فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
بنده ي گريزان
نویسنده : خدیجه
تاریخ : شنبه 21 تیر 1393

 

مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَنات‏[ فرقان 70]

كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، كه خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مى‏كند

داستانك:

بدون هيچ توجهي از كنار او گذشت.

اين بي‌توجهي آخوند بر عبد فرّار سخت گران آمد. از جاي خود حركت كرد تا اين شيخ پير را تنبيه كند. دويد و راه را بر او سد كرد و با لحني بي‌ادبانه گفت: هي! آشيخ! چرا به من سلام نكردي؟!

عارف همداني ايستاد و گفت: مگر تو كيستي كه من بايد حتماً به تو سلام مي‌كردم؟ گفت: من عبد فرّارم. آخوند ملاحسينقلي همداني به او گفت: عبد فرّار! افررتَ من اللهِ ام من رسولهِ؟ تو از خدا فرار كرده‌اي يا از رسول خدا؟

و سپس راهش را گرفت و رفت.

فردا صبح، آخوند ملا حسينقلي همداني درس را تمام كرده، رو به شاگردان نمود و گفت: ‌امروز يكي از بندگان خدا فوت كرده هر كس مايل باشد به تشييع جنازة او برويم.

 عده‌اي از شاگردان آخوند به همراه ايشان براي تشييع حركت كردند. ولي با كمال تعجب ديدند آخوند به خانه عبد فرار رفت. آري او از دنيا رفته بود. عجبا! اين همان ياغي معروف است كه آخوند از او به عنوان بندة خدا ياد كرد و در تشييع جنازه او حاضر شد؟! به هر حال تشييع جنازة تمام شد.

يكي از شاگردان آخوند به نزد همسر عبد فرارا رفته و از او سؤال كرد: چطور شد كه او فوت كرد؟ همسرش گفت: نمي‌دانم چه مي‌شد؟ او هر شب ديروقت با حال غيرعادي و از خود بي‌خود منزل مي‌آمد، ولي ديشب حدود يك ساعت بعد از اذان مغرب و عشا به منزل آمد و در فكر فرو رفته بود و تا صبح نخوابيد و در حياط قدم مي‌زند و در حالي كه گريه مي كرد ،با خود تكرار مي‌كرد: عبد فرار تو از خدا فرار كرده‌اي يا از رسول خدا؟! و سحر دق كرد و مرد.

اصل داستان از كتاب : شرح حال حكیم فرزانه حاج علی محمد نجف آبادی، صفحه 27

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

[Comment_Avator]
حانیه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :






زمانبندی خدا بی نظیر است ، نه هیچگاه دیر نه هیچگاه زود


کمی بردباری می طلبد و ایمان بسیار ، اما ارزش انتظار را دارد . . .








یکی از فرق های انسان با خدا این است که انسان تمام خوبیها را با یک بدی فراموش میکند


ولی خدا تمام بدیها را با یک خوبی فراموش میکند . . .



پاسخ:بازهم احسنت عزیزم

[Comment_Avator]
حانیه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
ღ خــــدای مـــهربـــانم ღ





چـــشمــه ی زلال بـــی پـــایـــان !





ایــــنبــار شـــده ای چـــند قـــطره اشکــــ





در اعمـــاق یکـــ روح ..





در ابـــر نـــمای منبســط چشــم ها !





واژه ها تو خالی اند...





گستردگی در تـــــو ست.





گل های خشکیده در گلدان دیگر با هیچ بارانی سیراب نمیشوند...





خـــدایـــا !





هــوای تـــو، هـــوش از ســـر طـــبیعتـــ بـــرده !





چــــه رســـد بـــه مـــن...





کــمی مــا را بــه خــود نـــزدیکــ تــر کــن












الهی آمین ممنونم از نظر قشنگت


آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 17
:: باردید دیروز : 50
:: بازدید هفته : 323
:: بازدید ماه : 834
:: بازدید سال : 834
:: بازدید کلی : 834

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران