array(1) { [0]=> array(5) { ["name"]=> string(20) "Blog_Last_Posts_Loop" ["full"]=> string(151) "
[Last_Post_Title]
" ["body"]=> string(100) "
[Last_Post_Title]
" ["start"]=> int(8872) ["length"]=> int(151) } } صبح امید

فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
قيمت اشك و روضه برحسين
نویسنده : خدیجه
تاریخ : دوشنبه 27 آبان 1392

 

خدا برای حضرت ابراهیم نقشه کشیده بود. مقامی که داشت برایش کافی نبود، ابراهیم حالا حالاها جای پیشرفت دارد. ولی عجب امتحان سختی باید پس دهد. ابراهیم باید از فرزندش بگذرد، باید عاطفه اش را برای خدا زیر پا له کند، باید احساسات پدرانه اش را لگدمال کند. قبلا هم به خدا ثابت کرده بود که برای او حاضر است از همه چیزش بگذرد، مگر رها کردن زن و فرزند کودکش در یک بیابان بی آب و علف کار آسانی است؟! مگر هیچ پدری آن هم در سن پیری دل دارد که چنین جهادی کند و این چنین برای خدایش از همه چیزش بگذرد؟! اما هنوز خدا قانع نشده است...

 

خدا برای ابراهیم چیزی در نظر گرفته بود که این امتحانها برای آن بچه بازی است، باید امتحانی به مراتب سخت تر بدهد وگر نه از آن مقام بلند خبری نیست؟! و فقط خدا می داند که آن مقام چیست. ما که چه می دانیم؟! در قرآن اشاره ای شده است که آن مقام، مقام امامت است، ولی مقام امامت چیست که چنین بهای گزافی دارد؟ نمی دانم.

 

به هر حال ابراهیمِ پیرمردِ دل نازکِ مهربان، باید امتحان پس دهد، باید کولاک کند، باید روی همه بندگان صالح و عابد خدا را کم کند، باید با دست خودش سر فرزند دلبندش را ببرد، باید دل خود را برای شنیدن صدای خر و خر گلوی فرزندش که خود با دستانش بریده بود، آماده کند... وای که چه دلی داشت ابراهیم! عجب بنده ای بود این مرد!

با فرزندش در میان می گذارد، به او می گوید که چه دستوری از خدا گرفته است. و فرزند بی درنگ سر تسلیم فرود می آورد؛ غافل از این که این سرسپردگی و معرفت بالایش، تنها کار پدر را دشتوارتر می کند، چرا که هر چه فرزند بامعرفت تر و زیباسیرت تر باشد، دل کندن از او دشتوارتر است... 

 

پدر و پسر عازم مسلخ می شوند. چه دلی داشت ابراهیم، نمی دانم. چه افکاری در ذهنش تداعی می شد، نمی دانم. نقش اسماعیل به مراتب آسانتر بود، اما چه حالی داشت آن هنگام، نمی دانم.  آیا در آن لحظه آخر فرزندش را در بغل گرفت؟ آیا او را غرق بوسه کرد؟ آیا با او خداحافظی کرد؟ آیا از او برای انجام چنین کاری عذرخواهی کرد؟ آیا ابراهیم و اسماعیل توانستند جلوی گریه خود را بگیرند؟ نمی دانم.

 

سرانجام ابراهیم اسماعیلش را برای ذبح خواباند. شاید هم خود اسماعیل خود را آماده کرد. و ابراهیم چاقوی بسیار تیزش را بر گردن اسماعیل گذاشت و محکم کشید. ابراهیم هیچ تعارفی نداشت و در عزمش جدی بود، اما چاقو از کس دیگری دستور گرفته بود. ابراهیم به بازگشت فرزندش امیدی نداشت، از فرزندش کاملا دل کنده بود و تنها می خواست دستور خدایش را بی کم و کاست اجرا کند. از این رو مصمم تر و محکم تر دوباره چاقو را بر گردن اسماعیل کشید، اما چاقو هم در اطاعت از خدای خود مصمم بود. خدا داشت دل ابراهیم را تماشا می کرد و دید که ابراهیم هیچ از این اتفاق خوشحال نیست.

 

اینجا بود که خدا ابراهیم را صدا زد که ابراهیم من، آفرین، دستورم را کامل کامل اجرا کردی. قبولت دارم عزیز من. بیا این میش را به جای اسماعیل ذبح کن. اسماعیلت ارزانی خودت.

 

جبرئیل فرود می آید و میشی به ابراهیم می دهد که ای ابراهیم این میش را قربانی فرزندت کن. اینجا بود که ابراهیم و اسماعیل تکبیر می گویند و خدا را شکر می کنند...

 

اما ته دل ابراهیم گرفته بود. آرزو کرده بود که ای کاش با دست خود سر اسماعیل را بریده بود و برای خدا کاری کرده بود. و افسوس می خورد که چرا نشد. حتما خدا ابراهیم را در نظر گرفته بود که آیا بعد از به خیر تمام شدن ماجرا فقط خوشحال می شود یا در کنارش دلش نیز خواهد گرفت...

 

اما نه، ابراهیم بامعرفتتر از این حرفها بود و هنوز داشت گل می کاشت. هنوز کار خدا با او تمام نشده بود. خدا می خواست زیباترین و قشنگترین داستان عالم را برای ابراهیم تعریف کند، اما مقدمه ها باید جور می شد.

 

حال که ابراهیم پس از این سربلندی بی نظیر از این امتحان بی مانند دلش گرفته است که حیف که نشد در راه خدا داغ فرزند ببیند، همه چیز جور شده است و خدا دیگر می تواند قیمتی ترین داستان هستی را برایش تعریف کند. اینجا بود که خدا روضه حسین را برای ابراهیم خواند. و گویی ابراهیم تا آن زمان آمادگی و شایستگی شنیدن  روضه حسین و گریستن بر او را پیدا نکرده بود.

 

خدا به او فرمود: ابراهیم، از میان مخلوقاتم چه کسی را بیشتر دوست داری؟

 

عرض کرد: .هیچ کسی را نزد من محبوبتر از حبیب تو محمد (صنیافریدی.

 

خدا فرمود: خودت را بیشتر دوست داری یا او را؟

 

عرض کرد: او را بیشتر دوست دارم.

 

خدا فرمود: فرزند او را بیشتر دوست داری یا فرزند خودت را؟

 

ابراهیم عرض کرد: فرزند او را از فرزند خودم بیشتر دوست دارم.

 

و خدا می دید که ابراهیم راست می گوید و دل و زبانش یکی است.

آن گاه فرمود: بگو ببینم ابراهیم، این که فرزند او از روی ظلم به دست دشمنانش ذبح شود برای قلب تو دردناک تر است، یا این که تو در راه اطاعت از من سر فرزندت را ببری؟

ابراهیم پاسخ داد: خدایا سربریدن ظالمانه او از سوی دشمنانش برای من دردناکتر است.

 

و این جا بود که خدا برای ابراهیم روضه خواند. فرمود: عده ای که گمان می کنند از امت محمداند، پس از او ظالمانه فرزندش حسین را خواهند کشت، آن گونه که میش را ذبح می کنند، و آنها سزاوار خشم من خواهند بود.

 

روضه خدا همین بود، اما با همین چند جمله دل ابراهیم به درد آمد و صدای ناله اش بلند شد و گریه کرد.

 

آن گاه خدا به ابراهیم وحی کرد و فرمود: ابراهیم، حال که برای حسین چنین بی تابی کردی، سزاوار همان اجر و پاداشی شدی که اگر با دستان خود فرزندت را ذبح می کردی...[1]

 

روضه  حسین و اشک بر او چنین قیمتی دارد، و من مانده ام  که این گوهر پرقیمت هستی نزد من چه می کند؟! من مانده ام که اشک بر حسین که قیمتی این چنینی دارد، در چشم های بی مقدار من چه می کند؟! خدا که نرخ اشک بر حسین را نمی شکند. نکند قیمت من چنین بالاست و نمی دانستم؟!



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شخصيت سازي!!!!
نویسنده : خدیجه
تاریخ : چهارشنبه 22 آبان 1392

 

 

اینکه جاستین کیست و چگونه شد؛ که تبدیل به یک شخصیت بولدی ماتیک در اذهان کودکانمان شد و چگونه وارد شدند  به ذهنمان و افصار فکرمان را به دست گرفتند. حدیث مفصلی است که در همین جا با یک نقطه پایانش می دهم تو خود تحقیق کن و کمی فکرت را بجنبان که روزی نشود که به خود بیایی و نفهمی از کجا خورده ای!!! با این كارا می خوان تا دغدغه های و ذهن مارو با این فیلم نامه های شخصیت پرداز كنند.!! امروز تو یه لینكی  خوندم ،خندم گرفت چه ساده و بی صدا قالبمان کردند؛ آری جاستین یك نقشه بود كه تمام دغدغه و ذهن ما رربه این مرسونه كه جاستین چقدر مظلوم است کاش میتوانستم من هم مانند جاستین بودم و همچنین  دوست دختر جذابی داشتم .

آیا تا بحال فكر كرده اید كه ما در شهرهایمان كسانی هستند كه از جاستین زیباتر و راه سعادترا به ما نشان میدهند می شناسید فكر كنم كه شاید اسم آنها را شنیده اید آری آنها همانشهدای ما هستند در كنار ما می زیستند .تا به شهادت رسیدند چرا ما با فرهنگ غنی مان كودكان خود را با فرهنگ غرب تربیت می كنیم این همان جنگی است كه مقام معظم رهبر می فرمایید .

اگه قلب ما با امامان و شهدا باشد ؛نقطه شكست دشمن اسلام است . دشمن ما می ترسد  كه روحیه معنوی را در بین كودكان بیشتر شود انتخاب خود را موازی با رهنمود های پیامبر اسلام و امامان كنیم تا روزی نرسد که کودکانمان به جای آرمان هایشان درگیر سیاه بازی هایجاستین و بقیه دلقک های صهیونیسم شدند دیگر جامعه آرمانی ما خواهد شد جامعه مدافعان جنایات صهیونیسم ! چون او توانست کودکانمان را با خود بکشد در زندان جمود فکری و آنها نیز خیلی نرم تبدیل به یک سرباز برای فرقه صهیونیسم شدند و آن وقت است که می فهمی چقدر تمیز تو را با خود همراه کرد که خودت نیز نفهمیدی چه شد.

آیا هر هنر پیشه خارجی می تواند شهامت یكی از شهدای ایران عزیزمان را داشته باشد.

 خودمون توی دلمون قضاوت كنیم بعد تصمیم بگیریم!

 

چه خوب شخصیت هایمان را درگیر شخصیت سازی هایشان کردند!

آری الان از یه كودك بپرسی جاستین كیه می گه و تمام مد لباس و مد مو شومیگه !

اما، اصلا اسم امام زمان (عج) را نمی داند.

 


|
امتیاز مطلب : 62
|
تعداد امتیازدهندگان : 18
|
مجموع امتیاز : 18
نمونه سوالات ديني پيش دانشگاهي ( درس های 2-4)
نویسنده : خدیجه
تاریخ : جمعه 17 آبان 1392
سؤالات درس چهارم دين وزندگي پيش دانشگاهي
 
١-درآيه ي ٥٦/ ذاريات خداوند هدف خلقت را چه مي داند؟
 
٢-زندگي عرصه ي ............  و ................  است.
 
٣-چرا زندگي عرصه عبادت وبندگي خداست.
 
٥- آن دوراهي كه انسان برآن قرارمي گيرد ، كدام است؟ خواسته ي خدا از انسان چيست؟
 
٦-زندگي صحنه ي انتخاب ........................  يا ............................ است.
 
٧-خداوند چگونه انسان را در صحنه ي انتخاب راهنمايي نموده است؟
 
٨-چه عواملي انسان را ازپرستش خدا باز مي دارد؟
 
٩-اخلاص دربندگي  وپرستش به چه معناست؟
 
١٠-اخلاص دربندگي معناي ديگري از ................... است.
 
١١-به هرميزان كه درجه ي اخلاص انسان بيشتر باشد ، ......................... و .............
 
١٢-يك عمل چه اجزايي دارد؟ نام برده وبا مثال توضيح دهيد:
 
١٣-.......... و ............ به منزله ي روح است و .................... به منزله ي جسدو كالبد
 
آن روح است.
 
١٥-پيامبرفرمودند: ...........  مؤمن برتر از ...............  اوست.
 
١٦-منظور از حسن فاعلي وحسن فعلي چيست؟مثال بزنيد:
 
١٧-حسن ..............  به طورطبيعي حسن ............. را به دنبال دارد.
 
١٨-منظور از اين كه حسن فاعلي به طورطبيعي حسن فعلي را به دنبال مي آورد ،چيست؟
 
١٩-تفاوت ميان اخلاص وريا چيست؟
 
٢٠-براي رسيدن به بندگي واخلاص چه برنامه هايي را مي توان درپيش گرفت؟
 
٢١-اولين قدم براي ورود به اخلاص وبندگي كدام است ؟ توضيح دهيد:
 
٢٢-تسليم و خضوع درمقابل حق چه آثاري دارد؟
 
٢٣- افراد حق پذير چه خصوصياتي دارند؟
 
برای مطالعه بقیه سوالات ادامه مطلب راوی کلیک کنید.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
سوالات درس چهارم دين وزندگي (٣)
نویسنده : خدیجه
تاریخ : پنج‌شنبه 16 آبان 1392

 

سوالات درس چهارم دين وزندگي (٣)
 
١-برنامه رسالت وهدايت پيامبراسلام شامل چند قلمرو مي باشد؟
 
٢-ازقلمرورسالت پيامبر اسلام دريافت وإبلاغ وحي راتوضيح دهيد:
 
٣-كاتبان وحافظان وحي چه كساني بودند؟
 
٤-اولين كاتب وحافظ وحي ..................  بودند.
 
٥-نتيجه ي ايفاي نقش دريافت وإبلاغ وحي توسط پيامبر چه بود؟
 
٦-ازقلمرورسالت پيامبراسلام تعليم وتبيين تعاليم وحي راتوضيح دهيد:
 
٧-يكي از وظايف پيامبراسلام تعليم وتبيين تعاليم وحي يا .................. مي باشد.
 
٨-اولين ومعتبرترين مرجع علمي براي فهم عميق آيات ............................. است واين بدان 
 
معناست كه ...................
 
٩-اولين وبزرگ ترين معلم قرآن كه بوده است ؟چرا؟
 
١٠-ازقلمرورسالت پيامبراسلام اجراي قوانين الهي از طريق ولايت برجامعه راتوضيح دهيد:
 
١١-ازقلمرورسالت پيامبر اجراي قوانين الهي از طريق ولايت برجامعه يا .............. مي باشد.
 
١٢-اولين اقدام پيامبر به محض ورود ايشان به مدينه چه بود؟
 
١٣-مقر حكومت پيامبراسلام كجا بود؟ وچه كساني درياري پيامبر نقش داشتند؟
 
١٤-از ديدگاه امام محمد باقر (ع) پايه هاي اسلام چيست و مهم ترين آنها كدام است؟
 
١٥- برطبق سخن امام محمد باقر (ع) چرا ولايت از اهميت بسياري برخوردار است؟
 
١٦-چرا جامعه اسلامي نيازمند ولايت است ورهبري اسلامي جزءاحكام بسيار مهم شمرده 
 
شده است ؟( دلايل اهميت تشكيل حكومت اسلامي چيست؟)
 
١٧-از دلايل اهميت تشكيل حكومت  جامعيت دين اسلام  راتوضيح دهيد:
 
١٨-چرا بايد برنامه ي هدايت انسان جامع باشد؟
 
١٩-مهم ترين بخش زندگي اجتماعي انسان ........... و ....................................... است.
 
٢٠-كدام بخش از زندگي انسان برهمه ي بخش هاي زندگي او تاثير مي گذارد؟
 
٢١-از دلايل اهميت تشكيل حكومت  ضرورت اجراي احكام اسلامي راتوضيح دهيد: 
 
٢٢- يكي از اهداف مهم إرسال پيامبران آن بود كه ............... و .....................
 
٢٣-وسيله وابزار تامين هدف مهم انبيا .........................  است.
 
٢٤- اجراي احكام چه نقشي در بيان اهميت تشكيل حكومت دارد؟
 
٢٥-براي رسيدن به جامعه عادلانه اجراي چه احكامي لازم است ؟چند نمونه ذكركنيد:
 
٢٦-از دلايل اهميت تشكيل حكومت  ضرورت پذيرش ولايت الهي و نپذيرفتن حاكميت
 
طاغوت راتوضيح دهيد: 
 
٢٧- طاغوت به چه كسي گفته مي شود و حكم رجوع به طاغوت واجراي دستورات او چيست؟
 
٢٨-ولي وسرپرست حقيقي انسان ها ............. است واجراي هرقانون وپيروي از هر كس 
 
هنگامي صحيح است كه ...........................
 
٢٩-از دلايل اهميت تشكيل حكومت  حفظ استقلال جامعه ي اسلامي راتوضيح دهيد: 
 
٣٠-حكم قرآني قاعده نفي سبيل را توضيح دهيد:
 
٣١-هدف مستكبران وستمگران جهان از ايجاد ارتباط با جوامع إسلامي چيست ؟
 
٣٢-تشكيل حكومت إسلامي بارهبري الهي چه نقشي درمبارزه با استكبار دارد؟
 
٣٣-ازنظردين اسلام ارتباط با ساير كشورها چه حكمي دارد؟
 
٣٤-پيامبراسلام چند نوع ولايت دارند؟هريك را توضيح دهيد:
 
٣٥-پيامبراسلام از طرف خداوند داراي ولايت ظاهري است يعني: ...................
 
٣٦-علاوه برولايت ظاهري پيامبر اسلام داراي ولايت معنوي نيز هستند يعني:................
 
٣٧-برترين مقام پيامبر اسلام ............. است واين بدان معناست كه :................
 
٣٨-ولايت معنوي را تعريف كنيد ونمونه هايي براي آن ذكركنيد:
 
٣٩-پيامبراسلام چگونه به مقام والاي ولايت معنوي رسيده اند؟
 
٤٠-يكي از نمونه هاي ولايت معنوي ، هدايت بندگان خداست ،اين امرچگونه صورت مي گيرد؟
 
٤١-ميزان بهره مندي انسان ها از هدايت معنوي به.............. و ............ آنان بستگي دارد.
 
يعني:....................
 
٤٢-تربيت امام علي عليه السلام نمونه اي از ............ مي باشد .
 
٤٣-چگونگي تربيت امام علي به دست پيامبراسلام را توضيح دهيد:
 
٤٤-آموزش علوم الهي به امام علي عليه السلام توسط پيامبر از طريق آموختن معمولي نبود 
 
بلكه به صورت .......................... بوده است.
 
٤٥-برطبق ايه ي ٦٠/نساء ويريدالشيطان ان يضلهم ضلالا بعيداشيطان چه كساني
 
را گمراه كرده است؟
 
٤٦-برطبق أيه ي ١٦٤/ آل عمران  لقد منًَّ الله علي المؤمنين ......خداوند چگونه بر
 
مؤمنان منت گذاشت؟
 
٤٧-آيه ي ١٤١ / نساء  ولن يجعل الله للكافرين علي المؤمنين سبيلا بيانگر كدام حكم قرآنيست؟
 
موفق باشيد
 
تاج بخشيان /آبان ٩٢
 
 
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بابا دو بخشه!!!
نویسنده : خدیجه
تاریخ : دوشنبه 13 آبان 1392

 

دانلود عکس امام حسین (ع) ۱۸۰ پوستر زیبا

می دانم بابا دو بخش است؛ بخشی در صحرا و بخشی بالای نیزه.

اما این که عمو چند بخش است، فقط بابا می داند...

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

 

يكي از دانش آموزان خوش ذوق وفعالم به نام زهرا رحمتي از دبيرستان شهيد نيك بخت
 
ازمن اجازه گرفت وگفت:
 
ميتونم ٢دقيقه وقت كلاس رابگيرم ويه داستان كوتاه بخونم؟!
 
جز پاسخ مثبت درمقابل درخواست صميمانه و بي رياي او جوابي نداشتم .
 
داستان عبرت آموز وزيبايي بود كه أن را براي شما عزيزان مي گذارم.:
 
 
درسی که آرتوراشی به دنیا داد:
قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون( ‎(Arthur Asheآرتوراشی به خاطر خون آلوده ای كه درجریان یك عمل جراحی درسال ۱۹۸۳دریافت كرد به بیماری ایدز مبتلا شد
ودربسترمرگ افتاد او ازسراسر دنیا نامه هائی از طرفدارانش دریافت كرد‎.
یكی از طرفدارانش نوشته بود :
چراخدا تورا برای چنین بیماری دردناكی انتخاب كرد؟
آرتور در پاسخش نوشت :
دردنیا ۵۰ میلیون كودك بازی تنیس را آغاز می كنند
۵میلیون یاد می گیرند كه چگونه تنیس بازی كنند
۵۰۰هزارنفر تنیس رادرسطح حرفه ای یادمی گیرند
۵۰هزارنفر پابه مسابقات‏می گذارند۵هزارنفر سرشناس می شوند
۵۰ نفربه مسابقات ویمبلدون راه پیدامی كنند
۴ نفربه نیمه نهائی می رسند و دونفر به فینال
وآن هنگام كه جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم
هرگز نگفتم خدایا چرا من؟
وامروز هم كه ازاین بیماری رنج می كشم هرگز نمی توانم بگویم خدایا چرا من؟
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ما برای این چادر داریم  ميريم
نویسنده : خدیجه
تاریخ : شنبه 11 آبان 1392

 

 

بیمارستان از مجروحین پر شده بود... حال یکی خیلی بد بود... رگ هایش پاره پاره شده بود
 
و خونریزی شدیدی داشت. وقتی دکتر اینمجروح را دید به من گفت  بیاورمش داخل اتاق
 
عمل - من آن زمان چادر به سر داشتم.
 
دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جا به جا کنم...
 
مجروح که چن دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختیگوشه ی چادرم را گرفت و
 
بریده بریده و سخت گفت : من دارم میروم تا تو چادرت را در نیاوری، ما برای این چادر داریم 
 
میرویم...
 
چادرم در مشتش بود که شهید شد، از ان به بعد در بدترین و سخت ترین  شرایط هم چادرم را 
 
کنار نگذاشتم...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تبريك تولد
نویسنده : خدیجه
تاریخ : شنبه 11 آبان 1392

 

 

ديروز تولد يكي از دوستان نازنينم  (مهنازجنگجو) بود اين متن تقديم به ايشان:

 

عزیزم

منت بر سر تقویم نهادی و روز ١٠ آبان را سرافراز کردی!!

و باقی روزها را در حسرت گذاشتی!!!

تولدت مبارك



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
عهدي ديگر
نویسنده : خدیجه
تاریخ : شنبه 11 آبان 1392

 

سلام برمهدي و دوستداران مهدي!
 
هم عهد عزيز !
 
كمترين وكوچكترين قدم براي تقويت محبت به امام مهربان ياداوست!
 
بياييم هرصبح باسلام براو روزخود را آغاز كنيم:
 
السلام عليك ياصاحب الزمان !!!
 
 
شاعر دروصف مجنون چه زيبا سرود:
 
گفت مشق نام ليلي مي كنم               خاطرخود راتسلي مي كنم 
 
چون ميسر نيست من را كام او           عشق بازي مي كنم با نام او
 
دراين روزگار غربت وغيبت هيچ نامي شيرين تر از نام حضرت دوست نيست و هيچ 
 
يادي چونان ياد مولا آلام ودردها را تسكين نمي دهد!!
 
روز خود را با سلام برآن آقاي دلها شروع مي كنيم تا موردعنايتش قرارگيريم!!
 
حال كه از حضور خورشيد مهرباني محروميم دل به نام ويادش خوش مي داريم!
 
هرصبح از كوچه باغ معطر گل نرگس عبور مي كنيم تا به پاس شميم خوش كوي يار ما 
 
نيز شايد وجودمان عطرآگين نام زيباي وي شود!!
 
لايق ديدار كه نيستيم خود را از نام ويادش محروم نكنيم كه همين اندك نيز براي
 
هر عاشقي مغتنم است!!! 
 
كمتراز مجنون كه نيستيم كه يك ليلاي دنيايي داشت ولحظه اي از او غافل نبود!!
 
واينك ماييم ويك ليلاي آسماني !
 
مولايي كه تمام ليلاوشان عالم مجنون اويند!!
 
پس با تمام وجود بگو:
 
السلام عليك يا صاحب الزمان 
 
وعاشقانه بخوان:
 
اللهم عجل لوليّك الفرج 
 
نويسنده:پرواز


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
زندگي چه مي گويد؟
نویسنده : خدیجه
تاریخ : پنج‌شنبه 09 آبان 1392

 

زندگي چه مي گويد؟

امروز كه از خواب بيدار شدم
از خودم پرسيدم: زندگي چه مي گويد؟
جواب را در اتاقم پيدا كردم...
پنكه گفت: خونسرد باش!
سقف گفت: اهداف بلند داشته باش!
پنجره گفت: دنيا را بنگر!
ساعت گفت: هر ثانيه باارزش است!
آيينه گفت: قبل از هر كاري، به بازتاب آن بينديش!
تقويم گفت: به روز باش!
در گفت: در راه هدف هايت، سختي ها را هُل بده و كنار بزن!
زمين گفت: با فروتني نيايش كن!
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 74
:: باردید دیروز : 32
:: بازدید هفته : 405
:: بازدید ماه : 923
:: بازدید سال : 923
:: بازدید کلی : 923

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران