فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
يا امام هادي عليه السلام
نویسنده : خدیجه
تاریخ : شنبه 13 اردیبهشت 1393

 

 

imam naghi , امام نقی , نقی , naghi , emam naghi

 

 
متوکل خلیفه مستبد عباسی برای تهدید حضرت هادی (علیه‏السلام)
 او را به حضور فرا خوانده و دستور داد که هر یک از سپاهیانش
خورجین اسب خود را از خاک قرمز پر کند و در محل معینی روی هم بریزند.
 
 
سپاهیان که بیش از نود هزار نفر بودند فرمان را اجرا کرده
و به سبب انباشته شدن خاک‏ها روی هم، تپه ی بزرگی ایجاد شد.
 آنگاه سربازان متوکل در بهترین حالت آرایش نظامی، در حالیکه غرق در
لباس جنگی و اسلحه بودند قرار گرفتند
و چون متوکل، حضرت هادی (علیه‏السلام) را با خود بر بالای آن تپه برد ،
 در برابر او به صورت با شکوهی رژه رفتند.
 هدف او این بود که ترسی شدید در دل آن حضرت افکند
و خیال شورش و خروج بر خلیفه را از سر امام (علیه‏السلام) خارج سازد !!
 
امام هادی (علیه‏السلام) با کمال آرامش فرمودند :
 «آیا تو نیز می‏خواهی لشگر ما را مشاهده نمایی؟»
 
متوکل با تمسخر گفت:
 «آری.» ناگاه امام (علیه‏السلام) دعایی خواند و در یک لحظه متوکل
میان آسمان و زمین را پر از فرشتگان غرق در اسلحه دید.
 او از مشاهده‏ی هیبت لشگر ملکوتی امام (علیه‏السلام) از ترس بی‏هوش شد
و بر زمین افتاد.
مدتی بعد که متوکل به هوش آمد حضرت به او فرمود:
«ما در امور زودگذر دنیا با شما رقابتی نداریم بلکه ما به امر آخرت پرداخته‏ ایم،
بنابراین در مورد ما گمان شورش و خروج بر ضد خود نکن.» [1] .
 
 
 
پی نوشت ها:
 
[1] کشف الغمه، ج 2، ص 395 - بحارالانوار، ج 50، ص 155.
 
منبع: کرامات و مقامات عرفانی امام هادی‏؛ سید علی حسینی قمی؛
 نبوغ چاپ اول اردیبهشت 1381.
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 17
:: باردید دیروز : 50
:: بازدید هفته : 323
:: بازدید ماه : 834
:: بازدید سال : 834
:: بازدید کلی : 834

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران