نزد پیغمبر (ص) و گفت من مادر پیری دارم که نمی توانم ناراحتی اش را ببینم و برایم سخت است که او ناراحت باشد که من خداپرست هستم و او کافر است. پیغمبر فرمود اگر این چنین است برو بیشتر از سابق به مادرت خدمت کن به طوری که برای مادر سؤال پیش آمد پسرم چه شده که تو بیشتر از این به من خدمت می کنی؟ گفت من اخیراً به دین و آیینی ایمان آورده ام این دین به من می گوید باید به مادرت بیشتر از سابق خدمت کنی.

 امام صادق (ع): احکام و دستورات عملی دین را باید به صورتی طرح کرد

که یک زندگی بسیار زیبا و جذابی را برای طرف ترسیم کند.

 «إنی بعثت بالحنفیة سمحه سهله»این جزء اصول اولیة دین پیامبر است«لا عسر ولاحرج فی الاسلام»معاذ وقتی مي خواهد برود تبلیغ به یمن؛ می آید نزد پیامبر که یا رسول الله ما داریم می رویم سفارش خاصی ندارید پیامبر می فرماید: معاذ تو الان بر مردمی وارد می شوی که از تو سؤال می کنند کلید بهشت چیست؟ بگو اقرار به یگانگی خدا. معاذ! بر مردم آسان بگیر سخت نگیر، امید و بشارت بده.

 دو رکعت نماز بخوان با وضو بخوان رو به قبله بخوان ایستاده هم بخوان اگر نتوانستی تکیه بده، نتوانستی بنشین، بخواب، با اشاره، در ذهنت و....

 

دین آسان است «لایکلف الله نفساً الا وسعها» در تمام زوایای زندگی و دستورات عملی دین این اجازه را داده که هر مقدار مي توانیم انجام دهیم. خداوند سوگند یاد کرده است بچه های سقط شده از مادر را وارد بهشت کند. فردای قیامت این بچة سقط شده می آید بر در بهشت خداوند می فرماید برو بهشت می گوید تا پدر و مادرم را نفرستی من نمی روم. گاهی اهل یک قبرستان بخاطر وجود یک فرد که دفن می شود اهل قبرستان را خدا می بخشد. «رحمة للعالمین» است یعنی یک نفر هم نیست که پیامبر شفاعت نکند



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
هدیه امام حسین -علیه السلام - به امیرکبیر
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 06 اسفند 1391

                  یا لطیف

              آیت الله اراکی ( ره ) فرمود:

شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت

پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟

با لبخند گفت:خیر

سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟

گفت:نه

با تعجب پرسیدم:پس راز این مقام چیست؟

جواب داد:هدیه مولایم حسین است!

گفتم چطور؟

با اشک گفت:

آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت

تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛

 ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی!

پس چه کشید پسر فاطمه؟

او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود!

از عطش حسین حیا کردم !

لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد

آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت:

به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛

آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
وظایف جوان منتظر/دینی سوم متوسطه
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 06 اسفند 1391

 

وظایف اصلی و مهم جوانان منتظر در چهار بخش، مورد بررسی قرار می‌گیرد:

 ۱. معرفت ۲. محبت ۳. اطاعت ۴. فعالیت

۱. معرفت: یکی از مسائل حیاتی و اساسی شناخت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفت است که مایه رشد و تعالی است:

گر معرفت دهندت بفروش کیمیا را

گر کیمیا دهندت، بی‌معرفت، گدایی

امام علی علیه السلام در فرمایشی به کمیل درباره اصل معرفت می‌فرماید: «ای کمیل! هیچ حرکت و فعالیتی نیست، مگر این که در آن نیازمند شناخت و آگاهی هستی

موضوع مهدویت هم نیازمند معرفت و شناخت است؛ لذا جوانان باید با امام زمان خود و مسائل پیرامون او به نحو احسن آشنا شوند. ابونصر( از خدمت‌گذاران امام حسن عسکری علیه السلام و از کسانی که پیش از غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به حضور آن حضرت، مشرف شده‌ است). در دیداری که با امام داشت، امام از او پرسید: «آیا مرا می‌شناسی؟» پاسخ داد: «آری؛ شما سرور من و فرزند سرور من هستید.» امام فرمود: «مقصد من، چنین شناختی نیست.» ابو نصر عرضه داشت: «مقصود شما چیست؟ خودتان بفرمایید.» امام فرمود: «من آخرین جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم و خداوند به برکت من، بلا را از خاندان و شیعیانم دور می‌کند

شناخت درست امام،همچنین طریق معرفت واقعی به خدا می‌باشد. امام صادق علیه السلام در این باره می‌فرماید: «... ما بر شما سه حق داریم: اینکه به فضل ما معرفت پیدا کنید، پیرو ما باشید و انتظار فرج را بکشید...»

بنابراین در دوران غیبت، شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، رمز حیات و هویت ماست. لازم است به امام خود معرفت داشته باشیم؛ چراکه اگر او را نشناسیم، گمراه خواهیم بود و زندگی جاهلی خواهیم داشت: «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت می‌میرد.» همچنین امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «خداوند از بندگان عملی را نمی‌پذیرد مگر به معرفت و شناخت ما

۲. محبت:محبت تابع معرفت و شناخت است و هرچه شناخت بیشتر شود، محبت نیز بیشتر خواهد شد.

هرگز دل من، چون تو یار دگری نگزید

برخاست که بگزیند یار دگرم بودی

اگر انسان دارای همتی بلند باشد، دنبال محبوب حقیقی می‌رود. اگر عاشق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بشویم و او را دوست بداریم، رنگ محبوب به خود می‌گیریم و بوی او را با خود داریم؛ چراکه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آنقدر ما را دوست دارد که بلاها را از ما دفع می‌کند و در حق ما دعا می‌کند. چقدر خوب است این محبت، طرفینی باشد؛ یعنی ما عاشقان هم برای ظهور و سلامتی او دعا کنیم. این‌طور نباشد که فقط هنگام مشکل و گرفتاری به سراغ او برویم.

باید نوعی زندگی کنیم که دل آن حضرت، خوشنود شود؛ کسی که ادعای محبت و دوستی اولیای الهی را دارد باید عمل به خواسته آنها را سرلوحه اعمالش قرار دهد.

 

۳. اطاعت: یکی از زیبایی‌ها و لذت‌های جوانی، گذراندن عمر در راه اطاعت الهی است که باعث توجه و عنایت ربوبی می‌شود. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: «خداوند جوانی را دوست دارد که جوانی خود را در راه اطاعت خدا سپری کند».

باید دانست اطاعت از ولی خدا همانند اطاعت از پروردگار است و انسانی که ادعای دوستی با خدا و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را دارد باید سعی در اطاعت داشته باشد.در زیارت جامعه کبیره آمده است«مَنْ أَطَاعَکُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّه؛هر کس شما را اطاعت کند ،خدا را اطاعت کرده است ».

«جابر بن عبدالله انصاری» می‌گوید: «امام باقر علیه السلام به من فرمود: «آیا کسی که ادعای تشیع می‌کند، همین که بگوید ما را دوست دارد، کافی است؟ سوگند به خدا، شیعیان ما نیستند، مگر آنان که از خدا تقوا می‌کنند و به امانتداری و زیادی در ذکر خدا و روزه و نماز و نیکی به والدین و... شناخته می‌شود».

بنابراین جوانِ منتظر باید ضمن اظهار علاقه‌مندی و محبت به خدا و اهل بیت علیهم السلام ایشان، مطیع فرمان نیز باشد. با این حال اگر مرتکب معصیت شد، آستان الهی درگاه نومیدی نیست؛ بلکه راه توبه و انابه باز است. همانگونه که خود امام زمان علیه السلام هم از خداوند متعال می‌خواهد که توفیق بازگشت و توبه را به جوانان ارزانی بدارد: «خدایا! به جوانان توفیق توبه و انابه عنایت فرما»

جوان که با ترک شهوات، راه اطاعت را در پیش می‌گیرد، پرواز ملکوتی را آغاز کرده و بسان ملائک می‌شود؛ همانگونه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «خداوند می‌فرماید: «ای جوانی که شهوت‌های مبتذل خود را ترک کرده‌ای! تو در نزد من همانند بعضی از فرشتگان هستی».

۴. فعالیت: نقش اصلی جوانان این است که باید در عرصه مهدویت، فعال و پویا و به روز باشند؛ چرا که دشمنان مهدویت بسیار فعال هستند در این بین، توقع از جوانان ایران زمین بیشتر است؛ چرا که در طول تاریخ جایگاه ویژه‌ای داشته و در آینده هم دارند.

پیامبر درباره یاران ایرانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دست مبارک خود را به شانه سلمان فارسی; نهادند و فرمودند: «منظور از یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، هم‌وطنان این شخص است.» سپس فرمودند: «اگر دین به ستاره ثریا بسته باشد و در آسمان‌ها قرار گیرد، مردانی از فارس آن را در اختیار خواهند گرفت»

پس یاران و شیفتگان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران غیبت، باید بینش‌های خود را نسبت به خداوند، امام و جهان هستی بالا ببرند چون برنامه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، جهانی است، یاران آن حضرت نیز باید نگاه‌های وسیع و جهانی داشته باشند و استراتژی درستی را جهت زمینه‌سازی برای ظهور و انقلاب جهانی حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف طراحی کنند. از طرفی باید روحیه شجاعت، ایثار، بردباری، یکدلی و استواری را نیز در خود تقویت کند.

خداوند به همه ما توفیق کسب صفات و خصال یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را عنایت فرماید تا در مرحله اول یک مهدی‌باور و در مرحله بعد، یک مهدی‌یاور و در مرحله پایانی، یک مهدی‌زیست واقعی باشیم. ا  انشاءالله.

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سجده‌ واجب
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 06 اسفند 1391

احكام سجده تلاوت


چهار سوره در قرآن داراى سجده واجب تلاوت است: سجده، فصلت، نجم و‌علق.

با خواندن و شنيدن آيات سجده دار در اين سوره‌ها سجده واجب مى‌شود، البته بر شخص حائض و جنب خواندن اين سوره‌ها حرام است. (بنابر فتواى برخى مراجع تنها خواندن همان آيه سجده‌دار حرام است.)

سجده تلاوت، احكام و شرايط سجده واجب نماز را ندارد و تنها گذاشتن پيشانى بر روى زمين كافى است، گرچه رعايت شرايط سجده نماز بهتر است.

در چند سوره قرآن، آيه‌هاى سجده دار وجود دارد؟ كدام‌يك واجب و كدام‌يك مستحب‌است؟

سوره‌هايى كه سجده واجب دارد، عبارت است از: 1. نجم (آيه آخر); 2. علق (آيه‌آخر); 3. سجده (آيه 15); 4. فصّلت (آيه 37).

هر كس خودش اين آيه‌ها را بخواند يا از كسى بشنود، بعد از تمام شدنِ آن، بايد سجده كند.[1]

براى اين‌كه اسم اين سوره‌ها يادتان بماند، جمله زير را به خاطر بسپاريد:

با (نجم)ستاره سوره فُصِّلتْ را (اقرأ)بخوان وسجده كن.

كلمه‌هايى كه زير آن خط كشيده شده، اسم سوره‌هاى سجده‌دار است:

 

سوره‌هاى زير سجده مستحب دارد

اعراف، آيه‌205; رعد، آيه‌15; نحل، آيه‌48; اسراء، آيه‌106; مريم، آيه‌57; حج، آيه‌18و77; فرقان، آيه‌59; نمل، آيه‌24; ص، آيه‌23; انشقاق، آيه‌20.[2]

منظور از لفظ «مندوب» در «سجده مندوب» چيست؟

لفظ «مندوب» در لغت از «ندب اليه» به معناى «تحريك كرد و او را به سوى آن امر فرا خواند» گرفته شده و در اصطلاح شرعى به معناى «مستحب» است (در مقابل واجب). در قرآن دو نوع سجده وجود دارد: واجب و مستحب. در سوره‌هايى كه سجده واجب دارد، اگر انسان آن را بخواند يا به آن گوش دهد، بعد از تمام شدن آيه‌سجده بايد فوراً سجده كند،[3] ولى آيات سجده مستحبى را اگر انسان بخواند يا به‌آن گوش دهد، سجده كردن واجب نيست و مستحب يا مندوب است.

علت سجده واجب در چهار سوره سجده‌دار چيست و چه حكمتى دارد؟

‌مهم‌ترين علتى كه براى سجده در چهار سوره سجده‌دار مى‌توان ذكر كرد، سنت اهل‌بيت عصمت و طهارت(ع) است; يعنى رواياتى كه از امامان معصوم(ع) صادر شده‌است.

الف) ابى‌بصير از حضرت امام‌صادق(ع) روايت مى‌كند: «اگر چيزى از آيات عزايم چهارگانه [آيات سجده‌دار در چهار سوره‌اى كه سجده واجب دارند] خوانده شد و تو آن را شنيدى، بى‌درنگ سجده كن; در هر حال كه باشى; چه بدون وضو، چه جُنُب و چه زنى كه در حال حيض است، امّا در ساير آيات سجده‌دار قرآن[ غير از چهار سوره مذكور] اختيار دارى سجده كنى يا نكنى.»[4]

از اين حديث شريف نكاتى به دست مى‌آيد:

1. بعد از تلاوت يا شنيدن آيات سجده‌دارِ واجب، امر به سجده شده و فوراً بايد سجده كرد.

2. در سجده‌هاى واجب (آيات سجده‌دار) داشتن وضو، جنب نبودن ـ حايض‌نبودن زن شرط نيست.

3. سجده در آيات سجده‌دارِ غير از چهار سوره مذكور، مستحب است و انسان مى‌تواند آن‌را انجام دهد يا ترك كند.

ب) از حضرت امام صادق(ع) روايت شده: «سوره‌هاى عزيمه، آن‌ها كه سجده واجب دارد، چهار سوره است: «علق»، «والنّجم»، «تنزيل سجده»، «حم سجده».[5]

پس يكى از مهم‌ترين حكمت‌هاى حصر سجده واجب در اين چهار آيه، تعبد‌است.

فقها بر اساس احاديث مربوطه، صيغه امر در ساير آيات سجده را بر استحباب سجده حمل كرده‌اند.[6]

شرايط به جا آوردن سجده واجب، به هنگام قرائت قرآن را بيان كنيد.

اگر انسان، موقعى كه آيه سجده را مى‌خواند از ديگرى هم بشنود، چنان‌كه گوش‌داده، دو سجده كند و اگر به گوشش خورده، يك سجده كافى است.[7] در غير‌نماز، اگر در حال سجده، آيه سجده را بخواند يا به آن گوش بدهد، بايد سر از سجده بردارد و دوباره سجده كند.[8] اگر آيه سجده را از كسى كه قصد خواندن قرآن ندارد، بشنود يا از مثل نوار، آيه سجده را بشنود، لازم نيست سجده نمايد، ولى اگر از‌وسيله‌اى كه صداى خود انسان را مى‌رساند مانند بلندگو، بشنود، واجب است سجده كند.[9] در سجده واجب قرآن نمى‌شود بر‌چيزهاى خوراكى و پوشاكى سجده كرد، ولى ساير شرايط سجده را كه در نماز است; مانند: رو به قبله بودن، طهارت لباس و بدن، وضو و‌...، لازم نيست مراعات‌كند.[10] در سجده واجب قرآن بايد طورى عمل‌كند كه بگويند سجده كرد.[11] هرگاه در سجده واجب قرآن، پيشانى را به قصد سجده به زمين بگذارد، اگرچه ذكر نگويد كافى است و گفتن ذكر مستحب است.[12]

گاهى با باز نمودن قرآن كريم، به‌طور ناخودآگاه و غير عمد، صفحه مربوط به سجده واجب، باز شده، نگاه انسان درست به همان خط يا آيه مربوط به سجده مى‌افتد. اگر آن آيه را تلاوت نكند و فوراً ورق بزند (چون امكان سجده در محل موجود نيست) آيا سجده بر او واجب است؟ اگر متوجه سجده نبود و آيه را تلاوت كرد و ردّ شد و بعد از چندين آيه، متوجه سجده شد، چه حكمى دارد؟

با نگاه كردن به آياتى كه سجده واجب دارند، سجده بر انسان واجب نمى‌شود. اگر انسان آن را بخواند يا به آن گوش دهد، بعد از تمام شدن آن آيه، بايد فوراً سجده كند و اگر فراموش كرد، هر وقت يادش آمد بايد سجده كند.[13]

در به جا آوردن سجده واجب قرآن چه ذكرى را بايد گفت و اگر كسى چند بار آيه سجده واجب را خوانده و يا شنيده است و سجده‌هاى واجب را درست به جا نياورده و يا اصلاً به جا نياورده است، الآن وظيفه او چيست؟

در سجده، گفتن ذكر واجب نيست، بلكه مستحب است و بهتر است بگويد: لا اِلهَ اِلاَّ‌اللّهُ حَقًّا حَقًّا لا‌اِلهَ اِلاَّ اللّهُ ايمانًا وَ تَصْديقًا لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ عُبُودِيَّةً وَ رِقًّا سَجَدْتُ لَكَ يا رَبّ تَعَبُّدًا وَ رِقًّا لا مُسْتَنْكِفًا وَ لا مُسْتَكْبِرًا بَلْ اَنَا عَبْدٌ ذَليلٌ ضَعيفٌ خائِفٌ مُسْتَجيرٌ[14] و اگر كسى چند بار آيه سجده واجب را بخواند يا بشنود بايد براى هر يك از آن‌ها يك سجده‌واجب مستقلى به جا آورد; مثلاً اگر دو بار خوانده يا شنيده است دو سجده‌واجب مستقل به جا آورد.[15]

آيا خانم‌ها هنگام سجده واجب  قرآن، بايد داراى حجاب باشند؟

خير، واجب نيست داراى حجاب باشند.[16]

وقتى انسان آيه سجده‌دار واجب را بخواند يا از ديگرى بشنود چه وقت بايد به سجده رود؟ آيا هنگام خواندن و يا شنيدن يا بعد از تمام شدن آيه؟

بعد از تمام شدن آيه، بايد فوراً سجده كند و اگر فراموش كرد، هر وقت يادش آمد بايد سجده كند.

اگر انسان موقعى كه آيه سجده را مى‌خواند، از ديگرى هم بشنود، چنان‌چه گوش داده دو سجده نمايد و اگر به گوشش خورده يك سجده كافى است.[17]

آيا سجده بعد از آيات سجده‌دار بايد رو به قبله باشد؟

خير، به هر سمتى مى‌توان انجام داد.[18]


اگر آيه سجده را از نوار و يا از راديو شنيديم، آيا سجده واجب است؟

اگر آيه سجده را از كسى كه قصد خواندن قرآن ندارد، بشنود، يا از مثل نوار آيه سجده را بشنود، لازم نيست‌سجده نمايد، ولى اگر از وسيله‌اى كه صداى خود انسان را مى‌رساند، بشنود واجب است سجده كند.[19]

بنا به فتواى برخى از مراجع تقليد، اگر كسى آيه را از ضبط صوت و يا راديو هم بشنود، بايد سجده كند.[20]

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
راههای ایجاد امید در جوانان:
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 06 اسفند 1391

 راههای ایجاد امید در جوانان:

 1. بیان ارزش و موقعیت جوان نزد خداوند؛ آیاتی که ارزش انسان را بیان می کند، ارزنده سازی جوان باعث جذب او می شود. مثلا دعا کردند مدتها باران نبارید معلوم شد جوان گنهکاری بین آنها است و جوان توبه کرد و بخاطر جوان باران بارید بیان چنین نکاتی در نزد دین و خداوند متعال باعث ایجاد امید در روح جوان می شود.

 

2. آشنایی جوانان با هدف آفرینش؛ امام سجاد به ظهری فرمود: ترس من از یأس تو بیش از گناهی است که تو به خاطر آن ناامید شدی.

 

3.     فکر کردن به آینده؛ بردن جوان در فضای فکر به آینده که آینده ای سرشار از خوبی ها در انتظار توست تو افتخارات مملکتی. امید من به شما جوانان است. انتظار «ان مع العسر یسری» امیدسازی است.

 

4. آشنایی جوانان با مهارت های زندگی؛ اگر به جوان راههای افزایش شادی و نشاط را یاد بدهیم راه مقابله با تنهایی را یاد بدهیم و مهارت را درش بوجود بیاوریم و راه زندگی سعادتمندانه را بیاموزیم و نیازی به مشاور نداشته باشد مشکلاتش را خود حل کند او را امیدوار می کند.

 

5.  توبه و تشویق به توبه؛ تشویق به فراموش کردن گذشته امیدساز است، «ان الله یغفر الذنوب جمیعا».

 

6.اعتماد به نفس و خودباوری؛ شناخت هویت خودش او را امیدوار می کند. جوان امروزی بزرگترین مشکلش خود کم بینی است وقتی اعتماد به نفس بدهی درست می شود. اگر شکست را برای جوان یک تجربه معنا کنیم که اصلا شکست وجود ندارد جوان امیدوار می شود.

 

7. عبرت گیری از گذشته؛ آیاتی که کمک و حضور خدا را بیان می کند امیدسازند. فکر کردن به خاطرات خوب

گذشته.

 

8. بیان آیاتی که رحمت خدا را بیان می کنند.

 

9. طرح بحث نشاط و شادی؛

 

10. ایجاد فرهنگ گذشت، مدارا امیدزاست، رفع تبعیض، نبودن و نداشتن و نخوردن هیچ یک یأس ایجاد نمی کند

بی عدالتی است که یأس ایجاد می کند.

 

11. توجه دادن جوان به داده های خدا؛ مثلا قطعا من موفقم هیچ چیز نیست که من را ناامید کند. خدا را شکر که در

موقعیت و زمان و مکان خوبی بدنیا آمدم.

 

12. پایه های اعتقادی جوان را محکم کردن؛ راههای افزایش ایمان را به او یاد بدهیم.

 

13. بیان فلسفة احکام و شناخت بعضی سختی ها و اینکه این نوع سختی ها به نفع شماست. فلسفة بلاها و رنج ها و

سختی ها اینها خوب و به نفع انسان است.

 

14. شناخت عوامل ناامید کننده و برطرف کردن آنها؛

 

15. بیان نکاتی که خدا غیرممکن را ممکن می کند و بالعکس. قصة تبدیل آتش حضرت ابراهیم به سردی، تولد

حضرت عیسی، زنده شدن پرندگانی که بودند، نبریدن کارد ذبح حضرت اسماعیل توسط حضرت ابراهیم ناممکن ها را

خداوند مي تواند ممکن کند.

 

16.  بحث معاد و هدایت جوانها به سمت جلسات مذهبی و.... «مثل الجنة التی وعد المتقون....» مخصوصا بهشت

برای جوان جذاب است.

 

17. دست جوان را گرفتن و از آینده و گذشته به حال آوردن؛ بسیاری از افراد ناامید گذشتة بدشان را محکم در

مشتشان نگه داشته اند اگر مشتش را باز کنی و بگویی گذشته را رها کن و جوانی که در آرمان و آرزوهای بلند و

دست نیافتنی است به زمان حال بیاورید از هر دو طرف.

 

18. شاد کردن محیط تذکر و امید دادن، مگر ما امام زمان نداریم مگر بی صاحبیم.

 

19. مرتبط کردن جوان و معصومین(ع) ارتباط عاطفی، آرمانی، سیاسی، علمی، عهد و پیمانی و روحی وقتی اویس

آمد مدینه دید پیامبر نیست به مادرش گفته بود زود برمي گردم گفتند پیامبر مسافرت است باید چند روزی بمانی،

گفت به مادرم قول دادم که باید زود بروم پیامبر که آمد سلام مرا به او برسانید بگویید اویس آمد شما را دیدار کند

نبودید، وقتی پیامبر از سفر برگشت فرمود: بوی بهشت می آید که از اویس است.

 

آیت الله بروجردی سفارش کرده بود که نام مرا جزو خدام افتخاری حضرت معصومه (س) بنویسید. آنچه باورها را

تبدیل به عمل می کند الگو دادن به اوست.

 

20. معرفی الگو؛ در آیه 4 سورة ممتحنه برای اینکه قوم ثمود را امیدوار کند از حضرت ابراهیم (ع) مثال می زند و

آنها را به ادامة حیات امیدوار می کند. در (آیه 96 سورة مریم) قرائت قرآن امید ساز است حکایت مردم و قرآن

حکایت زمین و باران است که باران امید به زمین می دهد خواندن قرآن هم امید به انسان می دهد.

 

21. تغییر محیط؛ دوری از افراد ناامید و مأیوس و دوستان ناباب و برنامه ریزی و تغییر ماهرانه در کار....

 

22. انعطاف پذیری؛ توصیه به صبر و شکیبایی، پیامبر می فرماید: صبر باعث امید و گشایش است.

 

تلاش کنیم جوان فکر و احساسش را مثل جسم و تن پرورش بدهد امیدساز است.

 

23. انجام نمازهای واجب؛ ذکر و دعا، توکل و توسل به اهل بیت، احسان و انفاق و انجام اعمال صالح، وجود یک

سیستم تشویقی در فضای تبلیغ، اشتغال و کار، ازدواج، واگذار کردن کارها به خدا «افوض امری الی الله»، استغفار،

زیبانگری امید ساز است. «عسی أن تکرهوا شیئا و هو...» کاری کنیم که جوان همه چیز را زیبا ببیند. رفتن به مساجد

ویژه مثل مسجد جمکران، مسجد کوفه، مسجد پیامبر، مسجد سهله دیدن خود کعبه انسان را سرشار از امیدمی کند

 



 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
طول عمر امام/ديني ٣متوسطه
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 06 اسفند 1391

 

دين و پديده طول عمر
 
اينک از بعد ديني محض درباره اين موضوع گفتگو مي کنيم . هر يک از معتقدان به اديان يهودي ، مسيحي و اسلامي بر اين باورند که قدرت خداوند شامل تمام امور و از جمله دراز گردانيدن عمر يکي از افراد بشر مي شود . بنابراين کسي که بايد در هفتاد سالگي بميرد ، خداوند مي تواند او را بطور مثال تا هزار سالگي هم زنده بدارد . 
آنها عملا چنين اعتقادي دارند . زيرا هنوز هم بطور اصولي ، حيات بسياري از کساني که جلوتر از امام مهدي (ع) به دنيا آمده اند ، مثل خضر ، ادريس و عيسي (ع) ، را پذيرفته اند و عقيده دارند که آنها در آينده نيز زنده خواهند ماند . 
بعلاوه کتابهاي ديني آنان نشانگر آن است که برخي از افراد بشر در گذشته هاي دور مدت درازي در بين مردم زيسته اند . به عنوان مثال آدم بنابر اعتقاد يهود که در تورات هم بدان اشاره شده ، 930 سال عمر کرد . در اين باره در تورات آمده است : 
«تمام مدت عمر آدم 940 سال بود و آنگاه مرد». (سفر تکوين ، اصحاح پنجم ، آيه 5) 
شيت نيز بنا به تصريح تورات 912 سال زيست : 
«تمام مدت عمر شيت 912 سال بود و آنگاه مرد». (سفر تکوين ، اصحاح پنجم ، آيه 8) 
نوع نيز به اعتقاد آنها 950 سال عمر کرد : 
«تمام مدت عمر نوح 950 سال بود و آنگاه مرد». (سفر تکوين ، اصحاح نهم ، آيه 29) 
مسلمانان نيز بر اين باورند که عيسي و خضر و الياس زنده اند . ياد آوري اين حقايق ما را از ذکر اسامي معمرين بي نياز مي گرداند 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نام مهدي عليه السلام م ح م د
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 06 اسفند 1391

 بردن نام حضرت مهدي (عج)

مطابق روايات متعدد ، از بردن نام حضرت مهدي (ع) كه همنام پيامبر اسلام (ع) است نهي شده ، از اين رو نام او را در نوشتن اين گونه ‹‹م ح م د›› مي نويسند؟ آيا نام بردن او حرام است ؟
اين مسأله يك مسأله فقهي است ، بعضي از علما و فقها از بررسي روايات چنين استفاده كرده اند كه در عصري (مانند غيبت صغري) كه خطر و فشار بسيار بود و براي حفظ جان حضرت مهدي (ع) و ديگران نياز به تقيه و رازپوشي بود ، امامان (ع) از بردن نام آن حضرت نهي نموده اند ، ولي در اين عصر كه تقيه اي در كار نيست ، بردن نام او اشكال ندارد .
بر همين اساس يكي از واسطه ها ، همين سوال را از ناحيه مقدسه نمود ، از طرف حضرت مهدي (ع) چنين پاسخ آمد :
ان دللتم علي الاسم اذا عوه، و ان عرضواالمكان دلوا عليه: 
‹‹اگر آنها را به نام حضرت مهدي (ع) آگاه سازيد ، آن را ظاهر مي سازند ، و اگر مكانش را بشناسند بر ضد او اقدام مي كنند.›› (وسائل الشيعه، ج11، ص488)
بر همين اساس ، در مواردي كه تقيه و خطر جاني نبوده ، حتي خود امام حسن عسكري نام مبارك حضرت مهدي (ع) را به زبان آورده است ، از جمله روايت شده امام حسن (ع) گوسفندي را به عنوان عقيقه ، براي بعضي از اصحابش فرستاده و فرمود :
هذه من عقيقه ابني محمد :
‹‹اين گوسفند ، عقيقه فرزندم محمد (حضرت مهدي) است.›› (وسائل الشيعه، ج11، ص489)جماعتي از علماي بزرگ ، مانند : شيخ مفيد ، علامه حلي، فاضل مقداد ، سير مرتضي و محقق در كتب خود به ذكر نام مبارك حضرت مهدي تصريح كرده اند ، نظريه شيخ حر عاملي نيز همين است . علامه اربلي نيز تلفظ به نام حضرت مهدي (ع) را در آنجا كه تقيه نباشد جايز مي داند .
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 9
:: باردید دیروز : 50
:: بازدید هفته : 315
:: بازدید ماه : 826
:: بازدید سال : 826
:: بازدید کلی : 826

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران