فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
آموخته ام
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : سه‌شنبه 26 آذر 1392

 

 

آموخته ام که خدا عشق است و عشق تنها خداست 

آموخته ام که وقتی ناامید می شوم 

خدا با تمام عظمتش 

عاشقانه انتظارمی کشد دوباره به رحمت او امیدوار شوم 

آموخته ام اگر تاکنون به آنچه خواستم نرسیدم 

خدا برایم بهترش را در نظرگرفته 

آموخته ام که زندگی دشوار است 

ولی من از او سخت ترم...
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
التماس دعا
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : یکشنبه 24 آذر 1392

 

 

بياييد براي هم دعا كنيم.

خداوند به موسی نبی فرمود: 

با زبانی دعا کن که با آن گناه نکردی تا دعایت مستجاب شود.

موسی فرمود:

چگونه ؟

خداوند فرمود: 

به دیگران بگو برایت دعا کنند چون تو با زبان آنها گناه نکرده ای.

  

التماس دعا 

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بي تو !!!
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : یکشنبه 24 آذر 1392

 

.

ای آخرین توسل سبز دعای ما

آیا نمیرسد به حضورت دعای ما؟

شنبه،دوباره شنبه، دوباره سه نقطه چین…

بی تو چه زود میگذرد هفته های ما

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ابلیس وفرعون
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : جمعه 22 آذر 1392

گویند ابلیس                                                               

زمانی نزد فرعون آمد در حالیکه


فرعون خوشه ای انگور در دست


داشت و می خورد


ابلیس به او گفت


هیچکــس می تواند که این خوشهء انگور را به


مروارید خوش آب و رنگ مبدل سازد؟


فرعون گفت


نه


ابلیس با جادوگری و سحر


آن خوشهء انگور را به دانه های مروارید تبدیل کرد


فرعون تعجب کرد و گفت


آفرین بر تو که استاد و ماهری


ابلیس سیلی ای بر گردن او زد و گفت


مرا با این استادی


به بندگی قبول نکردند


تو با این حماقت چگونه ادعای خدایی می کنی؟


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
جاي خالي
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : جمعه 22 آذر 1392

 

چه مسخره است ! 



سئوال امتحان را می گویم 



جای خالی را پر کنید :



جای تو تا ظهور 



فقط " ....... " است .



خالی است


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
خدا کندکه کسی حالتش چوما نشود!
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : جمعه 22 آذر 1392

 

خدا کندکه کسی حالتش چوما نشود!

زدام خال سیاهش کسی رهانشود.

خدا کندکه نیفتدکسی زچشم نگار.

به نزدیارچوما پست وبی بهانشود.

جواب ناله ی مارا نمیدهد"دلبر".

خدا کندکه کسی تحبس الدعانشود.

شنیده ام کز این حرف ،یارخسته شده.

خدا کندکه به اخراج مارضا نشود.

مریض"عشقم"ومن را طبیب لازم نیست.

خدا کندکه مریضی من دوانشود.

سلامتي امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات.

شاعر: امام خامنه ای حفظه الله 

برگرفته از وبلاگ پنجره اي رو به خدا ** محياي عزيز**


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

 

2ef81df7-1d87-4e1d-97ff-2f3638884d69heart

تا حالا فکر کردید چرا به امام سجاد علیه السلام زین العابدین می گویند؟

مرحوم حضینى و دیگر بزرگان آورده اند:شخصى به نام عسکر – غلام امام محمّد جواد علیه السّلام – به نقل از پدرش حکایت کند:روزى به محضر شریف حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیه السّلام شرف حضور یافتم و عرضه داشتم : یاابن رسول اللّه ! چطور در بین اهل بیت رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله فقط امام چهارم ، حضرت علىّ بن الحسین علیهماالسّلام به عنوان ((سیّد العابدین )) معروف و مشهور گشته است ؟

 

 

امام رضا علیه السّلام در جواب فرمود: خداوند متعال در قرآن تصریح نموده است که بعضى از پیغمبران را بر بعضى از ایشان فضیلت و برترى داده است ؛ و ما اهل بیت رسالت نیز همانند انبیاء عظام صلوات اللّه علیهم مى باشیم .

و سپس افزود: و امّا در رابطه با جدّم ، علىّ بن الحسین علیهماالسّلام ، که سؤال کردى :همانا پدرم از پدران بزرگوارش علیهم السّلام بیان فرموده است : روزى امام علىّ بن الحسین علیهماالسّلام مشغول نماز بود، که ناگاه شیطان به صورت یک افعى بسیار هولناکى ، با چشم هاى سرخ از درون زمین آشکار شد و خود را به محراب عبادت آن حضرت نزدیک کرد.(۱)

ولیکن امام سجّاد علیه السّلام کمترین حسّاسیّتى در برابر آن موجود وحشتناک نشان نداد و ارتباط خود را با پروردگار متعال خود قطع نکرد.

افعى دهان خود را نزدیک انگشتان پاى آن حضرت آورد و آتشى از دهانش ‍ خارج ساخت که بسیار وحشتناک بود، ولى حضرت با آرامش خاطر و خیالى آسوده به نماز خود ادامه مى داد و توجّهى به آن نداشت .

در همین حال که شیطان با آن حالت ترسناک مشغول اذیّت و آزار بود، ناگهان تیرى سوزاننده از سمت آسمان آمد و به آن ملعون اصابت کرد.

هنگامى که تیر به او خورد، فریادى کشید و به همان حالت و شکل اوّلیّه خود بازگشت و کنار امام سجّاد، زین العابدین علیه السّلام ایستاد واظهارداشت :شما سیّد و سرور عبادت کنندگان هستى (اما تو اینجا که شیطان این اسم و به امام سجاد دادند یه کم شک دارم چون تو یه کتاب دیگه خونده بودم که یک ندا از آسمان آمد و چند بار فرمودند انت زین العابدین اسم کتابش بود:شیطان در کمین گناه)؛ و چنین نامى تنها زیبنده و شایسته شما مى باشد.

و سپس در ادامه کلام خود افزود: من شیطان هستم ؛ و تمام عبادت کنندگان را از زمان حضرت آدم تا کنون فریب و بازى داده ام و کسى را از تو قوى تر و پارساتر نیافته ام .

و پس از آن شیطان از نزد امام سجّاد علیه السّلام خارج شد و حضرت بدون آن که به او توجّهى داشته باشد، به نماز و نیایش خود با پروردگار متعال خویش ادامه داد.(۲)

 

منبع(۱):برخى از نویسندگان معاصر براساس همین شبهه اعتقاد یافته اند که سال ولادت امام سجاد در ۳۶ هجرى قمرى بوده است زیرا چنین سالى خاندان على (ع ) در مدینه حضور داشته اند. ولى این نظریه، مخالف راى مشهور مى باشد. رک : زندگانى على بن الحسین (ع ) سید جعفر شهیدى ۱۷٫

منبع(۲): دلائل الامامه ۸۰ ؛ اعلام الورى ۲۵۱ ؛ تاج الموالید ؛ کشف الغمه ۲/۲۹

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مظلوميت مقام معظم رهبري
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : پنج‌شنبه 21 آذر 1392

 

خون دادن برای امام خمینی زیباست

اما خون دل خوردن برای امام خامنه ای از آن هم زیبا تر است…

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سختي راه درآخرالزمان
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : پنج‌شنبه 21 آذر 1392

 

رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم فرمودند:
زمانی بر مردم می آید که ماندن بر دین حق مانند نگه داشتن گلوله آتش در دست است

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
خدايا با من حرف بزن
نویسنده : tajbakhshiyan1
تاریخ : پنج‌شنبه 21 آذر 1392

 

خدايا با من حرف بزن
 
کودک نجوا کرد:
 خدايا با من حرف بزن .
مرغ دريايي آواز خواند کودک نشنيد . 
سپس کودک فرياد زد : خدايبا من حرف بزن .
 رعد در آسمان پيچيد اما کودک گوش نداد .
 کودک نگاهي به اطرافش کرد و گفت :خدايا بگذار ببينمت .
ستاره اي درخشيد اما کودک توجه نکرد .
 کودک فرياد زد :خدايا به من معجزه اي نشان بده . ويک زندگي متولد شد اما کودک نفهميد . کودک با نا اميدي گريست . خدايا با من در ارتباط باش . بگذار بدانم اينجايي .
 بنابراين خدا پايين آمد و کودک را لمس کرد . 
ولي کودک پروانه را کنار زد و رفت .
 
هرلحظه مي توان با خداحرف زد به هوش!!!!!!

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 10
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 229
:: باردید دیروز : 820
:: بازدید هفته : 1589
:: بازدید ماه : 2975
:: بازدید سال : 6688
:: بازدید کلی : 6688

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران