فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
ورقی ازکتاب کشکول شیخ بهایی
نویسنده : خدیجه
تاریخ : پنج‌شنبه 28 دی 1396

‍ نام کتاب: کشکول شیخ بهائی
نویسنده:بهاءالدین‌محمدعاملی(شیخ‌بهائی)
ناشر: انتشارات گوهر کیمیا
صفحه: ۱۰۶

بوسه بر سنگ

مجنون از در خانه‌ی لیلی در نجد گذر می‌کرد و بر سنگها بوسه می‌زد و سر را بر خرابه‌ها قرار می‌داد.

او را ملامت کردند و او قسم خورد که در این کار جز روی لیلی چیزی نمی‌بیند.

آنگاه او را در بیرون نجد دیدند که همین کار را انجام می‌دهد. گفتند: این‌که درِ خانه لیلی نیست.

گفت: نگو که درِ خانه لیلی در شرق نجد قرار دارد، که همه جای نجد منزل لیلی است و همه زمین منزل اوست و

در هر جایی اثری از او وجود دارد.


من ندیدم در میان کوی او
در در و دیوار، الا روی او
بوسه گر بر در دهم، لیلی بود
خاک بر سر گر نهم، لیلی بود



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

[Comment_Avator]
شهاب الدین در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
گفته بودم زندگی زیباست


گفته و ناگفته ای بس نکته ها کاینجاست


آسمان باز


آفتاب زر


باغهای گل


دشتهای بی در و پیکر


سر برون آوردن گل از درون برف


تاب نرم رقص ماهی در بلور آب


بوی عِطر خاک باران خورده کهسار


خواب گندمزارها در چشمه مهتاب


آمدن ، رفتن ، دویدن


عشق ورزیدن


در غم انسان نشستن


پا به پای شادمانیهای مردم پای کوبیدن


کار کردن ، کار کردن


آرَمیدن


چشم اندازبیابانهای خشک و خسته را دیدن


جرعه هایی از سبوی تازه آب پاک نوشیدن


گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن


همنفس با بلبلان کوهی آواره خواندن


در تله افتاده آهو بچگان را شیر دادن و رهانیدن


نیمروز خستگی را در پناه دره ماندن


گاهگاهی


زیر سقف این سفالین بامهای مَه گرفته


قصه های در هم غم را ز نم نم های بارانها شنیدن


بی تکان گهواره رنگین کمان را


در کنار بام دیدن


یا شب برفی


پیش آتشها نشستن


دل به رؤیاهای دامنگیر و گرم شعله بستن


آری آری زندگی زیباست


زندگی ، آتشگهی دیرنده پابرجاست


گر بیفروزیش ، رقص شعله اش در هر کران پیداست


ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست
پاسخ:زندگي خوردن وخوابيدن نيست
فكرخودبودن وغافل ز خدا بودن نيست
ما شديم خلق كه مثمر باشيم
ان شاالله!

[Comment_Avator]
ثنــــای دوست داشتنی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند


زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ


زندگی رویایی است، مثل رویای یک کودک ناز


زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی ناز


زندگی تک تک این ساعتهاست


زندگی چرخش این عقربه هاست


زندگی راز دل مادر من، زندگی پینه ی دست پدر است


زندگی مثل زمان درگذر است


زندگی آب روانی است روان می گذرد


آنچه تقدیر من و توست همان می گذرد...





سلام دوست عزیزم، خوب هستین؟ خیلی متشکرم از احوالپرسیتون...



پاسخ:زندگي زيباست اي زيباپسند
نيك انديشان به زيبايي رسند
سلام الهه خانوم گلم
ممنونم
وظيفه بود!

[Comment_Avator]
گل گندم در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
از تصادف جان سالم به در برده بود ومیگفت:


زندگی اش را مدیون ماشین مدل بالایش است و


خدا همچنان لبخند میزد
پاسخ:ممنونم گل گندم عزيز
حكايت زيبايي است ومتاسفانه وصف حال وروز خيلي از آدما

[Comment_Avator]
نرگس در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
شب آرامی بود


می روم در ایوان، تا بپرسم از خود


زندگی یعنی چه؟


مادرم سینی چایی در دست


گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من


خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا


لب پاشویه نشست


پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد


شعر زیبایی خواند و مرا برد، به آرامش زیبای یقین


با خودم می گفتم :


زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست


زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست


رود دنیا جاریست


زندگی، آبتنی کردن در این رود است


وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم


دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟


هیچ !!!


زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند


شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری


شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت


زندگی درک همین اکنون است


زندگی شوق رسیدن به همان


فردایی است، که نخواهد آمد


تو نه در دیروزی، و نه در فردایی


ظرف امروز، پر از بودن توست


شاید این خنده که امروز، دریغش کردی


آخرین فرصت همراهی با، امید است


زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک


به جا می ماند


زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ


زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود


زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر


زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ


زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق


زندگی، فهم نفهمیدن هاست


زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود


تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست


آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست


فرصت بازی این پنجره را دریابیم


در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم


پرده از ساحت دل برگیریم


رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم


زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است


وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست


زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند


چای مادر، که مرا گرم نمود


نان خواهر، که به ماهی ها داد


زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم


زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت


زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست


لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست


من دلم می خواهد،


قدر این خاطره را ، دریابیم
پاسخ:سلام
متشكرم بسيارعالي وزيبا بود
ممنونم از حضورگرمتون


آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 16
:: باردید دیروز : 50
:: بازدید هفته : 322
:: بازدید ماه : 833
:: بازدید سال : 833
:: بازدید کلی : 833

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران