فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد

 

دل نوشته ي زينب زارعي از دبيرستان نيك بخت 
سخني با خدا!!
 
به نام خدا
خدايا!من دركلبه حقيرانه ام چيزي دارم كه تو درعرش كبرياييت نداري!
من چون تويي دارم اما توچون خودنداري!
 
خدايا من هماني هستم كه وقت وبي وقت مزاحمت مي شوم ، هماني كه وقتي دلش مي گيردو
بغضش مي تركد ، مي آيدسراغت.
من هماني ام كه هميشه دعاي هاي عجيب وغريب مي كندوچشمهايش را مي بندد و ميگويد:
** من اين حرفها سرم نمي شود.بايددعايم را مستجاب كني **
 
هماني كه گاه لج مي كند وگاهي خودش را براي تولوس مي كند !
هماني كه نمازهايش يك درميان قضا مي شود ! وكلي روزه نگرفته دارد!
هماني كه بعضي وقت ها پشت سرمردم حرف مي زندوگاهي بدجنس مي شود!!
البته ..... گاهي هم خودخواه ، گاهي هم دروغگو !!
** الان يادت آمد من كي هستم؟؟!!! ***
اميدوارم بين اين همه آدمي كه داري ،بتواني من يكي را تشخيص دهي!
البته مي دانم ، اميد دارم چون كه مرا خيلي خوب مي شناسي !!
تو مرا خيلي خوب مي شناسي!
تم اسم مرا مي داني!
مي داني كجا زندگي مي كنم وبه كدام مدرسه مي روم !
تو حتي اسم تك تك معلم هاي مرا هم مي داني !
مي داني چه صفاتي دارم ، وهر كدام خوب است يا بداست !
اما ....... خدايا!
من ازتو هيچ نمي دانم ! هيچ كه دروغ است !چرا، يك كمي مي دانم اما خيلي كم است!!
من مدتهاست كه مي خواهم چيز هايي برايت بنويسم !
البته من هميشه باتو حرف زده ام ،بازهم حرف مي زنم .اما راستش چند وقتي است كه چند تا
تصميم جديد گرفته ام .
دوست دارم عوض شوم !
دوست دارم بزرگ بشوم! 
دوست دارم بهترباشم !
 
 من يك عالمه سوال دارم ،سوالهايي كه هيچ كس جوابش را بلدنيست !!
دوست دارم تو جوابكم رابدهي!
نمي دانم !!!!
شايد اصلا هيچ سؤالي ندارم وميخواهم تو به من سوالهاي تازه ياد بدهي!!
اما بايد قول بدهي كمكم كني!
قول مي دهي؟؟!!!
 
خدايا اين همه صحبت كردم ولي فراموش كردم كه بگويم:
 *** آخرين منجي عالم رابرسان!!
*** همه بچه ها ومرا دردرس هايم موفق كن!!
*** تمام پدرومادرهارا ،كساني را كه مي شناسيم ونمي شناسيم ،عاقبت به خير كن!
             آمين يارب العالمين
 
٦/آذر/٩٢


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاجر وروستايي(حكايت)
نویسنده : خدیجه
تاریخ : چهارشنبه 06 آذر 1392

 

یك تاجر آمریكایى نزدیك یك روستاى مكزیكى ایستاده بود كه یك قایق كوچك ماهیگیرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود!
 
 
از مكزیكى پرسید: چقدر طول كشید كه این چند تارو بگیرى؟
مكزیكى: مدت خیلى كمى !
 
 
آمریكایى: پس چرا بیشتر صبر نكردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟
مكزیكى: چون همین تعداد هم براى سیر كردن خانواده*ام كافیه !
 
 
آمریكایى: اما بقیه وقتت رو چیكار میكنى؟
مكزیكى: تا دیروقت میخوابم! یك كم ماهیگیرى میكنم!با بچه*هام بازى میكنم! با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهكده مىچرخم! با دوستام شروع میكنیم به گیتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى !
 
 
آمریكایى: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم كمكت كنم! تو باید بیشتر ماهیگیرى بكنى! اونوقت میتونى با پولش یك قایق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میكنى! اونوقت یك عالمه قایق براى ماهیگیرى دارى !
مكزیكى: خب! بعدش چى؟
 
 
آمریكایى: بجاى اینكه ماهى*هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به مشترىها میدى و براى خودت كار و بار درست میكنى... بعدش كارخونه راه میندازى و به تولیداتش نظارت میكنى... این دهكده كوچیك رو هم ترك میكنى و میرى مكزیكو سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورك... اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم میزنى ...
 
 
مكزیكى: اما آقا! اینكار چقدر طول میكشه؟
آمریكایى: پانزده تا بیست سال !
 
 
مكزیكى: اما بعدش چى آقا؟
آمریكایى: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب كه گیر اومد، میرى و سهام شركتت رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینكار میلیونها دلار برات عایدى داره !
 
 
مكزیكى: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟
آمریكایى: اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یك دهكده ساحلى كوچیك! جایى كه میتونى تا دیروقت بخوابى! یك كم ماهیگیرى كنى! با بچه هات بازى كنى !
با زنت خوش باشى! برى دهكده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنى و خوش بگذرونى!!!


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مسافر(حكايت)
نویسنده : خدیجه
تاریخ : چهارشنبه 06 آذر 1392

 

كوله*پشتي*اش را برداشت و راه افتاد. رفت كه دنبال خدا بگردد؛ و گفت: تا كوله*ام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.
نهالي رنجور و كوچك كنار راه ايستاده بود.
مسافر با خنده*اي رو به درخت گفت: چه تلخ است كنار جاده بودن و نرفتن. و درخت زير لب گفت: ولي تلخ*تر آن است كه بروي و بي *رهاورد برگردي. كاش مي*دانستي آن* چه در جست*وجوي آني، همين جاست.
مسافر رفت و گفت: يك درخت از راه چه مي*داند، پاهايش در گل است. او هيچ*گاه لذت جست*وجو را نخواهد يافت.
و نشنيد كه درخت گفت: اما من جست*وجو را از خود آغاز كرده*ام و سفرم را كسي نخواهد ديد. جز آن كه بايد.
مسافر رفت و كوله*اش سنگين بود.
هزار سال گذشت. هزار سالِ پر خم و پيچ، هزار سالِ بالا و پست. مسافر بازگشت. رنجور و نااميد. خدا را نيافته بود، اما غرورش را گم كرده بود. به ابتداي جاده رسيد. جاده*اي كه روزي از آن آغاز كرده بود.
درختي هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده بود. زير سايه*اش نشست تا لختي بياسايد. مسافر درخت را به ياد نياورد. اما درخت او را مي*شناخت. درخت گفت: سلام مسافر، در كوله*ات چه داري، مرا هم مهمان كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده*ام، كوله*ام خالي است و هيچ چيز ندارم.
درخت گفت: چه خوب، وقتي هيچ چيز نداري، همه چيز داري. اما آن روز كه مي*رفتي، در كوله*ات همه چيز داشتي، غرور كمترينش بود، جاده آن را از تو گرفت. حالا در كوله*ات جا براي خدا هست. و قدري از حقيقت را در كوله مسافر ريخت. دست*هاي مسافر از اشراق پر شد و چشم*هايش از حيرت درخشيد و گفت: هزار سال رفتم و پيدا نكردم و تو نرفته اين همه يافتي!
درخت گفت: زيرا تو در جاده رفتي و من در خودم. و نوَرديدن خود، دشوارتر ازدرنوَرديدن جاده*ها


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
حكايت درخت گردو
نویسنده : خدیجه
تاریخ : چهارشنبه 06 آذر 1392

 

روزي ملا نصر الدین به دهكده اي مي رفت در بين راه زير درخت گردوئي به استراحت 

نشست و در نزديكي اش بوته كدوئي را ديد و ملا به فكر فرو رفت كه چگونه كدوبه اين 

بزرگي از بوته كوچكي بوجود مي آيد و گردوي به اين كوچكي از درختي به آن بزرگي ؟ 

سرش را به آسمان بلند كرد و گفت : خداوندا ! آيا بهتر نبود كه كدو را از درخت گردو 

خلق مي كردي و گردو را از بوته كدو ؟

در اين حال گردوئي از درخت بر سر ملا افتاد و برق از چشمهايش پريد و سرش را با

دو دست گرفت و با ترس از خدا گفت : پروردگارا ! توبه كردم كه بعد از اين ؛ در كار 

الهي د خالت كنم ؛ زيرا هرچه را خلق كرده اي ؛ حكمتي دارد ؛ و اگر جاي گردو با كدو 

عوض شده بودمن الآن زنده نبودم .



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جاي پاي خدا(حكايت)
نویسنده : خدیجه
تاریخ : چهارشنبه 06 آذر 1392

 


شبي از شبها مردي خواب عجيبي ديد.او ديد که در عالم رويا پابه پاي خداوند روي ماسه هاي ساحل دريا قدم مي زندو در همان حال در آسمان بالاي سرش، خاطرات دوران زندگيش به صورت فيلمي در حال نمايش است.
او که محو تماشاي زندگيش بود، ناگهان متوجه شد که گاهي فقط جاي پاي يک نفر روي شنها ديده مي شودو آن هم وقتهايي است که او دوران پر درد و رنج زندگيش را طي مي کرده است.
بنابراين با ناراحتي به به خدا که کنارش راه مي رفت گفت:
پروردگارا... تو فرموده بودي که اگر کسي به تو روي آورد و تو را دوست داشته باشد، در تمام مسير زندگي کنارش خواهي بود و او را محافظت خواهي کرد. پس چرا در مشکل ترين لحظات زندگي ام فقط جاي پاي يک نفر است، چرا مرا در لحظاتي که به تو احتياج داشتم تنها گذاشتي؟
خداوند لبخندي زد و گفت:
بنده عزيزم، من دوستت دارم و هرگز تو را تنها نگذاشته ام.
زمانهايي که در رنج و سختي بودي، من تو را روي دستانم بلند کرده بودم تا به سلامت از موانع و مشکلات عبور کني



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سوالات درس ششم دين وزندگي (٣)
نویسنده : خدیجه
تاریخ : سه‌شنبه 05 آذر 1392

 

سوالات درس ششم دين وزندگي (٣)
 
١-شيعه درلغت به معناي ....... ، ......... و......... است.
 
٢-درقرآن حضرت ابراهيم شيعه يعني ........... حضرت ...... معرفي شده است و همچنين به 
 
................... نيز ناميده شده است.
 
٣-حضرت علي در ......... و ........... بي نظيرو معصوم از گناه بودند.
 
٤-چراپيامبراسلام پيروي از امام ودستورات او را عامل نجات ومانع گمراهي معرفي نمودند؟
 
٥-پيامبراسلام پيروي از امام ودستورات او را عامل نجات ومانع گمراهي معرفي نمودند، مثال 
بزنيد:
 
٦- اِنّ الذين آمنوا وعملوالصالحات اولئك هم خيرالبرية( آيه ي ٧/ بينه ) را ترجمه كرده و شان 
 
نزول آن رابنويسيد:
 
٧-پيامبراسلام براي جابربن عبدالله انصاري امام علي را چگونه توصيف نمودند؟
 
٨-برطبق شرايط فرهنگي واجتماعي پيامبرچه حوادثي را پيش بيني نمودندواقدام ايشان در 
 
اين مورد چه بود؟( برطبق شرايط فرهنگي واجتماعي چراپيامبرتلاش مي كردند تا شخصيت 
 
ممتاز امام علي را به مردم بشناسانند؟)
 
٩-نمونه هايي از افكارجاهليت كه درزمان پيامبر همچنان جود داشت،ذكركنيد:چرا اين افكار
 
ادامه داشت؟
 
١٠-علت نزول آيه ٥٠/مائده (آيا به دنبال حكم جاهليت هستند؟.......) چه بود؟
 
١١-در لحظات حساس مردم زمان پيامبر تابع ايشان بودند يا بزرگان قوم خود؟ چرا؟
 
١٢-چراپيامبراسلام درهرفرصتي فضائل متعالي وجايگاه حضرت علي وأهل بيت را بيان 
مي كردند؟
 
١٣-حضرت علي وأهل بيت مردم را به ......... و ..............  و ......... .... فرامي خواندند.
 
١٤-درمورد فضائل وجايگاه امام علي پيامبرچه فرمودند؟
 
١٥-حضرت علي چگونه تربيت شدند ؟امام علي دراين مورد چه فرمودند؟
 
١٦-تربيت امام علي به دست پيامبرچه دليلي داشت؟
 
١٧-درمورد مقام علمي امام علي پيامبر چه فرمودند؟
 
١٨-ترجه ي حديث (( اَنَا مدينة العلم و علي بابها .........  )) را بنويسيد و نكات آن رابيان كنيد:
 
١٩-تشبيهات پيامبر را درمورد امام علي وفرزندان ايشان رابنويسيد:
 
٢٠-مقام ومنزلت حضرت علي نزد خداوتمجيدهاي فراوان رسول اكرم ازايشان به چه دليل بود؟
 
٢١-يكي ازويژگي هاي ممتاز امام علي ......... و .............. بود.
 
٢٢-حضرت علي  .................  را رسالت پيامبران مي شمرد ودردفاع از ................ از 
 
پيشتازان بود.
 
٢٣-امير مؤمنان علي عليه السلام چه اموري را سرلوحه ي حكومت خود قرار دادند؟
 
٢٤-چه كساني شيفته ي امام علي شدند وبه رهبري ايشان دل بستند؟
 
٢٥-با روي كار آمدن ............  و.............. اميد مظلومان به ياس گاييد.
 
٢٦-امامان همواره از ............... به عنوان يك اصل اساسي اسلام ياد مي كنند.
 
٢٧-ازنظر امامان توجه به چه اصلي بي توجهي به يك اصل مهم اسلامي است ؟چرا؟
 
٢٨-نام شيعيان وپيروان امير مؤمنان با .................  همراه شده است،زيرا.......................
 
٢٩-رابطه شناخت جايگاه شيعه با حفظ وحدت مسلمانان چه ارتباطي دارد؟
 
٣٠-باورهاي مشترك بين مسلمانان كدام است؟
 
٣١-مهم ترين اصول راهبردي انقلاب اسلامي چيست و براي حفظ آن چه شرطي لازم است؟
 
٣٢-حفظ وتقويت وحدت شيعه وسني و ......................... يكي از اصول راهبردي انقلاب 
 
اسلامي است كه ....................  و............. ......... همگاني را مي طلبد.
 
٣٣-امام خميني درمورد حفظ اتحاد وهمبستگي مسلمانان چه پيامي دارند؟
 
٣٤-براي حفظ همبستگي ووحدت ميان مسلمانان به چه نكاتي بايد توجه كرد؟
 
٣٥-حديث كسي كه صبح خود را آغاز كند و درانديشه .............................  مسلمان نيست،
 
را كامل كنيد وتوضيح دهيد به كدام نكته وحدت بخش بين مسلمانان مربوط مي شود؟
 
٣٦-اعتقادات خود را با ........... و .................. بايد اعتلا وارتقا بخشيم.
 
٣٧-نقش اعتلا وارتقا اعتقادات در وحدت بين مسلمين چيست؟
 
٣٨-براي بالا بردن سطح اعتقادات خود چگونه بايد برنامه ريزي كنيم؟
 
٣٩-نحوه ي زندگي ما به عنوان پيرو امام علي چگونه بايدباشد؟باركر نمونه ها توضيح دهيد:
 
٤٠-امام صادق : ......... خاندان ما باشيد و مايه ي ............. و ................ ما نباشيد.
 
٤١-چگونه مي توانيم از بدبيني ديگران به تشيع جلوگيري كنيم؟
 
٤٢-آيا پيرو اهل بيت بودن فقط به اسم است؟
 
موفق باشيد
 
تاج بخشيان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مدد براي عهد جديد
نویسنده : خدیجه
تاریخ : دوشنبه 04 آذر 1392

 

سلام دوست عزيز!
درود هم عهد امام عصر!
اين بار براي عهد بستن با امام عصر از شما محبان نازنين امام عصرمدد مي جوييم.
براي همواركردن جاده ي پرپيچ و خم ظهور آقا چه پيشنهادي داريد؟!
اگر دوست داريد مارا ياري كنيد يك راهكار درقسمت نظرات از خود به يادگار بگذاريد تا
ردًّ پايتان درجاده ي انتظاربماند!!
سخت چشم براهتون هستيم!
 
نويسنده : پرواز


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
داستان مقام معظم رهبري
نویسنده : خدیجه
تاریخ : دوشنبه 04 آذر 1392

 

همان طور که مشغول بالا رفتن از کوه بودیم و به اطراف نگاه می کردیم دیدیم در مسیر کوهنوردی یک دختر و پسر دانشجو با وضعی نامناسب نشسته اند طبق تجربه های قبلی می دانستیم که نبایداز آن ها بخواهیم که مکانشان رو تغییر بدهند یا درباره ی وضع ظاهری شان تذکری بدهیم آیت الله خامنه ای هم دقیقا از مسیری رفتندکه به مکان آن دونفر ختم می شد آقا پسر هم که ناخدا گاه متوجه یک موقعیت غیر عادی شده بودسرش رو بالا آورد و با رهبر نظام رودر رو شد هر دوی آن ها فکر می کردند که الآن حتما رهبری یک مجازاتی برایشان در نظر می گیرند ولی ایشون بدون در نظر گرفتن چهره ی اون دو نفر باهاشون صحبت کردند درباره ی شغل آقا پسر رشته ی تحصیلی دختر خانم و نسبتشون با هم سوال کردند که خوب این سوال بدون جواب ماند بعد درباره ی مشکلاتشان سوال کردند و کمی هم دوستانه با اون ها صحبت کردند آقا پسر هم که صمیمیت رهبری رو می بیند می گوید که ما با هم نسبتی نداریم و با هم رفیقیم 
رهبری کمی درباره ی فواید ازدواج برایشان صحبت کردند و آخر هم گفتند که اگه دوست دارید من حاضرم خطبه ی عقدتون رو هم بخونم اون دو نفر هم که تحت تاثیر رفتار مقام معظم رهبری قرار گرفته بودند قبول می کنند و می گویند چی از این بهتر و ما هم زمانی رو که ایشون وقت خالی داشتند براشون در نظر گرفتیم و از اون ها خواستیم با خانواده هایشان تشریف بیاورند 
بعد از مدتی آیت الله خامنه ای خداحافظی کردند و ما به راهمان ادامه دادیم چند روز بعد درحالی که اون آقا پسر تبدیل به یک پسر مذهبی شده بود و اون دختر خانم هم یک خانم محجبه به بیت آمدند



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشتياق خدا به بنده گان
نویسنده : خدیجه
تاریخ : دوشنبه 04 آذر 1392

 

خداي متعال به حضرت داوود فرمود :

اي داوود اگر روي گردانان از من چگونگي انتظارم براي آنان ، مدارايم با آنان و اشتياق مرا به ترك معصيت هايشان مي دانستند

بدون شك از شوق آمدن به سوي من مي مردند و بند بند وجودشان از محبت من از هم مي گسست



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
داستان گنجشك عاشق
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 03 آذر 1392

 

 

در زمان حضرت سلیمان دو تا گنجشک یه گوشه ای نشسته بودند. 
گنجشک نر به گنجشک ماده اظهار محبت می کرد. می گفت 
تو محبوبه منی. تو همسر منی. دوستت دارم. عاشقتم. 
چرا به من کم محبتی؟ چرا محلم نمیذاری؟ 
فکر کردی من کم قدرت دارم تو این عالم عیال؟ 
من اگه بخوام می تونم با نوک منقارم تخت و تاج سلیمان رو بردارم بندازم تو دریا. 

باد که مسخر سلیمان بود پیام رو به گوش سلیمان رسوند. 
حضرت تبسمی کرد و فرمود اون گنجشک ها رو بیارید پیش من. 
آوردند.سلیمان به گنجشک نر گفت خوب ادعاتو اجرا کن بینم. 
گفت من چنین قدرتی ندارم. 

سلیمان گفت پس الان به همسرت گفتی؟ 
گفت خوب شوهر گاهی جلو همسرش کلاس میاد یه خالی ای می بنده. 
عاشق که ملامت نمیشه. من عاشقم. 

یه چی گفتم ولی یا نبی الله واقعا دوسش دارم. این به ما محل نمیذاره. 
حضرت به گنجشک ماده گفت اینکه به تو اظهار محبت میکنه چرا محلش نمیدی؟ 
گفت یا نبی الله چون دروغ میگه هم منو دوست داره هم یه گنجشک دیگه رو.
مگه تو یک دل چند تا محبت جا میگیره؟ 
این کلام در دل جناب سلیمان چنان اثری گذاشت که تا چهل روز گریه می کرد
و فقط یک دعا می کرد. می گفت:
الهی دل سلیمان رو از محبت غیر خودت خالی کن.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 75
:: بازدید هفته : 384
:: بازدید ماه : 922
:: بازدید سال : 924
:: بازدید کلی : 924

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران