فرهنگی


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام علی آل یس سلامی چو بوی خوش آشنایی به وبلاگ صبح امیدخوش آمديد
درباره مرگ /ديني ٢
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391

 حقیقت مرگ

 
•حقيقت مرگ چيست؟
 
•آيا مرگ پايان زندگى است، يا انسان بعد از مرگ به حيات خود ادامه مى دهد؟
 
•چگونه ارتباط روح با بدن قطع مى شود؟
•آيا خواب از سنخ مرگ است؟
 
•آيا مرگ انسان ها و انتقال به جهان ديگر با همين جان دادن ظاهرى (ايست قلبى و...) محقّق مى شود يا پديده ى ديگرى است؟
 
•آيا مرگ به عنوان يك قانون كلّى بر همه ى موجودات مادى حاكم است؟
حقيقت مرگ چيست؟
•جواب: معناى لغوى مرگ عبارت است از «مردن»، «فناشدن» و «زوال حيات»، اما در حقيقت، ماهيت و مفهوم مرگ نيستى و زوال حيات نيست، بلكه انتقال است، آن هم انتقال از حياتى (دنيا) به حيات ديگر (آخرت). در حقيقت مرگ براى انسان سرآغاز حياتى نو است. همان گونه كه انتقال انسان از «جنين» به «عالم دنيا» تولّد و حيات جديدى براى او محسوب مى شود، انتقال او از حيات دنيا به آخرت نيز تولدى ديگر و سرآغاز حيات جديدى است.[1]
ازاین ملک روزى که دل بر کنم
 سراپرده در ملک دیگر زنم
 پس این مملکت را نباشد زوال
 ز ملکى به ملکى بود انتقال
 
 
احادیث
•امام حسن (ع)_نيز درپاسخ به پرسش _: بزرگترين شادي است كه به مومنان ميرسد؛ زيرا از سراي رنج و بدبخــتي به نعمت جاويدان منتــقل مي شوند و بزرگترين هلاكتي است كه بر كافران در مي رسد؛ زيرا از بهـــشتيان (ناز و نعمت و قيام ) به سوي آتشي برده ميـــشوند كه از مــيان نمي رود و به پايان نميرسد .
 
•امام حســين (ع)در پاسخ به پرسش مرگ به اصحاب خود:صــبور باشيد ,اي بزرگ‌زادگان , زيرا مرگ جز پلي كه شما را از رنج و بدبختي به سوي بهشت هاي پهناور و نعمت جاويــدان عبور مي دهد , نيست .كدام يك از شما خوش ندارد كه از زنداني به قصري برده شود ؟
 
احادیث:
•امام رضا (ع)_در هنگام عيادت از مردي از اصـــحاب خود _:حالت چگونه است ؟عرض كرد :بعد از (رفتن )شما ,مرگ را ديدم _منــــظو رش درد و رنجي بود كه از شدت بيماريـــش مي كشيد _حضرت فرمود: آن را چگونه ديدي؟عرض كرد :ســــخت و دردناك .فرمود:تو مرگ را نديده اي،بلكه هشـــداردهنده مرگ و چيزي را ديـــــده اي كه پاره اي احوال آن را به تو مي شناساند... .
•امام سجاد (ع)در پاسخ به پرسش مرگ چيست ؟_: براي مومن چون بر كندن جامه هايي چركين و شپشي از تن است و از هم گسســتن كند و زنجيرهاي گرانبها و جايگزين كردن فاخر ترين و خوشبو ترين جامه ها و راهوار ترين مركب ها و امن ترين منزل ها .و براي كافر به منزله بركندن جامه هاي فاخر از تن و منتقل شدن از منزل هايي امن و جايگزين كردن آنهابه كثيف ترين و خشن ترين جامه هاو وحشتناك ترين منزل هاو بزرگترين عذاب است.
آیات مرگ مؤمن
•(الذين تــتوفاهم الملائـــكه طيبيـــن يقولون ســلام عليكم ادخلوا الجنه بما كنتم تعلمون)
(همان كساني كه فرشتگان جانشان را _در حالي كه پاكند _مي ستانند(و به آنان)مي گويند:درود بر شما باد،به (پاداش)آن چه انجام مي داديد،به بهشت درآييد.)
(يا ايتها النفس المطمئنه .ارجعي الي ربك راضيه مرضيه .فادخلي في عبادي .
و ادخلي جنتي).
(اي نفس آرام يافته ،خشنود و خدا پسندبه سوي پروردگار باز گردو در ميان بندگان من در آي و در بهشت من داخل شو.)
 
(الا ان اولياالله لاخوف عليهم و لا هم يحزنون.الذين آمنوا و كانوا يتقون.لهم البشري في الحياه الدنيا و في الاخـــــره لا تبديل لكلمات الله ذلك هو الفوز العظيم).
(آگاه باشيد كه بردوستان خدانه بيمي است و نه آنان اندوهگين مي شوند .
همانانكه ايمان آورده و پرهيزگاري ورزيده اند.درزندگي دنيا و در آخرت مژده براي آنان است.وعده هـــــاي خدا را تبديلي نيست.اين همان كاميابي بزرگ است
 
احادیث
•_پيامبر خدا (ص): هنگام جان دادن مومن ,ملك الموت در برابر او ,مانند بنده ذليل در برابر خواجه ,است .او و يارانش مي ايستند و به وي نزديك نمي شوند ,تا اين اينكه سلامش گويد و نويد بهشت به او دهد.
امام صادق (ع):مومن بيرون رفتن از دنيا را حس نمي كند و اين سخن خداي متعال است كه مي فرمايد( آيا اي نفس آرام يافته...).
اين حالت براي كسي است كه پارسا باشد و با برادرانش همدردي و به آنها رسيدگي كند .
امام صادق (ع):درباره آيه (برايشان بشارت است در زندگي دنيا )_:در هنگام مردن ,محمد و علي (ع)او را به بهشت بشارت مي دهند .
 
امام علي (ع):مرگ ,مايه آسودگي نيك بختان است .
پيامبر خدا (ص):مرگ ,براي هر مسلماني كفاره است .
امام علي (ع):بهترين ارمغان براي مومن ,مرگ است .
امام علي (ع):وه كه چه ســودمند است مرگ براي كسي كه ايمان و تقوا را شعار دلش كرده است .
 
آیات مرگ کافران
•(الذين تتوفاهم الملائكه ظالمي انفسهم فالقواالسلم ما كنا من سوبلي ان الله عليم بما كنتم تعلمون )
(فكيف اذا توفتهم الملائكه يضربون وجوههم و ادبارهم ).
(همانان كه فرشتگان جانشان را مي گيرند در حالي كه بر خود ستــــــمكار بوده اند.پس, از در تسليم در مي آيند (و مي گويند: ) ما هيـــــچ كار بدي نمي كرديم.آري خدا به آنچه مي كرديد داناست .)
(پس ,چگونه (تاب مي آورند )وقتي كه فرشتگان (عذاب )جانشــــــان را مي ستانند و بر چهره و پشت آنها تازيانه مينوازند ؟) 
 
احادیث مرگ کافران
•پيامبر خدا (ص):و اگر با دوســتان ما دشمن باشد و با دشمنان ما دوست و القاب مخالفان مارا بر خود نهد ,پس آن گاه كه ملك الموت براي ستاندن جانشان بيايد ,خداي عز و جل اربابان آن نابكار را كه به جاي خداوند آنان را به خداوندي گرفته بود ,در حالي كه به انواع عذاب مبتلايند در برابراو مجسم گرداندبه طوري كه همين كه آنهارا ببيند هلاك شود .و از گرماي عذاب آنها كه تاب تحملش را ندارد پيوسته به او رسد .پس اي ملك الموت به او گويد :اي نابكار كافر ,دوســـتان خدا را به دشمنان او واگذاشتي امروز آنان كمترين كار ي نمي توانـــــند برايت انجام دهند و هيچ راه گريــزي نداري. پس,چنان عذابي به اورسد كه كــمترين آن در ميان ساكنان دنيا تقســـــيم شود , همگي آنهارا نابود سازد .
امام علي (ع):مرگ براي كسي كه بنده شــــهوت و اســـير هوس هايـــش باشد ,مايه راحتي است ؛زيرا هر چه زندگيش به درازا كشد ,گناهانش فزوني مي گيرد و جناياتش بر خودبزرگتر مي شود . 
 
توفی
•قُلْ یَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِی وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ"1
•كافران می‌گفتند: آیا وقتی مردیم و در روی زمین پراكنده و گم شدیم آیا دوباره زنده می‌شویم. پیامبرا در جواب آنان بگو: فرشته مرگ كه بر این كارتان گمارده شده ،همه‌ی‌ وجود شما را می‌گیرد و چیزی از حقیقت شما روی زمین پراكنده و گم نخواهد شد.
 
•وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاء ظُهُورِكُمْ وَمَا نَرَى مَعَكُمْ شُفَعَاءكُمُ الَّذِینَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِیكُمْ شُرَكَاء لَقَد تَّقَطَّعَ بَیْنَكُمْ وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمْ تَزْعُمُونَ.6
• همانا شما تك تك برای حساب نزد ما باز خواهید آمد، آن گونه كه نخست شما را آفریدیم و آنچه از مال و جاه به شما دادیم همه را پشت سر خواهید افكند و بین شما و آنها جدایی خواهد افتاد و همه، نابود خواهند گشت.
آيا مرگ پايان زندگى است، يا انسان بعد از مرگ به حيات خود ادامه مى دهد؟
•با توجه به پاسخ و پرسش قبلى روشن مى شود كه انسان با مرگ از بين نمى رود، بلكه حياتى نو را آغاز مى كند.
•اگر مرگ را به معناى تعطيل شدن تحريكات قواى ادراكى و حسّى بدانيم، مرگ چيزى جز «فقدان» نخواهد بود؛ چرا كه با مرگ تمام اندام و اعضاى بدنِ آدمى از جنبش و حركت بازمى ايستد و ديگر قدرتى براى حركت دادن دست و پا و چشم و... براى او نمى ماند و اين چيزى جز عدم و فنا نخواهد بود؛ پس موت و مرگ از اين مَنظر، امرى عدمى است و پايان حيات انسان محسوب مى شود.
 
•امّا مى توان از مَنظرى ديگر به مرگ نگريست و آن نه مرگ بدن، بلكه انتقال آدمى (روح و نفس او) به جهان ديگر است كه در اين صورت مرگ امرى وجودى خواهد بود؛ چرا كه آدمى به حيات خود در جهان ديگرى ادامه مى دهد، البته با خصوصياتى متفاوت با جهان مادى.
•لذا قرآن كريم فرشتگانى را براى مرگ انسان مأمور مى كند تا اين امر وجودى را تحقق ببخشند. همان گونه كه فرشتگانى مأمور رساندن وحى به پيامبران اند، فرشتگانى هم مأمور قبض روح انسان هستند. در حقيقت فرشتگان كارگزاران پروردگارند. در يك مرحله حيات را به انسان مى دهند كه امرى است وجودى و در مرحله ى ديگر ممات و مرگ را براى انسان رقم مى زنند كه باز هم امرى است وجودى؛ چون مرگى كه توسط فرشتگان محقق مى شود انتقالى بيش نيست.[3]
 
چگونه ارتباط روح با بدن قطع مى شود؟
•: نظريات مختلفى از ديدگاه هاى مادى و الهى درباره ى رابطه ى روح و بدن ارائه شده است. ماديوّن معتقدند كه روح در تمام حالات تابع مادّه است. چنانچه تا آدمى جوان و با طراوت است روح او هم صحيح و جوان خواهد بود و اگر بدنش فرسوده و پير شود روحش نيز به ضعف مى گرايد. روح از نظر آنان اثر مخصوص انسجام اجزاى مادّى بدن و نتيجه ى فعل و انفعال اجزاى آن در يكديگر است؛ به عبارت ديگر، روح چيزى نيست جز تركيب سلسله اعصاب با مواد خاكسترى مغز، يعنى با تركيب اين اجزا، ادراكى به نام روح تجلّى مى يابد.
•همان گونه كه از كبد، صفرا و از غدد فكّى، بزاق ترشح مى شود، از انسجام اجزاى بدن و ارتباط آنها با يكديگر نيز شعور و ادراك، شادى، غم، حبّ و بغض و... تجلّى مى نمايد.[4]

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
أخلاق جنسي/ديني ٣
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391

 

1- توانايي نقد ديدگاه هاي افراطي يا تفريطي در امر غريزه جنسي را پيدا كنيم.
اهداف دانشي
1- شناخت ديدگاه اسلام درباره ي غريزه جنسي
2- آشنا شدن با معيار هاي صحيح ازدواج
3- آشنا شدن با فضائل اخلاقي مربوط به غريزه جنسي مثل : عفت ،غيرت ،حجاب ،رعايت نگاه و.............
اهداف مهارتي
2- سنت هاي غلط و دست و پاگير ازداج در جامعه را شناسايي و نقد كنيم.
اهداف رفتاري
1- با توجه به راه كار هاي اسلامي ، غريزه خود را كنترل نموده و طبق عقل و شرع عمل كنيد.
2- در امر ازدواج سختگيري هاي بي مورد را كنار گذاشته و اقدام كنيم.
3- فضائل اخلاقي عفت ،غيرت ،حجاب و.... را رعايت كنيم.
4- با سنت هاي غلط در امر ازدواج عملا مقابله كنيم.
 
سوالات اين فصل :
1- كساني كه فعلا امكان ازدواج براي آن ها نيست ،چه بايد بكنند؟
طبق دستور قرآن بايد عفاف و پاكدامني پيشه كنند و با توكل به خدا و عبادت خالصانه از او طلب كمك كنند تا خدا از فضل خودش مشكل آنان را حل فرمايد.
«روزه داري كه يك عبادت خالص است كمك بزرگي در مهار كردن غريزه جنسي است.»
2- غريزه جنسي چيست؟وچگونه بايد پاسخ داده شود؟
در نهاد انسان يك سري جاذبه ها و طلب هايي وجود دارد كه اصولا به 2 دسته تقسيم مي شوند:
الف)گرايش ها و طلب هاي عالي و معنوي كه از روخ انسان سرچشمه مي گيرند.مثل:خداطلبي ،علم طلبي ،گرايش به خوبي ها و . . . 
اين نوع گرايشات را فطريات نيز مي نامند.
 
ب)گرايش هاي داني و مادي كه آ نها را غرايز مي نامند و از جسم انسان منشا مي گيرند.مثل:غذاطلبي ،آب طلبي ،ثروت طلبي و غريزه جنسي هم يكي از همين گرايشهاي جسماني است.
خداوند : همين غريزه جنسي را يكي از نعمت هاي بزرگ در خلقت معرفي مي فرمايند كه صاحبان انديشه عظمت آن را مي فهمند.
غريزه جنسي از ابتداء جواني شروع به رشد مي كند و در بلوغ تكليفي هم يكي از علائم بلوغ در خانم ها و آقايان به شمار مي رود.در اوج اين گرايش آقايان علاقه خاصي نسبت به خانمها و بالعكس خانمها علاقمند به آقايان مي شوند.
پاسخ صحيح به اين درخواست ازدواج و تشكيل خانواده است كه موجب آرامش و توليد نسل انساني است. بر همين اساس قرآن تاكيد بر امر ازدواج دارد وبه بزرگتر ها سفارش مي فرمايد كه كمك كنند و وسيله ازدواج جوانان را فراهم نمايند.
 
3- آيا اخلاق جنسي نسبيت پذير است؟
خير ، زيرا مربوط به غريزه جنسي است و اين غريزه در همه انسان ها ، در همه زمان ها و مكان ها وجود دارد.پس همانطور كه غريزه نسبي نيست بلكه مطلق انسان ها آن را دارند ،پس اخلاق آن هم مطلق است.
 
 
3- آيا اخلاق جنسي نسبيت پذير است؟
خير ، زيرا مربوط به غريزه جنسي است و اين غريزه در همه انسان ها ، در همه زمان ها و مكان ها وجود دارد.پس همانطور كه غريزه نسبي نيست بلكه مطلق انسان ها آن را دارند ،پس اخلاق آن هم مطلق است.
4- ديدگاه هاي مختلف درعلاقه و گرايش جنسي را بيان كنيد؟
به طور كلي مي توان ديدگاه هاي مختلف در اين باره را به 3 دسته تقسيم كرد:
1)تفريطي و حبس غريزه
2)افراطي و آزادي غريزه
3)اعتدال و استفاده صحيح از غريزه
در اينجا به بررسي هر سه ديدگاه و نقد ادله آن ها مي پردازيم تا ديدگاه صحيح پيدا شود.
 
5-ديدگاه تفريطي در غريزه جنسي چيست وطرفداران آن كيانند؟
در طول تاريخ بوده و هستند افراد و گروه هايي كه علاقه جنسي را غريزه اي پليد و زشت و شيطاني مي دانند و معتقدند عامل اصلي تباهي فرد و جامعه است.
به عنوان نمونه :
* برهمنان آيين بودا ، معتقدند كسي مي تواند به مقامات بالاي معنوي دست يابد كه همه تعلقات مربوط به غريزه جنسي را كنار بگذارد .آنان مي گويند حتي علاقه به فرزند  نيز با معنويت بيگانه است .
* در ميان مكاتب اخلاقي يونان باستان ، كلبيان ،بر اين باورند كه حكومت،ثروث ،ازدواج و تمام لذات حسي در تضاد با معنويت وكمالند .
* رهبران مسيحي نيز ازدواج و پاسخگويي به غرايز جنسي را بد مي دانند و براي كشيشان و ارباب كليسا ازدواج را حرام كرده اند .
 
6- به تعبير مرحوم امام خميني«ره»جهاد با نفس چگونه است؟
امام خميني «ره» «جهاد با نفس عبارت است از غلبه كردن انسان بر قواي ظاهره خود وآن هارا در تحت فرمان خالق قرار دادن ومملكت را از لوث وجو قواي شيطان و جنود آن خالي نمودن»
7- در نقد ديدگاه تفريطي در غريزه جنسي چه دليلي وجو دارد؟
اين ديدگاه :
الف)خلاف فطرت و خلقت انسان.
ب)خلاف عقل و منطق.
ج)خلاف سيره ي عملي عقلاي جهان.
د)خلاف دستورا ت مترقي اسلام است.
ه) موجب تعطيل شدن و از بين رفتن  نسل انسان است
* برخي از صوفيان در اسلام ، نيز توصيه مي كنند كه انسان بايد براي رسدن به كمال ومعنويت نياز هاي جنسي خود را ناديده بگيرد.
اينان به اشتباه ،جهاد با نفس را نفس كشي و رهانيت گرفته اند.
* درزمان پيامبر اسلام و اميرالمومنين نيز افرادي اقدام به اين معنا كردند كه به شدت مورد نهي قرار گرفته اند.
8- ديدگاه افراطي در نظريه ي «فرويد»در غريزه جنسي چيست؟
نظريه ي افراطي فرويد در مقابل نظريه تفريطي قبل قرار دارد . او مي گويد :همه مشكلات روحي و رواني و حتي مشكلات اجتماعي بشر زاييده كنترل و محدود نمودن غريزه جنسي است و چنانچه آنرا از طفوليت انسان آزاد بگذارند مثل حيوانات كه غريزه در آن ها حل شده است براي انسان نيز هيچ مشكلي باقي نخواهد ماند.
فرويد مي گويد:ريشه همه فعاليت هاي مثبت و منفي بشر غريزه جنسي است و دين هم زاييده ي سركوبي همين غريزه است چون اين غريزه در بشر از همه غرايز شديد تر است.
«اين دو نظريه بر ضد يكديگر و هر يكي ناقض ديگري و هر د وغلط مي باشند.»
 
9- ادله ي طرفداران نظريه ي (فرويد) چيست؟
دليل اول 
مي گويند فرويد گفته است ، ريشه همه بيماري هاي روحي و اجتماعي بشر در سركوب و محدود كردن غريزه جنسي است و چون او كارشناس است ؛ حرفش قابل قبول است.
جواب :
اين دليل مردود است زيرا ادعايي بيش نيست در حالي كه كارشناسان مخاف او بيشتر اند و عملا هم جوامعي كه آزادي بيشتري براي غريزه جنسي قائل شده اند مشكلاتشان بيشتر شده ، نه كمتر .
دليل دوم
مي گويند انسان بر هر چيزي كه ممنوع شود حريص تر مي شود.
در جواب اين دليل مي گوييم اين اصل اگر در مواردي هم صحيح باشد اما كلي نيست و اگر به طور كلي بخواهيم اين اصل را در همه جا حاكم كنيم پس بايد مقررات ممنوعه مثل راهنمايي و رانندگي هم برداشته شود زيرا ممنوعيت حرص آور خواهد بود نه كنترل كننده.از طرفي در جوامعي كه آزاد گذاشته شده حرص و طمع در غريزه جنسي تمام نشده بلكه تنوع طلبي و جنگ و دعوا در مسائل غريزه جنسي بيشتر شده است.
 
10- فرق انسان با حيونان در غريزه جنسي چگونه است؟
مرحوم استاد مطهري مي فرمايند:غريزه جنسي در حيوان محدود و فصلي است اما در انسان غريزه جنسي و تنوع طلبي آن محدود به حد و مرزي نسيت.
غريزه جنسي در انسان مثل غريزه ي غذا طلبي و آب طلبي نيست بلكه مثل غريزه قدرت طلبي و ثروت طلبي است كه هر چه بيشتر پيدا شود عطش انسان نيز بيشتر مي شود.
مرحوم امام خميني«ره» نيز  در تاييد همين معنا مي فرمايند :
«قوه ي شهويه در انسان طوري است كه اگر زن هاي يك شهر ،به فرض محال،به دست او بيايد باز متوجه زن هاي شهر ديگر است و ......»
 
11-مطلق گرايي جنسي چيست؟
دليل سوم
مطلق گرايي دليل سوم طرفداران نظريه فرويد است كه مي گويند:
خالق انسان غرايز و از جمله غريزه ي جنسي را در انسان آفريده است كه از آن بهره برداري كنند.پس محدود كردن و سركوب كردن آن خلاف قانون خلقت است در جواب اين استدلال گفته مي شود اگر همه درخواست ها و اميال انسان كه خدا آفريده مطلقا آزاد باشند بايد همه قوانين و مقررات به هم بريزد زيرا اميال افراد در موارد زيادي با هم تناقض پيدا مي كنند.
اگر مقررات نياشد هرج و مرج بوجود مي آيد از طرفي خداوندي كه اين اميال  را آفريده است براي تعديل آن نيز قوانين مخصوصي را تشريع كرده است.
پس بايد طبق قانون خدا از آن استفاده شود.
 
12- ديدگاه اسلام در غريزه جنسي چيست؟
غريزه خنسي ازديدگاه اسلام يكي از بزرگترين نعمت هاي الهي است كه تداوم زندگي و بقاي نوع انساني را تضمين مي كند و با معنويت و كمالات انساني هيچ منافاتي ندارد.
از نظر اسلام نه رهبانيت و سركوبي غريزه جنسي درست است،نه غريزه ورزي و شهوت راني.
ما روايات زيادي در ّرد هر دو مورد داريم به عنوان نمونه : امام باقر (ع) به خانمني كه تصميم گرفته بود مجرد بماند،فرمود: «اگر تجرد فضيلت بود فاطمه زهرا (س) كه سرور زنان عالم است ،سزاوار تر به اين كار بود.»
وامير المومنين (ع)مي فرمايند: «اذا ابصرت عين الشهوه عمي القلب عن العاقبه»
هنگامي كه چشم مظاهر شهوت را ببيند،عقل از مشاهده عاقبت كار باز مي ماند.
بنابراين از ديدگاه اسلام ، تنها راه حل پاسخگويي به غريزه جنسي ازدواج وتشكيل خانواده است كه موجب آرامش روحي و رواني و بقاء نوع انساني مي شود.
نظريه سوم ديدگاه اسلام
 
13- عوامل شهوت راني و شهوت پرستي چيست؟
الف)ضعف در اعتقادات و ايمان و رعايت نكردن دستورات ديني
ب)ضعف در خودشناسي و قدر ناشناختن شخصيت انساني خود
ج)ضعف در شناخت حقايق امور و پيامد هاي ناگوار دنيوي واخروي شهوت راني
قرآن كريم در مورد پيامد اعمال انسان ها مي فرمايد:
 
آل عمران آيه 30
 
زلزال آيه 6 تا 8
14- اهميت ازدواج در اسلام را بيان كنيد؟
از نظر اسلام تنها راه ادفاع غريزه جنسي ازدواج  است كه بصورت دائم و موقت تشريع شده.
ازدواج در اسلام به عنوان يك امر مقدس وعبادت كم نظير و در برخي موارد به عنوان يك واجب شرعي به حساب آمده است.از بين روايات فراوان به دو روايت اكتفا مي كنيم.
پيامبر اكرم(ص)مي فرمايند: «ما يبنا في الاسلام بنا احب الي الله عزوجل و اعز من التزويج»
در اسلام هيچ بنايي نزد خداوند محبوبتر و عزيزتر از ازدواج نيست.
امام صادق(ع)مي فرمايند: «من ترك التزويج مخافه العيله فقد اساء الله الظن»
كسي كه به خاطر ترس از فقر ، ازدواج نكند نسبت به خداوند بد گمان است.
 
15- اجر و مزد واسطه شدن در امر ازدواج چيست؟
حضرت علي (ع) مي فرمايند:
«برترين واسطه گري ها ، واسطه گري در امر ازدواج است.»
 
پيامبر اكرم (ص)مي فرمايند: «من عمل في تزويج بين مومنين حتي يجمعهما ،زوجه الله الف امراه من الحورالعين كل امراه في قصر  من دُرّ او ياقوت ، وكان له بكل خطوه خطاها او بكل كلمه تكلم بها في ذلك عمل سنه قيام ليلها و صيام نهارها»
 
16- شرايط يك همسر خوب كدامند؟
شرايط همسر خوب عبارتند از :
الف)اصالت خانوادگي
پيامبراكرم(ص)فرمودند: از خضراءالدمن بپرهيزيد.پرسيدند خضرالدمن چيست؟
فرمودند: «المره الحسناءفي منبت السوء» يعني خانم زيبايي كه در خانواده بدي رشد كرده باشند.
ب)تقوا  وتدين
قرآن كريم مي فرمايد: «ان اكرمكم عنداللله اتقاكم»
امام صادق نيز در اين رايطه مي فرمايند: «اذا تزوج الرجل المراه لجمالها او مالها ، وكل الي ذلك و اذا تزوج لدينها ، رزقه الله الجمال و المال»
ج)اخلاق نيكو
                           «اخلاق زيبا بهتر است از ظاهر زيبا»
شرايط ديگري نيز لازم است كه در كتاب ذكر نشده مثل : همفكر بودن ، تناسب خانوادگي-تحصيلي – سني - جسمي و امثال اين ها.
 
17- فضايل اخلاقي مربوط به غريزه جنسي كدامند؟
الف)عفت وپاكدامني
ب)غيرت و جوانمردي    
ج)حجاب و حفظ خود از نامحرم                                 د)خودداري از نگاه غريزي و چشم چراني
18- عفت چيست؟
عفت جنسي يعني كنترل كردن غريزه جنسي ومحدود نمودن آن درچهار چوبه عقل و شرع كه همان ازدواج است.
در روايات اسلامي عفت از خوردن و شكمبارگي و عفت از غريزه ورزي و شهوت راني زياد مطرح شده  مثلا امير المومنين(ع)مي فرمايند:
«اذا اراد الله بعبد خيرا ، اعف بطنه عن الطعام و فرجه عن الحرام»
هنگامي كه خداوند خير وخوبي بنده اش را بخواهد،در برابر غذاهاي حرام عفت شكم و در برابر محرمات جنسي عفت جنسي به او عطا مي فرمايد.
در اين مورد عفت يوسف و غريزه ورزي برصيصاي عابد نمونه هاي خوبي هستند.
 
 
 19- غيرت را  به طور مختصر تعريف كنيد؟
غيرت به معني دفاع و حفاظت از چيزهايي است كه ارزشمند و مورد احترام انسان هستند و در غريزه جنسي به معني دفاع از ناموس و حفظ او از نامحرمان است.
شخص غيرتمند نه تنها از ناموس خود دفاع ميكند بلكه مي خواهد جامعه را  از بي عفتي حفظ نمايد.
خداوند غيرت را بيشتر در مردان قرار داده تا از اختلاط نسل ها جلوگيري شود .در برابر به خانم ها حياء بيشتري داده تا زيبايي هاي خود را از نامحران حفظ نمايد.
 
20- چرا خداوند حجاب و ترك خود آرايي را در جامعه واجب كرده است؟
فلسفه وجوب حجاب 
الف)به بهداشت رواني جامعه كمك مي كند.
ب)روابط خانوادگي را محكم كرده و از فروپاشي نظام خانواده جلوگيري مي كند.
ج)شخصيت و كرامت زن را تامين كرده و او را بازيچه مردان قرار نمي دهد.
د)حريم اجتماعي را از بي عفتي و آلودگي هاي جنسي حفظ مي كند.
 
 
سوره نور آيه 30 و 31
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سجده وعلم
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391

 سجده

 
شما منبعی هستيد كه مقدار زيادی امواج الكترومغناطيس دريافت می كنيد.به عبارت ديگر شما با امواج الكترومغناطيس شارژ می شويد بدون اينكه بفهميد!
 
سردرد هستيد! احساس ناراحتی می كنيد!
 
تنبلی در كار و درد در مكان های مختلف!
اين را فراموش نكنيد وقتی بعضی از اين علايم را احساس كرديد!
راه حل همه اينها چيست!!؟؟
يك دانشمند غير مسلمان (از اروپا) تحقيقاتی را شامل يافتن بهترين روش برای خارج كردن امواج الكترومغناطيسی كه به بدن آسيب می رساند را انجام داده است.
با گذاشتن پيشانی تان بيشتر از يك بار بر زمين، زمين امواج الكترومغناطيس مضر را تخليه خواهد كرد! اين شبيه زمين كردن ساختمانهايی است كه احتمال برخورد سيگنالهای الكتريكی (مانند رعد و برق) وجود دارد تا امواج از طريق زمين تخليه شود.
 
بنابراين سر را بر خاك بگذاريد تا امواج الكتريكی مثبت تخليه شود!

آنچه اين تحقيق را بيشتر شگفت انگيز می كند:
بهترين راه كه پيشانی تان را بر خاك بگذاريد حالتی است كه رو به مركز زمين باشيد چرا كه در اين حالت امواج الكترومغناطيس بهتر تخليه خواهد شد.
و آنچه شگفت انگيزتر است اينكه:
بهتر است كه پيشانی تان را بر خاك بگذاريد!
و بيشتر تعجب خواهيد كرد وقتی بدانيد بر اساس اصول علمی ثابت شده كه مكه مركز زمين است.
 
و كعبه درست مركز زمين است!
بنابراين سجده در نمازتان:
بهترين راه برای تخليه سيگنالهای مضر از بدن است !
اين همچنين كمال مطلوب براي نزديكی به قادر مطلق است، او كه جهان را اينگونه خلاق آفريد !
 
قادر متعال همواره از ما چيزی را می خواهد انجام دهيم كه برای خودمان مفيد و سودمند است!
 
موضوعاتی وجود دارد كه دليلی انجام قطعی آن نمی دانيم؛ اما دير يا زود ممكن است شما دليلش را پيدا كنيد!
 
در هر حال شما بايد به خداوند متعال ايمان داشته باشيد و برانيد هرآنچه برای او انجام می دهيد بهترين برای شماست!
 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
وصیت نامه شهدا
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391


 

وصیتنامه ی شهید حاج محمد ابراهیم همت
به تاریخ 19/10/59 شمسی ساعت 10:10 شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت. مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی   می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند.   ای کاش به خود می آمدند. از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود نه شرقی - نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی ... ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند. مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد . پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام کاری‌ترین ضربات را بر پیکر ظلم، جور،شرک و الحاد می‌زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) .
و السلام؛
محمد ابراهیم همت
وصیت نامه شهید محمد جهان آرا
از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که خرمشهر سقوط کرد یک ماه بطور مداوم کربلا را می دیدم. «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین».
بارپرودگارا، ای رب العالمین، ای غیاث المستغیثین و ای حبیب قلبو الصالحین.
تو را شکر می گیوم که شربت شهادت این گونه راه رسیدن انسان به خودت را به من بنده ی فقیر و حقیر و گناهکار خود ارزانی داشتی.
من برای کسی وصیتی ندارم ولی یک مشت درد و رنج دارم که بر این صفحه ی کاغذ می خواهم همچون تیری بر قلب سیاه دلانی که این آزادی را حس نکرده اند و بر سر اموال این دنیا ملتی را، امتی را و جهانی را به نیستی و نابودی می کشانند، فرو آورم.
خداوندا! تو خود شاهدی که من تعهد این آزادی را با گذراندن تمام وقت و هستی خویش ارج نهادم. با تمام دردها و رنج هایی که بعد از انقلاب بر جانم وارد شد صبر و شکیبایی کردم ولی این را می دانم که این سران تازه به دوران رسیده، نعمت آزادی را درک نکرده اند چون دربند نبوده اند یا در گوشه های تریاهای پاریس، لندن و هامبورگ بوده اند و یا در ...
و تو ای امامم! ای که به اندازه ی تمام قرنها سختی ها و رنج ها کشیدی از دست این نابخردان خرد همه چیزدان! لحظه لحظه ای این زندگی بر تو همچن نوح، موسی و عیسی و محمد (ص) گذشت.
ولی تو ای امام و ای عصاره ی تاریخ بدان که با حرکتت، حرکت اسلام را در تاریخ جدید شروع کردی و آزادی مستضعفان جهان را تضمین کردی. ولی ای امام کیست که این همه رنجها و دردهای تو را درک کند؟! کیست که دریابد لحظه ای کوتاهی از این حرکت به هر عنوان، خیانتی به تاریخ انسانیت و کلیه انسان های حاغضر و آینده تاریخ می باشد؟
ای امام! درد تو را، رنج تو را می دانم چه کسانی با جان می خرند، جوان با ایمان، که هستی و زندگی تازه ی خویش را در راه هدف رسیدن حکومت عدل اسلامی فدا می کند. بله ای امام! درد تو را جوانان درک می کنند، اینان که از مال دنیا فقط و فقط رهبری تو را دارند و جان خویش را برای هدفت که اسلام است فدا می کنند.
ای امام تا لحظه ای که خون در رگ های ما جوانان پاک اسلام وجود دارد لحظه ای نمی گذاریم که خط پیامبر گونه تو که به خط انبیاء و اولیاء وصل است به انحراف کشیده شود.
ای امام! من به عنوان کسی که شاید کربلای حسینی را در کربلای خرمشهر دیده ام سخنی با تو دارم که از اعماق جانم و از پرپر شدن جوانان خرمشهری برمی خیزد و آن، این است؛
ای امام! از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که خرمشهر سقوط کرد من یک ماه بطور مداوم کربلا را می دیدم هر روز که حمله ی دشمن بر برادران سخت می شد و فریاد آنها بی سیم را از کار می انداخت و هیچ راه نجاتی نبود به اتاق می رفتم، گریه را آغاز می کردم و فریاد می زدم ای رب العالمین بر ما مپسند ذلت و خواری را.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دانستنی ها
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391

 

 

 آیا میدانید:در جهان به ۶۰۰۰ زبان تکلم میشود.

 آیا میدانید: هر قاره ای، شهری به نام «رم» دارد.

 آیا میدانید: که حلزون می تواند سه سال بخوابد .

 آیا میدانید: دلفین ها با یک چشم باز می خوابند .

 آیا میدانید: قلب زنان نسبت به مردان تندتر می زند .

 آیا میدانید: ناراحتی های پا در زنان ۴ برابر مردان است.

 آیا میدانید:کوسه ها از بیماری سرطان در امان هستند .

 آیا میدانید: هیچ گورخری، خط های مشابه دیگری ندارد.

 آیا میدانید: ۱۳ درصد جمعیت جهان، صحرانشین هستند .

 آیا میدانید: چهار پنجم جانوران رو حشره ها تشکیل داده اند.

 آیا میدانید: تنها در یک پرواز، زنبور عسل به ۷۵ گل سر می زند.

 آیا میدانید: چشم انسان معادل یک دوربین ۱۳۵ مگاپیکسل است.

 آیا میدانید: ژاپن، پرمصرف ترین کشور جهان در زمینه انرژی است.

 آیا میدانید: در ساخت دیوار بزرگ چین، آرد برنج به کار رفته است.

 آیا میدانید: توماس ادیسون، مخترع لامپ از تاریکی وحشت داشت.

 آیا میدانید: یک کودک ۴ ساله روزانه بیش از ۴۰۰ سوال می پرسد!

 آیا میدانید: شیرها تا سن ۲ سالگی قادر به غرش کردن نمی باشند.

 آیا میدانید: در هر یک گرم خاک، حدود ۱۰ میلیون باکتری زندگی می کند.

 آیا میدانید: استرس باعث می شود، مرغ ها پرهای خود را از دست بدهند.

 آیا میدانید: تعداد مرغ ها در سراسر جهان تقریبا با جمعیت انسان مساوی است.

 آیا میدانید: به طور متوسط، هر فردی ۵ سال از عمر خودش را صرف خوردن می کند.

 آیا میدانید: سرعت خواندن از صفحه رایانه نسبت به کاغذ معمولی ۲۵ درصد کندتر است.

 آیا میدانید: نقاش معروف «لئوناردو داوینچی» معروف ترین نقاشی خود به نام «لبخند    مونالیزا» را نه تاریخ زد و نه امضا کرد.

 آیا میدانید: بازیافت تنها یک بطری شیشه ای، مقدار انرژی موردنیاز یک لامپ ۱۰۰  واتی به مدت ۴ ساعت را تامین می کند.

 آیا میدانید: پرنده فلامینگو قادر است با سرعتی حدود ۵۵ کیلومتر در ساعت پرواز کند.  این پرنده در یک شب حدود ۶۰۰ کیلومتر مسافت را طی می کند.

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
درباره سوره یوسف
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391

سوره:يوسف

  • تعداد آیات:111
  • محل نزول:مکه
  • تعداد کلمات:1766
  • تعداد حروف:7166
  • معنی عنوان سوره:

    نام يكي از پيامبران و پسر حضرت يعقوب(ع).

  • علت نام گذاری:

    آيه 4 سوره است و تقريباً سراسر اين سوره به داستان يوسف پرداخته است،همان يوسف كه قهرمان پاكي و پارسايي . تقوي در برابر نفس است. نام يوسف در اين سوره 25 بار به كار رفته است.

  • نام های دیگر سوره:

    احسن القصص( بهترين و آموزنده ترين داستانها)

  • محتوای سوره:

    سرگذشت جالب و شيرين و عبرت انگيز پيانبر خدا يوسف (ع) در بيش از ده بخش با بيان فوق العاده گويا، جذاب و فشرده و عميق.عاليترين درسهاي عفت و خويشتنداري و تقوي و ايمان و تسلّط به نفس در لابلاي اين داستان به عنوان الگو.آيات آخر يادي از دعوت پيامبران و موضعگيري مخالفان و پيروزي و نصرت نهايي خداوند براي دلگرم تر شدن مؤمنين به راه خدا.

  • ترتیب:

    به ترتيب جمع آوري دوازدهمين سوره است. و به ترتيب نزول پنجاه و دومين سوره است بعد از سوره «هود» و قبل از سوره « حجر» نازل شده است.

  • داستان های سوره:

    يوسف و برادرانش و يعقوب به صورت مشروح: 4 تا 101.

  • اولین آیه سوره:

    الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ

  • آیه پایانی سوره:

    لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ

  • فضیلت تلاوت سوره:

    امام صادق (ع) فرمود: « هر كسي سوره يوسف را هم روز و هم شب بخواند، خداوند او را در روز رستاخيز بر مي انگيزد در حاليكه زيباييش همچون زيبايي يوسف است و هيچگونه ناراحتي در روز قيامت به او نمي رسد و از بندگان صالح خدا خواهد بود.»



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ثواب و فضيلت صلوات
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391

ثواب و فضيلت صلوات

امام رضا عليه السلام مي‌فرمايد: «هركه از انجام عملي كه گناهانش را جبران كند ناتوان است، پس بايد زياد برمحمد و آل محمد صلوات بفرستد؛ زيرا صلوات، گناهان را به كلي پاك مي‌كند.»

1. كفاره گناهان:
امام رضا عليه السلام مي‌فرمايد: «من لم يقدر علي ما يكفر به ذنوبه فليكثر من الصلاة علي محمد و آله، فانها تهدم الذنوب هدما؛ 1 هركه از انجام عملي كه گناهانش را جبران كند ناتوان است، پس بايد زياد برمحمد و آل محمد صلوات بفرستد؛ زيرا صلوات، گناهان را به كلي پاك مي‌كند.»

2. وزين‌ترين و برترين:
از امام باقر يا صادق عليهما السلام نقل شده است: «اثقل مايوضع في الميزان يوم القيامة الصلاة علي محمد و علي اهل بيته 2؛ سنگين‌ترين چيزي كه در روز قيامت در ترازو گذاشته مي‌شود، صلوات بر محمد صلي الله عليه و آله و اهل بيت او مي‌باشد.»
و از امام صادق عليه السلام روايت است كه «ما من عمل يوم الجمعة افضل من الصلاة علي محمد و آله 139؛ روز جمعه هيچ كاري برتر و پرفضيلت‌تر از صلوات بر محمد و آل محمد نيست.»

3. دوستي خداوند:
از امام هادي عليه السلام چنين روايت است كه: «انما اتخذ الله ابراهيم عليه السلام خليلا، لكثرة صلاته علي محمد و اهل بيته، صلوات الله عليهم؛ تنها دليلي كه خدا به خاطر آن ابراهيم عليه السلام را به مقام دوستي و خليل بودن رسانيد، كثرت صلوات فرستادن او بر محمد و اهل بيتش - كه درود خدا بر آنان باد - بود.»

4. بخيل واقعي:
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: «البخيل حقا من ذكرت عنده فلم يصل علي 4؛ بخيل حقيقي كسي است كه نزد او از من ياد شود و او بر من صلوات نفرستد.»

5. صداي سخن عشق:
از امام صادق عليه السلام روايت است: «اذا ذكر النبي صلي الله عليه و آله فاكثروا الصلاة عليه فانه من صلي علي النبي صلي الله عليه الف صلاة في الف صف من الملائكة، و لم يبق شي ء مما خلقه الله الا صلي علي العبد، لصلاة الله عليه و صلاة ملائكته فمن لم يرغب في هذا، فهو جاهل مغرور قد بري ء الله منه و رسوله و اهل بيته 5؛ هنگامي كه از پيامبر ياد مي‌شود، زياد بر او صلوات بفرستيد؛ زيرا هركه بر پيامبر صلوات فرستد، خداوند در ميان هزار صف از فرشتگان بر او هزار درود فرستد، و چيزي از مخلوقات خدا باقي نمي‌ماند مگر اينكه بر اين بنده درود مي‌فرستند؛ چون خدا و فرشتگان بر او درود فرستاده اند. پس كسي كه در اين باره بي علاقه باشد، جاهل و فريب خورده است و قطعا خدا و پيامبر او و اهل بيتش از او بيزارند.»

6. رهايي از مشكلات:
از استاد اخلاق و عرفان آيت الله بهاءالديني رحمه الله نقل شده است:
«ما تجربه زيادي به دست آورده ايم و وجدان نموديم كه براي رهايي از مشكلات راههايي هست كه بهترين آنها كه خود ما حس كرده ايم و به كمك آنها به حاجتهايمان رسيده ايم، چهار چيز است: نذر كردن گوسفند براي فقرا، خواندن حديث كساء به طور پي در پي، پرداخت صدقه و ختم صلوات.» 6

7. كتابت صلوات:
در پاداش نوشتن صلوات، حديثي از پيامبر صلي الله عليه و آله نقل گرديده است: «من صلي علي في كتاب لم تزل الملائكة تستغفر له مادام اسمي في ذلك الكتاب 7؛ هركه در نوشته‌اي بر من صلوات بنويسد، تا هنگامي كه نامم در آن مكتوب باقي است، فرشتگان پيوسته براي او استغفار مي‌كنند.»


پی نوشت:

1) سفينة البحار، ج 3، ص 125، به نقل از عيون اخبار الرضا عليه السلام ج 1، ص 294، ح 52.
2) همان، ص 126، به نقل از قرب الاسناد، ص 9.
3) همان، به نقل از خصال، ص 394.
4) همان، به نقل از معاني الاخبار، ص 246.
5) همان، ص 127، به نقل از كافي، ج 2، ص 492.
6) آيت بصيرت، ص 68.
7) كنز العمال، ح 2243.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
حقوق مادر در حیات
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391

حقوق مادر در حیات

ابوذر مي‌گويد: از رسول گرامي اسلام شنيدم كه فرمود: «نگاه به علي بن ابيطالب عبادت است. نگاه مهرآميز به پدر و مادر عبادت است. نگاه به صحيفه - يعني صحيفه قرآن - عبادت است. نگاه به كعبه عبادت است.»

از نگاه وحياني اسلام، همچنانكه فرزندان بر والدين حقوقي دارند، پدر و مادر نيز حقوقي بر گردن فرزندانشان دارند.
امام سجاد عليه السلام با توجه به نقش حياتي مادر در پرورش و رشد فرزندان، به حقوق اساسي مادر اشاره كرده و فرزندان را اكيدا به رعايت آن سفارش مي‌كند: «واما حق امك فان تعلم انها حملتك حيث لا يحتمل احد احدا واعطتك من ثمرة قلبها ما لا يعطي احد احدا، ووقتك بجميع جوارحها ولم تبال ان تجوع وتطعمك وتعطش وتسقيك وتعري وتكسوك وتضحي وتظلك وتهجر النوم لاجلك ووقتك الحر والبرد لتكون لها وانك لا تطيق شكرها الا بعون الله وتوفيقه 1؛ حق مادرت آن است كه بداني، او تو را حمل كرد به گونه‌اي كه هيچ كس، ديگري را چنين حمل نمي‌كند و از شيره جانش به تو بخشيد كه هيچ كس به ديگري نمي‌بخشد. و با تمام وجودش از تو نگهداري كرد و برايش مهم نبود كه خودش گرسنه بماند و به تو غذا بدهد، خود تشنه باشد و به تو آب بياشامد، خودش برهنه باشد و به تو لباس بپوشاند، خودش در مقابل آفتاب باشد و تو را زير سايه نگهدارد، از خواب خود به خاطر تو چشم بپوشد. او تو را از گرماي تابستان و سرماي زمستان حفظ كرد. [مادر همه اين رنجها را تحمل كرد،] تا تو براي او باشي. تو توانايي شكرگزاري از مادرت را نداري، مگر با ياري و توفيق خداوند متعال.»
امام سجاد عليه السلام در عمل نيز چنين بود و با مادرش خوشرفتاري كرده و حقوق وي را كاملا مراعات مي‌نمود. طبرسي مي‌نويسد: هنگامي كه از آن حضرت پرسيدند: تو كه از نيكوكارترين مردم نسبت به مادرت هستي، چرا با او سر يك سفره نمي‌نشيني؟ امام فرمود: «اخاف ان يسبق يدي الي ما سبقت عينها اليه فاكون قد عققتها 2؛ مي‌ترسم دستم به غذايي پيشي گيرد كه پيش از آن چشم مادرم به سوي آن رفته [و مي‌خواهد بردارد] و به همين مقدار نافرمانيش كرده باشم.»
آنچه از روايات برمي آيد اين است كه جبران زحمات مادر و بجاي آوردن حقوق او كاري است بس مشكل، اما بايد تا حد توان در اين زمينه تلاش نمود. در اينجا به مهمترين حقوق مادر اشاره مي‌كنيم:

1. نيكي و احسان
خداوند متعال در قرآن كريم با اشاره به مقام بلند پدر و مادر، از زبان حضرت عيسي عليه السلام مي‌فرمايد: «وبرا بوالدتي ولم يجعلني جبارا شقيا» 3؛ «خداوند مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داده و جبار و شقي نگردانيد.»
از اين آيه ظاهر مي‌شود كه نيكي به مادر از عادات پسنديده پيامبران و اولياء الهي است و كساني كه اين حق مادر را رعايت نكنند جبار و شقي خواهند بود.
خداوند متعال مي‌فرمايد: «وقضي ربك ا لاتعبدوا الا اياه وبالوالدين احسانا اما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما اف ولاتنهرهما وقل لهما قولا كريما» 4؛ «و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيكي كنيد! هرگاه يكي از آن دو، يا هر دوي آنها، نزد تو به سن پيري رسيدند، كمترين اهانتي به آنها روا مدار! و آنها را از خود مران و بزرگوارانه با آنها سخن بگو!»
خداوند متعال در جاي ديگري نيكي به پدر و مادر را بعد از اقرار به توحيد قرار داده و فرمود: «واعبدوا الله ولا تشركوا به شيئا وبالوالدين احسانا» 5؛ «و خدا را بپرستيد! و هيچ چيز را [همتا و] شريك او قرار ندهيد و به پدر و مادر نيكي كنيد.»
بنابراين رعايت مقام و منزلت معنوي مادر و رعايت حقوق وي كه از جمله آنها نيكي كردن به او در هر حال مي‌باشد، در مرتبه‌اي بعد از اطاعت و عبادت خداوند قرار دارد و اين هشدار تكان دهنده‌اي است به فرزنداني كه هنوز مقام و منزلت حقيقي والدين را نشناخته اند و آنان را به عنوان خادمان خود مي‌پندارند.
ابي ولاد حناط از امام صادق عليه السلام پرسيد: خداوند متعال كه در قرآن مي‌فرمايد: «وبالوالدين احسانا» چه معني دارد و چگونه مي‌توان به والدين نيكي نمود؟ امام فرمود: احسان اين است كه با آنان نيك رفتار باشي، آنان را مجبور نكني كه نيازهاي خود را از تو درخواست كنند، گرچه غني باشند. از حال و روزگار آنان، مشكلاتشان را درك كني و در مواقع لزوم آنان را دريابي! آيا خداوند نمي‌فرمايد: به مقام نيكوكاران نمي‌رسيد مگر اينكه از آنچه دوست داريد انفاق بكنيد؟ سپس امام عليه السلام افزود: «اگر آنان به سن پيري رسيدند، كمترين اهانت و آزاري به آنان روا مدار و بر سر آنان فرياد نزن، با نگاههاي مهرآميز و رافت انگيز دل آنان را به دست آور و هيچگاه صداي خود را بالاتر از صداي پدر و مادر نكن و دست خود را بالاي دست آنان قرار نده و گامهاي خود را از قدمهاي آنان جلوتر منه. 6»

2. قدرشناسي
فرزندان پاك و شايسته و سعادتمند پيوسته از مادر خود قدرداني مي‌كنند. آنان هيچگاه زحمات و رنجهاي مادر، در دوران كودكي شان را فراموش نمي‌كنند. خداوند متعال حق شناسي از پدر و مادر را در كنار شكرگزاري از نعمات خويش مورد سفارش قرار داده و مي‌فرمايد: «ان اشكر لي و لوالديك» 7؛ «شكر مرا بجاآور [كه خالق و منعم اصلي تو هستم] و از پدر و مادرت قدرداني كن.»
در مورد قدرداني از زحمات طاقت فرساي مادر، سخنان فراواني در كتابهاي اخلاقي، ادبي و تاريخي آمده است. شايسته است جوانان و نوجوانان مسلمان، در همه وقت، بويژه در روز مادر به عنوان تقدير و تشكر از مادرشان به هر شيوه كه مي‌توانند از آنان تجليل كنند و همانند كساني نباشند كه مهر بي كران مادر را فراموش كرده و با شيوه‌هاي ناپسندي با آنان برخورد مي‌كنند.
سعدي در گلستان مي‌نويسد: «وقتي به جهل جواني، بانگ بر مادر زدم، دل آزرده به كنجي نشست و گريان همي گفت: مگر خردي فراموش كردي كه درشتي مي‌كني؟»
چه خوش گفت: زالي 8 به فرزند خويش چو ديدش پلنگ افكن و پيلتن
گر از عهد خرديت ياد آمدي كه بيچاره بودي در آغوش من
نكردي در اين روز بر من جفا كه تو شير مردي و من پيرزن
هنگامي كه از رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله در مورد قدرداني از مادر سؤال شد، آن حضرت فرمود: «هيهات! هيهات! كه بتواني حق مادر را ادا كني. هر آينه اگر به اندازه ريگهاي بيابان عالج [صحرائي در عربستان] و دانه‌هاي باران به مادر خدمت كني و از وي قدرداني كرده و بنده وار در پيش او بايستي، اين همه خدمات تو به اندازه زحمات وي در هنگامي كه در رحم او بودي و سنگيني تو را تحمل مي‌كرد نخواهد بود. 9»
يكي از مصاديق قدرشناسي در مورد مادر اين است كه انسان نسبت به او درشتي نكند و همواره در جلب رضايت او تلاش نمايد.
ابراهيم بن مهزم مي‌گويد: روزي در مدينه از نزد امام صادق عليه السلام بيرون آمدم و به خانه‌ام رفتم. در آن هنگام مادرم با من زندگي مي‌كرد. در خانه، به خاطر موضوعي با مادرم مجادله كرده و سخنان درشت و تندي به وي گفتم. فرداي آن روز بعد از اداي نماز صبح، دوباره به محضر امام صادق عليه السلام مشرف شدم. هنگام ورود بدون آنكه حرفي زده باشم، امام با عتاب به من فرمود: «يا ابا مهزم ما لك و لخالدة اغلظت في كلامها البارحة اما علمت ان بطنها منزل قد سكنته و ان حجرها مهد قد غمرته و ثديها وعاء قد شربته... فلا تغلظ لها؛‌اي پدر مهزم! تو با خالده (نام مادر مهزم) چه كردي؟ آيا در سخن ديشب او درشتي كردي؟ آيا نمي‌داني شكم او مدتها منزل و آغوشش گهواره و سينه‌اش ظرف غذاي تو بوده است؟... ديگر با او درشتي مكن. 10»

3. نگاه مهرآميز
ابوذر مي‌گويد: از رسول گرامي اسلام شنيدم كه فرمود: «النظر الي علي بن ابيطالب عبادة والنظر الي الوالدين برافة ورحمة عبادة والنظر في الصحيفة - يعني صحيفة القرآن - عبادة والنظر الي الكعبة عبادة 11؛ نگاه به علي بن ابيطالب عبادت است. نگاه مهرآميز به پدر و مادر عبادت است. نگاه به صحيفه - يعني صحيفه قرآن - عبادت است. نگاه به كعبه عبادت است.»
كسي كه به پدر و مادر خود خدمت كند و آنان را در آغوش پرمهر خانواده‌اش جاي دهد و با چهره‌اي گشاده و بشاش با آنان رفتار نمايد، براي هر نگاه محبت آميزش ثواب حج نوشته مي‌شود. حضرت خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله در سخني نويدبخش چنين فرمود: «ما من رجل ينظر الي والديه نظر رحمة الا كتب الله له بكل نظرة حجة مبرورة، قيل يا رسول الله وان نظر اليه في اليوم ماة مرة قال وان نظر اليه في اليوم ماة الف مرة 12؛ هيچ كسي به سيماي پدر و مادرش نگاه محبت آميز نمي‌كند، مگر اينكه خداوند متعال در مقابل هر نگاه او ثواب يك حج قبول شده به وي عطا مي‌كند. به پيامبر عرض شد: «يا رسول الله! اگر [فردي] هر روز صد مرتبه به چهره پدر و مادرش از روي احترام و محبت نظاره كند باز هم اين پاداش را دريافت خواهد كرد؟» فرمود: آري، اگر روزي صدهزار بار هم اين كار را انجام دهد، [همين پاداش را دريافت خواهد كرد].»

4. بدست آوردن رضايت پدر و مادر
اويس قرني از معدود ياران پيامبر صلي الله عليه و آله مي‌باشد كه در زهد و تقوي به درجات بلندي نائل شد و بعد از تلاشهاي فراوان در راه احياي دين و دفاع از ولايت مولاي متقيان علي عليه السلام در جنگ صفين در ركاب آن حضرت به شهادت رسيد و در منطقه صفين مدفون شد.
هنگامي كه اويس در يمن بود، شترباني مي‌كرد و مادر پيري داشت كه تحت تكفل او بود. او با اينكه علاقه شديدي به وجود گرامي رسول الله صلي الله عليه و آله داشت، هيچ گاه نتوانست پيامبر را از نزديك زيارت كرده و به نظاره آن سيماي ملكوتي بنشيند. در يكي از روزها كه اشتياق ديدار سرور كائنات در وجودش به شدت شعله ور گرديد، از مادرش اجازه خواست تا به سرزمين حجاز آمده و حضرت رسول صلي الله عليه و آله را زيارت نمايد، مادرش به او گفت: پسرم! به ديدار آن حضرت برو و هرگاه پيامبر صلي الله عليه و آله در مدينه نبود، بيش از نصف روز در آنجا توقف نكن! اويس با زحمت فراوان فاصله بين يمن و مدينه را پيمود و به شهر پيامبر صلي الله عليه و آله رسيد، اما با كمال ناباوري شنيد كه: پيامبر صلي الله عليه و آله در شهر مدينه حضور ندارد.
چون بيش از نصف روز فرصت نداشت و به والاترين هدف خود كه فيض حضور پيامبر صلي الله عليه و آله بود، نائل نشد، به مسلمانان حاضر در مدينه اظهار داشت: سلام مرا به حضرتش برسانيد و بگوئيد كه مردي به نام اويس از يمن به زيارت شما آمده بود و چون از مادرش اجازه توقف بيشتري نداشت، با كمال ناراحتي به وطن خود مراجعت نمود.
بعد از مدتي، پيامبر صلي الله عليه و آله به خانه بازگشت و فرمود: «تفوح روائح الجنة من قبل قرن، واشوقاه اليك يا اويس القرني، الا ومن لقيه فليقرئه مني السلام 13؛ نسيم بهشتي از سوي منطقه قرن مي‌وزد، آه! چه قدر به ديدار تو مشتاقم،‌اي اويس قرني! [اي مسلمانان!] هر كس او را ديد سلام مرا به او برساند.»
عبدي مي‌گويد: پس از جستجوي زياد به ديدار اويس قرني رسيدم و به او گفتم: دلم مي‌خواهد سخني از رسول خدا صلي الله عليه و آله برايم نقل كني. تا نام رسول خدا صلي الله عليه و آله را شنيد، آهي عميق كشيد و اشك در چشمانش حلقه زد، و در حالي كه بغض گلويش را مي‌فشرد، گفت: «افسوس! هزار افسوس! عمري براي او سوختم و عاقبت به ديدارش نرسيدم. 14»
قدر و جاهي را كه در اسلام دارا شد اويس // از كمال طاعت و خدمت براي مادر است
امر او را داد رجحان بر ملاقات نبي // چون رضاي مصطفي هم دررضاي مادراست
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در مورد مقام بلند و معنوي اويس فرمود: «يدخل في شفاعته مثل ربيعة ومضر؛ افراد زيادي مانند قبيله ربيعه و مضر به وسيله شفاعت اويس وارد بهشت خواهند شد.»
دعبل شاعر نامدار شيعي نيز با تفاخر تمام به مقام شفاعت اويس اشاره كرده و چنين سرود:
اويس ذوالشفاعة كان منا // فيوم البعث نحن الشافعونا


پي نوشت:

1) من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 621؛ امالي صدوق، ص 371.
2) مكارم الاخلاق، ص 221.
3) مريم/32.
4) اسراء/23.
5) نساء/36.
6) بحارالانوار، ج 71، ص 40.
7) لقمان/14.
8) پيرزن.
9) مستدرك الوسائل، ج 15، ص 203.
10) بحارالانوار، ج 71، ص 76.
11) وسائل الشيعه، ج 6، ص 205.
12) مستدرك الوسائل، ج 15، ص 204.
13) بحارالانوار، ج 43، ص 155؛ الفضائل، ص 107.
14) پيامبر و ياران، ج 1، ص 345؛ حقوق متقابل والدين و فرزندان، ص 228.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
حقوق مادر پس از مرگ
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391

حقوق مادر پس از مرگ

امام صادق عليه السلام به فرزندان صالح توصيه فرمود كه: «قرائة القرآن في المصحف تخفف العذاب عن الوالدين ولو كانا كافرين؛ قرائت قرآن از روي مصحف، از عذاب پدر و مادر مي‌كاهد، گرچه آنان كافر باشند.»

از ديدگاه فرهنگ آسماني اسلام همچنان كه فرزندان در حال حيات مادر خود، حقوق وي را رعايت مي‌كنند، شايسته است پس از مرگ وي نيز او را فراموش نكرده، با انجام اعمال شايسته در تكريم او بكوشند. برخي از اين اعمال را مي‌توان اين گونه بيان كرد:

1. زيارت مزار مادر
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: «من زار قبر والديه او احدهما كل جمعة فقرا عندهما يس غفر الله له بعدد كل حرف منها 1؛ هر كس قبر پدر و مادرش يا يكي از آنها را در هر جمعه زيارت كند و در كنار مزار آنان سوره يس بخواند، در مقابل هر حرفي كه از اين سوره مي‌خواند، خداوند آمرزشي نصيب او مي‌فرمايد.»

2. قرائت قرآن
امام صادق عليه السلام به فرزندان صالح توصيه فرمود كه: «قرائة القرآن في المصحف تخفف العذاب عن الوالدين ولو كانا كافرين 2؛ قرائت قرآن از روي مصحف، از عذاب پدر و مادر مي‌كاهد، گرچه آنان كافر باشند.»

3. انجام اعمال نيك به نيت مادر
انجام اعمال نيك و هديه ثواب آن به مادر، در جلب رضايت وي و شادي روحش تاثير فراوان دارد. پيامبر بزرگوار اسلام صلي الله عليه و آله فرمود: «سيد الابرار يوم القيامة رجل بر والديه بعد موتهما 3؛ سرآمد و سرور ابرار در روز قيامت كسي است كه بعد از مرگ پدر و مادرش براي ايشان احسان و نيكي كند.»


1) بحارالانوار، ج 89، ص 293.
2) الكافي، باب قرائة القرآن في المصحف، حديث 1.
3) بحارالانوار، ج 71، ص 84.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ضرورت پرهيز از شوخيهاي ناروا
نویسنده : خدیجه
تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391

ضرورت پرهيز از شوخيهاي ناروا

اگر چه در سيره نوراني اهل بيت عليهم السلام مزاح و شوخي جريان داشته است اما اين رفتار، ضابطه مند بوده است. آنان به مسلمانان نيز سفارش مي‌نمودند كه در اين گونه رفتارها، مواظب باشند كه از دايره حق و حقيقت بيرون نروند و يا سبب آزار و اذيت ديگران نشوند.

اسلام براي مسلمانان در همه زمينه‌هاي اخلاقي ضوابط و مقررات خاصي را در نظر گرفته است و مسلمانان را به رعايت دقيق آن فرا مي‌خواند.
اگر چه در سيره نوراني اهل بيت عليهم السلام مزاح و شوخي جريان داشته است اما اين رفتار، ضابطه مند بوده است. آنان به مسلمانان نيز سفارش مي‌نمودند كه در اين گونه رفتارها، مواظب باشند كه از دايره حق و حقيقت بيرون نروند و يا سبب آزار و اذيت ديگران نشوند.
رسول خداصلي الله عليه وآله مي‌فرمايد: «اِنّي اَمزَحُ وَ لا اقُولُ اِلاّ حقاً؛ به درستي كه من شوخي مي‌كنم، اما هرگز جز حقيقت را نمي‌گويم.»

1 بدين معنا كه دروغ گويي به خاطر شوخي را جايز نمي‌دانم. هم چنان كه ديده مي‌شود برخي به خاطر شوخ طبعي حاضر هستند دروغ يا هر سخن نادرست ديگري نيز بگويند. همچنين امام باقرعليه السلام در اين باره مي‌فرمايد: «اِنَّ الله عزَّ وَ جَلَّ يحِبُّ المُداعِبَ فِي الجماعَةِ بِلا رَفَثٍ؛ به درستي كه خداوند بلند مرتبه و سترگ كسي را كه در جمعي بدون فحش و يا سخن نادرست شوخي مي‌كند دوست مي‌دارد.» 2
از اين رو اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام براي ياد دادن و سفارش به شوخي و مزاحهاي اسلامي به ياران و نزديكان خود، توصيه‌هاي فراواني در اين زمينه به گونه رفتاري و گفتاري به آنان مي‌نمودند. بر اين مبنا، نوشته اند در بين ياران امام رضاعليه السلام مرد شوخ طبعي بود كه گاه ديگران را مي‌خنداند. روزي با خود گفت بهتر است اين مسئله را از امام رضاعليه السلام بپرسد تا ببيند آيا كارش درست است، يا نه؟ خدمت امام رضاعليه السلام رسيد و از امام پرسيد: «گاه پيش مي‌آيد كه جمعي در جايي نشسته اند و با هم شوخي مي‌نمايند و مي‌خندند. آيا بر مردي كه در ميان آنان نشسته است رواست كه در شوخي و خنده آنان شركت نمايد يا خير؟‌» امام لبخندي زد و فرمود: «اشكالي ندارد به شرطي كه گناه نباشد.‌» مرد دانست كه منظور امام فحش و شوخيهاي زشت است.
امام براي اينكه او منظورش را بهتر بفهمد داستاني از پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله نقل كرد و فرمود: «پيامبرصلي الله عليه وآله نيز اين گونه بود. گاه عربي بيابان نشين نزد ايشان مي‌آمد و هديه‌اي برايشان مي‌آورد و وقتي هديه را مي‌داد به شوخي به پيامبرصلي الله عليه وآله مي‌گفت: پولش را بده! رسول خداصلي الله عليه وآله نيز مي‌خنديد و از مزاح او شادمان مي‌شد. و گاه كه او را اندوهگين مي‌ديدند مي‌فرمود: كجاست آن عرب بذله گوي بيابان گرد؟ كاش اكنون نزد ما بود و شوخي مي‌كرد.» 3
اما همان گونه كه گفته شد دسته‌اي از روايات نيز به نكوهش مزاح پرداخته اند و مؤمنان را از مزاحهاي ناپسند منع نموده اند. امام كاظم عليه السلام فرمودند: «اِياكَ وَ المِزَاح فَاِنَّهُ يذهِبُ بِنُورِ اِيمَانِكَ؛ از مزاح دوري كن پس به درستي كه آن، نورِ ايمان تو را از بين مي‌برد.» 4
در اين زمينه نوشته اند: در دوران امام سجادعليه السلام مردي اهل مدينه بود كه بسيار شوخي مي‌كرد. به گونه‌اي كه شوخيهاي زياده از حد او سبب رنجش و آزار ديگران مي‌شد. و در شوخي با ديگران رعايت احترام و وقار كسي را هم نمي‌نمود و گاه سخنان بيهوده نيز مي‌گفت. خود اقرار مي‌كرد: «من تا كنون توانسته‌ام همگان را بخندانم اما نمي‌توانم علي بن حسين عليه السلام را به خنده آورم.» روزي تصميم گرفت با امام سجادعليه السلام شوخي نمايد. ديد امام به همراه دو غلامش در حال عبور كردن از كوچه هستند، آرام از پشت به امام نزديك شد و جستي زد و عباي امام را از دوشش برداشت و فرار كرد. امام به شوخي زشت او اهميت نداد. غلامان امام دنبالش دويدند و عبا را از دست او گرفتند و آوردند و بر دوش امام انداختند. امام پرسيد: «آن مرد كه بود؟‌» پاسخ دادند: «دلقكي كه مردم را با كارهاي خود و شوخيهايش مي‌خنداند.‌» امام فرمود: «به او بگوييد خداوند را روزي است كه در آن بيهوده گران به زيان خود پي مي‌برند.‌» 5
در مورد شوخي بسيار نيز نهي فراواني در روايات وجود دارد. چرا كه شوخي اگر از حد خود بگذرد - هر چند پسنديده باشد - آثار منفي فراواني به همراه دارد. از جمله آنان از بين رفتن هيبت آدمي است. هم چنان كه اميرالمؤمنين عليه السلام در اين باره مي‌فرمايد: «كَثرَةُ المِزَاحِ تُسقِطُ الهَيبَةَ؛ شوخي زياد شكوه آدمي را مي‌زدايد.‌»

6همچنين سبب كينه ديگران مي‌گردد. امام علي عليه السلام فرمود: «كَثرَة المِزَاحِ يذهِبُ البَهَاءَ وَ يوجِبُ الشَّحنَاءَ؛ شوخي فراوان سبب رفتن آبرو و كينه توزي مي‌گردد.‌» 7
نوشته اند روزي يكي از اصحاب رسول خداصلي الله عليه وآله كه در جمع ياران در محضر ايشان نشسته بود، از جايش برخاست و خداحافظي كرد كه برود. يكي ديگر از اصحاب كفشهاي او را براي شوخي برداشت و پنهان كرد. مرد اندكي به دنبال كفشهاي خود گشت اما آن را نيافت. برگشت و پرسيد: «كفشهاي مرا نديديد؟‌» گفتند: «نه! نديديم.‌» در اين لحظه مردي كه كفشها را مخفي كرده بود گفت: «بيا! اين كفشهايت‌» و اصحاب خنديدند. در اين لحظه رسول خداصلي الله عليه وآله چهره در هم كشيد و فرمود: ‌»[خيال مي‌كنيد] مؤمن چگونه برتري مي‌يابد؟‌» كنايه از اينكه مؤمن بايد همواره مواظب اعمال خود باشد. مرد شوخي كننده خجالت زده شد و عرض كرد: «اي رسول خدا! من فقط خواستم با او شوخي كنم [نه اينكه او را ناراحت نمايم].‌« اما پيامبر پاسخش را نگفت و فقط دو يا سه مرتبه جمله پيشين خود را تكرار كرد. 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1363
:: کل نظرات : 3317

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 3
:: تعداد اعضا : 23

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 32
:: بازدید هفته : 333
:: بازدید ماه : 851
:: بازدید سال : 851
:: بازدید کلی : 851

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران