فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
راستش را به ما نگفتند یا لااقل همه راست را به ما نگفتند.
نویسنده : خدیجه
تاریخ : جمعه 26 اردیبهشت 1393
 

راستش را به ما نگفتند یا لااقل همه راست را به ما نگفتند.

گفتند:

شما که بیایید خون به پا می کنید،جوی خون به راه می اندازید

و از کشته پشته می سازی و ما را از ظهور شما ترساندند.

ما از همان کودکی، شما را دوست داشتیم.

با همه فطرتمان به شما عشق می ورزیدیم و

با همه وجودمان بی تاب آمدن شما بودیم.
عشق شما با سرشت ما عجین شده بود و

آمدنتان ، طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.
اما …

اما کسی به ما نگفت که چه گلستانی می شود جهان ، وقتی که شما بیایید.


همه، پیش ازآنکه نگاه مهرگستر و دستهای عاطفه شما را توصیف کنند،

شمشیر شما را نشانمان دادند.
آری ، برای اینکه گلها و نهالها رشد کنند،

باید علفهای هرز اندک را وجین کرد

و این جز با داسی برنده و سهمگین ، ممکن نیست.
آری ، برای اینکه مظلومان تاریخ ، نفسی به راحتی بکشند،

باید پشت و پوزه ظالمان و ستمگران اندکی که در زمان ظهور حاضر به همراهی شما نیستند و

توبه نمی کنند را به خاک مالید .

و اینها همه ، همان معجزه ای است که تنها از دست شما برمی آید و
تنها با دست شما محقق می شود.
اما مگر نه اینکه اینها همه مقدمه است برای رسیدن به بهشتی که شما بانی آنید .
آن بهشت را کسی برای ما ترسیم نکرد.
کسی به ما نگفت که آن ساحل امید ، چگونه ساحلی است؟!
کسی به ما نگفت که وقی شما بیایید:

 

 

پرندگان در آشیانه های خود جشن می گیرند
و ماهیان دریاها شادمان می شوند و
چشمه ساران می جوشند و زمین چندین برابر محصول خویش را عرضه می کند.
به ما نگفتند که وقتی شما بیایید:
دلهای بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت می کنید و عدالت بر همه جا دامن می گسترد
و خدا به واسطه شما دروغ را ریشه کن می کند
و خوی ستمگری و درندگی را محو می سازد
و طوق ذلت بردگی را از گردن خلایق برمی دارد. 
به ما نگفتند که وقتی شما بیایید:
ساکنان زمین و آسمان به شما عشق می ورزند،
آسمان بارانش را فرو می فرستد،
زمین ، گیاهان خود را می رویاند… و زنده ها آرزو می کنند که کاش مردگانشان زنده بودند
و عدل و آرامش حقیقی را می دیدند و
می دیدند که خداوند چگونه برکاتش را بر اهل زمین فرو می فرستد. 
به ما نگفتند که وقتی شما بیایید:
همه امت به آغوش شما پناه می آورند همانند زنبوران عسل به ملکه خویش.
و شما عدالت را آنچنان که باید و شاید در پهنه جهان می گسترانید و
خفته ای را بیدار نمی کنید وخونی را نمی ریزید. 
به ما نگفته بودند که وقتی شما بیایید:
رفاه و آسایشی می آید که نظیر آن پیش از این ، نیامده است.
مال و ثروت آنچنان وفور می یابد که هر که نزد شما بیاید فوق تصورش ، دریافت می کند. 
به ما نگفتند که وقتی شما بیایید:
اموال را چون سیل، جاری می کنید ، و بخششهای کلان خویش را هرگز شماره نمی کنید.
به ما نگفتند که وقتی شما بیایید:
هیچ کس فقیر نمی ماند و
مردم برای صدقه دادن به دنبال نیازمند می گردند و پیدا نمی کنند.
مال را به هر که عرضه می کنند، می گوید: بی نیازم. 
ای محبوب ازلی
و ای معشوق آسمانی!
ما بی آنکه مختصات آن بهشت موعود را بدانیم و
مدینه فاضله حضور شما را بشناسیم شما را دوست می داشتیم و
به شما عشق می ورزیدیم.
که عشق شما با سرشتها عجین شده بود
و آمدنتان طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.
ظهور شما بی تردید بزرگترین جشن عالم خواهد بود و
عاقبت جهان را ختم به خیر خواهد کرد.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 17
:: باردید دیروز : 50
:: بازدید هفته : 323
:: بازدید ماه : 834
:: بازدید سال : 834
:: بازدید کلی : 834

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران