فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
شهيد بهشتي ! خلق بهشتي!
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 06 اسفند 1391

 

نکاتی از زندگی شهید دکتر بهشتی
 
 
از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید
 
طلبه جوان هر روز می‌رفت دبیرستانها درس انگلیسی می‌داد. پولش هم می‌شد مایه امرار معاش. می‌گفت اینطوری استقلالم بیشتره، نواقص حوزه رو بهتر می‌فهمم و با شجاعت بیشتری می‌تونم نقد کنم. بهشتی تا آخر هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی می‌کرد.
***
از بهشتی پرسید؛ روحانی هم می‌تونه تو شورای شهر بره؟ گفت: روحانی همه جا می‌تونه بره به شرط اینکه علم اون رو داشته باشد نه اینکه تکیه‌اش به علوم حوزوی باشه.
گفت: صرف روحانی بودن به فرد صلاحیت ورود به هر کاری رو نمی‌ده.
***
صبح بود، یه اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خونه بهشتی. یه نگاهی و براندازی کردند و دوباره سوار شدند و رفتند. نگو دعوا شده بود، یکی گفته بود خونه بهشتی کاخه. یکی دیگه گفته بودند هشت طبقه است. راننده بهشتی‌شناس بود. همه رو آورده بود دم خونه گفته بود حالا ببینید و قضاوت کنید.
***
بنی‌صدر که فرار کرد زنش رو گرفتند. زنگ زد که زن بنی‌صدر تخلفی نکرده باید زود آزاد بشه. آزادش نکردند. گفت با اختیارات خودم آزادش می‌کنم. بهشتی می‌گفت: هر یک ثانیه که در زندان باشه گناهش گردن جمهوری اسلامیه.
***
به جمع رو کرد و گفت: قدرت اجرایی و مدیریتی رجوی به درد نخست‌وزیری می‌خوره. حیف که التقاط و نفاق داره، اگر نداشت مناسب بود.
تو بدترین حالت هم، انگشت می‌گذاشت روی نکات مثبت.
***
الآن بهترین موقعیته، برای کمک به پیروزی انقلاب هم هست! نیت بدی هم که نداریم. آمار شهدای ١۵خرداد رو بالا می‌گیم، خیلی بالا، این ننگ به رژیم هم می‌چسبه!
بهشتی بدون تعلل گفت: با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع کنید؟ اسلام با صداقت رشد می‌کنه نه دروغ!
***
بهشتی اسم جوان رو داده بود برای شورای صدا و سیما. گفته بودند ولی این مخالف شماست، کلی علیه شما دنبال سند بوده! گفت: او جویاست و کنجکاو. چه اشکالی دارد که سندی پیدا کند و مردم رو آگاه کند.
***
همه جمع شده بودند برای جلسه. باهنر رو فرستاده بودند که بهشتی رو بیاره. اومده بود که آماده شید بریم؛ همه منتظر شمایند. بهشتی عذر خواسته بود. گفته بود جمعه متعلق به خانواده است، قرار است برویم گردش.
اخم باهنر رو که دید گفت: بچه‌ها منتظرند، سلام برسونید، بگید فردا در خدمتم.
***
به قاضی دادگاه نامه زده بود که: «شنیدم وقتی به مأموریت می‌روی ساک خود را به همراهت می‌دهی. این نشانه تکبر است که حاضری دیگران را خفیف کنی.»
قاضی رو توبیخ کرده بود. حساس بود، مخصوصاً به رفتار قضات...
***
مترجم ترجمه کرد؛ «هیأت کوبایی می‌خواهند با شما عکس یادگاری بگیرند». همه ایستاده بودند تو کادر جز مترجم! پرسید مگه شما نمی‌آیی؟ گفت: همه می‌دونند من توده‌ایم، برای شما بد می‌شود. خندید؛ باید شما هم باشید، دقیقاً کنار من! کادر کامل شد.
***
گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شده‌بود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.
***
رفته بودند سخنرانی، منافقین هم آدم آورده‌بودند. جا نبود. بیرون شعار می‌دادند. آخر سر گفتند، حاج آقا از در پشتی بفرمایید که به خلقیها نخورید. گفت: این همه راه آمده‌اند علیه من شعار بدهند. بگذارید چند «مرگ بر بهشتی» هم در حضور من بگویند. از همان در اصلی رفت...
***
با بی‌ادبی بلند شد به توهین کردن به شریعتی. بهشتی سرخ شد و گفت: حق نداری راجع به یک مسلمان اینطور حرف بزنی.
هول شدند و چند نفر حرف تو حرف آوردند که یعنی بگذریم. گفت: شریعتی که جای خود! غیر مسلمان را هم نباید با بی‌ادبی مورد انتقاد قرار بدیم.
***
اومده بودند در خانه بهشتی که یک مقام سیاسی خارجی می‌خواهد شما را ببیند. گفت: قراره به فرزندم دیکته بگویم. جمعه‌ام متعلق به خانواده است.
نرفته بود. «بابا آب داد». بنویس پسر بابا...
 
 
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
إسلامي تندرو!!!!!
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 06 اسفند 1391

 

مردی در پارک مرکزی نیویورک مشغول گردش است. ناگهان می بیند دختر کوچکی مورد حمله یک سگ بولداگ قرار گرفته است. مرد به شتاب بسوی سگ می دود. او موفق می شود سگ را بکشد و جان دختر را نجات دهد. پلیسی که مشغول تماشای این صحنه بود بسوی او می رود و می گوید: شما یک قهرمان هستید, شما فردا می توانید در تمام روزنامه ها بخوانید (یک مرد شجاع نیویورکی جان یک دختر بچه را نجات داد.) مرد میگوید: اما من نیویورکی نیستم. پلیس می گوید: اوه پس در روزنامه های فردا صبح می خوانید (یک آمریکایی شجاع جان یک دختر بچه را نجات داد.) مرد می گوید: ولی من آمریکایی نیستم. پلیس می گوید: آه پس شما اهل کجا هستید؟ مرد می گوید: من ایرانی هستم. روز بعد روزنامه ها می نویسند: یک اسلامی تندرو یک سگ بی گناه آمریکایی را کشت.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
پند شيطان
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 06 اسفند 1391

 

سه پند از شیطان
 
شیطان به حضور حضرت موسی(ع) آمد و گفت:آیا می خواهی به تو هزار و سه پند بیاموزم.
 
موسی گفت:آنچه تو میدانی من بیشتر می دانم و نیازی به پند تو ندارم.  
 
در همین حال جبرییل وارد شد و عرض کرد:ای موسی خداوند می فرماید هزار پند او فریب است اما
 
سه پند او را بشنو. 
 
موسی هم به شیطان گفت: سه پند از هزار پندت را بگو.
 
شیطان گفت:
 
۱-چنانچه در خاطرت انجام دادن کار نیکی را گذراندی برای انجام آن شتاب کن وگرنه تو را پشیمان می کنم.
 
۲-اگر با زنان بیگانه و نامحرم نشستی غافل از من مباش که تو رابه گمراهی وادار میکنم.
 
۳-چون خشم وغضب بر تو مستولی شد جای خود را عوض کن و گرنه فتنه به پا می کنم.
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تو پاره‌ی تن من هستی.
نویسنده : خدیجه
تاریخ : شنبه 05 اسفند 1391


در روایت آمده است كه «مرد نابینایی از حضرت فاطمه (علیها‌السلام) اجازه ورود خواست حضرت خود را پوشاند

(و چادر به سر كردند) سپس اجازه‌ی ورود دادند، پیامبر كه همراه آن مرد بود، پرسید: چرا خود را پوشاندی (و چادر سر

كردی) او كه تو را نمی‌بیند؟!

عرض كرد: پدر اگر او مرا نمی‌بیند من كه او را می‌بینم علاوه بر این او بو را استشمام می‌كند .

پیامبر فرمود: گواهی می‌دهم كه تو پاره‌ی تن من هستی.

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

 

 جلباب» در قرآن به معنای چادر است و علمای ما هم بالاتفاق این مسئله را تایید می‌كنند كه بهترین حجاب در این زمان چادر است.

 آیا قرآن به صراحت درباره حجاب مخصوصاً به شكل امروزی (چادر) اشاره كرده است؟

 

 اول؛ قرآن می‌فرماید: «و َقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ»؛ یعنی به زنان مؤمنه بگو دیدگان خویش فرو گیرند (از نگاه هوس آلوده) و دامان خویش را حفظ كنند و زینت خود را به جز آن مقدار كه نمایان است، آشكار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه‌ی خود افكنند تا گردن و سینه با آن پوشانده شود، و زینت خود را آشكار نسازند مگر برای شوهرانشان و (محرم‌های دیگر) ... و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی‌شان دانسته شود و همگی به سوی خدا باز گردید ای مؤمنان تا رستگار شوید.

 «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا»

 

 در این آیه آمده است ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب‌ها، روسری‌های بلند، یا چیزی شبیه چادر (خود را بر بدن خویش فرو افكنند این كار برای آن كه شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است.

جلباب جامه‌ای است كه چارقد بزرگ‌تر و از عبا کوچک‌تر كه زن به وسیله آن سر و سینه‌ خود را می‌پوشاند

 سخنان شهید مطهری در معنای «جلباب»

 چنان كه «شهید مطهری (ره)» از دو نفر از لغویون چنین نقل می‌كند :

 1ـ جلباب عبارت است از پیراهن و یك جامه‌ی گشاد و کوچک‌تر از ملحفه و یا خود ملحفه (چادر مانند) كه زن به وسیله آن تمام جامه‌های خویش را می‌پوشد یا روسری بزرگ .

 2ـ جلباب جامه‌ای است كه چارقد بزرگ‌تر و از عبا کوچک‌تر كه زن به وسیله آن سر و سینه‌ خود را می‌پوشاند.

 گذشته از این با توجه به شأن نزول آیه‌، و دستور پوشیدن زینت‌ها و پوشاندن حجم بدن تنها با چادر و امثال آن ممكن است. پس می‌توان گفت: غیر مستقیم از چادر اسم برده شده است.

 اگر بپذیریم اسمی از چادر برده نشده است، رازش این است كه قرآن كتاب قانون است و بنا است برای همیشه، برای عموم بشریت به عنوان قانون باقی بماند.

پس یكی از اصول این است كه سر و سینه و بدن را بپوشاند، حالا با چادر، با مقنعه و مانتوی بلند، یا چادر عربی است. مهم حفظ بدن از نامحرم است

 چنان كه در مجموع آیات حجاب به نكات كلی اشاره شده است مانند :

 1ـ فروبستن چشم از نگاه هوس آلود 2ـ حفظ عفت دامن 3ـ زینت را ظاهر نكردن 4ـ سر و سینه را پوشاندن (با هر وسیله‌ای كه می‌‌تواند) 5ـ صدای زیور آلات را ظاهر نكردن 6 - به گونه‌ای هوس انگیز سخن نگفتن 7ـ در خانه ماندن و در میان مردم خیلی ظاهر نشدن و...

 پس یكی از اصول این است كه سر و سینه و بدن را بپوشاند، حالا با چادر، با مقنعه و مانتوی بلند، یا چادر عربی است.

 مهم حفظ بدن از نامحرم است. بلی در كشورهای ایران، و عراق و بعضی از قسمت‌های دیگر، فرهنگ چادر و یا چادر عربی به عنوان بهترین حجاب شناخته شده است و علمای ما هم بالاتفاق این مسئله را تایید می‌كنند كه بهترین حجاب در این زمان چادر است.

زنانی كه از چادر و یا مانتوی شبیه به چادر استفاده نمی‌كنند، بسیار زمینه‌های گناه برای خود و دیگران فراهم می‌نمایند و همچنان حكم عقل بر احتیاط در همه اعمال دینی است و احتیاط در حفظ جهات، چادر است و نه غیر از آن

 در روایت آمده است كه «مرد نابینایی از حضرت فاطمه (علیها‌السلام) اجازه ورود خواست حضرت خود را پوشاند (و چادر به سر كردند) سپس اجازه‌ی ورود دادند، پیامبر (ص) كه همراه آن مرد بود، پرسید: چرا خود را پوشاندی (و چادر سر كردی) او كه تو را نمی‌بیند؟! عرض كرد: پدر اگر او مرا نمی‌بیند من كه او را می‌بینم علاوه بر این او بو را استشمام می‌كند پیامبر فرمود: گواهی می‌دهم كه تو پاره‌ی تن من هستی.

بنابراین اولاً نمی‌توان قاطعانه گفت در قرآن از چادر اسمی نبرده است چون «جلباب» را بعضی به معنای همان چادر و ملحفه‌ بلند گرفته‌اند و ثانیاً در قرآن بنا نیست همه‌ی جزئیات بیان شود مسائل حجاب در روایات و فتاوای علما به خوبی بیان شده است.

در حجاب حداقلی بعد ظاهری و فیزیکی آن بحث خمار است. یعنی زن مسلمان در هر جای دنیا می‌تواند به شکلی که زن‌های پاک‌دامن و عفیف آن منطقه لباس می‌پوشند، درآید. البته با حفظ دستورات قرآن یعنی افزودن مکمل‌هایی به آن به گونه‌ای که کل بدن بجز گردی صورت و دست‌ها تا مچ پوشیده باشد. در حجاب حداکثری ، که رتبه اول حجاب است کلید واژه جلباب را داریم. لغت‌شناسان می‌گویند کلمه جلباب در خودش رنگ سیاه را دارد. بنابراین رنگ مشکی در جایگاه خود، - در حضور اجتماعی زنان - اولویت پیدا می‌کند

 

 زنانی كه از چادر و یا مانتوی شبیه به چادر استفاده نمی‌كنند، بسیار زمینه‌های گناه برای خود و دیگران فراهم می‌نمایند و همچنان حكم عقل بر احتیاط در همه اعمال دینی است و احتیاط در حفظ جهات، چادر است و نه غیر از آن.

  حجاب حداقلی و حداکثری

 در قرآن دو دستور در خصوص حجاب زنان آمده است حجاب حداقلی و حجاب حداکثری. در حجاب حداقلی بعد ظاهری و فیزیکی آن بحث خمار است. یعنی زن مسلمان در هر جای دنیا می‌تواند به شکلی که زن‌های پاک‌دامن و عفیف آن منطقه لباس می‌پوشند، درآید. البته با حفظ دستورات قرآن یعنی افزودن مکمل‌هایی به آن به گونه‌ای که کل بدن بجز گردی صورت و دست‌ها تا مچ پوشیده باشد. در حجاب حداکثری ، که رتبه اول حجاب است کلید واژه جلباب را داریم. لغت‌شناسان می‌گویند کلمه جلباب در خودش رنگ سیاه را دارد. بنابراین رنگ مشکی در جایگاه خود، - در حضور اجتماعی زنان - اولویت پیدا می‌کند.

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مقام والاى مادر در قرآن
نویسنده : خدیجه
تاریخ : شنبه 05 اسفند 1391

 


 

 


 

 

 

نوع دستورهایى که اسلام به زن ومرد مى‏ دهد، در عین حال که یک راه مشترکى براى هر دو قائل است ولى راه مخصوص را هم از نظر دور نمى‏دارد، وقتى احترام به پدر ومادر را بازگو مى ‏کند، براى گرامى داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه وبالاستقلال طرح مى‏ کند. قرآن کریم مى‏فرماید:

اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما

 اگر یکى از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتى «اوف‏» مگو وبه آنها پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى.

 ودر بخشى دیگر مى‏ فرماید: ما سفارش کردیم به انسان که احسان را نسبت‏به پدر و مادر فراموش نکند:

و وصینا الانسان بوالدیه احسانا

 وانسان را نسبت‏به پدر ومادرش به احسان سفارش کردیم.

و قضى ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا

 پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید وبه پدر ومادر خود احسان کنید. ودر جاى دیگر احسان به پدر ومادر را در کنار عبادت حق یاد مى‏کند:

ان اشکر لی و لوالدیک

 شکر گزار من وپدر ومادرت باش.

 اما با همه این تجلیل‏هاى مشترک، وقتى مى‏ خواهد از زحمات پدر ومادر یاد کند، از زحمت مادر سخن مى‏ گوید، نه از زحمت پدر، آنجا که مى‏فرماید:

و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا

 زحمات سى ماهه مادر را مى‏ شمارد، که: دوران باردارى، زایمان، ودوران شیرخوراگى براى مادر دشوار است. وهمه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذکر مى ‏کند. قرآن کریم به هنگام یادآورى زحمات حتى اشاره‏اى هم به این موضوع ندارد که: پدر زحمت کشیده است.

 بنابراین، آیات قرآن که در مورد حق شناسى از والدین آمده است‏بر دو قسم است: یک قسم حق شناسى مشترک پدر ومادر را بیان مى‏ کند وقسم دیگر، آیاتى است که مخصوص حق شناسى مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصى بیان مى‏ک ند فقط براى بیان وظیفه است، نظیر:

 

 

و على المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف

 خوراک وپوشاک مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است.

 

 

ولیکن هنگامى که سخن از تجلیل وبیان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذکرمیکند

 

 

 نوع دستورهایى که اسلام به زن ومرد مى ‏دهد، در عین حال که یک راه مشترکى براى هر دو قائل است ولى راه مخصوص را هم از نظر دور نمى‏ دارد، وقتى احترام به پدر ومادر را بازگو مى‏ کند، براى گرامى داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه وبالاستقلال طرح مى‏ کند. قرآن کریم مى ‏فرماید:

 

 

اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما

  اگر یکى از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتى «اوف‏» مگو وبه آنها پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى.

 ودر بخشى دیگر مى‏ فرماید: ما سفارش کردیم به انسان که احسان را نسبت‏ به پدر و مادر فراموش نکند:

 

 

و وصینا الانسان بوالدیه احسانا

   انسان را نسبت به پدر ومادرش به احسان سفارش کردیم.

 

 

و قضى ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا

  پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید وبه پدر ومادر خود احسان کنید. ودر جاى دیگر احسان به پدر ومادر را در کنار عبادت حق یاد مى ‏کند:

 

 

ان اشکر لی و لوالدیک

  شکر گزار من وپدر ومادرت باش.

 با همه این تجلیل‏هاى مشترک، وقتى مى‏ خواهد از زحمات پدر ومادر یاد کند، از زحمت مادر سخن مى‏ گوید، نه از زحمت پدر، آنجا که

مى‏ فرماید:

 

 

 و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا

  زحمات سى ماهه مادر را مى ‏شمارد، که: دوران باردارى، زایمان، ودوران شیرخوراگى براى مادر دشوار است. وهمه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذکر مى‏ کند. قرآن کریم به هنگام یادآورى زحمات حتى اشاره‏اى هم به این موضوع ندارد که: پدر زحمت کشیده است.

 بنابراین، آیات قرآن که در مورد حق شناسى از والدین آمده است بر دو قسم است: یک قسم حق شناسى مشترک پدر ومادر را بیان مى ‏کند وقسم دیگر، آیاتى است که مخصوص حق شناسى مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصى بیان مى‏ کند فقط براى بیان وظیفه است، نظیر:

 

 

و على المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف

 خوراک وپوشاک مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است.

 

 

 

ولیکن هنگامى که سخن از تجلیل وبیان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذکرمیکند


 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
چند سطري از دفتردل
نویسنده : خدیجه
تاریخ : شنبه 05 اسفند 1391

 بیا خطوط دلمان را کمتر اشغال کنیم شاید خدا پشت خط باشد !

 

پدرم میگفت : اکر برده ای را در خواب دیدی بیدارش نکن شاید که خواب آزادی را می بیند .

 

اگر چیزی را میخواهی آن را ببخش !

 

خدا دوست سکوت و سکوت تنها صدای خداست !

 

صدها نفر به درگاه خدا برای بارش باران دعا کردند غافل از اینکه خدا با کودکی است که چکمه هایش سوراخ است !

 

امتحان نهائی دین دینداری نیست ، محبت است !

 

آرامش اولین نشانه اثبات حضور خداوند در درون شماست !



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مودت اهل بيت
نویسنده : خدیجه
تاریخ : جمعه 04 اسفند 1391

                                  

مهر و محبت با مربی از دیدگاه اسلام 
انسان ذاتاً به محبت گرایش دارد و علاقمند است که مورد توجه و مهرورزی دیگران قرار گیرد ! چون محبت به عنوان یک نیاز اصیل روحی ، در نهاد انسان نهفته است و توجه به آن نیاز ،ازسوی همنوعان ، به زندگی وی حلاوت خاصی می بخشد .
از این رو است که قرآن کریم و ا حادیث اسلامی توجه ویژه ای به این نیازی روحی انسان داشته و راه های تقویت آن را به خوبی بیان کرده اند . آنچه از نظر اسلام مهم است دست یابی به مراتب بالای محبت است که جنبه الهی دارد و موجب تکامل معنوی انسان می شود .
قرآن ضمن تبیین ویژگیهای رفتاری پیامبر اعظم (ص) و یارانش ، عطوفت و مهربانی را از ویژگیهای بارز آنان بر می شمارد ، درسوره فتح آیه 29 می فرماید:« مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أشِدَّاء عَلَی الکُفَّارِ رُحَمَاء بَینَهُم» محمد فرستاده خداست ، و کسانی که با اویند در برابر کفار سخت و شدید در میان خود مهربانند .
تردیدی نیست که این صفت مهر و محبت را اصحاب پیامبر از آن حضرت آموخته ، در رفتار با بکدیگر به اجرا می گذارند ، زیرا رسول خدا (ص) مظهر مهر و رحمت الهی بود و با شرح صدری فوق العاده با مردم برخورد می کرد .از اینجاست که خداوند در باب رسالت آن بزرگوار در سوره انبیاء آیه 107 می فرماید : « وَ مَا اَرسَلنَاکَ إِلَّا رَحمَةً لَّلعَالَمِینَ» ما تورا جزرحمتی برای جهانیان نفرستادیم. سیره و رفتار پیامبر و برخورد آن حضرت با دیگران ، حتی رفتارش با دشمنان اسلام ، مهر و محبت ایشان را نسبت به نوع بشر به روشنی نشان می دهد . بخصوص در باب تعلیم و تربیت .
استفاده از روش محبت ورزی را به متعلمان و متربیان توصیه می کند .
در باره رفتار آموزگار با متعلمان می فرماید :« علِّمو و لا تُعَنِّفُو فانَّ المعلم خیرٌ من المُنِّف» آموزش دهید و در امر آموزش سختگیر نباشید، زیرا معلم بهتر از انسان سختگیر است. همچنین در باره ملایمت ونرمی با شاگردان فرمود :« لَیّنوا لمن تُعلَّمُون و لمن تتعلَّمُون منه »نسبت به کسی که به وی علم می آموزید و یا از او علم فرا می گیرید ، نرم و ملایم باشید. بر این اساس ، مهر ورزی نسبت به فرا گیران از روش های تعلیماتی پیامبر اکرم (ص) است و باید در اجرای فرایند تعلیم و تربیت در جوامع اسلامی مورد توجه قرار گیرد.                                                       
                                   
ـ غرور زدگی ، آفت مهرورزی
                                     امام علی (ع) در فراز اول نامه 50 خطاب به فرماندهان خود می فرماید : 
« اما بعد فان حقاً علی الوالی آلا ییغیره علی رعیته فضل ناله و لاطول خص به أن ما قسم الله له من نعمه دنوا من عباده و عطفاً علی اخوانه » 
بر رهبر و دولت اسلامی واجب است که برتری که به آن دست یافته است و فضیلتی که به او اختصاص یافته ، موجب طغیان نسبت به حقوق مردم نشود بلکه آن فضائل را نعمتهایی مقدر شده از جانب خداوند می باشد که باید موجب نزدیک شدن به بندگان خدا و محبت و مهربانی نسبت به برادران دینی شود .
عشق یعنی مستی و دیوانگی
             عشق یعنی با جهان بیگانگی
                          عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
                                 عشق یعنی سجده ها با چشم تر
                                       عشق یعنی سر به دار آویختن
                              عشق یعنی اشک حسرت ریختن
                       عشق یعنی در جهان رسوا شدن
             عشق یعنی مست و بی پروا شدن
       عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
       عشق یعنی دیده بر در دمختن
              عشق یعنی در فراقش سوختن
                  عشق یعنی لحظه های التهاب
                        عشق یعنی لحظه های ناب ناب
                            عشق یعنی سوز نی، آه شبان
                                عشق یعنی معنی رنگین کمان
                           عشق یعنی شاعری دلسوخته
                     عشق یعنی آتشی افروخته
             عشق یعنی با گلی گفتن سخن
عشق یعنی خون لاله بر چمن
      عشق یعنی شعله بر خرمن زدن
            عشق یعنی رسم دل بر هم زدن
                  عشق یعنی یک تیمّم، یک نماز
                        عشق یعنی عالمی راز و نیاز
 
 

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نمونه سوالات ديني چهارم
نویسنده : خدیجه
تاریخ : جمعه 04 اسفند 1391

 درس اول                             

1 – آیه های زیر را ترجمه کرده و دو پیام برای آن بنویسید .
      یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هوالغنی الحمید
......ای مردم..... شما نیازمندان خداوند هستید .....خدا بی نیاز و ستوده است
 2 – نیازمندی جهان به خداوند را با استدلالی توضیح دهید .
مقدمه اول : ما و این جهان پدیده هستیم و وجودمان از خودمان نیست .
مقدمه دوم : موجوداتی که وجودش از خودش نباشد برای موجود بودن نیازمند دیگری است
نتیجه : پس ما در این جهان در پیدایش و در بقا نیازمند خدا هستیم که ما را پدیدآورد .                                                                      
3 – آیا نیازمندی موجودات به خداوند فقط به مرحله ای پدیدار شدن اختصاص دارد ؟
 پاسخ خود را با ذکر مثال توضیح دهید
خیر –بلکه در تمام مراحل هستی و زندگی به او نیازمندند . رابطه ی وجود داشتن ما با وجود خداوند مانند پرتو های نور با منبع آن است. همانطور که اگر رابطه ی نور با منبع آن قطع شود اثری از نور باقی نمی ماند اگر رابطه ی جهان با خدا قطع گردد دیگر اثری از جهان باقی نخواهد ماند .  
 4 – چرا قرآن کریم خداوند را غنی و سایر مخلوقات را فقیر خوانده است ؟
هرچه انسان در کسب کمالات پیش رود نسبت به دیگران غنی تر و کامل تر می شود اما نسبت به خداوند همچنان فقیر است زیرا خود و همه ی کمالاتش از خدا سرچشمه میگیرد . 
5 – انسان هر قدر به معنای حقیقی کامل تر می شود ...فقر و نیازمندی... خود به خداوند را بهتر درک میکند و ... بندگی و عبودیتشان.... در پیشگاه خداوند قویتر و بیشتر می شود .
 6 – ذات نایافته از هستی بخش                    کی تواند که شود هستی بخش
این شعر چه پیامی دارد ؟
هر چیزی که وجودش از خودش نباشد برای موجود بودن نیازمند به دیگری است
 7 – هیچ یک از پدیده ها نمی توانند به خلق متکی و از غیر خود بی نیاز باشند .
     صحیح          غلط *
8 – پیام آیه شریفه (( و یات به خلق جدید )) کدام مورد است ؟
الف ) حیات مجدد انسان       ب ) ارسال انبیاء الهی         * ج ) خلق موجودات        د) عدل الهی
 9 – کدام انسان فقر خود به خدا را بهتر درک می کند ؟
الف ) هرچه در کسب کمالات بیشتر پیش رود*                 ب ) هر چه دردمند تر و محتاج تر باشد
ج ) خود را با سایر مخلوقات مقایسه کند                        د ) همه ی موارد
 10 – کدام عبارت صحیح است ؟
الف ) هر چیزی برای موجود بودن نیازمند به دیگری است   
* ب ) ما و مجموعه جهان در پدید آمدن نیازمند به دیگری هستیم
ج ) ذات ما و اشیای موجود در عالم مساوی با موجود بودن است        
د ) نیازمندی موجودات به خداوند فقط به مرحله پدیدار شدن اختصاص دارد
 11 – اگر موجود جزء ذات ما قرار داشت ، آنگاه می توانستیم باشیم و می توانستیم نباشیم
صحیح               غلط *
12 – عبارت الله نورالسماوات و العرض بیانگر چیست ؟
اگر اثری از نور وجود روشنایی هستی در آسمانها و زمین مشاهده می شود از خداوند است .
 درس دوم
1 – توحید یعنی چه ؟
به معنای یگا نگی و بی همتایی است .
 2 – مراتب توحید نظری را نام برده و یکی را به دلخواه تعریف کنید ؟
1- توحید ذاتی 2- توحید افعالی 3- توحید صفاتی
 3 – توحید ذاتی یعنی چه ؟ توضیح دهید .
منظور از توحید ذاتی این است که خداوند در ذات خود یکتاست و تنها ذاتی است که از هیچ جهتی به هیچ موجودی نیازمند نیست او تنها مبدا و خالق جهان است . موجودات همه از او هستند و او از چیزی بوجود نیامده است .
 4 – یک دلیل بر اثبات توحید ذاتی بنویسید ؟
اگر چند مبداء و چند خالق برای جهان تصور کنیم هرکدام از آنها را محدود و ناقص فرض نموده ایم زیرا هر یک از خدایان کمالاتی را باید داشته باشند که دیگری آن کمالات را ندارد وگر نه همگی عین همدیگر می شوند و دیگر و چند خدا نیستند ، چنین خدایان ناقصی نیازمند هستند و هر یک به خالق کامل و بی نیازی احتیاج دارد که نیاز او را بر طرف نماید ، در حالی که خدا آنجوری است که نیازمند نباشد پس خدا به معنای موجود بی نیاز فقط یکی باید باشد
 5 – توحید افعالی را تعریف کرده و شاخه های آن را نام ببرید .
خداوند برای اداره جهانی که خود آفریده نیاز به هیچ یک از مخلوقات خود ندارد ، همچنین هیچ مخلوقی در کارهای خویش بی نیاز و مستقل از خدا نمی تواند عمل کند زیرا هر موجودی هر چه دارد از خدا دارد . هر فعلی و هر کاری در جهان متکی به نیرو و قدرت خداست و همه آثاری که از مخلوقات ظاهر می شود به اذن واراده اوست .
1 – توحید در مالکیت  2 – توحید در ولایت   3- توحید در ربوبیت 
 6 – وقتی می گوییم شفا بخشی دارو از خداست ، منظور چیست ؟
که این قدرت و اراده خداوند است که سبب می شود دارو در شفابخشی انسان تاثیرگذار باشد
 7 – شرک افعالی یعنی چه ؟ با ذکر نمونه ای توضیح دهید
اگر کسی تصور کند که مخلوقات در افعال و کارهای خود مستقل از خدا عمل می کنند و خداوند برخی از کارهای جهان را به مخلوقات خود واگذار کرده گرفتار این نوع از شرک شده است . گاهی شرک افعالی بطور مخفی و پنهان وارد اندیشه ی برخی انسانها می شود . بطور مثال : کسی که فکر کند آب و دارو در رفع تشنگی و شفابخشی مستقل از خداوند تاثیر می گذارند به شرک خفی دچار شده است .
 8 – توحید صفاتی یعنی چه ؟
به این معناست که میان ذات خداوند و صفات او و میان صفاتش با یکدیگر جدایی و یگانگی نیست و صفاتش عین ذاتش می باشد .
9 – توحید در ربوبیت را توضیح دهید .
(( رب )) آن صاحب اختیاری است که تدبیر امور به دست اوست . خداوند تنها مالک و ولی جهان است ، بطور طبیعی ، تدبیر و پرورش همه ی مخلوقات را در اختیار دارد . اوست که مخلوقات جهان را تدبیر میکند و بسوی آن مقصدی که برای آنها معین فرموده است ، هدایت می کند و به پیش می برد .
 10 – عالی ترین مرتبه توحید از دیدگاه امام علی ...توحید صفاتی... است .
 11 – آیه شریفه (( افرایتم ما تحرثون ، انتم تزرعونه ام نحن الزارعون )) اشاره به کدام توحید دارد ؟
الف ) ذاتی            ب ) مالکیت             *ج ) ربوبیت            د ) ولایت
 12 – عبارت قرآنی (( ما لهم من دونه من ولی )) بیانگر کدام مرتبه ی توحید است ؟
توحید در ولایت
 13 – آیه شریفه (( قل هو الله احد )) به کدام مرتبه توحید دارد ؟
الف ) صفاتی          *ب ) ذاتی           ج ) افعالی           د ) عملی
 14 – کدام عبارت صحیح است ؟
الف ) خداوند بخشی از ولایت خود را به پیامبر (ص) واگذار کرده است .
ب ) مالکیت انسانها در کنار مالکیت خداوند است
ج ) هرگونه تصرف در جهان حق خداوند و شایسته اوست .*
د ) فرد تدبیر و مدیریت خود و مخلوقات را اصل و اساس برنامه ریزی قرار دهد .
 15 – کدام گزینه بیانگر توحید در ربوبیت است ؟
الف ) انسان در کنار تدبیر الهی برای تدبیر خود حسابی جدا باز کند .
ب ) انسان نقش تدبیر و مدیریت خداوند را فراموش کنید
ج ) موجودات و به خصوص انسان قدرت پرورش و تدبیر ندارند
د ) انسان و تدبیرش همه از آن خدا و تحت تدبیر اوست .*
 16 – اعتقاد به خدایان متعدد ..................... به چشم می خورد
الف ) در اکثر جوامع گذشته  
ب ) در برخی جوامع  *
ج ) در جوامعی که آیین الهی داشته اند
د ) همه ی موارد  
17 – کدام عبارت یا آیه بر توحید افعالی دلالت ندارد .
الف ) ولن یکن کفوا احد*   ب ) مالهم من دونه من ولی    ج ) ولم یکن له شریک فی الملک    د ) لا حول ولاقوۀ الا با الله العلی العظیم
 18 – اعتقاد به اینکه تنها وجود مستقل خداست بیانگر .................... است .
الف ) توحید افعالی      ب ) توحید صفاتی      ج ) توحید عملی       *د ) توحید ذاتی
 درس سوم
1 – آیه زیر را ترجمه کنید و یک پیام برای آن بنویسید ؟
     ان الله ربی و ربکم فاعیدوه هذا صراط مستقیم
ترجمه : همانا خدا پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید این راه مستقیم است .
پیام : توحید عملی نتیجه توحید افعالی است
 2 – پیام آیه شریفه « لیعبدوا الهاً واحداً ؛ فقط خدای یگانه را بپرستید » را بنویسید
بیانگر توحید عملی در بعد اجتماعی است     پیام : دعوت به توحید عملی همراه با نفی طاغوت
 3 – چگونه توحید ذاتی و افعالی ما را به توحید عملی می رساند ؟
پس از شناخت خداوند به عنوان تنها مبداء و آفریننده جهان و تنها سرچشمه خوبیها و زیباییها و آگاهی به اینکه او تنها مالک ، سرپرست ، اداره کننده و تنها تکیه گاه و پشتیبان جهان است ، این نتیجه به دست می آید که تنها وجود شایسته پرستش و اطاعت یعنی تنها معبود واقعی انسانها خداست .
  4 – بر چه مبنایی اطاعت از پیامبر و جانشینان او لازمه توحید عملی است ؟
زیرا حکم و فرمان الهی از طریق رسول خدا (ص) و جانشینان بزرگوار آن حضرت به مردم می رسد و بدون تبعیت و اطاعت از آنان اطاعت از خداوند ممکن نیست
 5 – نقطه مقابل « توحید عملی » چیست ؟ نام برده و مراتب ان را بنویسید .
شرک عملی – شرک جلی ( آشکار ) – شرک خفی ( پنهان )
 6 – شرک جلی و شرک خفی را با ذکر نمونه تعریف کنید ؟
پرستش غیر خداست که به آن شرک جلی گفته می شود – پرستش بتها ، مجسمه های سنگی یا هر چیزی غیر از خدا
انسان به جای تبعیت از خداوند و کسب رضایت او از هوای نفس خود یا دیگری اطاعت کند و کارهایش را برای رسیدن به خواسته های نفسانی و یا خوش آمد دیگران انجام دهد این نوع از شرک را که حتی برای یک مسلمان و مومن هم می تواند رخ دهد شرک خفی می گویند – کسی که فکر کند آب و دارو در رفع تشنگی و در شفابخشی مستقل از خداوند تاثیر می گذارند دچار شرک خفی شده است .
 7 – بعد اجتماعی توحید عملی را تعریف کنید ؟
به معنای یگانه و یکپارچه شدن نظام اجتماعی در جهت خداوند و اطاعت همه جانبه از اوست
 8 – تشابه بعد فردی و بعد اجتماعی توحید عملی را توضیح دهید ؟
اگر کسی که در مسیر توحید عملی گام بردارد به شخصیتی متوازن ، متعادل و زیبا می رسد ، در جامعه ای نیز که در مسیر توحید حرکت کند نه تنها ستمگران و مردم حاکم نمی شوند بلکه روابط فرهنگی و مناسبات اقتصادی نیز به تعادل ، توازن ، هماهنگی و انسجام می رسد و به جامعه ای زیبا تبدیل می شود و عدالت اجتماعی در همه ابعاد آن واقعیت می یابد .
 9 – شخصیت انسان مشرک را توصیف کنید و تشبیه قرآن را در این باره بنویسید ؟
از آنجا که انسان مشرک تحت سلطه تمایلات و خواسته های متضاد نفسانی خود و دیگران قرار دارد فردی است چند شخصیتی با جهتگیری های متفرق و سمت و سو های پراکنده و در خدمت معبود های گوناگون که هر کدام از این معبودها او را به سویی می کشند و درونش ستیزه ای پایان ناپذیر به وجود می آورند و آرامشش را سلب می کنند .
از دیدگاه قرآن انسان مشرک به فردی تشبیه شده است که باید به چند نفر خدمت کند و هر کدام در آن واحد به او فرمان دهند
 10 – امروز پرستش بتها در میان ملتهای متمدن جایگاه ندارد.
           صحیح *                غلط        
11 – بت پرستی و شرک در روزگار ما منسوخ شده است
           صحیح                 غلط  *      
12 – دو مورد از عواملی را که موجب شده که در عصر جدید
 13 – کدام جمله بیانگر توحید عملی در بعد اجتماعی است .
الف ) انسان در امیال و استفاده از زیور آلات فرمان خدا پیش می گیرد
*ب ) روابط فرهنگی و مناسبات اقتصادی به توازن و هماهنگی برسد
ج ) شخص کارهای خود را بر محور خدا تنظیم کند
د ) حاکمان گوناگون در سطوح جامعه مسلط باشند و مسالح خود را بخواهند
 14 - ...توحید...... محور زندگی دینی و ...شرک...... محور زندگی غیر دینی است
 15 – عبارت قرآنی « واجتنبوا الطاغوت » چه پیامی دارد ؟
الف ) امر به توحید عبادی    ب ) امر به توحید نظری   
 ج ) نهی از شرک نظری   * د ) نهی از شرک عملی
 16 – اطاعت ازغیر خدا و انجام کارها برای رضایت دیگری ، بیانگرکدام یک از مراتب شرک است ؟
الف ) شرک افعالی                       ب ) شرک ذاتی     
 ج ) مرتبه اول  شرک  عملی      *د ) مرتبه دوم شرک عملی
 17 – کدام یک از مراتب توحید در اعمال و رفتار انسان است ؟
*الف ) توحید در عبادت      ب ) توحید صفاتی      ج ) توحید نظری       د ) توحید افعالی
 18 – کدام یک از عبارات نماز بیانگر توحید عملی است ؟
الف ) هوالواحد القهار        *ب ) ایاک نعبد و ایاک نستعین      ج ) قل هوالله احد        د ) الله الصمد
 19 – در صورتی توحید نظری میوه خود را می دهد که ...................
الف ) شناخت از توحید عملی در ذهن تثبیت شود
 * ب ) اعتقاد به توحید ذاتی و افعالی در قلب تثبیت شود
ج ) اعتقاد به توحید عملی در قلب تثبیت شود      
د ) شناخت از توحید ذاتی و افعالی در ذهن تثبیت شود
20 – در زندگی انسان امروز بیش از همه کدام مرتبه از توحید مورد غفلت قرار گرفته است ؟
الف ) توحید ذاتی          ب ) توحید صفاتی          * ج ) توحید عملی             د ) توحید نظری
21 – کدام یک از مراتب شرک ممکن است برای فرد مسلمان و مومن رخ دهد ؟
الف ) شرک ذاتی         ب ) مرتبه اول شرک عملی
    ج ) شرک در مالکیت    *د ) مرتبه دوم شرک عملی
22 – مهمترین شعار اسلام چیست ؟           کلمه لااله الاالله
23 – کلمه لااله الاالله بر دارنده توحید .....نظری....... و توحید .....عملی....... می باشد
 24 – به چه دلیل کلمه لااله الاالله بیشتر بر توحید عملی می باشد ؟
زیرا مهمترین شعار اسلام و جامع همه ابعاد توحید است و در بردارنده همه ابعاد شخصیتی یک انسان موحد است
 25 – عبارت ....لااله الاالله........ در بر دارنده همه ابعاد شخصی یک انسان موحدمی باشد
 درس چهارم
1 – خداوند از ما می خواهد به بندگی خدا درآییم ، این خواست را خداوند ................
الف ) با وسوسه های شیطان تحقق می یابد
*ب ) با گرایش فطری در ما و تحقق به وسیله ی پیامبران الهی و کتاب آسمانی
ج ) با نفس اماره و شیطان عملی می کند             د ) همه ی موارد
 2 – معنای یگانه شدن انسان برای خدا چیست ؟       اخلاص در بندگی
 3 – چهار مورد از آثار و ثمرات توحید عملی در زندگی انسان را بنویسید
1 – احساس اطمینان و آرامش روانی 2- زندگی سالم و به دور از فساد 3 – احساس لذت واقعی از زندگی خود   4- نجات از اضطراب ها و دغدغه ها
4 – چهار مورد از برنامه های رسیدن به حقیقت بندگی را نام ببرید
1 – تقویت روحیه حق پذیری   2 – افزایش معرفت به خداوند
  3- راز و نیاز با خداوند و کمک خواستن از او   4- یاد معاد و روز حساب  
5 – افراد حق پذیر چگونه افرادی هستند ( سه ویژگی برای آنان بنویسید )
1 - افراد حق پذیر تابع دلیل هستند و وقتی عقل آنان حقیقتی را یافت به دنبال آن می روند
 2 -  تسلیم حقیقت می شوند  
  3 - به آسانی وارد مسیر بندگی می شوند به سرعت راه موفقیت را می پیمایند
 6 – کدام مورد از ثمرات توحید عملی نیست ؟
الف ) احساس لذت واقعی از زندگی                          ب ) احساس اطمینان و آرامش روانی
*ج ) از خود بیگانگی                                              د ) زندگی سالم و به دور از فساد
 7 – اولین قدم برای ورود به بندگی و صراط مستقیم ...................... است .
الف ) اهتمام به عمل صالح                                    ب ) یاد معاد و روز حساب
*ج ) تقویت روحیه ی     پذیری                               د ) افزایش معرفت به خداوند
 8 – پیام آیه ( عنکبوت – 69 ) « کسانی که در راه ما به تلاش و مجاهدت بپردازند ،
 قطعا راه های خود را به ایشان می نمایانیم » کدام گزینه درست است ؟
الف ) امداد خداوند به تمام مردم                            *ب ) عنایت و هدایت الهی شامل بندگان مومن
ج ) روگردانی خداوند از غیر مومنان                         د ) وعده ی الهی به امداد و هدایت انبیاء خود
9 – چگونه توجه مداوم به معاد و روز حساب موجب تقویت عبودیت در انسان می شود ؟
توجه به این حقیقت که همه ی ما حقیقت جاودانه ای در پیش داریم که کیفیت و چگونگی آن
 در همین جهان بدست خود ما تعیین می شود .
10 – دعوت قرآن کریم به تفکر و تعقل در آیات و نشانه های الهی به مقصود ...معرفت و ایمان به خداوند....است.  
 11 – چگونه افزایش معرفت درتوحید نظری موجب افزایش عبودیت و بندگی مامیشود؟توضیح دهید
به هر میزان که معرفت و ایمان ما به خداوند بیشتر شود و او را عمیق تر بشناسیم انگیزه ی ما برای عبودیت و بندگی نیز افزایش می یابد .
12 – در میان مناجات ها و راز و نیازها ....نماز.... جایگاه ویژه ای دارد
 13 – خداوند خطاب به ........... انجام .......... را برای تقویت حضور او یادآوری می کند
الف ) پیامبر اکرم (ص) – جهاد                   ب ) حضرت نوح (ع) – نماز
ج ) حضرت موسی (ع) – نماز*                      د ) حضرت ابراهیم (ع) – جهاد
 14 – انسان چگونه می توانددارای شخصیت یگانه و یکپارچه در جهت عبودیت و پرستش خدا باشد ؟
زمانی که تمام جهت گیری زندگی سمت و سویی الهی داشته باشد و تمام کارها را فقط برای رضای خدا و تقرب به او انجام دهد و هوای نفس شیطان در وجودش نباشد .
 15 – پیام آیه شریفه « ان الله هو ربی و ربکم فاعبد و هذا صراط مستقیم » را بنویسید
حقیقت صراط مستقیم و دین الهی بندگی خداوند و عبودیت است .
 16 – هدف نهایی که توحید عملی ، انسان را به آن می رساند چیست ؟
الف ) بهشت               ب ) قرب الهی*               ج ) بندگی                د ) تسلیم
 17 – بندگی خدا به صورت یک گرایش ............. در درون انسانها وجود دارد و خداوند به وسیله ............. ما را به سوی آن راهنمایی نموده است .
الف ) فطری – هدایت تکوینی*                          ب ) غریزی – اراده خود
ج ) پیامبران الهی و کتابهای آسمانی                  د ) غریزی – هدایت تکوینی
18 – هر عملی دارای چند جزء می باشد ؟ نام برده و تعریف کنید
دو جزء – اول : نیت که به آن هدف یا قصد نیز می گوییم .         دوم : شکل و ظاهر عمل
19 ) حسن فاعلی  بر حسن فعلی تقدم دارد .       صحیح*                غلط   
 20 – نمونه بارز انسان مخلص از دیدگاه قرآن کیست ؟ چرا ؟
زیرا به درجات بالای اخلاص رسیده بود و توانست در مقابل وسوسه های شیطانی زلیخا همسر عزیز مصر ایستادگی کند .
درس پنجم
1 – توبه گناه را به کمک ....ایمان و عمل صالح .... و ...گناهان را.... به حسنات تبدیل می سازد .
 2 - ................. موجودی است که توانایی ایستادن در برابر موانع خارجی و تمایلات درونی را دارد .
الف ) حیوان              ب ) گیاه                ج ) انسان*              د ) همه موارد
 3 – قیام انسان علیه خود با کدام ویژگی او ارتباط دارد ؟
الف ) تعقل             ب ) بی نهایت طلبی او           ج ) اختیار*                د ) گرایش به نیکی ها
4 – خداوند برای رسیدن ما به رستگاری و سعادت چه الطافی نموده است ؟
او با لطف و مهربانی بی پایان خود همه ی ابزارهای رستگاری و کمال را برای ما مهیا ساخته و کوچکترین همت ما را با پاداش های بزرگ پاسخ می دهد
5 – چگونه چراغ عقل و فطرت آدمی به خاموشی می گراید ؟
گاهی آدمی حرمت خدای خود را می شکند گام در ناسپاسی می گذارد و خود را به گناهانی آلوده می کند و از مسیر رستگاری دور می شود . گاهی نیز حرمت شکنی به تدریج افزایش می یابد و دامنه ی گناه آنچنان گسترده می شود که چراغ عقل و فطرت به خاموشی می گراید در این صورت جهت الهی زندگی عوض می شود و آدمی پشت بخدا بسویی که شیطان وسوسه اش میکند قدم بر می دارد .
 6 – از پرتگاههای خطرناک سقوط در وادی ضلالت ....................
الف ) عدم اعتراض عقل     ب ) بیزاری از شخصیت آلوده    * ج ) توجیه گناه       د ) همه ی موارد
 7 – شدت تخریبی گناهان ..یکسان نیست، برخی گناهان تاثیرشان ضعیف و برخی شدید تر است....
 8 – چهر مورد از گناهان بزرگ را بنویسید
1- دروغ 2- ظلم به مردم 3- پذیرش ظلم و پشتیبانی از ظالم
 4- کسب مال حرام 5- فساد های اخلاقی 6- تهمت
 9 – گناهان :
الف ) زندگی دنیایی فرد را نابسامان می کنند                    ب ) در نسل های آینده او اثر می گذارد
ب ) عذاب های شدید اخروی را در پی دارد                       *د ) همه موارد
 10 – توبه را تعریف کنید         بازگشت بسوی خدا و انجام عمل صالح
11 – اصطلاح توبه در قرآن فقط برای انسانها به کار رفته است .  صحیح               غلط * 
 12 – آیه ی زیر را ترجمه نموده و پیام آن را بنویسید .
فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فان الله یتوب علیه ان الله غفور رحیم ...پس هر کس توبه کند بعد از ستم کردنش .... و به اصطلاح ...پس بدرستی که خداوند توبه ی او را می پذیرد ؛ همانا خداوند آمرزنده ی مهربان است ....
پیام : انسان گناهکار با انجام توبه می تواند از لطف الهی برخوردار شود .
 13 – با توجه به آیه ی فوق بین گناه و غفران چه مراحلی باید طی شود .
الف ) سه مرحله : توبه – جبران – اصلاح                   ب ) دو مرحله : توبه – اصلاح
ج ) سه مرحله : توبه – پشیمانی از ظلم – اصلاح*          د )  دو مرحله : توبه – آمرزش
 14 – گناه آلودگی است و توبه ....پاکی از آلودگیها..... است .
15 – توبه صرفا یک کار ظاهری و لفظی است و ممکن است به تحول درونی بیانجامد .
 صحیح         غلط*
 16 – با توجه به کلام امام علی (ع) توبه دارای چه مراحلی است ؟ نام ببرید
1- پشیمانی از گذشته 2- تصمیم بر عدم بازگشت به گناه
 3- جبران حقوق ضایع شده ی مردم 4- جبران حقوق الهی
17 – اولین مرحله توبه .............. است
الف ) تصمیم بر عدم بازگشت به گناه                ب ) جبران حقوق ضایع شده
ج ) توبه ی اجتماعی                                    *د ) پشیمانی از گذشته
18 – قدم دوم توبه را نام برده و توضیح دهید
-تصمیم بر عدم بازگشت به گناه – قدم دوم در توبه آن است که شخص تائب ، تصمیم جدی به ترک گناه بگیرد . اظهار ندامت ظاهری و گفتن کلمه ی استغفار در حال تکرار گناه نه تنها پذیرفته نیست بلکه استغفار را بی خاصیت می کند .
 19 – با انجام چه مراحلی عادت به گناه از بین می رود


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
عشق به خدا/ ديني دوم
نویسنده : خدیجه
تاریخ : جمعه 04 اسفند 1391

 

همچنان که می دانیم، عشق ورزی و دوست داشتن بخشی اصیل و ریشه دار از احساسات آدمی است، که عبارت است از کنشی قلبی که به واسطه ی آن آدمی تمایل و گرایشی به سوی دیگری میابد. ظواهر امر نیز به ما نشان می دهد که هرگاه دو نفر نسبت به هم عشق بورزند، آثار این عشق ورزی را می توانیم آشکارا در برخورد یکی با دیگری مشاهده کنیم.
 
 
می بینی که هر کدام، بسیار از محبوب و معشوقش یاد کرده و پیوسته مشتاق دیدار اوست و مایل است که با او تنها بوده و در کنارش احساس آرامش می کند، به خاطرش خشمگین و عصبانی می شود و غیرت به خرج می دهد. محبوبش هر که را دوست بدارد او نیز آن کس را دوست می دارد و از هر که دوری گزیند، او نیز از آن کس دوری می گزیند. با احساس سعادت و خوشبختی دستوراتش را اجرا می کند و به خاطرش جان فدایی می کند، از دریافت هدایایش هر چند ضعیف و ناچیز باشد، خرسند می گردد.
 
این ها و امثال این ها، بعضی از آثار محبتی است که به خاطر استقرارش در قلب آدمی، میان دو نفر بروز می کند.
 
 
حال اگر محبوب، بزرگترین محبوب باشد، شایسته است که این علایم و آثار چگونه باشد؟! حال و روز کسی که عشق به خدا در قلبش جای گرفته، چگونه است؟!
 
 
بدون شک، در وجود این محب صادق نسبت به مولایش خداوند سبحان آثار عظیمی آشکار می گردد، مدام او را می بینیم که بسیار خدا را یاد کرده و از نزدیک بودن به او احساس آرامش می کند و از همنشینی با دیگران دچار وحشت می شود و دوست دارد که با خدا خلوت گزیده و به مناجات با او بپردازد. به سرعت دستوراتش را اجرا نموده و مدام در پی راضی کردن اوست. بر دشمنانش حمله برده و به خاطر او خشمگین می شود. نسبت به هدایایش خوشحال گشته و پیوسته او را به خاطر هدایایش می ستاید. هر چیز پست و کم بها، یا خوب و ناب را به پای او نثار می کند. در برابر همه مقدراتش راضی و تسلیم است و نهایت تلاشش را در راه خدمت به او به کار می بندد و مدام مشتاق دیدن اوست.
 
 
ما خدا رو دوست داریم!
 
اگر کسی بگوید: با این حال ما خدا را دوست داریم، با این وصف همه این آثار را در خود احساس نمی کنیم. آری! عشق به خدا در همه قلب ها وجود دارد، اما غالب اوقات به درجه ای نمی رسد که بر احساسات تسلط و قدرت یافته و بیشترین سهم قلب را اشغال نماید. هر چند عشق به خدا در درون آدمی وجود دارد، اما دوست داشتنی های دیگری نیز هستند که این عشق را مشوش می گردانند و برای تصاحب جا در قلب آدمی به منازعه برمی خیزند، همچون عشق به مال و ثروت و همسر و فرزندان و جان و...
 
این سخن به معنای دست کشیدن از دوست داشتن این امور نیست، بلکه مقصود این است که عشق به خدا، بالاتر و برتر از همه ی این عشق ها باشد. همچنان که خداوند می فرماید:
 
 
«... وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبّاً لِّلّهِ ...» (سوره بقره آیه 165)
 
«... و کسانی که ایمان آورده اند، خدا را سخت دوست می دارند... (و بالاتر از هر چیز بدو عشق می رزند.)»
 
اگر این مطلب روی ندهد، هرگز آن آثار آشکار نخواهد شد. آن چه این مطلب را مورد تاکید قرار می دهد سخن پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) است که می فرمایند: «سه خصلت هستند که در هر کس موجود باشند، آن شخص لذت و حلاوت ایمان را درک می کند: یکم آن است که خدا و پیغمبر را از هر کس و هر چیز دیگری بیشتر دوست داشته باشد...» برای این که مومن حلاوت ایمان را در یابد، ناگزیر باید عشق به خداوند، نسبت به دیگر چیزها و کس ها، بیشترین مساحت قلبش را پر نماید.
شناخت، راه عشق ورزی
 
محبت جز صورتی از صورت های داد و ستدی که شایسته است بنده با آن به معامله با پروردگارش بپردازد، نیست و بزرگترین عاملی که در این معامله تاثیر می گذارد، شناخت است. هر چه شناخت نسبت به خداوند فزونی یابد، درجه معامله بنده با او بهتر می گردد و محبت و بزرگداشت و هیبت و خشیت خداوند در دل بنده بیشتر می شود. نقطه مقابل هر چه آدمی نسبت به پروردگارش ناآگاه تر باشد و قدر و منزلتش را نشناسد، همین سبب می شود که نحوه برخورد فرد با پروردگارش به گونه ای باشد که نتواند به شایستگی مقام جلال و کمالش با خدا برخورد نماید در نتیجه بیشتر از آن که از خدا بترسد از آدمیان می هراسد و بیشتر از آن که عشق به خدا سراپای وجودش را فراگیرد، عشق به جان و مال و املاکش درونش را پر می کند و در راه آراستن خود نزد دیگران تلاش به خرج می دهد بدون این که پروایی از پروردگارش داشته باشد. اولین علت دوری مردم از خداوند و جدی نگرفتن دستوراتش، جهل و ناآگاهی نسبت به مقام و منزلت پروردگار است...
 
 
 
«وَمَا کُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَلَا أَبْصَارُکُمْ وَلَا جُلُودُکُمْ وَلَکِن ظَنَنتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا یَعْلَمُ کَثِیراً مِّمَّا تَعْمَلُونَ * ‏ وَذَلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِی ظَنَنتُم بِرَبِّکُمْ أَرْدَاکُمْ فَأَصْبَحْتُم مِّنْ الْخَاسِرِینَ» (سوره فصلت آیه 22 و 23)
 
‏ ‏ شما اگر گناهانتان را پنهان می‌کردید نه از این جهت بود که از شهادت گوش ها و چشمها و پوست هایتان بر ضد خودتان بیم داشته باشید (چرا که اصلا باور نمی‌ کردید روزی این ها به سخن درآیند و بر ضد کسی گواهی دهند) بلکه گمان می ‌بردید خدا بسیاری از اعمالی را که (مخفیانه) انجام می‌ دهید نمی ‌داند. ‏* این گمان بدی که درباره پروردگارتان داشته ‌اید شما را به هلاکت انداخته است، و لذا از زمره زیانکاران شده ‌اید. ‏
 
 
حافظ ابن رجب نیز با این سخنش تاکیدی دارد بر این که نحوه برخورد بسته به میزان شناخت است: قلب و روح، قوت و غذایی جز شناخت خداوند و شناخت عظمت و جلال و کبریایی او ندارند. آن چه در پی این شناخت حاصل می گردد: ایجاد خشیت نسبت به خدا، بزرگداشت، بزرگ مرتبه دانستن او، احساس آرامش در پناه او، دوست داشتنش، شوق نسبت به وصال او و تسلیم و راضی بودن در برابر تقدیرات اوست 
 
 
برگرفته از کتاب: عشق ورزیدن به خدا / مولف: دکتر مجدی الهلالی / ترجمه: مجتبی دوروزی
 

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 9
:: باردید دیروز : 50
:: بازدید هفته : 315
:: بازدید ماه : 826
:: بازدید سال : 826
:: بازدید کلی : 826

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران