فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
تصوير زيبا
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 03 آذر 1392

 

زیبا ترین عکسها در اتاق های تاریک ظاهر می شوند ،

....پس هروقت در قسمت تاریک زندگی ات قرار گرفتی

بدان خدا می خواهد یک تصویر زیبا از تو بسازد......



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

 

من یک محجبه ام. لطفا مرا مسخره کنید. 
 
چرا که نوح را مسخره کردند. (هود (11):38)
موسی را مسخره کردند. (شعراء (26): 25)
عاد را مسخره کردند. (احقاف (46): 26) و در یک کلمه مسخره شدن، تنها شکنجه ی مشترکی بود که همه ی پیامبران آن را تجربه کردند. (حجر (15):11)
سخت ترین شکنجه ای که بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) وارد آمد. تا آن که خدا برای دلجویی رحمه للعالمین اینگونه فرمود: (اگر تو را استهزا کنند نگران نباش،) پیامبران پیش از تو را (نیز) استهزا کردند. (انعام(6):10 و رعد (13): 32 و انبیاء (21): 41).
اما بدانید خداوند وعده داده است: از آنان روی گردان! ما شرّ مسخره کنندگان را از تو دفع خواهیم کرد. (حجر (15) :95)
تا در روز قیامت بگویند: «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‏ کنندگان (آیات او) بودم!» (زمر (39): 56).
 
پس مرا هم مسخره کنید!
 


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
كودكانه
نویسنده : خدیجه
تاریخ : شنبه 02 آذر 1392

 

هوا گرفته بود باران می بارید کودکی اهسته گفت:

خدایا گریه نکن درست میشه!

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
من نزديكم
نویسنده : خدیجه
تاریخ : شنبه 02 آذر 1392

 

و هنگامی که بندگان من ، از تو درباره ی من سوال کنند ؛

(بگو) :

من نزدیـکـم ؛

دعای دعا کننده را ، به هنگامی که مرا میخواند ، پاسخ می گویم .

پس باید دعوت مرا بپذیرند ، و به من ایمان بیاورند ، تا راه یابند ...

آخه خدا چقدر دیگه خودمونیش کردی فدات بشم

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
آرامش سنـگ یا آرامش بـرگ
نویسنده : خدیجه
تاریخ : شنبه 02 آذر 1392

 

 
 
آرامش سنـگ یا آرامش بـرگ
 
مرد جوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود.
 
استادی از آنجا می گذشت. او را دید و متوجه حالت پریشانش شد و کنارش نشست.
 
مرد جوان وقتی استاد را دید بی اختیار گفت: “عجیب آشفته ام و همه چیز زندگی ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟”
 
استاد برگی از شاخه افتاده روی زمین را داخل نهر آب انداخت و گفت: به این برگ نگاه کن وقتی داخل آب می افتد خود را به جریان آن می سپارد و با آن می رود.
 
سپس استاد سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت. سنگ به خاطر سنگینی اش داخل نهر فرو رفت و در عمق آن کنار بقیه سنگ ها قرار گرفت.
 
استاد گفت: “این سنگ را هم که دیدی. به خاطر سنگینی اش توانست بر نیروی جریان آب غلبه کند و در عمق نهر قرار گیرد. حال تو به من بگو آیا آرامش سنگ را می خواهی یا آرامش برگ را؟!”
 
مرد جوان مات و متحیر به استاد نگاه کرد و گفت: “اما برگ که آرام نیست. او با هر افت و خیز آب نهر بالا و پائین می رود و الان معلوم نیست کجاست! لااقل سنگ می داند کجا ایستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جریان دارد اما محکم ایستاده و تکان نمی خورد. من آرامش سنگ را ترجیح می دهم!”
 
استاد لبخندی زد و گفت: “پس چرا از جریان های مخالف و ناملایمات جاری زندگی ات می نالی؟
 
اگر آرامش سنگ را برگزیده ای پس تاب ناملایمات را هم داشته باش و محکم هر جایی که هستی آرام و قرار خود را از دست مده.”
 
استاد این را گفت و بلند شد تا برود. مرد جوان که آرام شده بود نفس عمیقی کشید و از جا برخاست و مسافتی با استاد همراه شد.
 
چند دقیقه که گذشت موقع خداحافظی مرد جوان از استاد پرسید: “شما اگر جای من بودید آرامش سنگ را انتخاب می کردید یا آرامش برگ را؟”
 
استاد لبخندی زد و گفت: “من تمام زندگی ام خودم را با اطمینان به خالق رودخانه هستی و به جریان زندگی سپرده ام و چون می دانم در آغوش رودخانه ای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور یار دارد از افت و خیزهایش هرگز دل آشوب نمی شوم و من آرامش برگ را می پسندم…


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
پوسترحجاب
نویسنده : خدیجه
تاریخ : شنبه 02 آذر 1392

 

پوستر حجاب

 

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سوالات درس پنجم دين وزندگي(٣)
نویسنده : خدیجه
تاریخ : شنبه 02 آذر 1392

 

سوالات درس پنجم دين وزندگي(٣)
 
١-برطبق أيه ي (( فان تنازعتم في شئىٍ فردّوه الي الله .......)) شرط ايمان به خدا وسراي 
 
آخرت چيست؟
 
٢-كدام يك از قلمروهاي رسالت پيامبر پس از ايشان خاتمه مي يابد؟چرا؟
 
٣-كدام يك از قلمروهاي رسالت پيامبر پس از ايشان ادامه مي يابد؟چرا؟
 
٤-چرا وجود امام پس از پيامبرضروري است؟
 
٥-پيامبراسلام درمورد اهميت شناخت امام چه فرمودند؟
 
٦-امام چگونه تعيين مي شود؟چرا؟ ( دليل تعيين امام توسط پيامبرچيست؟)
 
٧-حادثه تاريخي ((دعوت خويشان ))راتوضيح دهيد:
 
٨-حادثه تاريخي ((دعوت خويشان )) به دنبال نزول كدام آيه وچند سال بعد از بعثت رخ داد ؟
 
٩-درمورد آيه ولايت به سوالات زيرپاسخ دهيد:
 
*  آيه ي انما وليكم الله  را تكميل كنيد:
* ترجمه ي آن رابنويسيد:
* داستان نزول آيه را بنويسيد:
 *پيام مهم آيه ولايت چه بود؟
* نزول آيه ي ولايت درهنگام انجام واقعه اي كه مردم ناظر آن بودند ، نشانه ي چه بود؟
* مصداق آيه ولايت كيست ؟چرا؟
 
١٠-درمورد آيه ي تطهيربه سوالات زيرپاسخ دهيد:
 
* آيه انما يريد الله .... را تكميل كنيد:
* ترجمه ي آن رابنويسيد:
*  داستان نزول آيه رابنويسيد:
* نكات آيه تطهير كدام است؟
* داستان آيه تطهير از زبان چه كسي نقل شده است؟
* به دنبال كدام دعاي پيامبرآيه ي تطهير نازل شد؟
* پس از نزول آيه ي تطهير عكس العمل پيامبرچه بود؟
* مفهوم كلمه ي (( الرجس ))درآيه ي تطهير چيست ؟ بيانگرچه خصوصيتي است؟
* اهل بيت چه كساني هستند؟
 
١١-حديث جابردرتوضيح كدام آيه بيان شده است ؟
 
١٢- برطبق آيه ي ولايت اولوالامر چه كساني هستند؟
 
١٣-پيام آيه ي ٥٩/نساء را ((يا ايها الذين آمنوا أطيعوا لله و أطيعواالرسول و أولوا الامر منكم))
 
بنويسيد:
 
١٤-پيامبراسلام درمورد امام پنجم به جابر بن عبدالله چه فرمودند؟
 
١٥-پيامبراسلام درمورد  امام عصر به جابر بن عبدالله چه فرمودند
 
١٦-حديث ثقلين را با ترجمه ونكات آن بنويسيد:
 
١٧-حديث منزلت چيست وچرا به اين نام خوانده مي شود؟
 
١٨-درمورد حادثه ي غدير به سوالات زيرپاسخ دهيد:
 
* تاريخ حادثه چه زماني بود؟
* حادثه ي درچه مكاني به وقوع پيوست؟
* نام آخرين سفرپيامبربه حج چه بود؟
* چند نفر درمراسم آخرين حج پيامبرحضورداشتند؟
* به دنبال كدام آيه حادثه ي غدير رخ داد؟
* نكات مهم آيه ٦٧/مائده ((آيه إبلاغ)) رابنويسيد:
* بعد از نزول آيه ي إبلاغ پيامبرچه دستوري دادند؟
* پيامبراسلام مردم راچگونه با پيام غديرآماده كردند؟
* حديث غديرراباترجمه بنويسيد:
* بعد از إبلاغ پيام غدير عكس العمل مردم چه بود؟
* چند نفرازاصحاب پيامبردرغديرخم حاضر بودند؟
* ديدگاه اهل سنت درمورد حادثه ي غديرچيست؟
*كلمه ((مولي)) درحديث غدير به چه معناست ؟دليل بيا وريد:
 
١٩-پيامبراسلام ..............  و ...................  رابه جانشيني خود معرفي نمود.
 
٢٠-لازمه جانشيني پيامبر علم و ............. كامل و .................. و ............ است.
 
٢١-از مجموعه آيات وروايات درمورد مقام حضرت فاطمه چه نكته اي استنباط مي شود؟
 
درپناه خدا 
 
تاج بخشيان
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ليلي نام تمام دختران زمين است
نویسنده : خدیجه
تاریخ : شنبه 02 آذر 1392

 

خدا مشتي خاک را برگرفت مي خواست ليلي را بسازد

از خود در او دميد و ليلي پيش از انکه با خبر شود ، عاشق شد

سالياني ست که ليلي عشق مي ورزد ليلي بايد عاشق باشد.

زيرا خدا در او دميده است و هر که خدا در او بدمد ، عاشق مي شود

ليلي نام تمام دختران زمين است؛ نام ديگر انسان

خدا گفت: به دنيايتان مي اورم تا عاشق شويد

ازمونتان تنها همين است : عشق ، و هر که عاشق تر امد ، نزديکتر است پس نزديکتر اييد، نزديکتر

عشق ، کمند من است کمندي که شما را پيش من مي اورد کمندم را بگيريد

و ليلي کمند خدا را گرفت

خدا گفت: عشق فرصت گفتگو است ، گفتگو با من

با من گفتگو کنيد

و ليلي تمام کلمه هايش را به خدا داد ، ليلي هم صحبت خدا شد

و ليلي مشتي نور شد در دستان خداوند !



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
           
                مردی که ۱۶ بار پای پیاده به حج رفت اما قاتل حسین(ع) شد
 
        نگاهی به پیشینه شمر بن ذی الجوشن

 یکی از افراد مقابل ابا عبدالله الحسین علیه السلام، شمر بن ذی الجوشن است. از فرماندهان سپاه امام علی در جنگ صفین و جانباز امیر المومنین کسی که در میدان جنگ تا شهادت پیش رفت. این چنین کسی حالا در کربلا شمر می شود. با ورودش به کربلا همه چیز عوض می شود. شمر آدم کوچکی نیست اگر نیایش های شمر را برای شما بخوانند و به شما نگویند که این ها مال شمر است شما با آن ها گریه می کردید. حال می کردید، هیچ گاه گفته نمی شود که وقتی شمر دستش را به حلقه خانه خدا می زد چگونه با خدا زمزمه می کرد!

 

فرض کنید الان از صحنه کربلا خارج شده اید، یک نفر به شما هم می بگوید همه چیز برای رفتن شما به خانه خدا آماده است. آیا شما حاضرید با پای پیاده به این سفر بروید؟ مطمئنا می گویید: نه! اما اگر به این سفر سه و چهار ماه که زخم خستگی، تشنگی و گرسنگی دارد. یک بار بروید بار دیگر به شما بگویند نمی روید. این آقایی که ما صحبتش را می کنیم (شمر) شانزده بار با پای پیاده به سفر حج رفته است. فکر نکنید شمر اهل نماز و روزه نبوده و یا از آن دسته آدم هایی بوده که عرق می خوردند، عربده می کشیدند؛ شمر و بسیاری دیگر که آن طرف ایستاده اند، آدم هایی هستند

اولین خصوصیت شمر این بود که می گفت: شکم از همه چیز برای من مهم تر است. مهم بود که غذای خوب بخورد و برای دست یافتن به این غذا دست به هر کاری می زد. آیا غذا برای شما اولین مسئله زندگی است؟ در خانواده های ما وقتی که شام را خوردند به فکر ناهار فردا هستند. دعوای شکم دعوای مسخره ای است که همه ی ما با آن درگیر هستیم.
 
   که پیشانی پینه بسته داشتند. بسیاری از آن ها اهل تهجد بودند.

 

تعدادی از این افراد با پیغمبر (ص) هم دیده شده اند. وقتی امام حسین به کربلا وارد شد بعضی از این افراد را صدا زد و فرمود: « مگر شما پیغمبر را ندیدید؟» الان این افرادی که پیغمبر را دیده بودند و رو به سوی قبله نماز می خواندند، رو در روی امام ایستاده اند. امروز من در کتاب تاریخ مسعودی می خواندم که در کربلا هر روز 20000 نفر در فرات غسل می کردند. غسل قربة الی الله که حسین را بکشند و می گفتند: غسل می کنیم تا ثوابش بیشتر باشد.
در ظهر عاشورا وقتی ابا عبدالله علیه السلام برای نماز خواندن، اذان می گفتند فکر نکنید در آن طرف کسی نماز نمی خواند. آن ها هم نماز می خواندند! برخی از این افراد به ابا عبدالله علیه السلام می گویند که نماز شما قبول نیست! و حبیب به آن ها می گوید: « نماز شما قبول است؟! » درگیری می شود .حبیب به شهادت می رسد. حضرت حبیب پیش از نماز ظهر ابا عبدالله به شهادت رسیدند.

چه خصوصیاتی باعث شکل گیری شخصیت های منفی می شود؟

ما در کربلا به کلاس شمر شناسی نیاز داریم. یک کلاس به عنوان تحلیل شخصیت شمر. شمری که شانزده بار به مکه رفته، جانباز امیر المومنین بود، کسی که در کنار مولا زخمی شده بود، چه شد که فرمانده جنگ حضرت علی علیه السلام به این جا رسید؟ این مسئله نیاز به تحلیل و بررسی دارد. این هشدار و اندازی برای امروز و فردای ما.

شمر با سه ویژگی، شمر شد

1. اولین خصوصیت شمر این بود که می گفت: شکم از همه چیز برای من مهم تر است. مهم بود که غذای خوب بخورد و برای دست یافتن به این غذا دست به هر کاری می زد. آیا غذا برای شما اولین مسئله زندگی است؟ در خانواده های ما وقتی که شام را خوردند به فکر ناهار فردا هستند.
دعوای شکم دعوای مسخره ای است که همه ی ما با آن درگیر هستیم. فکرش را بکنید اختلاف همه غذاها ی عالم خیلی کم است. خدا حفظ کند آقای جوادی آملی را می گفتد: « فرق تمام غذاها بیست سانتی متر است. یعنی از نوک زبان تا ته زبان.» وقتی از این فاصله گذشت دیگر باهم فرقی ندارند. می خواهد چلو کباب و پیتزا باشد یا نان و ماست. همه ی دعواها بر سر همین بیست سانتی متر است. شمر نتوانست دعوای بیست سانتی متری را برای خود حل کند.

حضرت علی علیه السلام یک بار اراده کرد جگر بخورد گفت هفته بعد، هفته بعد، هفته بعد افتاد ماه بعد، یک سال این خوردن جگر را به تأ خیر انداخت. بعد از یک سال جگر تهیه کرد. دود جگر کباب کرده از دیوار خانه بیرون رفت. در زدند کسی گفت: خوش به حال شما که بوی این غذا از خانه تان بلند است من چند ماهی است از این غذا نخورده ام، حضرت فرمودند: « این غذا را به او بدهید » دوستی می گفت: مولا

نکته ی دوم که در شخصیت شمر بود این بود که چشم دیدن پیشرفت هیچ کس را نداشت و به خاطر همین مسئله است که به کربلا آمد.
 
   علی مسئله ی شکم را برای خود حل کرده بود  و می توانست از غذایش بگذرد و به قول سعدی: تنور شکم دم به دم تافتن                              مصیبت بود روز نایافتن

 

اما شمر نتوانست مسئله غذا را برای خود حل کند. شمر عبدالبطن یعنی اسیر و بنده ی شکم بود و این اسارت او را بیچاره کرد. یک روز بهلول از راهی می گذشت. هارون او را صدا زد و گفت: ما را نصیحتی نمی کنی؟ می خواست او را دست بیندازد بهلول گفت: حوصله نصیحت ندارم. اما می توانم سوالی از تو بپرسم؟ گفت: بفرما. بهلول گفت: اگر می خواستی غذا بخوری و غذا را در دهانت گذاشتی و هر کاری کردی غذا پایین نرفت چه کار می کنی؟ حاضری چقدر از ثروتت را بدهی؟ هارون کمی فکر کرد و گفت: نیمی از ثروتم را می دهم. بهلول گفت: حالا سوالم را طوری دیگر مطرح می کنم. اگر غذا پایین رفت ولی هر کاری کردی نتوانستی آن را دفع کنی چه می کنی؟ گفت معلوم است می میرم.

نصف ثروتم را می دهم تا رهایی پیدا کنم. بهلول گفت: می بینی همه دعوا سر یک روده و یک فرو  دادن و پس دادن است است، توجه به همین ریزه کاری ها ما را از گناه و عصیان باز می دارد. از امام پرسیدند: تقوا چیست؟ فرمود: وقتی در بیابان راه می روی سعی می کنی خارهای ریز در پایت نرود یا خارهای درشت؟ اگر عاقل باشید هر دو. تقوا این است یعنی نه مرتکب گناه کوچک شوی و نه بزرگ. چرا که گناهان ریز، زمینه ارتکاب گناهان بزرگ است.

2. نکته ی دوم که در شخصیت شمر بود این بود که چشم دیدن پیشرفت هیچ کس را نداشت و به خاطر همین مسئله است که به کربلا آمد. شمر نزد عبید الله بن زیاد نشسته بود که نامه ایی از عمر بن سعد به عبیدالله رسید. عمربن سعد نوشته بود: ای امیر من با حسین مذاکره کردم. حسین سه پیشنهاد دارد : 1-  به مکه و

من کشور های دیگر را هم دیده ام اما هیچ کشوری لطیفه ساز تر از ایران نیست. هر چیزی را بهانه ی دست انداختن می کنند. در کربلا شمر بارها دست انداخت و حرف های آزار دهنده ای به ابا عبدالله علیه السلام زد.
 
   مدینه برگردد. 2- اگر اجازه بدهی به هر سرزمینی بخواهد برود. 3- بیاید دست در دست یزید بگذارد و بیعت کند. عمر بن سعد نمی خواست جنگی صورت بگیرد و در آغاز دوست نداشت امام حسین کشته شود. اما در ادامه برای جنایت آماده شد.
عبید الله می گفت: بد نیست اگر این طوری شود مسائل ما حل می شود. همان جا شمر محکم به پهلوی عبیدالله زد و گفت: الان فرصت بسیار خوبی است و حسین در چنگ توست. عمر بن سعد دارد سازش می کند در حالی که حسین در هفتاد کیلو متری ما اردو زده است و به راحتی می توانیم او را در پنجه خود بگیریم. اگر برگردد در مکه و مدینه قدرتی  برهم می زند و دیگر هیچ کس نمی تواند با او درگیر شود. ابن زیاد گفت: خوب گفتی. الان چنگال هایمان در گلویش فرو رفته. خودت بلند شو و برو. گفت: من می روم اما اگر عمربن سعد نپذیرفت که من بجنگم، گردنش را بزنم و سرش را برای شما بفرستم؟ و خود فرمانده لشگر شوم؟ ابن زیاد گفت: این کار را بکن.

 

شمر آدمی است که مدام از این و آن می گوید. او یک روح شقاوت پیشه دارد. خداوند در سوره حجرات به این مسئله اشاره کرده است که اگر فاسقی نزد شما آمد و خبری پیش شما آورد، زود تأییدش نکنید و هیچ گاه از خبر چینی دیگران لذت نبرید. مثلا فردی نزد ما می آید و خبری را به ما می گوید ما می گوییم راست می گویی؟ این کار باعث تشویق طرف مقابل می شود و این عامل باب غیبت را می گشاید.

3. قرآن مجازات بد کاران را مشخص کرده ولی بد ترین مجازات ها متوجه کسانی است که زخم بر جان دیگران می زنند. حفره در روح ها ایجاد می کنند. سرزنش می کنند و می شکنند. و این خصوصیت متأسفانه در  دنیا به اندازه ی ایران نیست. من کشور های دیگر را هم دیده ام اما هیچ کشوری لطیفه ساز تر از ایران نیست. هر چیزی را بهانه ی دست انداختن می کنند. در کربلا شمر بارها دست انداخت و حرف های آزار دهنده ای به ابا عبدالله علیه السلام زد.
این سه خصوصیت از جانباز امیر المومنین علی علیه السلام شمر را ساخت، شمری که در کربلا با قساوت کامل بر سینه پسر پیغمبر نشست و با بی رحمی تمام دوازده  ضربه از پشت بر گردن ابا عبدالله علیه السلام وارد کرد و بعد هم سرخون چکان حسین علیه السلام را دست گرفت و از قتلگاه بیرون آمد

 
 
گلچینی از سخنرانی عاشورایی دکتر محمدرضا سنگری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
حسین بی سر
نویسنده : خدیجه
تاریخ : جمعه 01 آذر 1392

 

 

سخن علامه طباطبايي كه خيلي ها را گرياند:

كسي چه مي داند ،‌ شايد سوره ي ياسين ،‌ همان يا حسين است كه بي سر شده!



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 75
:: بازدید هفته : 384
:: بازدید ماه : 922
:: بازدید سال : 924
:: بازدید کلی : 924

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران